رحمان حسین زاده-  اهمیت جهانی پیروزی لولا در برزیل. شکست راست افراطی، اما نه پایان آن
انتخاب مجدد لوئیز لولا داسیلوا رئیس جمهور چپ گرای برزیل، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، در شرایطی که او در دور اول از رقیب راست افراطی خود، فلیپ بولسونارو عقب افتاده بود، یک پیروزی مهم سیاسی فراتر از مرزهای برزیل و قاره آمریکا بلکه در سطح جهانی است. در شرایطی که راست افراطی در سطح جهان، از آمریکا تا اروپا و در رأس آنها ترامپ فاشیست و دولت متبوعش بر پیروزی بولسونارو سرمایه گذاری کرده بودند، شکست مجدد این بار بولسوناروی پسر و فرار او به آمریکا تحول مهم و امید بخش برای خیزشهای مبارزاتی در حال گسترش ضد سرمایه و عدالت خواه و چپ گرا در سطح جهان و اروپا است.
در شرایطی که راست افراطی در کشورها و بخش‌هایی از آمریکای لاتین با به دست گرفتن قدرت دولتی، تعرض گسترده‌ای به حقوق کارگران، آزادی‌های سیاسی و دستاوردهای اجتماعی را پیش می‌برند، شکست بولسونارو و جریان سیاسی همسو با ترامپ، ضربه‌ای به این روند و مانعی در برابر گسترش نفوذ راست افراطی در بزرگ‌ترین کشور آمریکای لاتین است. این پیروزی حاصل بیداری و تحرک جدی آزادیخواهان و برابری طلبان جامعه برزیل، بسیج گسترده اجتماعی، حضور فعال جوانان، جنبش‌های اجتماعی و نیروهای مدافع حقوق کارگران بود. تمرکز بر خواسته های معیشتی و علیه فقر، توجه به افزایش دستمزدها و حمایت‌های اجتماعی در پلاتفرم انتخاباتی لولا نیز در تغییر نتیجه انتخابات نقش مهمی داشت.
اما نباید پیروزی خوشایند قطب چپ در برزیل را پایان کارکرد راست افراطی نامید. متأسفانه نزدیک به نیمی از رأی‌دهندگان برزیلی به نماینده این جریان رأی داده‌اند و راست افراطی همچنان از پایگاه اجتماعی، قدرت پارلمانی و امکانات سیاسی و مالی و رسانه‌ای برخوردار است. از حمایت جهانی دست راستیها بهره مند است. لذا وظیفه کارگران آگاه و نیروهای چپ و کمونیست‌ روشن است: ادامه مبارزه با بنیادهای نظم استثمارگر سرمایه، گردآوری نیرو برای ساقط کردن بورژوازی، ادامه نبرد با راست افراطی، فاشیسم، ناسیونالیسم و مقابله سازمانیافته با تبعیض و سلب حقوق اقتصادی و اجتماعی و سیاسی طبقه کارگر و مردم در برزیل و در هر جای دنیا برای ایجاد تغییر اساسی است. در ادامه مطلب به چگونگی عمل کردن به این وظایف برمیگردیم.
معنای عملی پیروزی لولا و حزب کارگران برزیل
لوئیز لولا داسیلوا و حزب کارگران برزیل (PT) در سنت سیاسی چپ رفرمیست قرار دارند. این جریان خواهان تعدیل نابرابری‌ها، گسترش خدمات اجتماعی، بهبود وضعیت اقتصادی اقشار محروم و ایجاد تغییراتی در توزیع درآمد و امکانات جامعه است، راه‌حل خود را در اصلاح و مدیریت نظام سرمایه‌داری جست‌وجو می‌کند، نه در برچیدن مناسبات سرمایه‌داری و پایان دادن به حاکمیت اقتصادی و سیاسی طبقه سرمایه‌دار. در نتیجه نباید توهم بیمورد در مورد این جریان ایجاد کرد. با این وصف، نمی‌توان تأثیر عملی سیاست‌های اجتماعی دولت لولا را بر زندگی مردم نادیده گرفت. تجربه دوره‌های قبلی حکومت او نشان داده است که حتی اصلاحات محدود در چهارچوب همین نظام نیز می‌تواند در زندگی میلیون‌ها انسان تغییرات ملموس ایجاد کند.
