آکو قادری آذر-کارزار اتهام و گرای امنیتی؛ آخرین مفّر چپ محورمقاومتی برابر موج ریزش‌ها                                                                                     گرایش‌های سیاسی فرقه‌ای و غیراجتماعی چیزی شبیه سازوکار هر فرقه عرفانی و کلبی‌مسلک را در درون خود دارند. یکی از این سوخت‌وسازهای خاص این است که با رو شدن دست قطب‌ها سرحلقه فرقه، کل حیثیت فرقه زیر سوال رفته و در نتیجه حفظ کیان و آبروی رأس فرقه، به مسئله‌ای حیاتی برای کل مجموعه بدل می‌شود. در نتیجه طی این مسیر، برای حفظ حیثیت، فرقه ممکن است به هر حرکتی دست بزند تا بتواند از رو شدن دست قطب خود یا سران آن جلوگیری کند.
نیروهای موسوم به چپ محور مقاومتی در ایران با گعده‌ها و محافل رنگارنگ خود، در نسبت با نیروهای خود دقیقاً چنین نسبتی را دارند. پس از وقوع دو جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به مرور پرده‌ها از برخی مواضع این گروه‌ها کنار رفت و ابعاد دیگری از خطرناک بودن آنچه به نام مارکسیسم، امپریالیسم ستیزی و دفاع از طبقه کارگر به ذهن و روان جوانان تزریق می‌کردند، مشخص شد.
افزایش گرایش این گروه‌ها به دفاع از تداوم جنگ، آن هم در شرایطی که حتی بخش‌های محافظه‌کاری از درون خود رژیم جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا از گسترش جنگ جلوگیری کند، و دمیدن در موج سرکوب‌گری و جنگ‌طلبی، دعوت از کلیت سیستم برای شروع مجدد جنگ، کوچک جلوه دادن خطر حمله به زیرساخت‌های اقتصادی و رفاهی جامعه و محاصره دریایی امپریالیست‌های آمریکایی، تنها بخشی از پوست اندازی جریان چپ محورمقاومتی است؛ پوست اندازی از ظاهر ضدامپریالیستی و کارگرپناهی و مخالفت با هر نوع سرنگونی و نمایاندن خود به عنوان حامی سیاست جنگ طلبی رادیکال که شامل مطالبه تشدید بمباران منطقه و ادامه جنگ است، مرحله جدیدی از نمایش وقاحت سیاسی است.
این جماعت به غایت از ناسیونال شووینیست‌های انگلیسی و آلمانی در جنگ جهانی اول که با دعوت به جنگ‌افروزی، بودجه ورود به جنگ بین‌المللی را تصویب کردند، وقیح‌تر هستند؛ زیرا آن‌ها از موازنه قدرت بین‌المللی و تجربه جهانی وقوع جنگ و اثرات آن بی‌اطلاع بودند، اما چپ محورمقاومتی فعلی در این ارتباط از هر گروهی آگاه‌تر است.
همین روند جنگ طلبی و گرایش شدیدتر به افراطی‌ترین بخش‌های جمهوری اسلامی، بخش‌هایی از نیروهای چپ محور مقاومتی جوان‌تر که هنوز به خط و ربط‌های بودار این جریان آلوده نشده بودند را در این ماه‌ها دچار تردید ساخته و ریزش‌هایی در محافل گوناگون آن‌ها ایجاد کرده است؛ همزمان اما لیدرهای آن‌ها به سیاق قطب‌های فرقه پس از احساس بی‌آبرویی، شروع به اتهام زنی، گرای امنیتی و پرونده‌سازی پیدا و پنهان نسبت به جوانان ریزشی اطراف خود کردند.
رسوایی برخی از این محافل چپ محورمقاومتی به حدی رسیده که پس از جنگ اخیر، برخی از صفحات مجازی این فرقه‌های رنگارنگ، مدت‌هاست هیچ فعالیتی نداشته‌اند.
پاسخ آن‌ها به این ریزش‌ها جواب تئوریک یا شروع یک سلسله بحث با رعایت پرنسیپ‌های متعارف نبوده، بلکه در برخی موارد شدت اتهام‌افکنی و گرای امنیتی به حدی بوده که در مواردی افراد ریزشی گرفتار بازداشت‌ها، تهدیدها و تشکیل پرونده قضایی شدند؛ مشکلاتی که دقیقاً بعد از جدایی از این محافل و فرقه‌ها گریبان آن‌ها را گرفته و با اتهامات عجیب و واهی مانند طرفداری از آمریکا و اسرائیل یا سلطنت طلبان تشدید شده است.
در چنین شرایطی، بی‌شک وظیفه نیروی کمونیست و انقلابی نه پس زدن و یادآوری سابقه نیروهای آگاه شده ریزشی این محافل و فرقه‌های محورمقاومتی، که حمایت از آن‌ها دربرابر شارلاتانیسم سیاسی و پرونده‌سازی‌هاست تا مابقی نیروهای دچار تردید در این محافل، با ترس از عواقب احتمالی خروج‌شان از جریانات غیراجتماعی و حاشیه‌ای مشکوک، مرعوب نشوند.

۱۶ مرداد ۱۴۰۵

Näytä vähemmän

Kommentit