سعید یگانه- ۲۸ مرداد ۵۸ حمله وحشیانه سپاه اسلام به کردستان
روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ خمینی جلاد فرمان جهاد علیه مردم کردستان را صادر کرد.گفت: “به قوای نظامی، به پادگانها دستور می دهم، به پاسداران انقلابی در هر محلی هستند به طرف سنندج و کردستان حرکت کنند، بسیج شوند و با شدت تمام اشرار را سرکوب کنند. تاخیر، ولو به قدر یک ساعت تخلف از وظیفه به شدت تعقیب می شود”. بدینسان به فرمان خمینی، لشکر اسلام، حمله ای وحشیانه را از زمین و هوا علیه مردم کردستان آغاز کردند و تاریخ خونین و سیاهی را علیه مردمی که خواهان آزادی و برابری و بدست گرفتن امورات زندگی خود بودند رقم زدند. جنایتی که به فرمان خمینی و دستور بنی صدر رئیس جمهور وقت و به همراه خلخالی جلاد و سایر سران جنایتکار رژیم اسلامی صورت دادند برای مردم کردستان و انقلابیون آن فراموش شدنی نیست و از حافظه این جامعه پاک نخواهد شد .
سرکوب مردم کردستان به فرمان خمینی از جانب رژیم تازه به قدرت رسیده ضد انقلاب اسلامی، در واقع بخشی از پروسه ناتمام سرکوب انقلاب توده مردم توسط رژیم پهلوی بود که بشیوه ای خونین و وحشیانه توسط اوباشان اسلامی با کشتار و اعدام و خون پاشیدن به جامعه به اجرا درآمد. حمله به کردستان، در ادامه سیاست سرکوب و قلع و قمع مخالفین بود که از آغاز به قدرت رسیدن جریان اسلامی، با ایجاد خفقان، دستگیری و اعدام و کشتار مخالفین سیاسی، سرکوب زنان و اجباری کردن حجاب اسلامی در دستور کار قرار دادند. در واقع جریان ضد انقلاب اسلامی، سرکوب ناتمام انقلاب مردم برای آزادی و رفاه توسط رژیم پهلوی را ادامه داد و به سرانجام خونین خود رساند.
قبل از حمله سراسری به کردستان در ۲۸ مرداد ۵۸، جریان اسلامی، دانشجویان را در دانشگاهها سرکوب کرد، جنبش مردم زحمتکش را در ترکمن صحرا به خون کشیدند، اعتراض کارگران را سرکوب و شوراهای کارگری را منحل و فعالین آن را دستگیرو زندانی و یا اعدام کردند. جنگ قومی میان کرد و ترک را در شهر نقده به راه انداختند و صدها نفر توسط جانیان اسلامی در قارنا و قلاتان قتل عام و یا آواره شدند. نوروز خونین سنندج و توپ باران و خمپاره باران شهر را رقم زدند که در نتیجه این جنایت صدها نفر کشته و زخمی و شهر را ویران کردند. ۲۸ مرداد ۵۸ و تاریخ جنایات رژیم اسلامی در کردستان، در واقع به ۳۰ خرداد ۶۰ و قتل عام زندانیان سیاسی در شهریور ۶۷ به دستور هیئت مرگ رژیم اسلامی از جمله رئیسی قاتل وصل است که رژیم تازه به قدرت رسیده برای تثبیت حاکمیت سیاه خود بر مردم به هر نمادی از آزادی حمله کرد، قلع و قمع مخالفین را آغاز کرد و هر نوع مخالفتی با نظام اسلامی را وحشیانه سرکوب کرد و با ایجاد خفقان قرون وسطایی شرایط را برای تامین سود سرمایه و بخور و بچاپ ثروت جامعه بوسیله اوباشان اسلامی و آخوندهای مفتخور فراهم کردند.
