سعید یگانه- در رابطه با دشمنی ناسیونالیستها با منصور حکمت و کمونیسم کارگری
مدتی است که دوباره هجمه وسیعی از جانب ناسیونالیستها از هر طیفی علیه منصور حکمت آغاز شده است. افشای سیاستهای جریانات ناسیونالیست و فدرالیسم چی ها در دفاع از جنگ و همراهی با سیاستهای جنگ طلبانه دولتهای امریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی از جانب ما و طیفی از فعالین کمونیسم کارگری، خشم ناسیونالیستهای دو آتشه را برانگیخت و دوباره فرصتی به آنها داد که علیه منصور حکمت رهبر جنبش کمونیسم کارگری دست به هتاکی و لجن پراکنی بزنند.
چرا ناسیونالیستها، و ناسیونالیسم ایرانی و کرد بخصوص با منصور حکمت دشمنی دارند و در هر فرصتی زهر خود را علیه او سرازیر می کنند. منصور حکمت ۲۵ سال است که در حال حیات نیست، اما چگونه است که با هر رویدادی ناسیونالیستها علیه منصورحکمت دست به شانتاژ می زنند؟
علت اصلی این که منصور حکمت نقد و نگرش کمونیستی را در همه سطوح علیه ایدئولوژی و سیاست و کارکرد سرمایه داری و یک بعد بسیار مهم آن یعنی ملی گرایی و ناسیونالیسم زنده کرد. از روزی که رساله مهم “افسانه بورژوازی ملی و مترقی” را نوشت و حدود پنج دهه قبل اعلام کرد، در دورانی هستیم که هیچ سطح از ملی گرایی و ناسیونالیسم نه تنها ذره ای مترقی نیست، به قطب ارتجاع مربوط است. ناسیونالیسم راست و چپ ایرانی به جای پاسخ سیاسی علیه او خصومت و نفرت پراکنی را در پیش گرفتند. به علاوه یک نقطه عطف مهم تاثیر گذاری سیاسی حکمت وقتی است که با کومه له و جنبش اعتراضی و سیاسی جامعه کردستان پیوند میخورد. به طور همه جانبه فکری و سیاسی و تاکتیکی و پراتیکی جنبش سوسیالیستی در کردستان را در مقابل جنبش ملی و ناسیونالیستی تقویت و برجسته کرد. با حضور یک دهه فعالیت مؤثر و راهگشای او در رهبری حزب کمونیست ایران و کومه له که طیف وسیعی از کمونیستهای برجسته آن دوره، در فعالیت خود به آن متکی اند. با نقد نگرش پاسیفیستی و عدم تمایل به ادامه دخالتگری در “جنبش مقاومت کردستان” و نداشتن راه حل برای رفع ستم ملی حاکم بر مصوبات کنگره دوم کومه له در سال ١٣٦٠ و ارائه راه حل کارساز حل مسئله ملی، به داد کومه له رسید و موقعیت این سازمان را از جمله در مقابل سیاست و راهکار ناسیونالیستها و مشخصأ حزب دمکرات کردستان تقویت کرد.
واقعیت این است که شبح منصور حکمت با مواضع انسانی و آزادیخواهانه در مورد رفع ستم ملی در کردستان در تقابل با راه حل بورژوایی احزاب ناسیونالیست و جایگاه او در تحولات سیاسی کردستان برای طیفهای رنگارنگ آنان آزار دهنده است. نقد نظرات منصور حکمت در مورد تحولات سیاسی کردستان، اهداف احزاب ناسیونالیست و راه حل ستم ملی در کردستان نه کفراست و نه گناه، اما ما هرچه دیدیم و شنیدیم هتاکی به منصور حکمت است. دریغ از یک نقد سیاسی و متمدنانه و بی تعارف نظرات منصور حکمت.
