سیاوش دانشور- اعتصاب بین المللی علیه جنگ و ریاضت اقتصادی
روز جمعه ۳۰ اکتبر، کارگران در یک حرکت بزرگ جهانی علیه جنگ، پیامدهای اقتصادی جنگ بر زندگی مردم و بویژه کارگران و اقشار کم درآمد، علیه سیاستهای ریاضت اقتصادی دولتها اعتصاب و اعتراض کردند. فراخوان و بیانیه رسمی این اقدام بین المللی کارگری در ۲۸ اکتبر اعلام عمومی شد، اما اعتصاب و متوقف شدن فیزیکی کار کارگران در بنادر برای روز جمعه ۳۰ اکتبر برنامهریزی شده بود تا با اعتصاب سراسری بخشهای دیگر و تظاهرات کارگری و دانشجویی بزرگ اروپا در این روز همزمان شود.
روز بین المللی اقدام کارگران بنادر
جمعه ۳۰ اکتبر، روز اصلی اقدام و قفل شدن عینی بیش از ۱۱۰ بندر در سراسر جهان است. آمار و ارقام رسمی اَبر-اعتصاب روز ۳۰ اکتبر ابعاد بینالمللی و بیسابقه این حرکت را نشان میدهد. طبق گزارشهای منتشر شده از سوی سندیکاها و خبرگزاریهای بینالمللی مانند رویترز و آلجزیره، ۲۲ کشور و منطقه در سراسر ۵ قاره جهان بهطور همزمان در این روز دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند. طی این اعتصاب ۱۱۳ بندر تجاری و استراتژیک در سراسر جهان عملیات خود را متوقف کرده یا دچار اختلال جدی شدهاند. بیش از ۲۵ اتحادیه بزرگ کارگری و دریانوردی بینالمللی روز اقدام بین المللی را رهبری و هدایت میکنند.
اعتصاب روز جمعه اروپا و مدیترانه، آسیا و خاورمیانه و اروپا و آمریکا را دربرگرفت. در ایتالیا، اتحادیه USB با همراهی اتحادیههای دیگر نه تنها بنادر کلیدی مانند جنوا، تریسته و جویا تاورو را وارد اعتصاب ۲۴ ساعته کردند، بلکه یک اعتصاب سراسری در ۷۰ شهر ایتالیا به راه انداخته است که بیش از یک میلیون نفر در آن شرکت داشتند. در یونان، بندر پیرئوس شاهد تجمع دهها هزار نفری کارگران و دانشجویان با همراهی ۳۰۰۰ کارگر تعلیق شده ریلی و دریانوردی است که کل رفتوآمدهای دریایی به جزایر را متوقف کردهاند. در فرانسه، فدراسیون بنادر اتحادیه CGT در ۲۴ بندر فرانسه از جمله لو آور، مارسی، دانکرک و روآن اعتصاب برقرار کرده و تخمین زده که تا ۹۵ درصد فعالیت بنادر ملی فرانسه امروز متوقف شده است. در کشورهای دیگر اروپا، آلمان (کارگران جوان بندر هامبورگ)، سوئد (اتحادیه کارگران بندر سوئد)، اسپانیا (بنادر والنسیا و الجزیره) و دانمارک. در هند بیش از ۱۰ بندر بزرگ هند (مانند ناوا شوا در بمبئی) با هدایت فدراسیون کارگران حملونقل آب هند (WTWFI) در اعتصاب هستند. در ترکیه، اعتراضات و توقف کار در بندر حیدرپاشا استانبول و بندر مرسین. در مراکش، بندر بزرگ “تانجرمِد” (Tangier Med) که یکی از هابهای اصلی انتقال کالا بین اروپا و آفریقاست. در ایالات متحده و مکزیک، کارگران شعبه ILWU Local 10 در بنادر سانفرانسیسکو و اوکلند آمریکا و کارگران بندر وراکروز در مکزیک به این روز جهانی پیوستهاند.
تأثیرات اقتصادی اولیه اعتصاب
گروههای پژوهشی زنجیره تأمین، از جمله ائتلاف بینالمللی No Harbour for Genocide، ارقام زیر را درباره حجم خسارت اقتصادی اعتصاب امروز کارگران بنادر به نظم سرمایهداری منتشر کردهاند: تخمین زده میشود که امروز جلو جابهجایی بیش از ۵۲,۰۰۰ کانتینر باربری گرفته شده است. این اعتصاب ۲۴ ساعته زنجیره تأمینی به ارزش ۲.۸ میلیارد دلار را در بنادر مختلف جهان با تاخیر و قفلشدگی مواجه کرده است. ارزش سهام غولهای حملونقل دریایی اروپا مانند Maersk و CMA CGM در بورسهای کپنهاگ و پاریس بین ۲.۵ تا ۳.۸ درصد کاهش یافت.
