هلاله طاهری-  پناهندگان سیاسی ایرانی در میان آتش و معامله قدرت‌ها
هزاران پناهنده سیاسی ایرانی که از دست رژیم اسلامی فرار کرده و به اقلیم کردستان پناه برده‌اند، در میان ناامنی و بلاتکلیفی، گرفتار قدرت‌های حاکم‌اند؛ وضعیتی که به‌سرعت می‌رود تا به یک فاجعه انسانی منجر شود. در اقلیم کردستان عراق، جامعه‌ای از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی و خانواده‌های آنان زندگی می‌کنند؛ بخشی اعضا یا وابستگان احزاب، بخشی پیشمرگه‌های سابق یا فعلی و بخشی فعالان سیاسی و خانواده‌هایی هستند که سال‌هاست در تبعید زندگی می‌کنند. برخی از طریق دفتر سازمان ملل ثبت شده‌اند، برخی پناهجو هستند و برخی وضعیت اقامت انسانی یا سیاسی دارند. اما واقعیت مشترک این است که بخش قابل توجهی از آنان در صورت بازگشت اجباری به ایران، با خطر جدی برای آزادی، امنیت و حتی جان خود مواجه‌اند.
سازمان ملل در آنجا حضوری صوری دارد و چندین سال است نه‌تنها به پرونده این پناهندگان رسیدگی نکرده، بلکه در قبال امنیت آنان نیز وظیفه‌ای بر عهده نگرفته است. اداره آمار اقلیم کردستان، با منبع UNHCR، در آوریل ۲۰۲۶ تعداد ۷٬۱۵۴ پناهنده ایرانی را ثبت کرده است؛ عددی که تنها مربوط به افراد ثبت‌شده در سیستم پناهندگی است و نمی‌توان آن را معادل کل جامعه تبعیدیان سیاسی، اعضای احزاب و خانواده‌های آنان دانست. دولت اقلیم کردستان نیز بی‌شباهت به بی‌مسئولیتی سازمان ملل نیست. ترور و ناپدید شدن بسیاری از سیاسیونی که از دست رژیم فرار کرده بودند در اقلیم کردستان، بخشی به پای خود دولت اقلیم نوشته شده است؛ چرا که همکاری تنگاتنگ آن با رژیم اسلامی، از جمله همکاری برای تحویل دادن پناهندگان سیاسی که به قتل و اعدام آنان به دست رژیم منجر شد، بخشی از پرونده شرم‌آور و غیرانسانی مسئولین اقلیم است. حضور نظامی نیروهای سپاه و شبکه‌های جاسوسی رژیم در شهرهای کردستان، با هدف ایجاد رعب و وحشت و آدم‌ربایی، سال‌هاست بخشی از تفاهم و قرارداد دو دولت در دو سوی این مرز بوده است. اقلیم کردستان خود بخشی از این جهنمی است که برای پناهندگان ساخته شده است.
اما چرا اکنون مسئله پناهندگان سیاسی به معضلی برجسته تبدیل شده است؟ جمهوری اسلامی نزدیک به چهار دهه است که به ترور، اذیت و آزار و دستگیری مخالفان و احزاب سیاسی پرداخته؛ از بمباران اردوگاه‌ها و موشک‌پراکنی به کمپ‌های پناهندگان تا حمله به درون کمپ‌ها که در سال‌های اخیر ده‌ها فاجعه انسانی به‌جا گذاشته است. شرایط امنیتی در سال ۲۰۲۶، با اعلام آشکار رژیم اسلامی برای انتقام‌گیری از پناهندگان سیاسی و مخالفین خود، وخیم‌تر شده و صدمات جانی، مالی و امنیتی وسیعی بر کامیونیتی پناهندگان وارد کرده است.
بر اساس گزارش هه‌نگاو، سازمان حقوق بشر کردستان، از سال ۲۰۱۷ تاکنون بیش از ۱۵۰ حمله مستقیم موشکی و پهپادی علیه اردوگاه‌ها و محل استقرار احزاب اپوزیسیون مستقر در کردستان عراق در اقلیم گزارش شده که دست‌کم ۲۱ کشته بر جای گذاشته است. در آوریل ۲۰۲۶ نیز حمله‌های پهپادی جان ده‌ها زن و مرد جوان را در کمپ‌های احزاب گرفت. هم‌زمان، رژیم اسلامی ایران در جلسات متعدد، به‌ویژه طی شش ماه اخیر، با دولت اقلیم کردستان معامله برسر جان این پناهندگان را آغاز کرده است. تهدیدهای روزانه در اخبار، مبنی بر دو آلترناتیو «اخراج پناهندگان» یا «تحویل آنها به رژیم اسلامی»، به معضل و وحشت شبانه‌روزی هزاران پناهنده تبدیل شده است.
