کمونیست هفتگی: اخیرا کنفرانس نیروهای چپ و کمونیست در کردستان برگزارشد. شما در پروسه تدارک سیاسی و عملی این کنفرانس حضور داشتید. ضرورت برگزاری این کنفرانس چه بود؟ و به چه نیازی جواب میدهد؟ نیروهای شرکت کننده در این کنفرانس کدامها بودند؟

همایون گدازگر:در این کنفرانس چھار حزب و جریان سیاسی شرکت داشتند کە عبارت بودند از (کومەلە – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)، روند سوسیالیستی کومەلە ، کمیتە کردستان حزب کمونیست کارگری ایران و کمیتە کردستان حزب حکمیست . در ابتدا اشارە کنم کە این کنفرانس حاصل چند ماە تلاش این جریانات برای ھمکاری نیروھای چپ و کمونیست در کردستان بود . یعنی کنفرانس شروع کار نبود بلکە در واقع نتیجە یک دور جلسات وھماھنگی و توافقات سیاسی بین این نیروھا بود . در نتیجە ضرورت کنفرانس ازھمان ضرورتی ناشی می شود کە این احزاب و جریانات را بە پای ھمکاری نزدیک با یکدیگر کشاند کە در اینجا بە آن اشارە می کنم. ھمکاری و نزدیکی جریانات چپ و کمونیست درکردستان ھم مانند سطح سراسری همیشه و در هر شرایطی یک ضرورت بوده است. اما سابقه مناسبات و موانع اجتناب پذیری در بین جریانات چپ کردستان تاکنون مانع این نزدیکی در کردستان شده اند که در اینجا جای بحث آن نیست. اما مهمتر از همه اوضاع و احوال سیاسی و مبارزاتی جامعه ایران بخصوص از دیماه سال ۹۶ ببعد یکی از محرکه هایی است که ضرورت نزدیکی و همکاری نیروهای چپ و کمونیست را ضروری کرد ودر دستور گذاشت. این دور از مبارزات با دوره های قبل فرق داشت. در مقابل تحمیل فقر و فلاکت ، بیکاری ، گرانی بی انتها ، بخصوص در شرایط بن بست سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ورشد فساد و دزدی در سطوح مختلف حکومت، اعتراضات جنبش کارگری که با کیفیتی بالا و مدعی به میدان آمده بود، هم چنین اعتراضات رادیکال اقشار دیگر جامعه که در آنها همبستگی و پشتیبانی متقابل و جسارتی کم سابقه به نمایش گذاشته شد، حاوی پیام روشنی بود دال بر پایان عمر جمهوری اسلامی. طبقه کارگر با صف رهبران خود اینبار جدا از طرح مطالبات همیشگی اش، در پیشاپیش این مبارزات توجه جامعه ایران را بخود جلب کرد. در مورد خصوصیات ریز تر جنب و جوش اعتراضی یکسال گذشته زیاد گفته ونوشته شده است . فقط هدف من از این توضیحات این است که بخصوص از دیماه سال گذشته همه از اپوزیسیون چپ و راست تا حتی بخش‌هایی از خود جمهوری اسلامی هم اذعان دارند که جامعه ایران آبستن تحولات مهمی است که در آن سرنوشت ۴۰ ساله جمهوری اسلامی رقم می خورد. بر مبنای این شرایط تازه، جنبش ها و طبقات مختلف و احزابشان برای ایفا کردن نقش در آینده بعد از جمهوری اسلامی خود را آماده می‌کنند. این اوضاع در مورد کردستان هم صدق می‌کند. همانطور که در سطح سراسری احزاب راست پرو غرب از مجاهدین گرفته تا طیف ملون سلطنت طلب همگی مشغول تدارک برای بعد از جمهوری اسلامی هستند در کردستان هم بورژوازی ناسیونالیست کرد که خیلی وقت است چشم براه کمک های غرب و آمریکا ست ، خیال حاکم شدن در کردستان را از کسی پنهان نمی کنند.
اما کارگران و کمونیستهای کردستان در این وضعیت چه می گویند ؟ آیا آنها هم برای جواب دادن به این اوضاع و بمیدان آوردن آلترناتیو خود آماده اند ؟ از نظر من متاسفانه هنوز به اندازه کافی نه ! علیرغم سابقه وخوشنامی کمونیسم در کردستان متاسفانه آمادگی برای مسئولیت پذیری و جواب دادن به تحولات آتی در جبهه چپ و کمونیسم در کردستان کم است. آیا چنین واقعیتی ضرورت تعجیل در همکاری و متحد کردن چپ در کردستان را ضروری نکرده است ؟ از نظر احزاب شرکت کننده در کنفرانس و بیانیه آنها امر متحد کردن صف کارگران و سوسیالیستها در کردستان یک وظیفه عاجل است. امری که انجام آن حتی دیر هم شده است. کارگران کمونیست و فعالین اجتماعی چپ در کردستان علیرغم نظرات مختلف سالهاست که درجه ای از همبستگی را در بین خود بوجود آورده اند .‌همکاری احزاب چپ تقویت ‌گسترش طیف چپ وکمونیست را یکی از وظایف اصلی خود تعریف کرده است.
