سیاوش دانشور- تاریخ را بورژوازی قلدر میلیتاریست نمیسازد!
نسل زی (Gen Z) خیابانهای اروپا را به تسخیر خود درآورده اند. از فرانسه و ایتالیا تا آلبانی، پرتغال، اسپانیا و ایتالیا، نسل جوان علیه اوضاع وخیم آموزش، کار و شغل، هزینه بالای مسکن و خدمات اجتماعی اعتراض میکند. خواسته ها در هرکشور ممکن است متفاوت باشند اما یک جهت عمومی و ساده دارند؛ هزینه زندگی تامین نمیشود و آینده تاریک و ناامن است.
اینها اعتراضات موردی و جداگانه نیستند، اعتراض نسلی است که سهمش را از آینده میخواهد. نسل جوان امروز میخواهد در تصمیم سازی کلان راجع به سرنوشت و آینده خود موثر باشد. این خشم انباشته که خصلتی جهانی دارد و حاصل یک خط مشی اقتصادی و سیاستهای ضد اجتماعی کاپیتالیسم است، بناگزیر و بسرعت خود را در مقابل سیستمی میبیند که بانی و باعث کل مشقات بشر امروز است.
روزها و هفته های آتی این اعتراضات با اعتصابات کارگری در موقعیت جدیدی قرار میگیرند. خواستها و شعارهای ضد جنگ، ضد ریاضت اقتصادی، ضد خصوصی سازی ها و تاکید بر حقوق پایه رفاهی، قالب اصلی اعتراضات را شکل میدهد. از هم اکنون امثال مکرون، مثل هر سگ پاسبان درگاه بورژوازی، از سنگر “قانون” و “نظم” علیه معترضینی که خواست “سرنگونی” دارند شاخ و شانه سرکوب شدید می کشد. انصافاً مکرون هنوز در قیاس با راست ایرانی فاشیست قابل تحملتر است. وی لااقل جنبش وسیع اعتراضی و حق تجمع و اعتراض آنها را برسمیت میشناسد و آگاهانه از دستجاتی که از اوضاع سوءاستفاده میکنند جدا میکند. اما راستهای فاشیست و سلطنت طلب ایران کاسه داغتر از آشاند، آنها اعتراضات در فرانسه را شورش “چپها و اسلامیها” برای ایجاد حکومت اسلامی معرفی میکنند.
خود فرانسوی ها باندازه اپوزیسیون راست ایران واکنش به “غارت بوتیک ها” نداشته است؛ یکی از تظاهر کنندگان اعمال فرانسه در دنیا و مرگ روزمره مردم در اثر فقر و بیماری و نداری را بسیار مهیب خواند و تاکید کرد؛ “غارتگران آنهائی هستند که زندگی ها را غارت کرده اند نه کسانی که ویترین را خالی کردند”!
وقایع فرانسه و کشورهای دیگر دنیا از اروپا و آمریکا تا هندوستان و آمریکای جنوبی، زمین لرزه های بحرانی است که نظم کنونی در متن جدالهای سرنوشت ساز در آن دست و پا میزند. باید منتظر رویدادهای بمراتب مهمتری بود. آنچه روشن است و برای هزارمین بار اثبات میشود، اینست که اراده طبقات حاکم و منویات آنها نیست که تاریخ را میسازد. تنها جنگ و رقابت قدرتهای سرمایه داری نیست که آینده را ترسیم میکند، مبارزات کارگری و تقابلهای طبقاتی و تلاقی های اجتماعی در تعیین چند و چون آینده تعیین کننده اند.
امروز اعتراض به فقر و شکاف طبقاتی و دیکتاتوری بورژوائی است، فردا میتواند افق نفی نظم کنونی و افق آزادی بشریت بار دیگر به جلو صحنه رانده شود. آنچه مسلم است، طبقه کارگر و نسل جدید طوق بردگی تمام عیار بورژوازی تریلیونر را قبول نخواهد کرد. این جنگی باز است و نتایج آن تابع بسیار فاکتورهای دخیل است.
۱۹ اکتبر ۲۰۲۶
Näytä vähemmän
