اکتبر. در آستانه ٤٠ سالگي انقلاب مردم در ايران عليه استبداد پهلوي و عدم وجود آزادی، رفاه اجتماعي و سلطه ی ديكتاتوری، چه عواملي باعث شد كه ارتجاع اسلامی، انقلاب مردم را مصادره كند و مسير آن انقلاب را به انحراف بكشاند؟ خواسته های اساسی آن انقلاب چه بود؟ امروز بسياري از سران رژيم اسلامي میگویند، انقلاب برای دستیابی به آزادی و رفاه نبود. حق با كيست؟
اسماعیل ویسی- با سپاس از وقتی که در اختیارم گذاشته اید. تمامی متحجرین که در طول زندگی شان از جیب مردم زندگی اعیانی و اشرافی داشته اند واکنون نیز از وجود حکومت اسلامی، همچنان سودهای سرشار و غیر قابل تصوری را به جیب میزنند به چرند و هذیان گوئی افتاده اند در مورد انقلاب با شکوه مردم در سال ۵۷ افتاده اند. اینان همگی خواسته های آن انقلاب را آگاهانه تحریف میکنند و میخواهند به جامعه و نسل جوان ” حقنه ” کنند که انقلاب برای آزادی، رفاه و آسایش نبوده است بلکه اقلاب برای اسلام و دیانت و تزکیه نفس بود. مرتجعین حاکم و اخوندهای ریز و درشتشان برای از بین بردن فقر و گرسنگی و معیشت فلاکتباری را که به اکثریت مردم تحمیل کرده اند دعا و نماز تجویز میکنند. هفته گذشته اخوند متحجری به اسم صدیقی در نماز جمعه تهران تاکید کرده بود مردم در برابر بحران اقتصادی، روزه بگیرند و نمازهای متفاوت بخوانند. راه حل متحجرین حاکم برای از بین بردن فقر و فلاکت اکثریت مردم ودر جهت تحریف خواسته های انقلاب ۵۷ انقلابی برای ازادی رفاه و خلاصی از استبداد و ظلم!
در اینجا ضرورت دارد به پروسه انقلاب ۵۷ و واقعیت زمینه ها و مطالبات اقتصادی و سیاسی- اجتماعی بطور اجمالی اشاره ای بکنم. انقلاب سال ۵۷ در ایران برعلیه رژیم سلطنتی پهلوی، بدون شک، انقلابی آزادیخواهانه وحق طلبانه بود. انقلابی برای دستیابی به آزادی، رفاه و آسایش از هر لحاظ بود. هدف اساسی توده های مردم شرکت کننده وانقلابیون دستیابی و ایجاد زندگی ای بهتر بود. طبقه کارگر درانقلاب ۵۷ نقش اساسی در ساقط کردن استبداد سلطنتی پهلوی داشت. اما، معنی نکردن مفهوم سرنگونی انقلابی و عدم وجود حزب کمونیستی کارگری و سیاست روشن و مشخص کمونیستی کارگری در هدایت و رهبری مبارزات طبقه کارگرو جنبشهای آزادیخواهانه و حق طلبانه اجتماعی دخیل در جریان خیزش انقلابی و توده ای ۵۷، معضل اساسی بود. جنبه صرفا ضد استبدادی و وجود تعلق خاطر سیاسی- اجتماعی جریانات به اصطلاح چپ به اسلام انقلابی! حمایت دولتهای غربی به قصد جلوگیری از بقدرت رسیدن چپ، کاری کرد که ضد انقلاب اسلامی را بر شانه های سنت توده ایستی، و و جبهه ملی و فرهنگ ملی – مذهبی ضد غربگرائی بقدرت رسانده شود. ضد انقلاب اسلامی در اساس ماموریت و وظیفه اش سرکوب انقلاب آزادیخواهانه و عدالت طلبانه مردم و بشکست کشانیدن آن بود.