در بطن جنگ امریکا و ایران، کشمکش بر سر قدرت و اتوریته دولت‌های تروریستی بر منطقه و بازی با جان انسان‌ها، چه در داخل ایران و چه در مرزها، خطرناک‌ترین شیوه برای ایجاد وحشت و ناامنی به‌کار گرفته می‌شود. ابزار تحمیل فقر مطلق و اعدام‌های گسترده از جانب رژیم، بمباران مناطق انرژی، اقتصاد و زیست مردم توسط امریکا، و معامله بر سر جان پناهندگان در اقلیم کردستان، آن مثلث کثیفی است که می‌خواهد بشریت را به عصر حجر برگرداند. این پناهندگان سیاسی، در هر سطحی که باشند، در صورت تحویل به رژیم اسلامی با خطر شکنجه، بازداشت، تعقیب سیاسی و اعدام مواجه خواهند شد. اگر قرار است فردی از اقلیم خارج شود، سؤال اساسی این است: به کجا؟ انتقال از یک منطقه ناامن به منطقه‌ای دیگر که در آن امنیت و حقوق اساسی فرد تضمین نشده، راه‌حل نیست. درخواست کمپین، انتقال امن، قانونی، داوطلبانه و تحت نظارت سازوکارهای بین‌المللی به کشورهای ثالث است؛ کشورهایی که بتوانند برای افراد در معرض خطر، حفاظت واقعی و امکان آغاز یک زندگی امن فراهم کنند.
حملات پهپادی و موشکی تنها گوشه‌ای از واقعیت تلخ زندگی این پناهندگان و خانواده‌هایشان است. بسیاری با مشکلات اقامت، اشتغال، مسکن، آموزش و دسترسی به خدمات عمومی مواجه‌اند. بلاتکلیفی حقوقی و اقتصادی، فشار امنیتی را چند برابر کرده است. کودکانی با موانع و نگرانی درباره ادامه تحصیل، جوانانی با آینده تحصیلی و شغلی نامعلوم و خانواده‌هایی بدون درآمد پایدار برای تأمین مسکن و هزینه‌های ابتدایی زندگی وجود دارند. زنان و دختران جوان نیز به عناوین مختلف مورد اذیت و آزار جنسی و جنسیتی قرار می‌گیرند.
بخشی از این پناهندگان سیاسی اعضای احزاب اپوزیسیون ضد رژیم جمهوری اسلامی هستند و در عین حال در دفتر سازمان ملل نیز ثبت شده‌اند. سورداش و دیگر محل‌های استقرار احزاب ایرانی در اقلیم، در ماه‌های اخیر با تهدیدهای جدی و حملات موشکی رژیم اسلامی روبه‌رو بوده‌اند. وضعیت پناهندگان سیاسی ایرانی در این منطقه حساس و در شرایط جنگی، دیگر فقط یک مسئله سیاسی یا مهاجرتی نیست؛ مسئله‌ای انسانی است.
یکی از پرونده‌هایی که به‌طور ویژه توجه کمپین را جلب کرده، پرونده غزال مولان است. در آوریل ۲۰۲۶، غزال در پی حمله پهپادی به محل استقرار یک گروه در منطقه سورداش زخمی شد و پس از انتقال برای دریافت خدمات درمانی جان خود را از دست داد. بر اساس گزارش‌ها، غزال پس از زخمی‌شدن هنوز زنده بود و برای دریافت کمک پزشکی به بیمارستان‌های شهر سلیمانیه منتقل شد، اما روند کمک به او با دست رد بیمارستانها برای مداوا و با دریافت مجوز قانونی صادر شده از طرف دولت اقلیم کردستان برای همکاری نکردن با پناهندگان سیاسی در نهایت جلو چشم دهها دکتر و پرستار بر اثر خونریزی جان باخت.
چندی پیش کمپین ما با عنوان “عدالت برای غزال” تلاش کرد این پرونده را به موضوعی عمومی تبدیل کند و دولت اقلیم کردستان را مسئول این جنایت نانوشته در حق این دختر جوان بداند. همچنین خواهان بازخواست قانونی مسئولین بیمارستانی شدیم که از همکاری خودداری کرده بودند و بر پیگرد قانونی آنان تأکید کردیم. برای ما، غزال فقط یک نام نیست؛ او نمادی از این پرسش است: وقتی یک انسان زخمی و در معرض مرگ قرار دارد، چه کسی مسئول حفاظت از جان اوست؟ ما همچنان خواهان بررسی مستقل و دقیق این حادثه، از زمان حمله تا انتقال و دریافت خدمات پزشکی، هستیم. کمپین افراد را بر اساس قومیت، مذهب، جنسیت، گرایش سیاسی یا وابستگی حزبی ارزیابی نمی‌کند. برای ما، پیش از هر عنوان سیاسی یا حقوقی، این افراد انسان هستند؛ انسان‌هایی که جان، امنیت و آینده‌شان از جانب یک رژیم جنایتکار به گروگان گرفته شده است. این کمپین صرفاً یک درخواست عمومی نیست. اعضای آن، زنان و مردانی هستند که در داخل اقلیم کردستان با جامعه پناهندگان و تبعیدیان ارتباط مستقیم دارند و با سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری، سازمان‌های مدافع پناهندگان، سازمان‌های زنان و دیگر نهادهای مدنی در ارتباط‌اند. ارتباط با سازمان‌هایی از جمله سازمان عفو بین‌الملل و سازمان ملل مرتبط با امور پناهندگان نیز بخشی از این فعالیت است. جلب حمایت بین‌المللی در صدر فعالیت ما قرار دارد، زیرا آن را راه‌حلی انسانی و متحدانه برای پیشگیری از وقوع فاجعه‌ای دیگر می‌دانیم.