این اعتصاب بین المللی بنادر که نام “اَبر-اعتصاب” را نیز گرفته و از جانب سازماندهندگان بعنوان “بزرگترین بسیج هماهنگ و زنجیرهای کارگران بنادر در قرن بیست و یکم” نامگذاری شده است. جغرافیای اعتصاب، میزان تاثیر سیاسی و اقتصادی یک حرکت ۲۴ ساعته، به خوبی نشان میدهد که فقط حرکت اعتصابی میتواند لایههای اقتصادی دولتها را دقیقاً در شریانهای اصلی تجارت جهانی هدف قرار دهد.
اهرم ژئوپلیتیک
کارگران در کنار اهرم اقتصادی و توقف کار، از اهرم فشار ژئوپلیتیک نیز برخوردارند. برای اولین بار در قرن ۲۱، کارگران بنادر ۵ قاره نشان دادند که کنترل “لجستیک جنگ” در دست آنهاست. توقف بارگیری تسلیحات نشان داد که طبقه کارگر و نسل جدید میتوانند سیاست خارجی دولتها را در کف خیابان وتو کنند. قابل ذکر است که اتحادیههای شرکتکننده در این اعتصاب، کنترل و مدیریت حدود ۴۰ درصد از کل ترافیک کانتینری دریای مدیترانه را در دست دارند.
اعتصابات در اروپا
روز جمعه، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ برابر ۸ آبان ۱۴۰۵، اروپا شاهد یکی از بزرگترین و هماهنگترین روزهای اعتصابی خود در ماههای اخیر بود. این موج اعتصابات دقیقاً همان پیوند میان “نسل جدید” و “جنبش کارگری” در کف خیابانهای اروپا را به تصویر میکشد. مهمترین رویدادهای اعتصابی اینروز عبارتند از:
اعتصاب سراسری و تظاهرات گسترده در ایتالیا
ایتالیا در وضعیت آمادهباش کامل امنیتی قرار دارد. دهها هزار دانشجو، دانشآموز و کارگران بخشهای دولتی و خصوصی به دعوت اتحادیه کارگری USB به خیابانهای رم، میلان، ناپل و تورین آمدهاند. جمعیتی بیش از میلیون نفر به افزایش شدید هزینههای زندگی (بهویژه قیمت سوخت)، دستمزدهای پایین، کاهش بودجه خدمات رفاهی و آموزشی اعتراض دارند. این جمعیت بویژه اعتراض شدید خود را به “اقتصاد جنگی” و بودجههای نظامی دولت راستگرای جورجیا ملونی اعلام کردند. دولتهای اروپائی از جمله در ایتالیا از ارتش برای کنترل اوضاع استفاده کردند اما کارگران دیگر به دستورهای دولتی وقعی نمی گذارند. زیر سؤال رفتن “حاکمیت قانون” در اروپا و بویژه میان نسل جدید نکته قابل تأملی است. دولت ملونی دستور حکومتی صادر کرد تا مانع اعتصاب قطارها شود، اما کارگران بنادر و جوانان نسل زد با آمدن به خیابانها این لایحه را بیاثر کردند و عملاً اقتدار قانونی دولت را به مصاف کشیدند.
اعتصاب هماهنگ کارگران بنادر فرانسه، اسپانیا، یونان
در اعتصاب جهانی امروز جهت سیاسی روشنی نمایندگی میشد که صف طبقه کارگر را از کلیه جناح های جنگ طلب طبقات حاکم جدا میکند. اتحادیههای کارگری بنادر در فرانسه، یونان، اسپانیا و ترکیه و مراکش یک فراخوان مشترک با شعار “کارگران بنادر برای جنگ کار نمیکنند!” صادر کردهاند. آنها از بارگیری و جابهجایی هرگونه تسلیحات، تجهیزات نظامی و مهمات به مقصد جنگ در خاورمیانه (بهویژه غزه) امتناع کردهاند. در بندر پیرئوس، بزرگترین بندر یونان، عملاً به دلیل اعتصاب ۲۴ ساعته کارگران و دریانوردان فلج شده و خدمات کشتیرانی و فرابرها متوقف است. در فرانسه، فدراسیون بنادر اتحادیه CGT اعتصاب گستردهای را در بنادر بزرگی مانند لو آور (Le Havre)، مارسی و دانکرک آغاز کرده است. آنها هم به استفاده نظامی از بنادر معترضند و هم به بودجه ریاضتی دولت فرانسه که چتر حمایتهای اجتماعی را کوچکتر میکند. در ادامه موج اعتصابات روز گذشته رانندگان قطار شرکت دولتی Renfe، روز جمعه رانندگان قطارهای سریعالسیر شرکت Ouigo در اسپانیا یک اعتصاب ۲۴ ساعته را در اعتراض به شرایط کاری آغاز کردهاند که باعث لغو و تاخیر در سفرهای بینشهری شده است.