همینجا لازم است اشاره کنم که خیزش توده ای جاری نیزکه عمل و پیام روشن و قاطع آن سرنگونی بی اما و اگر جمهوری اسلامی است، لازم است از تجارب انقلاب۵۷ تجارب و درس لازم را بگیرد و خود را به جنبه صرفا ضد رژیمی و ضد استبدادی رژیم اسلامی محدود نکند. طبقه کارگر و طیف کارگرا ن رادیکال سوسیالیست و کمونیست، محافل رهبران عملی کارگری با حضورفعال خود باید افق وسیعتری بر جنبش سرنگونی ناظر کنند. همزمان در مبارزه قاطع برای سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی بطور هدفمند برای مادیت بخشیدن به چشم انداز برابری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در واقع زندگی بهتر که تامین کننده توقعات زندگی انسان امروزی باشد بکوشند. طرح خود را پیش پای جامعه بگذارند و خواهان اجرای ان باشند!
رژیمی که موجودیتش از ابتدا تاکنون وصله ناجوری بر پیکر جامعه ایران بوده، در بن بست کامل اقتصادی – سیاسی واجتماعی قرار گرفته است. این رژیم برای ادامه بقاء و حیات ارتجاعی و استثمارگرانه، بر رشد و گسترش روزافزون اخنتاق سیاسی و سرکوبگری و عدم برسمیت شناختن هرگونه حق و حقوق ابتدائی آحاد مردم متکی است. اگر در پروسه اعتراضات و دورنمای سرنگونی رژیم تصویر روشنی از سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ارائه نشود، نگرانی از اینکه تحولات با زد و بند از بالا توسط اپوزیسیون راست پرو غربی و تحمیل آلترناتیو بورژوایی کنترل شود، وجود دارد. و همچون انقلاب ۵۷، در بر همان پاشنه بچرخد. نکته ای بسیار اساسی و جدی، نباید عافل بود!
اکتبر، ٤٠ سال بعد از انقلاب جامعه ایران كماكان دچار تلاطم تحولات سیاسی- اجتماعي عميقي است. اين تحولات در جامعه کردستان نیز مستقیما انعکاس دارد. در تداوم و تشدید چنین وضعیتی و در تنگنا قرار گرفتن بیشتر رژیم اسلامی در مناطق مرکزی ایران، پیش آمدن ” خلا قدرت و حاكميت دوگانه ” يك احتمال است. جنبش بورژوا ناسیونالیستی کرد برای چنین شرایطی برنامه و سناريو سياه خود را دارد، جنبش کمونیستي و چپ چه وظيفه ايي را براي خود تعريف كرده است تا يكبار ديگر تجربه ٥٧ و به انحراف كشاندن خيزش مردم و انقلاب بشكست كشانده نشود؟
اسماعیل ویسی- همانطور که اشاره کرده اید تاکید می کنم که، تمامی آن مصائب اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که به یمن موجودیت حکومت اسلامی به اکثریت مردم ایران تحمیل شده است. در کردستان ممکن است در بعد وسیع تری نیز خودنمائی می کند. براساس همین زمینه اجتماعی و احتمال گسترش اعتراضات به شهرهای کردستان، همگام با خیزش توده ای، رژیم اسلامی در تمامی شهرهای کردستان حکومت نظامی غیر رسمی را با حضور گسترده نیروهای سرکوبگرش، برقرار کرد. بعلاوه اصلاح طلبان کرد و جریانات ناسیونالیست کرد برای ” سودا و معامله گری و دستیابی به اهداف سیاسی- طبقاتی خود ” تلاش کردند شهرهای کردستان با اعتراض سراسر همگامی نکنند. در تداوم و پروسه سرنگونی نیزحتما تلاش خواهند کرد از رشد و گسترش رادیکالیزم و فضای انقلابی جلوگیری کنند. این تلاش دست راستی را باید خنثی کرد. از هم اکنون در این راستا و برای گسترش و سازماندهی حرکات اعتراضی در همبستگی با خیزش سراسری توده ای و کارگری برنامه ریزی عملی ضرورت دارد. وظیفه اساسی احزاب سیاسی کمونیستی است که مردم وجوانان، فعالین چپ وآزادیخواه کردستان را متشکل و سازماندهی کنند تا این کمبود جبران شود! پیام قاطع خیزش توده ای جاری سرنگونی بی اما و اگر رژیم اسلامی است. حکومت اسلامی هم پیام را گرفته است. لازم است از هم اکنون آگاه و هوشیار بود. برای ایجاد همبستگی اجتماعی و سازماندهی با برنامه، هدفمند تلاش نمود. ارتجاع در هر شکل و رنگی و تحت هر عنوانی را باید، افشاء و برای ایزوله کردن این جریانات اقدام کرد. باید فضای آزادیخواهی جامعه را علیه آنها بسیج کرد و گسترش داد. باید سریعا و بدون فوت وقت عمل کرد.