کمپین همچنین تلاش کرده حمایت شخصیت‌های سیاسی، سازمان‌های حقوق بشری، سازمان‌های زنان، مدافعان حقوق پناهندگان، نمایندگان و نهادهای اروپایی و اتحادیه‌های کارگری را جلب کند. تاکنون حدود ۳۰ امضا از افراد و نهادهای مختلف برای حمایت از بیانیه کمپین جمع‌آوری شده و تلاش برای افزایش این تعداد ادامه دارد. این امضاها صرفاً یک عدد نیستند؛ نشان‌دهنده شکل‌گیری یک شبکه حمایت مدنی و انسانی برای افرادی هستند که صدایشان به اندازه کافی شنیده نمی‌شود. هم‌زمان، با چند سازمان حقوق بشری و مدافع حقوق پناهندگان در داخل اقلیم که سال‌هاست با این جامعه در ارتباط‌اند، تماس و همکاری برقرار کرده‌ایم. از طریق این شبکه، اطلاعات میدانی درباره وضعیت امنیتی، خانوادگی، اقتصادی، درمانی و روانی افراد دریافت می‌کنیم و در موارد اضطراری، تلاش می‌کنیم از طریق نهادهای بین‌المللی حمایت لازم را پیدا کنیم. کمپین همچنین اخبار و گزارش‌های مربوط به وضعیت پناهندگان سیاسی را از طریق شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌دهد و می‌کوشد جامعه جهانی را نسبت به خطر تصمیم‌هایی که ممکن است بدون اطلاع و مشارکت این افراد درباره آینده آنان گرفته شود، حساس کند.
در بیانیه کمپین ما آمده است:
۱. توقف فوری اخراج و استرداد پناهندگان: از هرگونه بازگرداندن اجباری یا تحویل پناهندگان به ایران جلوگیری شود.
۲. تضمین امنیت پناهندگان: امنیت و حفاظت فوری تمامی پناهندگان سیاسی در اقلیم کردستان عراق تأمین شود.
۳. ایجاد سازوکار اسکان اضطراری
۴. حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر: زنان، کودکان و سایر افراد آسیب‌پذیر بی‌درنگ از حمایت‌های لازم برخوردار شوند.
۵. نظارت مستقل بین‌المللی: سازوکارهای مستقل نظارت بر وضعیت حقوق بشر در منطقه مستقر شوند.
۶. تعهد علنی به اصل منع بازگرداندن اجباری (Non-Refoulement): دولت اقلیم کردستان عراق به‌صورت رسمی و علنی پایبندی خود را به اصل منع بازگرداندن اجباری پناهندگان اعلام و تضمین کند.
ما منتظر وعده‌ها نمی‌مانیم. باور داریم اگر صدای ما با صدای سازمان‌های حقوق بشری، اتحادیه‌های کارگری و نهادهای مدافع پناهندگان، شخصیت‌های سیاسی، سازمان‌های زنان و همه انسان‌هایی که به کرامت و حق زندگی باور دارند همراه شود، می‌توانیم مسئولان و دولت‌های متعهد را متقاعد کنیم که برای این بحران راه‌حلی فوری و عملی پیدا کنند. این انسان‌ها نباید اسباب معامله میان دولت‌ها یا قربانی توافق‌های سیاسی و امنیتی شوند. آنها انسان‌هایی هستند که سال‌ها در تبعید و ناامنی زندگی کرده‌اند و شایسته یک زندگی امن، آزاد و باکرامت هستند. از هر فرد، سازمان و دولتی که توانایی کمک دارد می‌خواهیم، در هر جای جهان که هست و به هر اندازه که می‌تواند، برای حفاظت از جان این انسان‌ها اقدام کند. زیرا مسئولیت حفاظت از جان انسان‌ها فقط مسئولیت یک دولت یا یک سازمان نیست؛ در برابر یک خطر انسانی جدی، همه ما به اندازه توان و جایگاه خود مسئولیم. آنچه از جامعه جهانی انتظار می‌رود این است که نظاره‌گر وقوع یک فاجعه دیگر نباشد. این انسان‌ها نباید موضوع معامله باشند؛ آنها حق زندگی دارند.
۲۱ اوت ۲۰۲۶