سیاوش دانشور- آتش بس در لبه کابوس “عصر حجر”
تهدید “نابودی یک شبه جامعه ایران” توسط ترامپ نفس را در سینه جهان حبس کرده بود. آتش بس دو هفتهای موقتاً به این کابوس هولناک پایان داد. آتش بس بنا به ماهیت و اهداف ارتجاعی جنگ و عملکرد جنایتکارانه طرفین درگیر، میتواند شکننده باشد. ما با دولتها و نیروهایی روبرو هستیم که کمترین تعهد و قانون خودشان را نیز قبول ندارند.
این آتش بس را نباید “صلح” نامید. نه قبل از جنگ و نه اکنون “صلحی” وجود نداشت و جنگ و تروریسم در جبهههای محدودتر در جریان بود. این آتش بس حتی “صلح مسلح” هم نیست، امروز چه جینگویستهای آمریکائی و اسرائیلی و چه آدمکشان اسلامی در ایران و منطقه دستشان روی ماشه است و آماده نابودی جمعیاند.
همانطور که پیشبینی میشد و ما بارها روی آن تاکید کرده بودیم، طرفین هر نوع خاتمه بحران فعلی را “پیروزی” خود مینامند. همزمان که بند و بست میکنند بر سر و روی هم میکوبند و نعرههای “پیروزی” سرمیدهند. از منظر بشریت اسیر و قربانی، ویرانهها و اجساد و بیکاری و تشدید فقر و فلاکت کشورهای جنگ زده و پرداختن تاوان جنگ توسط میلیاردها مردم جهان، معنای این “پیروزی” مضحک است.
نفی تهدید جنگهای ویرانگر و بیپایان و رسیدن به یک صلح واقعی و همزیستی مسالمتآمیز مردمان منطقه، در گرو از میدان بدر کردن همین قدرتها و نیروهای مرتجع درگیر توسط بشریت آزادیخواه و جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر است. جنگ طلبی قدرتها و دولتهای درگیر و مدافعان و توجیهگران اهداف کثیف جنگ طلبان در هر دوسوی معادله را، تنها برآمدهای انقلابی برای تغییر بربریت سرمایه داری میتواند پایان دهد. متاسفانه راه میانی وجود ندارد.
۸ آوریل ۲۰۲۶
