با علنی شدن نشست پنهانی مرکز همکاری احزاب و جریانات ناسیونالستی با رژیم جنایتکار اسلامی به حق موجی ازافشاگری، اعتراض و نفرت علیه این سازش و بند و بست شرم آوراز بالای سر مردم کردستان در میان احزاب و جریانات چپ و کمونیست ، محافل سیاسی و افکار عمومی به وجود آمد وبه درست محکوم و مردود اعلام شد .
افشای اینکه سیاست و استراتژی این احزاب همیشه و همه حال چه زمانی که به مبارزه مسلحانه روی آورده اند و چه زمانی که اردوگاه نشین و مبارزه مدنی مد نظرشان بوده و چه مواقعی از سر استیصال تن به “مذاکره” داده اند ، سازش وبند و بست با رژیم حاکم برای سهمی از قدرت و شریک شدن دراستثمار کارگر و زحمتکش در کردستان بوده و ذره ای از آزادیخواهی و دفاع از حقوق مردم ستمدیده کردستان را نمایندگی نکرده، هنوزقبح و زیان این ماجرا را در شرایط کنونی برای مردم کردستان و جنبش آزادیخواهی بر ملا نمیکند و کافی نیست. هنوز اینکه تاریخ این احزاب و از جمله احزاب و جریانات مرکز همکاری مملو از سازش و بند و بست پنهانی از بالای سرمردم و زیر پا گذاشتن منفعت واقعی مردم است اعمال کنونی آنان را در این شرایط به تمامی توضیح نمیدهد.
همه اینها واقعی است و تاریخ فعالیت این احزاب به عنوان احزاب بورزوازی کرد با این سیاستها رقم خورده است. هدف مبارزه آنان علیه “ستم ملی” و در دفاع از مردم ” کرد” باهمین مقاصد صورت گرفته است. حاکمیت بیشتر از دو دهه احزاب ناسیونالیست کرد در کردستان عراق شاهدی براین واقعیت است و شک و تردیدی در این رابطه باقی نگذاشته است. آنچه که امروزاساسا این بندو بست و نزدیکی با جمهوری اسلامی را توضیح میدهد شرایط بحرانی و تنگنایی است که خود بورژوازی حاکم در آن گرفتارآمده است و سرگردانی و بی افقی و استیصالی است که بورژوازی زیر دست برای گدایی و سهم خواهی به آن دچار شده است .
اولا مذاکره به طورعموم وبا جمهوری اسلامی بطور اخص امروز مطلقا موضوعیت ندارد. این “مذاکره” نیست خیلی روشن بندو بست و معامله است و ربطی به منفعت مردم ندارد. مغایر با خواست و مطالبه و اهداف مردم کردستان و مردم در سراسر ایران است به این دلیل نشست و بر خواست با جمهوری اسلامی تحت هر بهانه ای از جمله مسُله ” کرد” کلاهبرداری سیاسی و با هدف ضربه زدن به مبارزات حق طلبانه مردم کردستان و مردم کارگر و زحمتکش در سراسر ایران است . این تحرکات خواهی نخواهی به معنای قبول موجودیت و مشروعیت دادن به جمهوری اسلامی و همسویی در جهت بقای آن است .
در شرایطی که مردم کارگر و زحمتکش در کردستان و سراسر ایران بخصوص در دوسال گذشته با مبارزه واعتراض خود نفرت و نخواستن رژیم را فریاد زده اند و آشکارا خواهان سرنگونی رژیم اسلامی شده اند، نشست وبر خواست با رژیم اسلامی و معامله و داد و ستد با آن چه معنایی جز به ریشخند گرفتن اعتراض و نارضایتی مردم از وضع موجود و ضربه زدن به خواست سرنگونی طلبانه مردم و همسویی با جمهوری اسلامی می تواند داشته باشد؟ آیا این به این معنا نیست که احزاب ناسیونالیست فقط و فقط درفکربند و بست برای رسیدن برای اهداف حقیرانه وبی توجهی مطلق به خواست و مطالبات مردم هستند؟
این احزاب و جریانات برای توجیه این بی آبرویی ادعا می کنند که ما درسال ۵۸ ، 79 میلادی با نمایندگان رژیم اسلامی مذاکره کرده ایم و حل مسئله “کرد” از راه آشتی جویانه هیچوقت از جانب ما رد نشده است! مقایسه این دونیز باز هم کلاهبرداری سیاسی است. آن زمان هدف از مذاکره “بند و بست” از بالای سر مردم با رژیم اسلامی نبود. آن مذاکره علنی بود، مردم در جریان جزییات مذاکره قرار داشتند. بر”خلاف حزب دمکرات که عضو هیئت بود و در همانحال هم پنهانی با جمهوری اسلامی تماس داشت “.
