وریا روشنفکر- از پرچم اجبار تا سنگر رهایی: تعرض زنان، طومار ماشین سرکوب را در هم میپیچد!
اظهارات اخیراً سخنگوی دستگاه عریض و طویل سرکوب و جنایت قوه قضائیه، بوی هراس، خفت و بنبست کامل میدهد. تأکید دگربارهی این جلادان بر “جرمانگاری بیحجابی”، برخورد با “جرم مشهود” و گسیل داشتن دادستانها و ضابطان امنیتی به صف مقدم سرکوب، هیچ چیز نیست جز زوزهی وحشت حکومت جهل و سرمایه از انقلاب بیبازگشتی که ارکان اقتدارشان را به لرزه درآورده است. آنچه امروزه از تریبونهای قضایی زیر نام “تکلیف قانونی” و “صیانت از شرع” صادر میشود، اعلام جنگ رسمی حکومت تعرض و تحقیر به کلیت جامعه است؛ جامعهای که تصمیم گرفته است قید و بندهای این بربريت قرونوسطایی را زیر پاهای خود خرد کند.
حجاب اسلامی هرگز یک پارچهی ساده یا یک باور شخصی نبوده و نیست. حجاب، پرچم ایدئولوژیک اسلامی، پرچم بندگی زن، و ابزار اسارت تمامعیار طبقه کارگر و تودههای محروم بوده است. با همین پرچم، بیش از چهار دهه نسلی را به مسلخ کشیدند، بر بدن زنان داغ بندگی زدند، نصف جامعه را به بردهداری خانگی و نیروی کار بیحقوحقوق تبدیل کردند و با ایجاد جو رعب و ترور، هرگونه اعتراض طبقاتی و انسانی را سرکوب نمودند. تحمیل حجاب، شاهرگ حیاتی حاکمیت بورژوا-اسلامی برای حفظ مناسبات استثمار و آپارتاید جنسیتی بوده است.
قانون شما، منشور جنایت است؛ خیابان از آنِ ماست!
وقتی سخنگوی این دستگاه جنایت از “قانون” و “تعقیب قضایی” دم میزند، باید با صدای رسا به صورتش کوبید که قانون شما، منشور اسارت انسانی است! در قاموس انقلابی و انسانی ما، هر قانونی که حق حاکمیت انسان بر بدن، زیست و آگاهی خود را انکار کند، کاغذپارهای بیش نیست که باید در آتش خشم تودهها بسوزد. آنچه دادستانهای جنایتکار و پاسداران سرمایه “جرم مشهود” مینامند، پرچم شرف، آزادی و نافرمانی انقلابی جامعهای است که تعرض به نظام سلطه را به زندگی روزمرهی خود بدل کرده است.
خطونشان کشیدن برای “ارجاع به مراجع قضایی”، تلاش مذبوحانه و تهوعآور جانیانی است که کنترل خیابان را باختهاند. آنها که در برابر جنبش معیشت، فقر، استثمار و طغیان پرولتاریا و زنان زیر ضرب قرار گرفتهاند، متوسل به همان ابزار همیشگی شدهاند: تشدید رعب، ارعاب قضایی و لاف زدن درباره قدرت نيروهاي امنيتی. اما این شمشیر دیگر زنگ زده است! وقتی میلیونها زن آزاده در سنگر خیابان، محلات، دانشگاهها و مراکز کار، حجاب این نماد عبودیت را زیر پا میگذارند و فوت میکنند، تمام فتاوا، دادگاهها و احکام قضایی شما در برابر آن اراده انقلابی به پهنهای از کفی روی آب بدل میشود.
جنبش رهایی زن، قلب پپشتاز انقلاب انسانی و طبقاتی
مبارزه علیه حجاب اسلامی، جدا از نبرد همهجانبه طبقه کارگر علیه فقر، استثمار و مناسبات سرمایهداری نیست. حاکمیت با سلب اختیار و حقوق از زن، توانسته است کل جامعه را عقب براند و بیحقوق و بیدفاع نگه دارد. ستم بر زن، از اسکلتبندی این ساختار نابرابر و استثماری است. به همین دلیل، سنگرشکنان جنبش رهایی زن، نه تنها در حال برچیدن آپارتاید جنسیتی هستند، بلکه خنجر را دقیقاً بر قلب ایدئولوژیک این نظام ضدانسانی وارد کردهاند.
امروز زنان با تعرض مستقیم به حجاب اسلامی، راه را برای تمام جنبشهای اعتراض اجتماعی باز کردهاند. آنها نشان دادند که قوانین ارتجاعی را نه با چانهزنی از بالا و نه با موعظههای اصلاحطلبانه، بلکه با اتکا به قدرت ارادهی مستقیم، با سازمانیابی در پایین و با تسخیر سنگر به سنگر خیابانها میتوان لغو و نابود کرد. این نبردی است برای اعادهی کرامت انسان؛ نبردی که دست در دست جنبش کارگری، نهایتاً طومار کلیت این ماشین سرکوب، بندگی و بهرهکشی را در هم خواهد پیچید.
هیچ گشت، هیچ دادستانی و هیچ ارتش سرکوبگری قادر نیست جامعهای را که بیدار شده دوباره به اسارت بکشاند. خطونشانهای قوه قضائیه را با تشکلیابی بیشتر، با برپایی کمیتههای مقاومت و همبستگی در محلات و مراکز کار، و با پیشروی هجومیتر در خیابان پاسخ خواهیم داد. نبرد ما برای لغو حجاب اجباری، گام نخست از سرنگونی کامل کلیت حاکمیت جنایت و برپایی یک جامعهی آزاد، برابر و سوسیالیستی است؛ جامعهای که در آن انسان، آزاد از هرگونه استثمار، تبعیض و سرکوب، معنای واقعی زیستن را تجربه کند!
۹ اکتبر ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
