حزب کمونیست کارگری – حکمتیست: تعرض به دانشجویان، اخراج و محرومیت از تحصیل را محکوم می‌کنیم!
Kuvassa voi olla teksti
ابعاد تعرض سازمان ‌یافته رژیم اسلامی به دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف هر روز آشکارتر می‌شود. بنا بر اظهارات رسمی معاون دانشجویی این دانشگاه، در پی اعتراضات دانشجویی اسفند ۱۴۰۴، ۲۳۶ دانشجو به شورای انضباطی احضار شده‌اند، برای ۱۱۵ نفر پرونده تشکیل شده و برای ده‌ها دانشجو احکامی از توبیخ و تعلیق تا اخراج صادر شده است. دانشجویانی به دلیل فعالیت در فضای مجازی تحت تعقیب قرار گرفته‌اند و برخی، علاوه بر اخراج از دانشگاه شریف، به یک تا پنج سال محرومیت از تحصیل در تمام دانشگاه‌های کشور محکوم شده‌اند.
اما “جرم” این دانشجویان چه بوده است؟ اعتراض کرده‌اند، شعار داده‌اند، حکومت و مقدسات ادعایی‌اش را نقد کرده‌اند، در فضای مجازی سخن گفته‌اند، پرچم مورد پسند خود را برافراشته‌اند و حاضر نشده‌اند در برابر خطوط قرمز حکومت سر فرود آورند.
ما تاکید می‌کنیم: اعتراض جرم نیست. عقیده جرم نیست. نقد حکومت و مذهب جرم نیست. تمسخر رهبر، دین و مقدسات ادعایی حکومت جرم نیست. فعالیت سیاسی جرم نیست. اگر برای همه اینها پرونده می‌سازند، این نه از مجرم بودن دانشجو، که از مجرم بودن نظمی حکایت دارد که آزادی را جرم اعلام کرده است.
اینها “احکام انضباطی” نیستند؛ احکام سیاسی حکومتی‌اند که می‌خواهد دانشگاه را از محل پرسش و اعتراض به پادگان سکوت و اطاعت بدل کند. احضار، تعهد اجباری، تعلیق، اخراج و محرومیت از تحصیل، ابزارهای یک سیاست‌اند: بالا بردن بهای اعتراض تا دانشجو را وادار کنند میان آینده تحصیلی خود و آزادگی سیاسی یکی را انتخاب کند. حق تحصیل حق انسان است، نه جایزه فرمانبری سیاسی.
دانشگاه بدون آزادی، دانشگاه نیست
دانشگاه ملک حکومت، سپاه، بسیج، حراست و دستگاه ایدئولوژیک اسلام سیاسی نیست. دانشگاه باید عرصه کنکاش علمی، آزادی اندیشه، تحقیق، نقد و جدال آزاد افکار باشد. آزادی بیان، آزادی انتقاد، آزادی تشکل، آزادی تجمع، آزادی وجدان و آزادی تحقیق علمی از حقوق پایه‌ای و بی‌قید و شرط انسان‌اند.
دانشجو باید آزاد باشد حکومت را نقد کند، علیه آن شعار بدهد، مذهب را نقد کند، سلطنت را نقد کند، و از هر عقیده سیاسی دفاع کند یا علیه آن سخن بگوید. آزادی‌ای که فقط برای سخن مطلوب حاکمیت مجاز باشد، نام دیگری برای اطاعت است.
برافراشتن پرچم شیر و خورشید نیز نمی‌تواند جرم باشد. ما منتقد سلطنت و سلطنت ‌طلبی هستیم، سلطنت طلبی را دون شان انسان میدانیم. اما پاسخ به سلطنت ‌طلبی زندان و اخراج نیست، نقد سیاسی و جدال آزاد اجتماعی است. و در عین حال یاد آوری میکنیم، دانشگاه در دوران سلطنت نیز آزاد نبود؛ زیر چکمه دستگاه حکومتی، ساواک و نظم استبدادی قرار داشت، همان‌گونه که جمهوری اسلامی آن را زیر سلطه حراست، بسیج و دستگاه امنیتی خود برده است. تلاش برای بازگرداندن دانشگاه به گذشته سلطنتی، آزادی دانشگاه نیست؛ بازگشت از یک استبداد به استبدادی دیگر است. دانشگاه برای رهایی از چکمه حراست، نیازی به بازگشت زیر چکمه ساواک ندارد.
آزادی دانشگاه نه در احیای نظم پیشین، بلکه در رهایی کامل آن از سلطه حکومت، مذهب، دستگاه امنیتی و هر قدرتی است که می‌خواهد برای اندیشه و سیاست خط قرمز تعیین کند. آزادی یا برای همگان است یا آزادی نیست.
هیچ چیز مقدس و مصون از نقد نیست
اتهاماتی نظیر “توهین به شعائر”، “توهین به مقدسات”، “شعارهای هنجارشکنانه” و “توهین به پرچم جمهوری اسلامی”، پیش از آنکه سندی علیه دانشجویان باشند، کیفرخواستی علیه خود رژیم‌اند.
برای ما چیزی به نام امر مقدس و مصون از نقد وجود ندارد. هیچ عرصه‌ای از زندگی اجتماعی، هیچ عقیده، دین، پرچم، رهبر، پیامبر، امام، کتاب، ایدئولوژی، سنت و نهاد سیاسی بالاتر از انسان و خارج از قلمرو نقد نیست. انسان آزاد است همه چیز را به پرسش بکشد، نقد کند، رد کند و حتی به سخره بگیرد. آزادی بیان دقیقا آنجا معنا پیدا می‌کند که انسان بتواند آنچه را قدرت “مقدس”، “ملی”، “دینی” یا “غیرقابل تعرض” اعلام کرده است، آزادانه نقد کند.
