سعید یگانه- موج دستگیری ها در شهرهای کردستان
جمهوری اسلامی همه را دشمن خود می داند
ساعت ۶ صبح روز پنجشنبه ۱۶ مهرماه، نیروهای اطلاعاتی شهر سقز با یورش وحشیانه به منازل هفت نفر از شهروندان در شهر سقز با خشونت تمام اقدام به دستگیری آنان نمودند. هویت این هفت نفر عبداله امینی، رحیم حق پرست، محمد صالح حسینی، محمد حکیم پور، مصطفی قادری، خالد رحیمی و حسین عبداللهی گزارش شده است. این تنها در یک روز و در یک شهر. سه شنبه ۱۴مهر حسن مصطفایی در شهر بانه، چهارشنبه ۱۵ مهر فرامرز ساعدی فعال مدنی در یکی از خیابانهای شهر دهگلان با خشونت شدید بازداشت و به منزل او نیز حمله کرده اند. سه شنبه ۱۴ مهر سیاوش فیض اللهی شهروند اهل مهاباد و علی ریاحی اهل بوکان توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شدند. ۱۳ مهر آیدا قادری جوان ۲۰ ساله ورزشکار و مربی شنا در شهر سقز بازداشت شد، ۱۱ مهر روژان ابراهیمی ورزشکار و در ماه سپتامبر و طبق همین گزارشات ۷ زن در شهرهای کردستان بازداشت شده اند. ۶ مهر محمد عمادی ۱۵ ساله کودک کار که برای دیدار با خانواده از تهران به تکاب بازگشته در جریان هجوم وحشیانه نیروهای اطلاعاتی به منزل خانوادگیش بازداشت و به یکی از باداشتگاههای امنیتی در تهران منتقل کرده اند. ۵ مهر حیدر قادریان در شهر سقز و۳۰ شهریور فواد قادری پرستار شاغل در شهر سنندج اهل جوانرود بدون ارائه هیچ مدرکی توسط اطلاعات شهر سنندج بازداشت شده است.
این موج از بازداشتها تنها در طول ۱۱ روز یعنی از ۵ تا ۱۶ مهر، توسط دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی در شهرهای کردستان صورت گرفته است. در روزها و ماههای گذشته نیز دهها فعال مدنی و اجتماعی چه زن و چه مرد در شهرهای کردستان از جمله سنندج بازداشت و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفته اند. اقدامات جنایتکارانه و تهدید و بازداشت فعالین در میان کارگران، دانشجویان، زنان در سراسر ایران ادامه دارد و تنها مختص به کردستان نیست.
چرا این همه دستگیری و رفتار وحشیانه با مردم؟
چرا این همه دستگیری و چرا اعدامهای روزانه جوانان معترض و زندانیان سیاسی و موج اعدامهای فله ای توسط رژیم اسلامی؟ آمار اعدام در جمهوری اسلامی از ابتدای سال ۲۰۲۶ تا کنون ۹۹۰ نفر گزارش شده، یعنی میانگین روزی ۳ نفر توسط جانیان اسلامی اعدام و زندگی را از آنان گرفته اند.
دستگیری فعالین در شهرهای کردستان تاریخی به قدمت حیات ننگین جمهوری اسلامی دارد. کردستان از سالهای قدرت گیری حکومت مرتجع و جنایتکار اسلامی، بجز مقاطعی که شهرها دست نیروهای سیاسی و نهادهای مردمی بود، از سال ۵۸ تاکنون شهرها را اشغال و به پادگان نظامی تبدیل کرده اند. با این وجود مردم کرستان هیچوقت زیر بار حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی نرفته و هزینه زیادی را متقبل شده اند. رژیم اسلامی در شهرهای کردستان، بجز لایه قلیل سرمایه داران و مزدوران و اقشاری که در دوام حکومت منفعت دارند، میان مردم جایگاهی ندارد. خیزش انقلابی ۱۴۰۱، سنگربندی در خیابانها و جنگ با سرکوبگران اسلامی در شهرهای کردستان اوج نفرت و بیزاری از بانیان فقر و نابرابری و ستمهای چند گانه بر مردم کردستان بود.
