سیر تحولات سیاسی درایران و دگرگونی عمیقی که در این جامعه به وقوع پیوسته سرنگونی جمهوری اسلامی را به مسئله روزمردم و نیروهای اپوزیسیون تبدیل کرده است. بر متن این تحولات است که صفبند یهای طبقاتی و تقابل طبقات مختلف اجتماعی آشکارتر و در یک سطح عمومی تر صف چپ و راست جامعه وارد تقابل جدی تر بر سر آینده ایران بعد از جمهوری اسلامی شده اند. حضور پررنگ طبقه کارگر در صحنه سیاسی ایران بر سر این آینده ،البته یکی از دلایل اساسی این صفبندی بر له یا علیه منافع این طبقه در تحولات آتی پیش رو است . دوباره سرمایه داری و استثمارو کار مزدی و ستم و تبعیض، یا اداره شورایی، آزادی و برابری و رفاه.! جامعه ایران بعد از سرنگونی بر سر این دو راهی قرارخواهد گرفت و هم اکنون آغاز شده ودردل این تحولات نطفه آن بسته می شود ودر تدارک آن هستند.
بر متن این تحولات است که تحرکات آمریکا و همپیمانانش وجریانات راست پروغرب ازرضا پهلوی تا جریان فرشگرد که مهره های شناخته شده اطلاعاتی و فراری از رژیم در آن حضور دارند، تا مجاهدین خلق و جریانات فدرالیست قوم پرست که مرتب مشغول رفت و آمد در کریدورهای پنتاگون و مشغول عکس گرفتن با سران کاخ سفید هستند و تمام آینده منفعت خود را به دخالت سران فاشیست آمریکادر سرنوشت آینده ایران گره زده اند. جنب و جوش آنان قبل و بعد از کنفرانس ورشو، نشانه این است که آمریکا و متحدینش در درون اپوزیسیون بورژوایی مشغول یارگیری و در تدارک ساختن آلترناتیو از بالای سر مردم برای آینده بعد از سرنگونی رژیم اسلامی اند.
کنفرانس ورشو گوادولوپ دوم نبود.ظاهرا تصمیماتی در آن اتخاذ نشد، اما بر گزاری این کنفرانس و تبلیغات حواشی آن ، عکس گرفتن شخصیتهای مختلف جنبش بورژوازی پرو غرب با سران آمریکا ، تبلیغات وسیع به نفع رضا پهلوی در رسانه هاو شبکه های اجتماعی، رژه رفتن هواداران مجاهدین و رضا پهلوی در حاشیه کنفرانس ورشو و جنب و جوش در این رابطه ، نشاندهنده این است که پشت پرده برنامه هایی دردستور کار آمریکا وهم پیمانانش در اپوزسیون راست ایران در جریان است. مهره ها یکی بعد از دیگری به صحنه آورده می شوند و نمایش داده می شوند تا به نفع رژیم چنج مهندسی افکار بکنند.
از نظر ما هدف خیلی روشن است. آنچه که غرب و جریانات دست راستی تعقیب می کنند پنهان نیست و از هر ترفندی برای به بیراهه بردن مبارزات مردم از مسیر واقعی خودش استفاده می کنند تا الگوهای حکومت آینده را آنطور که مطلوبشان است در اذهان جامعه شکل بدهند. همانند سناریویی که در انقلاب ۵۷ به اجرا در آوردند. قرار است که اپوزیسیون راست ، صفی از ناسیونالیستها و قوم پرستان و مجاهدین و خیل ” اصلاح طلبان “رانده شده از حکومت با کمک و دخالت آمریکا دو باره به مردم تحمیل شوند.انقلاب ۵۷ قیام مردم برای به زیر کشیدن رژیم دیکتاتور و سرکوبگروستمکار پهلوی و برای تحقق آزادی،برابری و رفاه بود. اما غرب و در راس آن آمریکادرکنفرانس گوادولوپ تصمیم به سازش با اپوزیسیون اسلامی رژیم شاه به رهبری خمینی گرفتند. به رفتن شاه رضایت دادند. ارتش را با خمینی آشتی دادندو تمام امکانات رابا کمک ملی اسلامی ها و نهضت آزادی و حمایت جبهه ملی و حزب توده، برای به قدرت رساندن جریان اسلامی به کار گرفتند.این دروغ محض است که جمهوری اسلامی خواست مردم و نتیجه انقلاب مردم در سال ۵۷ بود ، چیزی که جمهوری اسلامی داعیه آن است .اگر اینطور بود پس این همه قتل و جنایت و اعدام و اختناق برای تحمیل حاکمیت شان چه بود!.