هیچ حکومتی حق ندارد برای افکار مردم مرز تعیین کند و سپس عبور از آن مرز را “توهین” و “جرم” بنامد. نه مقدسات اسلامی جمهوری اسلامی، نه نمادهای ملی و نه هیچ شخصیت و ایدئولوژی سیاسی دیگری از نقد مصون نیستند. آزادی اندیشه با شکستن همین حریم‌های ممنوعه آغاز می‌شود.
این اصل برای دانشگاه حیاتی است. تحقیق علمی بدون آزادی پرسش، آزادی شک کردن و امکان به چالش کشیدن هر “حقیقت رسمی” معنایی ندارد. علم از شک آغاز می‌شود، نه از تقدیس. دانشگاهی که در آن موضوعاتی ممنوع، عقایدی مقدس و پرسش‌هایی مجرمانه باشند، دیگر دانشگاه نیست؛ شعبه‌ای از دستگاه ایدئولوژیک قدرت حاکم است.
جمهوری اسلامی سوم؛ سرکوب بیشتر برای مهار جامعه‌ای که خواهان رهایی است
تعرض به دانشگاه شریف را نمی‌توان از موقعیت عمومی رژیم و جامعه جدا کرد. آنچه در قالب “جمهوری اسلامی سوم” در حال شکل‌گیری است، صرفا جابه‌جایی چند مهره در بالای حکومت نیست. رژیمی که در دل جنگ، بحران و کشمکش‌های عمیق اجتماعی قرار دارد، برای حفظ قدرت بیش از گذشته به تمرکز دستگاه حکومتی، گسترش اعدام و دستگیری و تشدید سرکوب متکی می‌شود.
اما سرکوب بیشتر نشانه قدرت جمهوری اسلامی سوم نیست؛ اعتراف آن به وجود جامعه‌ای است که حکم به سرنگون یاش داده است. از همین رو تعرض به دانشجویان شریف فقط تعرض به چند دانشجو نیست؛ بخشی از کشمکش وسیع‌تر حکومت با جامعه‌ای است که می‌خواهد از قید اسلام، استبداد و فرمانبری سیاسی رها شود. دانشگاه یکی از میدان‌های این کشمکش است. حکومت می‌خواهد آن را مرعوب کند، زیرا دانشگاه خاموش بخشی از جامعه خاموش است؛ و این دقیقا همان جامعه‌ای است که جمهوری اسلامی دیگر در اختیار ندارد.
دانشجوی اخراجی نباید تنها بماند
اعتراض بیش از هزار دانشجو و فارغ ‌التحصیل دانشگا شریف و نامه اعتراضی ده‌ها عضو هیئت علمی این دانشگاه گامی مهم است. این اعتراض باید گسترش یابد و به جنبشی سراسری علیه اخراج، تعلیق، محرومیت از تحصیل و فضای امنیتی دانشگاه‌ها تبدیل شود.
کارگران، معلمان، زنان، بازنشستگان، استادان و همه نیروهای آزادیخواه در این جدال ذی‌نفع‌اند. تعرض به دانشگاه، تعرض به آزادی کل جامعه است. در برابر سیاست پراکنده کردن و تنها گذاشتن معترضان، پاسخ جامعه باید همبستگی و اعتراض متشکل باشد.
ما خواهان لغو فوری و بی‌قید و شرط تمام احکام اخراج، تعلیق و محرومیت از تحصیل، مختومه شدن کلیه پرونده‌های سیاسی و انضباطی مرتبط با اعتراضات، بازگشت فوری دانشجویان اخراجی و پایان دادن به احضار و تعقیب دانشجویان هستیم. هر دانشجویی که به دلیل فعالیت سیاسی، اعتراض و ابراز عقیده بازداشت یا زندانی شده است باید فورا و بی‌قید و شرط آزاد شود.
نیروهای امنیتی و دستگاه حراست باید از زندگی سیاسی دانشگاه بیرون رانده شوند. تشکل، تجمع، اعتصاب و فعالیت سیاسی باید آزاد باشد. آزادی بیان و مطبوعات باید بی‌قید و شرط باشد. آزادی عقیده و بی‌عقیدگی باید تضمین شود و تحقیق علمی باید از هرگونه سانسور مذهبی، سیاسی و ایدئولوژیک رها باشد.
جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه کوشیده است دانشگاه را اسلامی کند، تصفیه کند، مهار کند و به سکوت بکشاند. موفق نشده است. اکنون جمهوری اسلامی سوم می‌خواهد همان پروژه شکست‌خورده را با پرونده بیشتر، اخراج بیشتر، زندان بیشتر و سرکوب بیشتر تکرار کند.
اما تناقض حکومت همین‌جاست: هرچه بیشتر می‌کوشد جامعه را وادار به سکوت کند، بیشتر نشان می‌دهد که دیگر قادر به تحمیل سکوت نیست. این تعرض را هم باید عقب راند و درهم شکست!
تمامی احکام اخراج، تعلیق و محرومیت از تحصیل باید فورا لغو شوند!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری!
حزب کمونیست کارگری – حکمتیست

۲۶ اوت ۲۰۲۶

Näytä vähemmän