استقرار بیسابقه نیروهای امنیتی در فرانسه
در فرانسه، دولت برای پیشگیری از تکرار شورشها و درگیریهای شدیدی که در روزهای گذشته رخ داده بود، تدابیر امنیتی فوقالعادهای اندیشیده است. وزیر کشور فرانسه اعلام کرده که ۷۰ هزار نیروی امنیتی را برای کنترل اوضاع در خیابانها مستقر کرده و تظاهرات در مراکز اصلی شهرها را برای محافظت از فروشگاهها ممنوع کرده است. آوردن ارتش به خیابانهای اروپا برای کنترل اعتراض علامت دیگری است که وضعیت و نگرانی های نظم کنونی را منعکس میکند. بویژه بایکوت خبری اعتراضات اروپا و اعتصابات کارگری در رسانههای بزرگ اقتصادی مانند بلومبرگ و فایننشال تایمز، که تمرکز خود را صرفاً بر “تاخیر در زنجیره تأمین کانتینرها” و “خسارت ۲.۸ میلیارد دلاری” گذاشتهاند، قابل توجه است. آنها عمداً از پوشش دادن شعارهای ضد جنگ و تصاویر اتحاد کارگران و نسل جدید خودداری میکنند تا بزعم خودشان از “سیاسی شدن بیشتر بازار” و سقوط نرخ سهام جلوگیری کنند.
“اگر آیندهمان را از ما بگیرید، زمان حالتان را مختل خواهیم کرد”!
تصاویر امروز اعتراضات در اروپا، به ویژه شعار دانشجویان بر روی پلاکاردها مبنی بر اینکه “اگر آیندهمان را از ما بگیرید، زمان حالتان را مختل خواهیم کرد”، نشان میدهد که خشم انباشته از تورم، گرانی مسکن و هزینههای زندگی با یک رادیکالیسم ضد جنگ و اقلیمی پیوند خورده و جبهه جدیدی را علیه سیاستهای دولتهای اروپایی شکل داده است. شکاف میان جامعه و طبقات حاکم و مشخصاً دولت و نمایندگان سیاسی شان افزایش خواهد یافت. امروز بیش از هر زمان تشدید فاصله طبقاتی و شکاف بین فقر و ثروت حتی در اروپا و آمریکای دمکرات زشت و زمخت و غیر قابل تحمل است.
نسل زی و آلفا، اگر نه بعنوان گروه سنی، بلکه اکثریت عظیم آنها کارگران نسل جدیدی هستند که در اقتصاد گیگ و وضعیت ناامن اقتصادی جامعه سرمایه داری گیر کردند و آینده از نظر آنها تماماً مبهم است. رفاه و امنیت شغلی و حق آموزش که بجای خود، آنها در آستانه سرباز اجباری شدن برای جنگ و رقابت سرمایه داران هستند. این طیف عظیم از نسل جدید، نظر به موقعیت عینی اقتصادی و پرولتریزه شده اش و همینطور شرایط ویژه کشوری و جهانی که در آن قرار دارد، بیش از هر نسلی به جنبش و اعتراض سوسیالیستی طبقه کارگر نزدیکتر است. نسل زد نیروی عظیمی دارد و همراه با نسل آلفا نصف جمعیت جهان را تشکیل میدهند. برای همین است که بورژوازی و متفکرانشان پیشاپیش به استقبال “مواجهه با سوسیالیسم نسل زد” و دفاع از بنیادهای سرمایه داری رفتند. مسئله این نیست که سوسیالیسم خصلتی “نسلی” دارد یا طبقاتی و انسانی، بلکه اینست که از نظر ناظران وحشت زده بورژوازی، مشخصات اجتماعی و زیست اقتصادی و روانشناسی اجتماعی این نسل تنها میتواند رادیکالیسم و عبور از وضع کنونی بیرون بدهد.
تحلیل همپوشانی جنبشهای جوانان نسل زد و آلفا با اعتصابات و جنبشهای کارگری در اروپا و آسیا، کلید فهم یکی از رادیکالترین چرخشهای سیاسی سالهای اخیر است. برخلاف دهههای گذشته که جنبشهای دانشجویی و کارگری اغلب مسیرهایی جداگانه داشتند، بحرانهای اقتصادی و معیشتی معاصر و موقعیت عینی اقتصادی، این دو نیرو را به یکدیگر پیوند داده است. ترس بورژوازی از پتانسیل “سوسیالیسم نسل زد” بجاست، چرا که اعتراض به فقر و شکاف طبقاتی و نابرابری و تبعیض در جامعه سرمایه داری، کمابیش با پرچم سوسیالیسم و کمونیسم گره خورده است.
سردبیر.
۳۰ اکتبر ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