توده مردم در کردستان و نیروها و سازمانهای چپ و انقلابی که همراه مردم در سایر شهرهای ایران علیه رژیم پهلوی برای آزادی و رفاه انقلاب کردند و طعم شیرین آزادی را تجربه می کردند، در مقابل این لشکرکشی وحشیانه از خود مقاومت و پایداری نشان دادند، با این وجود دیری نپائید که با جنایت و وحشیگری اوباشان اسلامی این آزادیها سرکوب و پس گرفته شدند. تا قبل از حمله وحشیانه رژیم به کردستان، امور مردم در شهرها توسط شوراها، کمیته ها و سازمانهای انقلابی اداره می شد و مردم برای اولین بار از پائین حاکمیت و اداره امور خود را تجربه می کردند. زنان در مقیاس وسیع به فعالیتهای اجتماعی و کمک به پیشبرد امور روی آوردند.کردستان آزاد بود و شور و شوق انقلابی همه جا حاکم بود. مرتجعین اسلامی، از جمله جریان مفتی زاده برای شکستن این فضای انقلابی و آزادیخواهانه از رژیم اسلامی کمک می خواستند. رژیم تازه به قدرت رسیده، بدون لشکر کشی و اعدام و سرکوب وحشیانه قادر به گرفتن این دستاوردها نمی شد. در واقع کردستان، آخرین سنگر انقلاب بود که با حمله وحشیانه، اشغال نظامی، اعدام و قتل عام، پس گرفته شد و خفقان اسلامی را بر جامعه حاکم گردید.
این حمله وحشیانه از شهر پاوه و با اعدام مخالفین توسط خلخالی جلاد، که از طرف سران رژیم برای قتل و کشتار همراه ارتش و نیروی سپاه به کردستان اعزام شده بود آغاز شد و بعدها به جنایات خود در سراسر کردستان ادامه دادند. اما همه این لشکرکشی و قتل و جنایت و اشغال، با مقاومت توده ای و انقلابی روبروبود و ارتش و سپاه و عوامل مزدور رژیم به سختی توانستند این دستاوردها را پس بگیرند. در این مقاومت و رویارویی، صدها جوان انقلابی و پرشور برای حفظ این دستاوردها جان شیرین خود را از دست دادند. شهرها بعد از سه ماه اعتراض و مقاومت توده ای و مسلحانه آزاد شد، اما نهایتا جمهوری اسلامی موفق شد برای همیشه شهرها را به اشغال نظامی درآورد و به پادگان نظامی تبدیل کند.
بیش از چهار دهه، خشونت و سرکوب و اعدام، تحمیل فقر و فلاکت به مردم در کردستان، پاسخ رژیم اسلامی به حق طلبی و آزادیخواهی مردم در کردستان بوده، اما علیرغم همه این سیاستهای ضد انسانی و سرکوبگرانه، مبارزه مردم برای رفع ستم ملی ورهایی از سرکوب و استثمار و تبعیض و نابرابری همچنان ادامه داشته و هیچوقت زیر بار حاکمیت سیاه رژیم اسلامی را قبول نکرده اند.
بعد از ۴۷ سال از این تاریخ خونین و جنایت در حق مردم کردستان، جمهوری اسلامی، اکنون نیز، نه تنها در کردستان، که در سراسر ایران با همین روش و سیاست، “اختناق و سرکوب و جنایت و اعدام”، برای حفظ بقای ننگین و پر از جنایتش می کوشد. تفاوت در این است که درآن تاریخ، سرکوب و زندان و اعدام و لشکر کشی به کردستان برای تحمیل حاکمیت سیاه خود به جامعه بود، اما اکنون ورق برگشته، جنایت می کند که بقایش را تضمین کند. واقعیت این است که جمهوری اسلامی مورد نفرت عمیق مردم در کردستان و همه جای ایران است. اعتراض و نارضایتی در میان کارگران و سایر اقشار تهدیست جامعه روز به روز گسترش می یابد و چندین خیزش انقلابی برای پایان دادن به عمر پر از جنایت رژیم اسلامی و سرمایه داری ایران را پشت سر گذاشته است، نفرت و نارضایتی هر چه بیشتر عمق پیدا کرده و از فضای جنگی برای تضمین بقا به تشدید سرکوب و اختناق و اعدام روی آورده است. واقعیت این است که اکثریت مردم کارگر و زحمتکش و زنان و جوانان، رژیم اسلامی را نمی خواهند و برای سرنگونی آن و پایان دادن به رنج و مشقت و ستم و نابرابری حاکم روزشماری می کنند.
”پرونده” حمله وحشیانه به کردستان، سرکوب زنان، قلع وقمع و قتل عام مخالفین سیاسی در تابستان ۶۷ و همه جنایتی که جمهوری اسلامی در طول حیات ننگین خود علیه مردم مرتکب شده است ، “باز است” و بعد از سرنگونی همه سران رژیم به جرم این همه جنایت باید محاکمه و مجازات شوند. “نه می بخشیم، نه فراموش می کنیم”!
۵ اوت ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
