بیست و ششم دی ماه، یادآور فرار یک فرد مستبد و دیکتاتور و در واقع پایان واقعی نظام فاسد سلطنتی بعد از صد ها سال درتاریخ ایران بود. یا دآوری این روزشاید از این بابت ضروری بنظر می رسد که برای سردمداران فعلی ایران، که به مراتب سفاک تر و درنده تر و فاسد تر از سلسله پهلوی می باشند و عوامل وابسته به آنها می تواند برای یک لحظه جای تامل و اندرز باشد.
شاه! که عمری در خوش خدمتی و حلقه بگوشی ایالات متحده، کوشید در زمان فرار از طرف دولت آمریکا روی خوشی ندید و سرانجام برای همیشه ی تاریخ در مصر سکنی گزید.
بزرگ ارتشداران؛ ژاندارم خلیج فارس؛ در زمان بزنگاه قیام مردم ایران؛ نه ارتشش و نه ژنرالهای چند ستاره اش نتوانستند از سقوط او و افتادن در زباله دان تاریخ نجاتش دهند . بماند که چه بر سر انقلاب مردم ایران آمد .
اکنون که رژیم جمهوری اسلامی در آستانه چهلمین سال حاکمیت خود است ؛ و بطور طبیعی باید خود را برای جشنهای فرمایشی آماده کند ؛ در بحران مشروعیت قرار دارد ؛ این دومین سال پیاپی است که جشن های جمهوری اسلامی از جانب مردم به کامشان تلخ گردیده ؛ در سال گذشته تظاهراتهای گسترده در بیش از صد شهر ایران رخ داد که نه تنها دولت که اصل نظام را به زیر سوال بردند و در واقع در یک رفراندم خیابانی رای “نه” قاطع به جمهوری اسلامی دادند. و امسال نیز هیمنه پوشالی حکومت با تمامی ماشین سرکوبش توسط یک رهبر کارگری که تنها با یک بلند گوی ساده به مصاف آمده ؛چنان به چالش کشیده شده ؛که همه از اصلاح طلب تا اصول گرا نقاب از چهره برداشته اند و با درنده خویی و وقاحت سعی در جمع کردن آبروی نداشته شان دارند .
پناه بردن به حربه های کثیف و کهنه ای چون اعتراف گیری های تلویزیونی که همواره جزء روشهای جمهوری اسلامی بوده و تهیه سناریوهای پیچیده جیمز باندی ؛ نشان از ضعف و استیصال سردمداران جمهوری اسلامی را دارد.
در تمامی دورانها حال با کمی تفاوت در شکل ؛ تمامی حکومتهای مستبد و دیکتاتور و فاسد بعنوان نیروی سرکوبگرطبقات جامعه خود عمل نموده و بقا و دوام خود را در مزدور پروری ؛ایجاد میلیشاهای کور و متعصب و تشدید فشار و سرکوب جامعه تئوریزه نموده اند.
حکام جمهوری اسلامی باید بدانند؛ اکنون مردم ستمدیده و رنجکشیده جامعه ایران؛عزم خود را برای سرنگونی آنها و تمامی مظاهر نظام جزم نموده اند . امروز آشکار تراز هر دوره و رادیکالتر از هر زمان کارگران بعنوان نیروهای پیشرو در صف اول مبارزه با نظام جمهوری اسلامی قرار دارند .
قطعا تلاش مذبوحانه جمهوری اسلامی در پروسه بگیر و ببند رهبران و فعالان کارگری و پرونده سازی به قصد مرعوب نمودن آنها نمی تواند نظام را ازمهلکه نابودی نجات بخشد. تمامی تقلای رژیم با تمام توان رسانه ای و تبلیغی اش جهت آبرو خریدن در برابر اتهام یک رهبر کارگری و به مصاف کشیدن حاکمان در یک مناظره ؛نشان از ضعف و استیصال رژیم روبه زوال دارد.
حضرات باید بدانند دیگر نمی توان جلوی سیل خروشان طبقات ستمدیده و خشمگین را گرفت و کارگران؛ معلمان، رانندگان، دانشجویان آزادی خواه، همراه با سایر مردم ریشه این حکومت را از بنیان خواهند کند.
امروز آنچه که عیان و ضروری است، انتخاب کمونیسم بعنوان تنها راه نجات جامعه ایران از مهلکه نظم کاپیتالیستی و نظامهای سلطنتی و جمهوری اسلامی است و این را میتوان از اعترافات سران حکومت به سادگی مشاهده کرد. در حالی که چهل سال تلاش جهت القای ایدولوژی طبقه حاکم بسادگی در کلام یک دختر دانشجوی مبارز بر باد میرود و حسرت انکار کمونیست بودن را بر دل جلادان و شکنجه گران می گذارد.
قطعا در آن بزنگاه تاریخی نه نیروهای مزدور سرکوبگرشان و نه موشکهای بالستیک و جنگ افزارهایشان نمی توانند نجات بخش آنها باشند و نه از محاکمه مردم ایران در امان و پناه خواهند بود.
ازین روی تاریخ را نباید فقط در توالی فصول دید؛ بلکه عبرتیست برای جنایتکاران تا بدانند ظلم همیشگی نیست .
***