در مورد ضرورت برپایی این کنفرانس می شود به مسائل دیگری ھم اشارە کرد ، اما از نظر من اوضاع خطیر سیاسی و مبارزاتی کنونی و مسئولیت پذیری کمونیستها درقبال سرنوشت آینده کردستان ، اصلی ترین موئلفە ای است که این همکاریها را ضروری کرده است.
کمونیست هفتگی: این کنفرانس بیانیه ای تحت عنوان “سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرارحاکمیت شورایی وظیفه فوری ما است” منتشر کرده، مفاد این بیانیه چیست؟ و چه تعهد سیاسی و عملی برای نیروهای متعهد به آن ایجاد میکند؟
همایون گدازگر: این بیانیه در سایتها و میدیای احزاب شرکت کننده موجود است و علاقه مندان می توانند مستقیما به آن مراجعه کنند. مقدمه بیانیه اشاره‌ای دارد به بحران سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ‌و رشد مبارزات جنبش‌های مختلف در مقابل آن، احتمالات و پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی. هم چنین بیانیه تصویری از آرایش نیروهای چپ و ‌راست در کردستان ارائه داده وبر ضرورت وجود و طرح یک آلترناتیو سوسیالیستی از جانب جریانات چپ و کمونیست تاکید کرده است.
بیانیه همچنین دارای ۱۲ بند است که تفاوت صف کمونیستها در کردستان را از احزاب بورژوا ناسیونالیست مشخص کرده است. سازماندهی جامعه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و مقابله با نیروهایی که میخواهند سرنوشت مردم کردستان را به سیاست دول امپریالیستی گره بزنند و همچنین تاکید بر پیوستگی این مبارزات با مبارزات سراسری مردم ایران ، چکیده بند ۱و ۲ بیانیه است. سازمان دادن شوراها و ارگان‌های قدرت توده ای به مثابه ارگانهای اعمال اراده مستقیم توده‌ای و تلاش برای در هم شکستن قدرت دولتی و پیشروی طبقه کارگر در سطح سراسری برای کسب قدرت سیاسی و استقرار حکومت کارگری در بند ۳و ۴مورد اشاره قرار گرفته است .
تقویت استراتژی سوسیالیستی و افشای سیاست احزاب بورژوا ناسیونالیست ومقابله با طرحهای آلترناتیو از بالای سر مردم ، نکته تاکیدهای بندهای ۵و ۶ بیانیه کنفرانس است. همچنین دفاع از راه حل موثر و کارساز مسئلە ملی درکردستان و‌برسمیت شناختن تصمیم آزادانه مردم کردستان برای جدایی یا ماندن در چهار چوب ایران و نقد و طرد طرحهای فدرالیسم و خودمختاری احزاب ناسیونالیست کرد و اقدامات قهر آمیز با دستاویز “حفظ تمامیت راضی” ویا”تجزیه طلبی” تم دیگری است که بیانیه در بندهای ۶و۷و۸ مرز نیروهای چپ و کمونیست را باآن روشن کرده است. بیانیه در بند ۱۰ از حق دفاع مسلحانه مردم کردستان در صورت حمله و لشکر کشی نیروهای سرکوبگر رژیم مرکزی دفاع کرده و بر هدایت نیروهای مسلح مردمی تحت هدایت شوراهای مردمی تاکید گذاشته است.
وبالاخره بیانیه کنفرانس در بندهای آخر با مبارزات آزادیخواهانه مردم کردستان در عراق و ترکیه وسوریه برای رفع ستم ملی و علیه فقر ونابرابری اعلام همبستگی کرده‌است و سپس متعهد شده است که امضا کنندگان بیانیه برای پیشبرد مفاد بیانیه، مکانیزم ‌و اسناد ضروری را تهیه وتصویب نمایند. و نهایتا بیانیه با فراخواندن مردم کردستان به پیوستگی مبارزات سرنگونی طلبانه سراسری و تلاش برای استقرار حاکمیت شورایی در کردستان و همچنین فرخواندن فعالین چپ وکمونیست برای همراه شدن با این تلاش مشترک به پایان می رسد.
قطعا این بیانیه همه آن کاری نیست که این نیروها باید انجام دهند. متوقف شدن در اینجا یعنی عقب گرد. همه این تلاش‌ها زمانی ثمر می دهد که در جامعه محرک کار و عملی بشود. در امر ایجاد همبستگی کارگران و کمونیستهای کردستان تاثیری داشته باشد واز این طریق صف چپ و‌سوسیالیستها در کردستان تقویت شده و در تحولات پیش رو در میدان عملی مبارزه نقش ایفا کنند. خلاصه لیستی از کارهای عملی در کردستان در آینده روی میز این نهاد یا مرکز قرار میگیرد که میزان پیشرفت در آنها به علامت موفقیت آن تبدیل می شود. بالاخره جمع این نیروهای چپ باید اسمی یا عنوانی داشته باشند. مثلا مرکز همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان. ویا بحث داشتن سخنگو وابزار تبلیغ مشترک وغیره بحثی است باز که باید به آنها پرداخته شود.
***