جلیل رضایی- پاسخ به نقد رفیق اسد گلچینی: «سیاستِ انقلابی» در برابر «منطقِ توجیهِ ترور»
رفیق اسد گلچینی در نقد خود به اطلاعیه کمیته کردستان حزب حکمتیست، مسیری را رفته است که در نهایت به سلب مسئولیت از تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ختم می‌شود. ایشان با گره زدنِ موشک‌بارانِ اردوگاه‌ها به تحرکات نظامی اخیر در منطقه، آدرس غلطی به خواننده می‌دهد که لازم است به چند نکته اساسی در پاسخ به ایشان اشاره کنم:
۱. استقلالِ طبقاتی و جایگاه «طرف سوم»
حزب ما در تمامی سال‌های گذشته و به‌ویژه در کوران درگیری‌های اخیر منطقه (از غزه تا تقابل ایران و اسرائیل-آمریکا)، با شفافیت تمام به عنوان «طرف سوم» عمل کرده است. ما در ده‌ها اطلاعیه و برنامه تلویزیونی، هم میلیتاریسم آمریکا و اسرائیل را کوبیده‌ایم و هم ماجراجویی‌های ارتجاعی جمهوری اسلامی را.
نقد ما به جریانات راست و خطرِ «پیاده‌نظام شدن» آن‌ها برای قطب‌های امپریالیستی، داستانی نیست که امروز شروع شده باشد؛ ما پیش از همه نسبت به عواقب این بندوبست‌ها هشدار داده بودیم. اما رفیق اسد گویا تصور می‌کند برای اثباتِ مخالفت با راست، باید در برابر جنایات رژیم سکوت کرد یا برای آن «منطق جنگی» تراشید!
۲. خلط مبحث میان «نقد سیاسی» و «محکومیت جنایت»
اطلاعیه مورد بحث، یک مانیفست جامع سیاسی در نقد جریانات ناسیونالیست نبود، بلکه واکنشی فوری به موشک‌باران یک کمپ و جان‌باختن یک دختر ۲۰ ساله (غزال مولان) بود. وظیفه یک حزب کمونیستی در لحظه جنایت، اعلام انزجار از عاملِ جنایت است. رفیق اسد گلچینی انتظار دارد ما در کنار پیکر یک قربانی ترور، بیانیه‌ای در نقد سیاست‌های تشکیلاتیِ سازمانِ او صادر کنیم! این نه سیاست است و نه اخلاق انقلابی؛ این نوعی «فرصت‌طلبیِ معکوس» است که چشمانش را بر خونِ ریخته شده می‌بندد تا به تسویه‌حساب‌های سیاسی بپردازد.
۳. تاریخچه تروریسم دولتی و فرضیه غلط اسد گلچینی
بزرگترین خطای تحلیل اسد گلچینی اینجاست که این حملات را محصولِ تحرکاتِ چند هفته اخیر می‌داند. رفیق اسد، گویا فراموش کرده‌اید که جمهوری اسلامی از دهه‌ها پیش، از زمانی که حتی پهپاد و موشک‌های دوربرد نداشت، ترور و بمب‌گذاری در اردوگاه‌های کردستان عراق را پیش می‌برد. رژیم تمام تسلیحات جدید خود را طی سالیان گذشته بر سر همین اردوگاه‌ها آزمایش کرده است؛ چه آن زمان که جنگی در منطقه نبود و چه امروز. گره زدنِ این جنایاتِ مستمر به «بندوبست‌های اخیر»، عملاً بخشیدنِ اعتبار و بهانه به دستگاه امنیتی رژیم برای مشروع جلوه دادنِ ترورهایش است.
​۴. جبهه جنگ یا کمپ پناهندگی؟ تفکیک تروریسم از بهانه‌های جنگی
رفیق اسد گلچینی به طور عجیبی، از کردستان عراق به عنوان «جبهه فعال جنگ» یاد می‌کند تا آگاهانه یا ناآگاهانه، به حملات رژیم وجاهتِ «دفاعی» ببخشد. واقعیتِ زمخت این است که نه از سوی این احزاب، نه از داخل این اردوگاه‌ها و نه حتی از جانب نیروهای امنیتی اقلیم کردستان، حتی یک فشنگ به سمت جمهوری اسلامی شلیک نشده است.
​ما باید با قاطعیت تمام، بهانه کوبیدن این اردوگاه‌ها را از معادلات جنگ کنونی جدا کنیم. ادعای «منطقه جنگی» دانستنِ محل زیستِ خانواده‌ها و فعالین سیاسی، پذیرشِ ضمنیِ منطقِ تروریستیِ رژیم است. جمهوری اسلامی سال‌هاست که هرگاه پهپاد یا موشک جدیدی می‌سازد، آن را بر سر ساکنان بی‌دفاع این مقرات آزمایش می‌کند؛ چه آن زمان که «جنگ قدرت‌ها» در کار بود و چه زمانی که نبود. این اقدامات، تداومِ همان سیاستِ حذفِ فیزیکیِ مخالفان است که دهه‌ها پیش از درگیری‌های اخیر آغاز شده و به آن مربوط نیست. گره زدنِ این جنایت به تحرکاتِ نظامیِ منطقه‌ای، تنها به سودِ دستگاهِ تبلیغاتیِ رژیم است تا تروریسمِ عریانِ خود را تحتِ عنوانِ «عملیاتِ جنگی» علیه «دشمنِ خارجی» به خوردِ افکار عمومی بدهد. ما این منطقِ امنیت‌زده را که می‌کوشد ترورِ یک زن جوان را به عنوان بخشی از یک «ضرورت جنگی» توجیه کند، به شدت رد می‌کنیم.
۵. مسئولیت ترور بر عهده تروریست است
اینکه جریانات راست چه نقشه و برنامه‌ای برای آینده دارند، در جای خود مورد نقد بیرحمانه ماست. اما مسئول جانِ غزال مولان و امنیتِ ساکنان آن مناطق، مستقیماً و منحصراً بر عهده رژیمی است که ماشه را چکانده است. تلاش برای تسهیمِ مسئولیت میانِ «مقتول» و «قاتل»، نتیجه‌ای جز تطهیرِ ماشینِ کشتارِ رژیم ندارد.
سیاست حزب حکمتیست، دوزیستی نیست؛ بلکه ایستادن بر روی دو پای مستحکمِ «کمونیسم کارگری» است: نقد قاطعِ قطب‌های ارتجاعی و دفاعِ بی‌لکنت از حرمت و حیات انسان‌ها. ما هم‌چنان که علیه پیاده‌نظام شدن جریانات راست برای غرب می‌ایستیم، اجازه نخواهیم داد که تروریسمِ رژیم تحتِ هیچ بهانه‌ای (حتی بهانه جنگ با امپریالیسم) توجیه شود.
۲۹ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۸ آوریل ۲۰۲۶
لینک نوشته رفیق اسد گلچینی:
لینک اطلاعیه کمیته کردستان حزب حکمتیست: