سیاوش دانشور- هشدارها در باره شورش گرسنگان
علائم خطر بصدا درآمدند، پارههای تن نظام در مجلس و دولت و تلویزیون هشدار میدهند، روزنامهها مشغول گفتار درمانیاند و پیامدهای شوم جنگ ظاهراً برای پرت کردن حواسها کفایت نمیکند. وضعیت اقتصادی و بانکی و تجارت وخیم است، دلار افسار بریده و ریال در مقام بیارزشترین پولها قرار گرفته است. ورشکستگیهای بانکی و مالی، که با تزریق سرمایه و چاپ پول بدون پشتوانه تاکنون بصورت آزمایشگاهی دوام آوردهاند، در وضعیت جنگ و تشدید تنگناهای اقتصادی حکومت، روزهای مُکرّر “سیاه” و کولاپسهای اقتصادی را انتظار میکشد.
دلسوزان نظام و تحلیلگران تأکید دارند که این نوع تصمیمات معیشتی، فاز جدیدی از بحران و خطر “انفجار اجتماعی” یا همان “قیام گرسنگان” را فعال خواهد کرد. روزنامه سازندگی در تحلیلهای اخیر خود بر “بحران تأمین مواد غذایی” دست گذاشته و هشدار داده است خطر بحران غذا از خطرات خارجی و نظامی برای بقای ساختار جدیتر است و پتانسیل بالایی برای کشاندن مردم گرسنه به خیابانها دارد.
وحشت از اعتراض گرسنگان مانند همیشه سپر امنیتی شده و با “امنیتی سازی” هر خواست برحق و انتساب آن به “تحریک خارجی”، تلاش دارند هرگونه اعتراض به فقر و فلاکت را بیاعتبار جلوه دهند. پیشاپیش روزینامههای دولتی ایران و همشهری، با توجه به وقایع اخیر یعنی جنگ، هرگونه حرکت یا فراخوان اعتراضی با منشأ اقتصادی را یک “شورش کور” قلمداد میکنند. آنها حتی نسبت اعتراض به گرانی را به مسائل داخلی نادرست میدانند و این اعتراضات را حاصل یک “مهندسی تحمیلی از خارج کشور” در بحبوحه جنگ منطقهای ارزیابی میکنند. روزنامه جمهوری اسلامی حتی فراتر میرود و نسبت به تجمعات شبانه هواداران حکومت هشدار داده که ممکن است “دشمنان در این تجمعات از بستر مطالبات اقتصادی برای ایجاد تفرقه و بدبینی نسبت به مسئولان استفاده میکنند”.
در یکماه اخیر انواع عناوین برای این نگرانی در مطبوعات و سخنان سران حکومت بازتاب یافته است؛ “هشدار شدید درباره عواقب گرانی کالاهای اساسی و نان” و “شورش کور” از عناوین روزنامههای حکومتی هستند. به اینها باید مهمترین و بیپردهترین اظهارات مقامات ارشد، نهادهای امنیتی و چهرههای نزدیک به حاکمیت را اضافه کرد. از جمله بیانیه رسمی و هشدار امنیتی وزارت اطلاعات در خرداد ۱۴۰۵. وزارت اطلاعات صراحتاً پتانسیل بالای ناآرامیهای مدنی ناشی از معیشت را تأیید کرد و دلیل آنرا “کاهش شدید درآمدهای نفتی کشور، محاصره دریایی و تورم افسارگسیخته” عنوان کرد و رسماً نسبت به شکلگیری “ناآرامیهای تازه در پی گرانیها و کمبودهای کالا” هشدار داد. یا افرادی مانند احمد توکلی در هشداری خطاب به نمایندگان مجلس و ارکان حاکمیت اعلام خطر کرد. وی با اشاره به خط فقر بیسابقه و سقوط وحشتناک قدرت خرید تودههای مردم برای تأمین نیازهای اولیه غذایی، با نگرانی و لحنی تند خطاب به مسئولان گفت: “کاری نکنید که فقرا بریزند و کاسهوکوزه همه را جمع کنند”. توکلی میگوید در صورت عدم تغییر سیاست ها شورش فقرا علیه جمهوری اسلامی پدیدهای نزدیک و گریزناپذیر است.
