تنها ابزاری که در جمهوری اسلامی هنوز بی وقفه عمل و خودنمایی می کند دستگاههای سرکوب و امنیت و اطلاعات آن است . غیراز این همه چرخهای حیات رژیم زنگ زده و دارند از کار می افتند. بعد از دستگیری مجدد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، موج جدیدی از دستگیری و زندان و پرونده سازی علیه فعالین کارگری، معلمان و فعالین اجتماعی اغاز شده است. در روزهای گذشته تعدادی زیادی از فعالین ازجمله جعفرعظیم زاده و پروین محمدی از اتحادیه آزاد کارگران دستگیر و زندانی شده اند. زانیار دباغیان از فعالین کارگری را دوباره احضار کرده اند . زرادخانه رژیم کار می کند وهنوزسرکوب تنها ابزاربقای رژیم است. هیچیک از این اقدامات سرکوبگرانه پدیده جدیدی در جمهوری اسلامی نیستند، انچه جدید است سر بر آوردن جنبشی اعتراضی، وسیع واجتماعی و در راس آن جنبش کارگری با کاراکترجدید و رهبرانی آگاه و لایق است که جمهوری اسلامی را تماما به وحشت مرگ انداخته است. حقیقت این است که سیمای سیاسی جامعه ایران با شروع اعتصابات و اعتراضات نیشکر هفت تپه و مجتمع ملی فولاد اهوازعمیقا دگرگون شد و فصل جدیدی از اعتراض و مبارزه رادیکال کارگری و اجتماعی علیه سیستم سرمایه داری اسلامی حاکم را آغازکرد .این بار کارگربا پرچم آزادی جامعه و همه محرومان به میدان امد و رژیم اسلامی سرمایه را به چالش طلبید. تفاوت در این است که اینبار طبقه کارگر با اسم و رسم و با خواست و مطالبه طبقاتی و ضد سرمایه داری به میدان آمد و جنب و جوش وسیعی را در جامعه بر سر بود و نبود رژیم اسلامی به راه انداخته. وحشت از سرنگونی و گسترش این اعتراضات دلیل دور جدید بگیر و ببند در میان فعالین کارگری و اجتماعی است. سنگربندی و تعرض متقابل بدون پشتوانه در مقابل این موج جدید از اعتراضات کارگری و اجتماعی در سطح جامعه است .
سرکوب و دستگیری کارگران و دیگر فعالین اجتماعی از زمان شروع اعتصاب و اعتراض نیشکر هفت تپه و مجتمع فولاد اهواز به ویژه بعد از افشای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در مورد شکنجه هنگام بازداشت، همچنین پخش “مستند سوخته ” توسط اطلاعات و صدا و سیما و آبروباختگی رژیم اسلامی ابعاد وسیعی به خود گرفته وتعداد زیادی از فعالین کارگری و اجتماعی هدف این موج جدید ازسرکوبگری قرار گرفته اند. قلدری و شاخ و شانه کشیدن رژیم و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آن فقط نشانه دستپاچگی رژِیم در مقابل موج وسیعی از اعتراض و مبارزه کارگری و اجتماعی و نفرت عمیق مردم از کل موجودیت این رژیم است .
دستگیری و زندان وشکنجه فعالین رژیم اسلامی را نجات نمیدهد. این تحرکات سرکوبگرانه تقلای بیهوده برای بقا است. قلدری و گروگانگیری و شبیخون زدن و احضار فعالین و زندان و شکنجه و رفتار زبونانه مختص رژیمهای دیکتاتوری بی پایه و در سراشیب سقوط است. برای ایجاد ترس و ارعاب و مستولی کردن آن بر جامعه است. فعالین را دستگیر می کنند که جامعه از تحرک بیفتد. رژیم اسلامی هر چقدر هم وحشی باشد، بازصورت مسئله اصلی یعنی مردم و به طرق آولی کارگران این رژیم را نمی خواهند و باید گورش را گم کند سر جای خود باقی است. هنوز فقر، فلاکت و مطالبات پایه ای مردم و طبقه کارگر به قوت خود باقی است و جواب نگرفته اند “این بازی سرکوب و رویای بقا ” است و رژیم اسلامی گریزی از آن نخواهد داشت. جمهوری اسلامی زیر ضرب اعتراضات قرار گرفته است. این قلدری و وحشیگری باید از جانب مردم جواب بگیرد.
موج جدید دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری و اجتماعی با گسترش اعتراضات جاری در جامعه باید جواب بگیرد. آزادی فعالین کارگری و همه زندانیان سیاسی در گرو ادامه اعتراض و مبارزه بخشهای مختلف اجتماعی و مبارزه رادیکال طبقه کارگرممکن و عملی است. روزانه شاهد اعتراضات وسیع اقشار ناراضی و مردم متنفر ازموجودیت رژیم اسلامی هستیم. خواست و مطالبه اکثریت جامعه ایران یعنی کارگران و اقشار محروم رفتن رژیم اسلامی است. بهم پیوستگی این مبارزات و هم صدا بدون این اکثریت و اتحاد و همبستگی میان آنان رمز پیشروی و پیروزی در این مبارزه است.
بدون اعتراض و همبستگی وحمایت از اسماعیل بخشی ،سپیده قلیان و علی نجاتی آزادی آنان غیر ممکن بود و امروزنیز آزادی آنان و همه فعالین دربند اعم از کارگران ، معلمان و سایر زندانیان سیاسی در گرو حمایت و همبستگی و اعتراض مداوم برای آزادی آنان است. راز بقای جمهوری اسلامی سرکوب و ارعاب جامعه است و راه نجات طبقه کارگر و همه محرومان مقابله و گسترش اعتراض و مبارزه و وادرا کردن رژیم به آزادی همه فعالین کارگری و همه زندانیان سیاسی در بند است.
“کارگر زندانی، زندانی سیاسی بدون قید و شرط و بدون وثیقه باید آزاد گردند.”
2 فوریه ۲۰۱۹