تاکید می کنم که جنبش چپ و راست در کردستان که در وجود احزاب سیاسی اجتماعی بروز عملی و تاثیر گذار دارند این واقعیتی عینی است. این احزاب و پرچمهای متفاوت در روند پروسه سرنگونی رژیم اسلامی در تقابل باهم قرار خواهند گرفت و این تقابل طبقاتی جدی و تعیین کننده ایی خواهد بود. قطب بندی کنونی این جنبش ها با ارائه آلترناتیو سیاسیشان، برای اداره و حاکمیت در جامعه کردستان، بعد ازسرنگونی حکومت اسلامی. عینیا و عملا در جریان است.
تاکید می کنم، روندی که در جریان است پروسه گسترش سرنگونی رژیم اسلامی است. هیچگونه راه بازگشتی ندارد. باید قطب چپ جامعه در این پروسه بکوشد با سازماندهی رادیکالیسم اجتماعی و با اهداف روشن، سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی را رقم بزند! اما مشخص است که رژیم اسلامی برای بقاء خود از هیچ گونه تلاشی دریغ نخواهد کرد و نباید غافل بود که ممکن است جریاناتی در حاکمیت و قطب راست اپوزیسیون برای جلوگیری از سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی، سناریوهای دیگری را به جامعه و جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی تحمیل کنند. باید آمادگی لازم را داشت.
همچنانکه در سوال اشاره شده است من هم معتقدم که در تداوم و تشدید چنین وضعیتی و در تنگنا قرار گرفتن بیشتر رژیم در مناطق مرکزی ایران پیش آمدن ” خلاء قدرت و حاكميت دوگانه ” مثلا در کردستان يك احتمال ممکن است. از هم اکنون ” جنبش بورژوا ناسیونالیستی کرد- قطب راست ” برای چنین شرایطی برنامه و سناريو خاص خود را دارد. قطعا کمونیستها و – قطب چپ جامعه” وظیفه ای بسیار خطیر دارند. لازم است آلتر ناتیو سیاسی خود را که بطور مشخص ” برنامه حاکمیت مردم در کردستان که تضمین کننده اساس اعمال اراده مستقیم توده مردم و کارگران از طریق شوراهای مردمی” است را ارائه بدهد و در دسترس جامعه قرار بدهد. باید از هم اکنون زمینه های ایجاد تشکیل شوراهای کارگری و مردمی را برای کنترل محلهای کار و زندگی، فراهم شوند و با آمادگی کامل بر سر بزنگاه سیاسی تحت هدایت سیاسی اجتماعی قطب کمونیتسی و چپ، بموقع و بدون فوت وفت اعمال اراده مردم را از طریق مکانیزم شوراها برای اداره جامعه، مادیت یابد. دستاوردهای مردم زحمتکش به یغما نرود وارتجاع بشیوه دیگر اینبار در قبای ” کردایتی ” خود را تحمیل نکند!