نگاهی به کارنامه اجتماعی دوره‌های قبلی لولا
در دو دوره ریاست جمهوری لولا، از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰، اقدامات مهمی در زمینه مبارزه با فقر و گرسنگی، افزایش دستمزدها و گسترش خدمات اجتماعی انجام شد. برنامه “بولسا فامیلیا” (Bolsa Família) یکی از شاخص‌ترین این اقدامات بود. این برنامه با پرداخت کمک‌هزینه به خانواده‌های کم‌درآمد، به‌ویژه خانواده‌های دارای فرزند، در کاهش فقر و گرسنگی و بهبود دسترسی کودکان به آموزش و خدمات بهداشتی نقش داشت.
افزایش واقعی حداقل دستمزد، گسترش اشتغال، کاهش بیکاری، توسعه آموزش عالی و افزایش دسترسی بخش‌هایی از جامعه به خدمات درمانی و اجتماعی نیز از دیگر اقدامات آن دوره بود. برنامه “لوز پارا تودوس” برای گسترش برق‌رسانی به مناطق محروم و برنامه گسترش دانشگاه‌ها و بورسیه‌های تحصیلی نیز در همین راستا قرار داشتند. در این دوره، میلیون‌ها نفر از فقر خارج شدند و فاصله درآمدی در جامعه کاهش یافت.
در دوره سوم ریاست جمهوری لولا، از سال ۲۰۲۳، احیای برنامه بولسا فامیلیا، افزایش حداقل دستمزد با در نظر گرفتن رشد اقتصادی، گسترش حمایت از خانواده‌های کم‌درآمد، بازسازی برخی خدمات عمومی و تقویت سیاست‌های مقابله با گرسنگی در دستور کار قرار گرفت.
در عرصه محیط زیست نیز دولت او اقداماتی برای کاهش جنگل‌زدایی در آمازون انجام داد. همچنین در زمینه حقوق زنان، مقابله با تبعیض نژادی و بهبود وضعیت جوامع بومی، سیاست‌هایی برای افزایش حمایت و مشارکت اجتماعی این بخش‌ها دنبال شد.
این اقدامات، با همه محدودیت‌ها و نارسایی‌هایشان، برای زندگی بخش‌هایی از جامعه برزیل اهمیت داشته‌اند. کاهش فقر، دسترسی بیشتر به آموزش و بهداشت، افزایش دستمزد واقعی و برخورداری از حمایت‌های اجتماعی، مطالبات واقعی و حیاتی کارگران و مردم زحمتکش هستند. واضح است، دفاع از هر بهبود واقعی در زندگی مردم و مقابله با هر تعرضی به این دستاوردها، یک امر ضروری است.
موانع پیش روی دولت لولا ؟
لولا در دوره جدید ریاست جمهوری خود با مجموعه‌ای از موانع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبه‌رو است.
نخست، ساختار و مناسبات سرمایه‌داری متکی به قدرت بانک‌ها و مؤسسات مالی، شرکت‌های بزرگ، سرمایه‌داران صنعتی و صاحبان زمین و صنایع کشاورزی، مشکلات زیادی برای برنامه های اقتصادی اجتماعی لولا ایجاد خواهند کرد. این نیروها منافع اقتصادی و سیاسی قدرتمندی دارند و در برابر هر سیاستی که سودآوری و موقعیت آنان را محدود کند، مقاومت خواهند کرد.
دوم، ترکیب پارلمان برزیل و قدرت نیروهای راست، پیشبرد بسیاری از برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی دولت را دشوار می‌کند. لولا برای پیشبرد برنامه‌های خود ناچار به ائتلاف و معامله سیاسی با احزاب و نیروهایی است که الزاماً با سیاست‌های اجتماعی او همسو نیستند و بخش‌هایی از آنان نماینده منافع سرمایه‌داران و صاحبان قدرت اقتصادی هستند.
به علاوه، انتظارات و مطالبات کارگران و مردم از یک دولت انتخاب‌شده با وعده بهبود زندگی، بسیار فراتر از امکانات و برنامه‌های محدود آن است. تأمین مسکن مناسب، درمان و آموزش رایگان و باکیفیت، دستمزد کافی، امنیت شغلی، کاهش ساعات کار و برخورداری از یک زندگی انسانی، مطالباتی نیستند که بتوان با چند برنامه حمایتی محدود به آنها پاسخ داد.