واقعیت چیست؟
اما پشت این همه جنایت در حق شهروندان در ایران یک واقعیت انکارناپذیز نهفته است. به نظر جمهوری اسلامی در کشور ایران به غیر از اقلیتی فربه که سرنوشت خود را به هر دلیلی تماما به جمهوری اسلامی گره زده اند، دوست و جایگاهی در میان مردم ندارند و همه را از کودک کار تا سایرین دشمن خود می دانند. اکثریت مردمی که دیگر کوچکترین روزنه امیدی برای بهبود زندگی خود تحت حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی نمی بینند و دقیقا به این دلیل خیزشهای متفاوتی را طی ده سال گذشته تجربه کردند و آخرین آن در دی ماه ۱۴۰۴ که تماما به خون کشیده شد، برای سرنگونی و خلاصی از شر جمهوری اسلامی و پایان دادن به شرایط فلاکتبار اقتصادی و سیاسی و فرهنگی بود.
حکومت اسلامی به شهادت بحرانهای اقتصادی و سیاسی که روز به روز عمق پیدا می کنند، به دلیل فقر و فلاکت و شرایط بسیار دشوار اقتصادی که به اکثریت مردم کارگر و زحمتکش تحمیل شده، در بدترین دوره حیات منحوس خود به سر می برد. مردم نان ندارند، آب و برق ندارند، بهداشت و درمان روز به روز محدوتر و اگر امکانی وجود دارد مردم به دلیل جیب خالی و فقر اقتصادی توان تهیه آن را ندارند. سفره مردم روز به روز خالیتر و رمقی برای مردم نمانده است. در چنین شرایط جمهوری اسلامی در مقابل اعتراض و خیزشهای برحق مردم به این همه مشکلات اقتصادی و سیاسی که دامنگیرشان شده، پاسخی جز گلوله و دستگیری و زندان و اعدام ندارد.
جنگ و فضای جنگی و آینده ناروشن این وضعیت که جمهوری اسلامی یک ضلع تشدید مخاطرات ادامه جنگ است، زندگی مردم را چندین برابر ناامن تر کرده است. چنین رژیمی که در برابر خواستهای مردم تنها به تهدید و زور و گلوله پناه برده به آخر خط رسیده است. تنها کاری که برای اکثریت مردم خواهان تغیر مانده، گرفتن اسلحه و گلوله از دست جمهوری اسلامی و خلع سلاح آن است. هیچ راهی غیر از این در مقابل جامعه وجود ندارد، هیچ روزنه و امیدی برای کوچکترین بهبودی در زندگی مردم نیست و سران جمهوری اسلامی با این اقدامات سرکوبگرانه خود را برای موج بعدی اعتراض مردم آماده می کنند. می دانند این وضعیت برای مردم قابل تحمل نیست. می دانند که هر چه تلاش بکنند، بکشند و دستگیر کنند، شاید عمر خود را چند صباحی تضمین کند اما پایان این ماجرا برخاستن مردم و پایان عمر ننگین جمهوری اسلامی است.
جامعه ایران باید از جمهوری اسلامی عبور کند. هیچ راهی جز این در مقابل جامعه قرار ندارد. جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی با وجود وقفه هایی در این مسیر که با قتل عام و دستگیری و اعدام ایجاد شده، ادامه خواهد داشت. کارگران، جوانان و زنان و فعالین جنبشهای اجتماعی نیروی محرکه این تحول انقلابی و سیاسی می باشند. ایران آبستن تحولات است. جنبشها و اعتراضات مختلف اجتماعی از کارگری، دانشجویی، معلمان، بازنشستگان، و در پیشاپیش آنها جنبش کارگری با اتحاد و اعتصابات هماهنگ می توانند این تحول را به نفع کارگران و اکثریت مردم زحمتکش و رفع هرگونه ستم و نابرابری اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حقوقی به پایان برسانند. مبارزه علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی بخشی از این مبارزه و تلاش تا پایان عمرننگین جمهوری اسلامی است.
۹ اکتبر ۲۰۲۶

Näytä vähemmän