طیفی از آنان می گویند که منصور حکمت به کردستان آمد، حزب کمونیست را تشکیل داد، کومه له را به بیراهه برد. اما این آقایان ناسیونالیست که فقط در عرق ملی فریز شده اند و نگاهشان به مسائل و تحولات واقعی جامعه کور است، اولأ متوجه نیستند کومه له خود خواستار تشکیل حزب کمونیست ایران بود و در این راستا و در کنگره دومش از افق و سیاست اتحاد مبارزان کمونیست و شخص منصور حکمت استقبال کرد. و یا فهم این را ندارند، و یا منفعت طبقاتی به آنها اجازه نمی دهد، که کردستان مثل همه جای دنیا جامعه طبقاتی و در آن دوره جنبش سوسیالیستی حزب خود را میخواست. به علاوه در بطن تحولات منطقه و جهان نیز دستخوش تغییر بود، گرایشهای مختلفی در درون کومه له حضور داشتند. منصور حکمت گرایش کمونیسم کارگری را نمایندگی می کرد. جنگ سرد با فروپاشی بلوک شرق به پایان رسید. با آغازجنگ خلیج و بعدها حمله امریکا به عراق و سقوط دولت صدام، شرایطی ایجاد شد که ناسیونالیستهای کرد در عراق با حمایت دولت امریکا به قدرت برسند و در نتیجه ناسیونالیستهای درون کومه له را وسوسه کرد. نمی دانند، اطلاع ندارند و یا از سر منفعت که عبداله مهتدی با مواضع بشدت راست کنونیش محصول این تحولات بود و منصور حکمت در (کتاب جنگ خلیج و رویدادهای کردستان عراق، اسناد مباحثات و اختلافات درونی جناحهای حزب کمونیست ایران) به نقد این مواضع از جمله نظرات عبداله مهتدی پرداخته است. همه این آثار در سایت منصور حکمت قابل دسترس است. مهتدی و ناسیونالیستهای افشا شده توسط کمونیسم منصور حکمت، به جای پاسخ سیاسی دشمنی و نفرت پراکنی را تشدید کردند.
این آقایان ناسیونالیست نمی توانند استدلال بکنند که اگر منصور حکمت کومه له و حزب کمونیست را ترک کرد و دودستی تقدیم رهبران آندوره حزب کمونیست و کومه له کرد که مهتدی جز آنان بود، و از نظر آنان منصور حکمت با این جدایی به کومه له ضربه زد و کینه توزانه علیه او سمپاشی می کنند، جدایی های بعدی را در درون کومه له و حزب کمونیست ایران چگونه توجیه می کنند و برای آن چه توضیحی دارند. آیا تحولات درون کومه له بعد از جدایی سال ۹۱، صحت نظرات منصور حکمت در مورد گرایشات درون حزب کمونیست ایران و کومله در زمان قبل از جدایی را به اثبات نمی رساند؟
منصورحکمت تا زمانی که زنده بود در تحولات سیاسی کردستان نقش ارزنده ای ایفا کرد. صدها نوشته و آثار در اجلاس حزبی و بصورت علنی در مورد تحولات و جنبشهای سیاسی- طبقاتی کردستان، دلایل جنگ با حزب دمکرات، پیشنهاد آتش بس یکجانبه و ختم جنگ با آن حزب، سقوط دیوار برلین و فروپاشی بلوک شرق، پایان جنگ ایران و عراق و چگونگی ادامه فعالیت کومه له به رشته تحریر در آورده است که همه آنها در سایت منصور حکمت قابل دسترسی اند. او در آثارش ضمن تأکید بر رفع ستم ملی در کردستان در افشای سیاستهای احزاب ناسیونالیست همچون خودمختاری و بعدا طرح فدرالیسم، انسانی ترین راه حل رفع ستم ملی در کردستان تا مرز جدایی در شرایطی که مردم آن را طلب کنند ارائه داد با اینکه به درست گفته است که ما جدایی را توصیه نمی کنیم. همانطور که بالاتر اشاره شد، منصورحکمت در آثارش در کنگره ها از رهبران کومه له در اوایل جنبش مقاومت ایراد می گرفت که به جایگاه کومه له و نقش آن در جنبش سیاسی- طبقاتی در کردستان کم اهمیت می دهند، اما حالا اینقدر به منصور حکمت کم لطفی می کنند.