محدودیت‌های ذاتی چپ رفرمیست
اما فراتر از موانع بیرونی، باید به محدودیت‌های سیاسی و طبقاتی خود چپ رفرمیست نیز پرداخت. مسئله محوری این است که استراتژی سیاسی آنها به حفظ و اصلاح و اداره نظام سرمایه‌داری متکی است.
چپ رفرمیست می‌کوشد از طریق پارلمان، دولت، انتخابات و سازش با بخش‌هایی از طبقه سرمایه‌دار، شرایط زندگی مردم را بهبود بخشد. اما در این مسیر، حفظ ثبات اقتصادی و سیاسی نظام موجود و جلب اعتماد سرمایه‌گزاران و صاحبان سرمایه به یکی از ملاحظات اصلی سیاست‌گذاری تبدیل می‌شود. این جریان نهایتأ حافظ نظم سرمایه است. به همین دلیل، هرگاه مطالبات کارگران با منافع سودآوری سرمایه و الزامات حفظ نظم اقتصادی موجود در تعارض قرار گیرد، دولت رفرمیست نیز با همان تناقض اساسی روبه‌رو خواهد شد. این واقعیت نشان میدهد، پلاتفرم چپ رفرمیست می‌تواند برخی از عوارض و مصائب نظام سرمایه‌داری را تخفیف دهد، اما از آنجا به مناسبات تولیدی و قدرت طبقاتی سرمایه تعرض نمیکند، قادر به بهبود اساسی و مهمتر پایان دادن به استثمار و ستم طبقاتی نخواهد بود.
ضرورت آلترناتیو کمونیستی کارگری
مسئله اساسی جامعه برزیل و دیگر جوامع سرمایه‌داری در راستای پایان دادن به استثمار انسان به دست انسان و رهایی قطعی جامعه از ستم و ناهنجاریهای نظم کاپیتالیستی، صرفاً انتخاب میان دولت‌های راست و چپ رفرمیست نیست. مسئله، ایجاد یک آلترناتیو سیاسی و اجتماعی متمایز طبقه کارگر است؛ آلترناتیوی که افق آن نه “اداره بهتر سرمایه‌داری”، بلکه پایان دادن به حاکمیت سرمایه و استقرار یک جامعه آزاد، برابر و سوسیالیستی باشد.
این آلترناتیو باید دارای افق و برنامه و حزب کمونیستی متکی بر سازمان‌یابی مستقل کارگران، گسترش تشکل‌های توده‌ای و شورایی، تقویت جنبش‌های اعتراضی و اعتصابی، اتحاد بخش‌های مختلف طبقه کارگر و حضور فعال در مبارزه علیه تبعیض و ستم اجتماعی باشد.
تا آنجا که به جامعه برزیل مربوط است، پیروزی انتخاباتی لولا را می‌توان فرصتی برای تخفیف بخشی از فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر مردم برزیل و جلوگیری از بازگشت یک جریان راست افراطی به قدرت ارزیابی کرد. اما یک جنبه مهم این پیروزی تبدیل آن به نقطه چرخشی برای تقویت یک جنبش کمونیستی کارگری قدرتمند، دارای افق روشن سوسیالیستی، سازمان‌یافته و متکی به نیروی اجتماعی طبقه کارگر است. جنبشی که بتواند از مبارزات روزمره برای دستمزد، رفاه، آزادی و برابری، پلی به سوی تغییر بنیادی جامعه ایجاد کند. تلاش همه جانبه برای سازمان‌دهی انقلاب کارگری، درهم شکستن قدرت سیاسی و اقتصادی طبقه سرمایه‌دار، پایان دادن به مالکیت و حاکمیت سرمایه بر زندگی انسان‌ها و برپایی جامعه‌ای که در آن تولید و ثروت اجتماعی نه برای سود اقلیتی صاحب سرمایه، بلکه برای تأمین نیازها و رفاه همگان باشد را در اولویت قرار دهد. در بطن بیداری طبقاتی کنونی و گسترش خیزشهای ضد سرمایه داری جاری در سطح برزیل، آمریکای لاتین واروپا و جهان پرکردن این خلأ و به میدان کشیدن آلترناتیو کمونیستی کارگری محوری ترین رسالت کارگران کمونیست و فعالین مارکسیست و انترناسیونالیست معاصر است.
اکتبر ٢٠٢٦

Näytä vähemmän