پروین کابلی- هرات، می‌تواند آغاز یک پایان باشد
روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، تظاهرات زنان در هرات با شعار «کار، تحصیل، آزادی» شوکی بر پیکر فرسوده و متعفن حکومت طالبان وارد کرد. این همان صدایی بود که قرار بود شنیده نشود، سخن نگوید و دیده نشود. با طنین صدای معترض، ده‌ها نفر از مردان آزادی‌خواه نیز به زنان پیوستند و نشان دادند که آزادی زن، آزادی جامعه است. تاریخ نشان داده است که بدون آزادی زنان، رهایی جامعه دست‌نیافتنی خواهد بود.
هم‌سرنوشتی زنان افغانستان و ایران در چند دهه اخیر، با عروج اسلام سیاسی، به یکدیگر گره خورده است. به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران و طالبان در افغانستان در این برهه ی تاریخی، این هم‌سرنوشتی را ضروری تر و فوری تر کرده است. موج اعتراضات سال‌های اخیر، به‌ویژه خیزش ژینا یا «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ که جهان را تکان داد، بدون تردید به‌عنوان تجربه‌ای مهم بر جنبش اعتراضی زنان افغانستان تأثیر گذاشته است. اگر چه مهاجرت میلیونی افغانستانی‌ها به ایران در دهه‌های اخیر این پیوند را عمیق‌تر کرده و میان هزاران خانواده افغانستانی و ایرانی در دو سوی مرز، روابطی نزدیک ایجاد کرده است که گسستن آن آسان نیست و به‌راحتی کنار گذاشته نمیشود. بسیاری از شهروندان افغانستانی ساکن ایران در سال‌های اخیر به دلیل تبعیض‌های نژادپرستانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و از سوی دیگر، در اعتراضات سال‌های اخیر ایران نیز در کنار سایر معترضان همانند شهروند ایرانی، علیه وضعیت موجود ایستاده‌اند و برخی از آنان جان خود را از دست داده‌اند.
در هفته گذشته، چیمن حسین‌زاده، اهل بوکان، که سال‌ها با مردی افغانستانی زندگی کرده بود و دارای فرزند یا فرزندانی بود، به دست افراد وابسته به طالبان کشته شد. بنا بر گزارش‌ها، او زمانی جان باخت که در برابر ربوده شدن دختر ۱۵ ساله‌اش مقاومت کرد. در جریان این درگیری، هم مادر و هم دختر بر اثر تیراندازی جان خود را از دست دادند.
موقعیت وخیم زنان در افغانستان، در چنگال ظلم و سرکوب طالبان، تا حد زیادی در سایه بند و بست های جامعه ی جهانی قرار گرفته است. در این سکوت تاریخی، بسیاری از جریان‌های مدعی دفاع از حقوق زنان نیز نتوانسته‌اند صدای زنان افغانستان باشند. دیدبان حقوق بشر در بیانیه‌ای از «استفاده بیش از حد از زور توسط طالبان علیه معترضان» انتقاد کرده است. هنگامی که زنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم‌اند، صرف انتقاد از «استفاده بیش از حد از زور» نمی‌تواند پاسخگوی عمق این فاجعه باشد، بلکه نشان از ریاکاری این سازمانهاست. دکان این جانیان را باید تخته کرد و به جرم جنایتهای بیشمار علیه زنان و مردم محورم افغانستان محاکمه کرد.
پرونده نوریه، دختری که خود را پسر معرفی می‌کرد تا بتواند با کار در یک قهوه‌خانه خانواده‌اش را از گرسنگی نجات دهد، نمادی تاسف بار از وضعیت زنان افغانستان است. آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، تنها آپارتاید جنسیتی نیست؛ بلکه شکلی سازمان‌یافته از سلب حق زیستن از نیمی از جامعه است. تبعیض و آپارتاید جنسیتی حاکم بر زنان افغانستان همه مرزها را درنوردیده است.
انسانی که هنگام بیماری حق مراجعه مستقل به پزشک را ندارد و یا با محدودیت خروج از خانه روبه‌روست، چگونه می‌تواند زندگی عادی داشته باشد؟ صدایی که سال‌هاست به‌طور رسمی سرکوب شده است، چگونه می‌تواند خاموش بماند؟ آنچه در افغانستان در حال رخ دادن است، انفجاری از اعماق جامعه است. در بطن همه این ممنوعیت‌ها، آتشفشانی در حال فوران است. این همان پتانسیل انقلابی است که در ایران نیز سر برآورد.
حرکت زنان هرات در افغانستان با شعار «کار، تحصیل، آزادی» می‌تواند نویدبخش آغاز یک پایان باشد؛ آغاز مبارزه‌ای جدی برای حق حیات، کرامت انسانی و آزادی. در این حرکت برحق، مردان آزادی‌خواه هرات نیز به زنان پیوستند. این همراهی نشان می‌دهد که بخش آگاه و آزادی‌خواه جامعه افغانستان در کنار این حرکت برابری‌طلبانه ایستاده است و زنان تنها نیستند. آزادی زنان می‌تواند سرآغاز آزادی کل جامعه باشد؛ زیرا بدون آزادی زنان، هیچ جامعه‌ای آزاد نخواهد بود.
مبارزه زنان افغانستان باید از سوی سازمان ها و فعالین جنبش‌های برابری‌طلب زنان در خاورمیانه و به‌ویژه در کشورهایی که تحت سلطه قوانین تبعیض‌آمیز و مردسالارانه قرار دارند، مورد حمایت بدون قید و شرط قرار گیرد. ما فعالان حقوق زنان در ایران، با تکیه بر تجربه‌ها و دستاوردهای خود، می‌توانیم همراه با زنان افغانستان و سایر جنبش‌های برابری‌طلب در کشورهایی مانند تونس، عراق و ترکیه، صفی قدرتمند از آزادی‌خواهان را شکل دهیم و جبهه‌ای متحد برای دفاع از حقوق زنان و آزادی‌های انسانی ایجاد کنیم. بدون شک همانطور که تاریخ مبارزات زنان در ایران نشان داده است این حرکت، بیشترین سمپاتی و طرفدارای را در میان میلیون انسان مبارز کسب خواهد نمود.
زنان در کشورهای تحت سلطه حکومت‌های اسلامی در یک مقطع تاریخی مهم قرار گرفته‌اند. اگر جنبش آزادی زن به‌صورت متحد و هماهنگ عمل کند، می‌تواند به دستاوردهای مهمی دست یابد و فصل تازه‌ای در تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه رقم بزند. پیروزی در هر جبهه، گامی مهم برای پیشروی در همه ی جبهه های دیگر خواهد بود.

۱۲ ژوئن ۲۰۲۶

Näytä vähemmän