جاوید حکیمی- اسد گلچینی، جنگ و جمهوری اسلامی
جنگ جاری و در ادامه بمباران شهرها موجب تضعیف جمهوری اسلامی بشود یا نه هیچ کمونیستی نمی تواند با آن موافق باشد. آن جریانی که تضعیف جمهوری اسلامی به هر قیمتی‌ و توسط هر شیطانی را به نفع مردم می داند عملا دارد کشتار مردم زیر باران موشک های امریکا و‌ اسرایبل را توجیه می کند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی پای هیچ جنگی نمی رود مگر آنکه به تقویت نظامش منتهی شود. این تصور که جمهوری اسلامی می داند امریکا برای سرنگونی او آمده است و باز هم تا آخر ایستاده است پوچ است. خمینی جلاد قرن همان که گفته بود جنگ نعمت است وقتی بقای نظامش را در خطر دید جام زهر را نوشید و از قید تسخیر کربلا و قدس گذشت. بدینسان دو سوی این جنگ ارتجاعی اگر بر پروسه لاینقطع جنگ و مذاکره و معامله اصرار می ورزند همانا چون در آن ذینفع اند گیرم با اهداف مختلف و گاه ناهماهنگ. در واقع قربانیان اصلی این جدال تروریست ها که معلوم نیست پشت پرده چه بده و بستان هایی با هم دارند عموم مردم به ویژه زنان و اقشار فرودست جامعه و کارگرانند. حزب حکمتیست به درست جنگ کنونی را جنگ ارتجاعی دولتهای تروریستی دانسته و با شعار نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی خواهان قطع بی درنگ آن است.
شگفت آنکه «نه به جمهوری اسلامی» به حق خشم سپاه پاسداران در داخل و در کمال تاسف اعتراض شدید اسد گلچینی در خارج را همزمان برانگیخته است. اگر سپاه پاسداران نه به خودش را برنتافته و بر شمار اعدام ها افزوده است، اسد گلچینی هم در خارج از کشور قلم بدست گرفته و به زعم خویش عزم جزم کرده برای رسوا ساختن حزب حکمتیست! جرم حزب؟ تروریست دانستن حکومت اسلامی و دولت اسراییل هر دو. ظاهرا به نظر اسد گلچینی بنیانگذار دفتر پژوهش های تحزب کمونیستی، جدال دو حکومت تروریستی گاهی می تواند جدال تروریست ها نباشد. مثل معروفی است؛ پسته بی مغز جون لب وا کند رسوا شود.
قتل سبعانه غزال مولایی در اثر حمله جمهوری اسلامی به کمپ پناهندگی سازمان زحمتکشان حتی به اعتراف اسد گلچینی خشم به حق مردم را در کردستان برانگیخت. اما او این قتل را و اساسا حمله به مقر سازمان های اپوزیسیون در کردستان عراق را محکوم نمی کند. چرا؟ چون اولا به جز حزب دمکرات و کومله، در کردستان اپوزیسیون نداریم، ثانیا و این مهمتر است؛ کردستان عراق اکنون در شرایط جنگی قرار دارد و جمهوری اسلامی حق دارد در برابر تجاوز امریکا و اسراییل از خودش و «کشور» دفاع کند. «دفاع از کشور» همان رسالت مشترکی است که سپاه پاسداران، چپ محور مقاومتی ‌‌و دفتر پژوهش های تحزب کمونیستی را به هم متصل کرده است.
بوی مشمئز کننده ناسیونالیسم گندیده اسلامی به طرز وحشتناکی مشام را آزار می دهد. اسد گلچینی از یک سو حزب حکمتیست را با نقل قولی طولانی از منصور حکمت به خاطر مماشات با ناسیونالیسم کرد سزاوار سرزنش می داند، از سوی دیگر حکومت اسلامی را برای مقاومت در برابر تجاوز دشمن علیرغم کشتار خیلی از سرانش تحسین می کند. لابد حکومت اسلامی انترناسیونالیست شده و ما خبر نداشتیم. احتمالا دعوت به همکاری با ارگان های دولتی برای مقاومت در برابر تجاوز دشمن به خاطر همین تغییر ماهیت حکومت اسلامی بوده است.