علاوه بر این شرایط امروز با سال ۵۸ تفاوت اساسی دارد. آن موقع در کردستان حاکمیت دست مردم بود و مردم از طریق شوراهای مردمی اعمال حاکمیت می کردند. کردستان سنگر دفاع ازآزادی و انقلابی بود که در سایرنقاط ایران توسط ضد انقلاب اسلامی درشرف قلع و قمع شدن بود. بر خلاف ادعای این احزاب، مذاکره در سال ۵۸ مذاکره ای بر حق وعلنی بود و مردم در صحنه حضور داشتند. هیئت نمایندگی خواست و مطالبه مردم کردستان را نمایندگی می کردند و روند مذاکرات را به مردم گزارش می دادند. از نظر مردم کردستان وجریانات دخیل در اوضاع انموقع روشن بود که جمهوری اسلامی قصد وقت خریدن و آمادگی خود برای لشکر کشی مجدد به کردستان دارد به همین منظورتلاش می شد که اجازه این دست درازی به جمهوری اسلامی داده نشود، اگرچه همین کاررا هم کرد و دیدیم که چه جنایتی رخ داد. این تاریخ صدها شاهد زنده دارد و این شاهدان اجازه نخواهند داد که این تاریخ ملاخورشده و وارونه به جامعه معرفی شود.
چرا جمهوری اسلامی بعد از چهل سال جنایت تن به نشست با این احزاب می دهد باید در اوضاع کنونی ایران و منطقه جستجو کرد. واقعیت این است که بحران همه جانبه و ورشکستگی رژیم سرمایه داری اسلامی، ناتوانی در جوابگویی به ابتدایی ترین خواست و مطالبه مردم، تگنا و انزوای کنونی آن به بخشی از واقعیت موجودی رژیم اسلامی تبدیل شده و کسی نمیتواند منکر این شود.
رژیم اسلامی امروزبرای بیرون آمدن از بحران و تنگناهای اقتصادی و اجتماعی به هرترفندی روی می آورد. جمهوری اسلامی دشمن قسم خورده مردم و کارگرو زحمتکش در کردستان است و طی جهار دهه گذشته از هیچ جنایتی در حق مردم کردستان کوتاهی نکرده است. اینکه امروزجمهوری اسلامی تن به نشست با احزاب و جریانات ناسیونالیست بر سر مسئله “کرد” داده است ، “کنگره مشاهیر کرد” را در شهر سنندج بر گزارمی کند، ناشی از حسن نیست وقصد دست کشیدن ازستم و سرکوب مردم کردستان نیست، بلکه ناشی از موقعیت شکننده ای است که در ان قرار دارد و احزاب ناسیونالیست و هنرمندان نان به نرخ روزخور و جیره خواران همیشگی رژیم را برای این اهداف به بازی گرفته است. احزاب و جریانات ناسیونالیست کرد خود موقعیت خوبی ندارند. امید بستن به قول و قرارهای امریکا و سر خورده از تقلاهای تاکنونی، انها را به نزدیکی با جمهوری اسلامی و تلاش بی ثمردیگربرای بند و بست با رژیم جنایتکار اسلامی سوق داده است.
اهداف هر دو، هم جمهوری اسلامی و هم احزاب ناسیونالیست در این نشست و بند و بست از بالای سر مردم از نظرمردم کردستان، و جنبش آزادیخواهی روشن و غیر قابل قبول و محکوم است و باید افشا و برای به شکست کشاندن آن تلاش کرد. مردم کردستان چنین ماموریت و حقی را به این احزاب و جریانات نداه اند که در مورد سر نوشت آنان تصمیم بگیرند. مردم امروزحق هیچگونه انتخاب آزادی ندارند ، اگرانتخابی هست نه گفتن به جمهوری اسلامی ونه گفتن به جریاناتی است که با رژیم جنایتکار اسلامی قصد معامله و داد و ستد بر سر سرنوشت مردم کردستان را دارند.
چهار دهه حاکمیت سرکوب و اختناق و فقرو بی حرمتی باید جای شکی نگذاشته باشد که نه تنها رفع ستم ملی بر مردم کردستان، بلکه رفع هر گونه ستمی بر مردم ایران فقط با کوتاه کردن دست رژیم سرمایه داری اسلامی از سر مردم و سرنگونی بی کم و کاست آن ممکن و عملی است. هر نوع تقلایی برای سازش و بند و بست با رژیم اسلامی با هر نیتی کمک به حیات و بقای آن است و از نظرمردم کردستان و همه آزادیخوان غیر قابل قبول ومردود است. صرفنظرازعملی بودن یا نبودن این بند و بست و کنار آمدن با جمهوری اسلامی، قبول نشست و “مذاکره” با این رژیم خود به تنهایی ماهیت و بی کفایتی و بی پرنسیپی این احزاب و جریانات را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که جای هیچگونه اعتماد و باوری نیستند . کارگران و مردم آزادیخواه کردستان باید دست رد به سینه آنان بزنند و اجازه ندهند که با سرنوشت انان بازی شود.
سعید یگانه
14 ژوئن 2019