این هشدارها را ما کمونیست ها در باره دورنمای بحران اقتصادی بارها و با نام واقعی شان طرح کردیم. ایران در آستانه فلاکت عمومی قرار گرفته و مقام دومین کشور فلاکت زده جهان را دارد. گرانی نان و برق و گاز و بنزین، گرانی عاملهای انرژی و مایحتاج اولیه مردم، تورم سنگین و بیکاری گسترده بعد از جنگ نفس مردم را بریده است. این در حالی است که در کنار فقر و فلاکت عمومی، کوه ثروت و اختلاس و زندگیهای سوپرلاکچری قرار دارد و شکاف طبقاتی در جامعه به یک گسست تمام عیار بدل شده است.
شورش کور یا انقلاب سازمانیافته
اگر اینروزها عناصر رژیم اسلامی و مفسران سیاسی بیش از پیش از “خطر شورش گرسنگان” میگویند، دلیلش ساده است؛ واقعیت زمخت و زشت فقر مزمن و تفاوت نجومی در زندگیها را دیگر نمیتوان نادیده گرفت. آنها هم فهمیده اند که این وضع قابل ادامه نیست و در رسانه های حکومتی یا نزدیک به حکومت، مشغول “انتقاد از خود” و گفتار درمانیاند. کسانی که وضعیت وخیم اقتصادی و اجتماعی مردم را میبینند و از نفرت و عصبانیت آنها وحشت کرده اند، گوئی تازه بیدار شدند و در باره “شورش گرسنگان” هشدار میدهند. از مردم مستاصل و گرسنهای سخن میگویند که به “شورش کور” دست خواهند زد و از مُسببان این وضع انتقام خواهند گرفت. دارند به همدیگر هشدار میدهند که عنقریب پابرهنهها و کارتن خوابها و گور خوابها و حاشیه نشینها شورش خواهند کرد.
این نگرانیها پایه مادی دارد، وضعیت به جائی رسیده که دیگر تبلیغات اپوزیسیون کمونیست نیست که حقایق را افشأ و مورد توجه قرار دهد، این خود حکومتیها هستند که هر کدام دست به افشای بغل دستی و دزدیهای همدیگر میزنند. طیف دانشگاهی این جماعت وقتی دیگر نمیتوانند جامعه را از کارگر و کمونیسم بترسانند، از “شورش کور” میگویند تا جامعه را از تحول بترسانند. لااقل در ایران، دوره شورش کور گذشته است، هر مشاهده ساده نشان میدهد که مردم و جنبشهای اجتماعی تا آن حد آگاه و پخته با خواستهای نسبتاً روشن هستند که هر اعتراضشان قالب واقعی بگیرد و خصلت دربرگیرنده و بسیج کننده داشته باشد. از این نظر، لطفاً اساتید محترم نگران “کور ذهنی” و “خشونت گرسنگان” نباشند. نگرانی اصلی حضرات اینست که شورش گرسنگان و زحمتکشان شهری اتوریتهها را میشکند، “تقدس” مالکیت خصوصی را زیر سوال میبرد، دست به مصادره میزند، به همین خصوصیات “کور” اطلاق میکنند! مثال هم تجربه هجوم گرسنگان به فروشگاههای زنجیرهای و مصادره مواد غذائی است.
البته میشود طور دیگری به موضوع نگاه کرد؛ اینکه غذا و امکانات و ثروت اجتماعی به همه تعلق دارد. کسی حق ندارد مردم را از زندگی و دسترسی به نان و مسکن و بهداشت و درمان و آموزش محروم کند. ثروتهای بادآورده و تاراج شده جامعه جملگی باید مصادره و در خدمت مصارف عمومی قرار گیرند. درعین حال تاکید ما اینست که در نبردهای جاری عمل مصادره سیاستی موردی است، مصادره به تنهائی جوابگو نیست، باید قدرت سیاسی و اقتصادی را از دستشان دربیاوریم.
پاسخ به سیاست تحمیل استیصال، برافراشتن پرچم امید به امکانپذیری یک آینده بهتر، عروج کارگر و کمونیسم با پرچم رهائی سوسیالیستی جامعه است. “شورش کور گرسنگان” یکی از احتمالات ضعیف است که درعین اهمیت سیاسی آن نقشی تعیین کننده در کل پروسه سیاسی جاری ندارد. ترس واقعی آقایان سرمایه دار و زالوهایی که خون مردم را میمِکند و سخنگویان دانشگاهیشان، نه “شورش کور” بلکه انقلاب کارگری است که کل نظم کنونی را با حکومت اسلامی حافظ آن نشانه رفته است.
سردبیر.
۳۱ جولای ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