جنبش ناسیونالیستی در کردستان ایران به مثابه جنبش سیاسی بورژوازی کرد در کنار سنت و فرهنگ و عادات ناسیونالیستی موجود در جامعه اجزاء سیاسی متشکل جنبش ناسیونالیستی کرد میباشند. ناسیونالیسم جنبشی اجتماعی و فعال در جهت دستیابی به منافع طبقاتی خود می باشد و تلاش میکند نه تنها در قدرت سیاسی به بازی گرفته شود، بلکه بعنوان بخشی از این سیستم و سهیم در استثمار طبقه کارگر در کنار بورژوازی در ایران از سوی جناح ها و – جنبش راست پرو غرب اپوزیسیون بورژوائی برسمیت شناخته شود. از طرفی حضور قدرتهای سرمایه جهانی در تقابل با رژیم اسلامی و بازی با کارت ” مسئله کرد ” به عامل مهمی در این بازی کثیف سیاسی تبدیل شده است.. این مسله در غیاب وجود نیروهای چپ و رادیکال ظرفیت ان را دارد که با بند و بست از بالا روند جاری مبارزات رادیکال توده های مردم در کردستان را مهار کنند. تلاش عملی و مواضع سیاسی جریانات و” احزاب سیاسی جنبش ناسیونالیستی کرد- قطب راست ” در این برهه از زمان در داخل و خارج ایران تاییدی بر این واقعیت است. در این راستا نکات مورد اشاره زیر را میتوان مد نظر قرار داد
۱ـ در محلات خود را سازماندهی کرده ومتشکل شد. کنترل محلات را در دست گرفت و فضای آزادیخواهی را دامن زد. از هرگونه ابراز وجود و مزاحمت مرتجعین جلوگیری کرد.
۲- شبکه وسیعی از سازماندهی گروههای پیشرو آزادیخواه در سطح شهرهای کردستان را تشکیل داده وبه تبادل اطلاعات و همفکری با همدیگر پرداخت.
۳- واحد های گارد آزادی را تشکیل داده و چون شبکه ای بهم بافته عمل کرد. واحدهای گارد آزادی باید دست بکار شوند و در برابر هر گونه جریان ارتجاعی بویژه مزدوران رژیم واکنش نشان دهند و با آگاهگری وایجاد فضای آزادی علیه تحرکات ارتجاعی شان، محیط را بر آنها تنگ کرده و از محله و شهر طرد کنند. واحدهای گارد آزادی یعنی صف محکم و مسلح و سازمانیافته ازادیخواهان در برابر ارتجاع قومی – مذهبی وبرای ایجاد دورنمای آینده ی روشن ودردفاع از مدنیت جامعه.
۴ – در هر مرکز و رشته کارگری، در محلات و شهرها باید شوراها را ایجاد کرد و از این طریق اعمال اراده مستقیم توده کارگر و مردم را در مبارزات جاری و در فردای تحولات تضمین کرد.
در خاتمه برای تقابل جدی و اساسی برای سرنگونی حکومت اسلامی، و تقابل با جنبش ناسیونالیسم کرد در کردستان هم سازماندهی سراسری در ابعاد وسیع درجامعه کردستان را می طلبد. باید گامهای عملی را بر داشت. محافل فعالین و رهبران جنبشهای اجتماعی آزادیخواه و برابری طلب در تمامی شهرهای کردستان وجود دارند. وظیفه رهبران عملی کارگری وکمونیستی این است که برای مرتبط شدن و ایجاد شبکه سازماندهی وسیع این محافل برای مادیت بخشیدن به مفاد چه باید کردشان اقدام کنند تا بتوان حاکمیت شوراهای مردمی را مادیت بخشید. این تنها راه تقابل جدی در ابعاد اجتماعی می باشد !
اسماعیل ویسی – esmail.waisi@gmail.com
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