از اسد گلچینی باید پرسید تکلیف زنان آزادیخواه، انقلابی و کمونیستی که چهل ‌‌و هفت سال است در زندان ها مورد تجاوز همین پاسداران در حال جنگ با امریکا قرار دارند چه می شود؟ لابد زنان عجالتا و تا اطلاع ثانوی باید نه گفتن به جمهوری اسلامی را تعطیل کنند حتی اگر به جسد کشته هایشان هم تجاوز بشود. ایشان مرقوم فرموده اند تنها پس از شکست دادن دشمن ‌و حذف خطر دخالت امریکا و‌ اسراییل در معادلات آینده ایران است که مردم می توانند بدون این نگرانی- یعنی دخالت خارجی- بر مبارزات خود علیه حکومت متمرکز شوند. حتی آخوند منتظری معروف به شیخ ساده لوح نیز اینقدر احمق نبود که خیال کند می شود روزی بدون نگرانی از دخالت خارجی انقلاب کرد.
این است رهنمود دفتر پژوهش های تحزب کمونیستی به کارگران، کمونیست ها و زنان آزادیخواه؛
اسد گلچینی استدلال می کند چون اکنون شرایط جنگی است؛ لاجرم حمله به مقر احزاب و کشتار آنان ادامه حملات پیش از جنگ نیست و دفاع سپاه پاسداران از خود و کشور محسوب می شود. به همین سیاق می شود استدلال کرد بازداشت، شکنجه، تجاوز و اعدام مخالفین به اتهام واهی جاسوس اسراییل هم ادامه همان جنایات پیش از جنگ نیست و دفاع از کشور است‌. بدینسان شعار نه به اعدام نیز همانند نه به جمهوری اسلامی باید به بعد از پیروزی بر دشمن احاله گردد.
اسد گلچینی که نمی تواند کشتار چند ده هزارنفری هجدهم و نوزدهم دی ماه را به سادگی قتل غزال مولایی توجیه کند لاجرم مسئولیت اصلی این جنایت هولناک را به پای رضا پهلوی و جاسوسان امریکا و اسراییل در صفوف مردم فریب خورده می نویسد. او از این بابت هم حزب حکمتیست را نکوهش می کند که چرا حکومت اسلامی را محکوم کرده است و نسبت به سلطنت طلبان اغماض نموده! وی نرمش قهرمانانه در مقابل حکومت اسلامی را به جایی رسانده که به خاطر مظنون اصلی دانستن حکومت در قضیه ترور علی جوادی از حزب حکمتیست طلب سند و مدرک می کند.
و اما بعد از همه اینها؛ بیایید فرض کنیم دفتر پژوهش های تحزب کمونیستی با کمک موشک و پهبادهای سپاه پاسدارن توانست دشمن را شکست دهد و سپس بدون نگرانی از دخالت بیگانه، مشغول سازماندهی طبقه جهت برانداختن حکومت اسلامی شد. اگر از قضا درست در آستانه سرنگونی جمهوری اسلامی بار دیگر اسراییل به اشاره و تحریک سپاه پاسداران و یا هر بهانه واهی دیگری به ایران هجوم آورد چه؟ آیا دوباره مردم باید نه به جمهوری اسلامی را متوقف کنند و با کمک سپاه پاسداران علیه اسراییل بجنگند؟! بعید می دانم اسد گلچینی متوجه باشد عملاً ملعبه دست حکومت اسلامی شده و همان سیاستی را تبلیغ می کند که کاوه عباسیان. به نظر می رسد او هنوز به آن درجه از بلوغ سیاسی نرسیده است تا بداند جنگ برای جمهوری اسلامی واقعا نعمت است و هر زمان بقایش به خطر افتد جام زهر را می نوشد.
امریکا و اسراییل باید در این جنگ شکست بخورند. این را شاید سردار رادان، محسنی اژه ای یا قاضی صلواتی هم گفته باشند اما متاسفانه این نقل قولی از اسد گلچینی هم هست. روزگاری نه چندان دور و در جهان دو قطبی جنبش علیه امریکا که به غلط جنبش ضد امپریالیسم لقب گرفته بود به دامان شوروی غش می کرد و شخصیت هایی چون ارنستو چه گوارا و حمید اشرف تحویل جامعه می داد؛ امروزه اما امثال اسد گلچینی ها با همین استراتژی آمریکا ستیزی کور کنار تندروترین و کثیف ترین جناح حکومت اسلامی یعنی سپاه پاسداران قرار گرفته اند؛ سپاهی که فی الحال و در حین «دفاع مقدس» از مام میهن به جنازه معترضین نیز تجاوز می کند. وضعیت به غایت رقت انگیزی است به ویژه برای کسانی که خود را کمونیست کارگری معرفی می کنند و اساس سوسیالیسمشان قرار بود انسان باشد. قرار بود متعلق به جنبشی باشند که هدفش بازگردندان اختیار به انسان است.
۲۳ آوریل ۲۰۲۶