سعید یگانه- اعدام زندانیان سیاسی در ملأ عام در اصفهان، نمایش رذالت جمهوری اسلامی
وقتی قلبی طناب دار را شکست!
بامداد سه شنبه ۶ مرداد در میدان علیخانی اصفهان دو زندانی سیاسی، از بازداشت شدگان خیزش دی ماه در اصفهان به نامهای ابولفضل سپاهی بادجانی و امیر حسین صفری حسین آبادی با حکم قضایی بیدادگاههای رژیم جنایتکار و آدمکش اسلامی، توسط جانیان اسلامی به دار آویخته شدند. نیروهای امنیتی و نظامی شامگاه قبل از این جنایت، میدان علیخانی را جایی که یکی از مراکز خیزش دیماه بود برای مقابله با اعتراض مردم به این جنایت، تماما تحت کنترل خود قرار دادند. ۱۰ روز پیش عرفان اسفندیاری ۱۹ ساله و گل محمد محمدی شهروند افغانستانی مقیم ایران، در زندان دستگرد اصفهان نیز به دار آویخته شدند و ۱۰ نفر دیگر این پرونده از معترضان دی ماه”میدان علیخانی” زیر تیغ اعدام قرار دارند.
چرا میدان”علیخانی”؟ انتخاب میدان علیخانی برای اجرای حکم اعدام این دو زندانی سیاسی در ملأ عام، میدانی که خیزش دیماه در آن رخ داد و به شیوه ای وحشیانه به خون کشیده شد، به روایت سران رژیم جنایت پیشه، تعدادی از مزدوران بسیجی و سپاهی در این میدان توسط معترضین کشته شده اند. به دار آویختن این زندانیان در این میدان، این پیام را به جامعه دارد که محل اعتراض و نارضایتی و مقابله با رژیم، چنین عواقبی به دنبال خواهد داشت و میدان اعتراض، میدان اعدام نیز هست و در شرایط کنونی و ملتهب ایران هر اعتراض و مقابله ای با رژیم مجازاتش زندان و اعدام است.
جامعه ایران روزانه با خشونت و دستگیری فعالین و معترضین به وضع موجود روبروست و با وخیمتر شدن اوضاع فضای اختناق و ارعاب تشدید می شود. هفته گذشته مهدی توکلی مسئول مدیر خانه عکاسان کردستان و زندانی سیاسی پیشین و دو تن از اعضای خانواده اش در جاده سنندج مریوان با شلیک مستقیم نیروهای مزدور سپاه پاسداران به قتل رسیدند.
حقیقت این است که خشونت و ارعاب و اختناق و اعدام معترضین در ملأ عام، محصول بحران عمیق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که رژیم سرمایه داری و اسلامی ایران با آن دست به گریبان است و روز به روز تشدید میشود. از این رو، اعدام و ارعاب و اختناق ساختاری رژیم اسلامی نه نشانه قدرت، که نشانه بحران عمیق و لاینحل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و ورشکستگی و ناتوانی در حل این بحرانها است، که خود را در اعتراضات و نارضایتی ها و خیزشهای انقلابی میلیونها مردم جان به لب رسیده، طی سالهای گذشته بروز داده است و خیزش دیماه حلقه ای از این زنجیره اعتراض و خیزشها بود.
واقعیت دیگر این است که امروز در جامعه ایران مبارزه علیه مجازات انسان ستیز اعدام، از مبارزه علیه کلیت نظام سیاسی و طبقاتی حاکم بر ایران جدا نمی تواند باشد. اعدامها و خشونت علیه شهروندان که اکنون به امر روتین دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی تبدیل شده، در واقع مقابله با اعتراض و نارضایتی عمومی است. مقابله با اعتراض و اعتصاب کارگران به بی حقوقی و عدم رسیدگی به مطالبات آنان است، مقابله با زنان برای آزادی و پایان دادن به ستم جنسیتی و طبقاتی است، مقابله با اکثریت مردمی است که از فقر و فلاکت به تنگ آمده اند و می خواهند به این طریق سکوت مرگ را بر جامعه حاکم کنند، و بالاخره مقابله با نارضایتی کولبران و سوخت برانی است که برای نان جان می دهند و همه اینها برای حذف بقای ننگینشان است. مبارزه علیه اعدام، این عمل شنیع و غیر انسانی اکنون به عرصه ای از مبارزه چه در زندانها و چه در جامعه بدل شده است. وقتی یکی از زندانیان هنگام اعدام در میدان علیخانی، قلبی را به مردم نشان می دهد و طناب را خود بر گردن می گذارد، جسارت جامعه را در برابراین جنایت به نمایش می گذارد.
حقیقت این است جمهوری اسلامی در میان بحرانهای شکننده و لاینحل گیر افتاده است. تنها پاسخ رژیم به نفرت و نارضایتی مردم سرکوب و اختناق است. و پاسخ قاطع به رژیم، برای پایان دادن به این چرخه خشونت، به فقر و فلاکت و به همه ستم و نابرابری حاکم برجامعه، همبستگی مبارزاتی، سیاسی و طبقاتی، کارگران و همه مردم تحت ستم و استثمار برای سرنگونی انقلابی جمهوری است. تنها راه برون رفت از وضعیت کنونی، اعتراض مستمر و متحدانه است که می تواند بساط دار و اعدام را برچیند و راه را برای برقراری جامعه ای بدور از خشونت و اعدام، آزاد و برابر برای همه انسانها، جامعه ای مبتنی برعدالت، امنیت و رفاه و برابری بدون اعدام و خشونت هموار کرد. راهی جزاین در مقابل جامعه ایران وجود ندارد. تا جمهوری اسلامی در قدرت است، جنایت و خشونت و طناب دار برقرار است.
۳۱ جولای ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