واقعیت این است که دشمنی ناسیونالیستها با منصور حکمت، دشمنی با کمونیسم و برابری طلبی و عدالتخواهی و هر آنچه اهداف کمونیستها است می باشد. او که زنده نیست ولی چرا هر وقتی ما و یا فعالین این جنبش سیاست های این احزاب را افشا می کنند، هتاکی به منصور حکمت آغاز می شود. بیائید همین مدت که جنگ آغازشد نگاهی به سیاستهای احزاب ناسیونالیست بیندازیم. آنها آشکارا از جنگ دفاع کردند، قرار بود با این جنگ همراهی بکنند و پیاده نظام این جنگ ارتجاعی بشوند. گفتند پول و اسلحه می گیرند که از کردستان وارد شوند. شش جریان ناسیونالیست برای جواب دادن به خواست دولتهای امریکا و اسرائیل ائتلاف تشکیل دادند. اسرائیل در اوایل جنگ مراکز نظامی و امنیتی و سپاه را در شهرهای کردستان با هدف وارد شدن این احزاب به این جنگ چندین روز بمباران کرد. اینکه به هر دلیلی چنین سناریویی شکل نگرفت، ترامپ پشیمان شد، دولت ترکیه مخالفت کرد یا این احزاب تضمینهای لازم را از دولتهای امریکا و اسرائیل نگرفتند، از اهمیت اهدافی که این احزاب در طول این جنگ در نظر داشتند کم نمی کند.
افشای این سیاست از جانب ما و کمونیستها، که وارد شدن این احزاب به این جنگ کردستان را به قتل گاه دولت جنایتکار جمهوری اسلامی بدل می کرد با هتاکی علیه کمونیستها و منصورحکمت همراه شد. و هر بار که سران این احزاب در مورد گرفتن پول و اسلحه از دولت امریکا مورد سوال قرار می گرفتند خود را به کوچه علی چپ می زدند که ما با امریکا گفتگو و رابطه داریم ولی پول و اسلحه دریافت نکردیم. این را خالد عزیزی از رهبران حزب دمکرات به کرات در مصاحبه با رسانه ها چنین موضعی را اتخاذ کرده است. خوشبختانه به هر دلیلی جنین سناریویی صورت نگرفت و مردم کردستان را به این مسلخ نبردند. اما توافق دولتهای امریکا و ایران و پایان موقت جنگ، افق و آرزوی رسیدن به این اهداف را کور کرد و شرایط جدید حضور این احزاب در اقلیم کردستان را هر چه بیشتر در مقابل جمهوری اسلامی با مخاطرات جدی روبرو کرده است. ما دست از افشای سیاستهای شما ناسیونالیستها برنمی داریم. شماها و احزابتان محصول سرکوبگری و ستمی هستید که دولتهای پهلوی و جمهوری اسلامی بر مردم کردستان تحمیل کرده اند. ستم ملی ابزارچانه زدن شماها با دولتها چه با جنگ و چه با سازش برای سهمی از قدرت است. همانند آنچه که در اقلیم کردستان اتفاق افتاد. جنگ دولتهای امریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی غنیمتی بود، اما توافق این دولتهای جنایتکار و فاشیستی این اهداف را تا تحولات بعدی کور کرد. ما سر بلند و شماها بدهکار این مرحله را پشت سرگذاشتیم. ما و منصور حکمت مسئول سیاستها و مواضع ارتجاعی شما نیستیم. متمدن باشید و عواقب مواضع ارتجاعی خودتان را به عهده بگیرید. ما کمونیستها نه تنها مخالف ستم ملی و برای رفع آن تلاش می کنیم، بلکه خواهان برچیدن هر نوع تبعیض و ستم و نابرابری هستیم و کارنامه روشنی در مبارزه علیه جمهوری اسلامی برای تحقق این خواستها داریم. ستم ملی ابزار شما ناسیونالیستها برای چانه زدن برسر سهمی از قدرت است. وجود اقلیم کردستان و احزاب در قدرت شاخص این ادعا است. به همراه فاشیستهای سلطنت طلب شکست خورده و آبرو باخته تر از این ماجرا بیرون آمدید.
۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