مردم رای به رفتن جمهوری اسلامی داده اند.آمریکا و اپوزیسیون پروغرب برای پرش از بالای سر مردم بر نفرت و پتانسیل اعتراضی و جنبش مردم برای سرنگونی حساب باز کرده اند. این مسئله را نباید دست کم گرفت و برای مقابله با آن آماده بود.هدف بی اراده کردن مردم،قیچی کردن اعتراض و مبارزه بدون تخفیف کارگر و مردم محروم ، ایجاد توهم و دلبستن به دخالت غرب، بخصوص آمریکا می باشد. امر آنها آزادی و برابری و رفع تبعیض نیست، بلکه دمکراسی و حقوق بشرصادراتی آمریکا که مصائب و تعفن آن دنیا را فرا گرفته است. افکار عمومی از آن آگاه است، که دخالت “بشر دوستانه ” آمریکا و غرب در اقصی نقاط دنیا آنچه به دنبال داشته جنگ و ویرانی و آوارگی و گرسنگی بیش نبوده است.دولت فاشیست آمریکا که داعیه دفا ع از مردم ایران در برابر رژیم فاشیسم اسلامی دارد خود نیز ازبیشترهر رژِیمی به حال بشریت مضراست .بیاد بیاوریم که دخالت “بشر دوستانه ” آمریکا در عراق چه افتضاحی به بار آورده است .همین امروز فاشیستهای آمریکا به رهبری ترامپ دارند دیوار بین مردم می کشند و نان مردم ونزوئلا را برای تغییر رژیم در این کشور به گروگان گرفته اند .اینها که سالهای طولانی با تحریمهای اقتصادی و انواع فشار و ترفند نتوانستند جمهوری اسلامی را به زانو در بیآورند، حال که مردم با اوج گیری اعتراضات خود جمهوری اسلامی را پای دیوار گذاشته و روند سرنگونی را تسهیل کرده اند ، آمریکاو جریانات راست حامی آن ،قدرت را مز مزه کرده اندو در نظر دارند با استفاده ازنفرت و پتانسیل اعتراض مردم سیاستهای خود را در تحولات پیش روبه جامعه تحمیل کنند
چه باید کرد!
با این وجود، اما واقعیت این است که جامعه ایران و دو نسل از مردم تجربه سناریوی دست ساز غرب به رهبری آمریکا را در حافظه دارند. مردم ایران بسیار آگاهترو چهار دهه حکومت هار اسلامی را تجربه کرده و به آسانی تن به هر سناریویی نخواهند داد. امروز بر خلاف دوره های پیشین با طبقه کارگر و رهبران آگاهی مواجه هستیم که در قلب سیاست روز قرار گرفته و نمی توانند نادیده گرفته شوند . با صف وسیعی از زنان و معلمان و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب مواجهیم که تجربه چهار دهه مبارزه با یکی ازخونبارترین حکومت تاریخ را با خود دارند و در مبارزه با آن هزینه فراوانی پرداخت کرده اند. علاوه بر این صفی آگاه از احزاب و جریانات چپ و کمونیست و مسئول و حامی طبقه کارگر و محرومان در صحنه سیاسی ایران حضور دارند که با اتکا به مبارزه صف میلیونی کارگر و مردم محروم اجازه نخواهند داد که اپوزیسیون بورژوازی با اتکا به پول و امکانات دول غربی اینبار نیز مردم و انقلاب مردم را نردبان ترقی وبه قدرت رسیدن خود قرار دهند.برای آمریکا و دول غربی آسان نخواهد بود حکومت مورد نظرشان را به مردم تحمیل کنندو برای ما، طبقه کارگر و صف آزادیخواهی در ایران هر چند راه پیچیده و دشواری در پیش است، اما این بار نباید به کمتر از حاکمیت شورایی مردم رضایت داد. لازم است که از همین اکنون جامعه در محیط کارو مراکز تولیدی آن را تجربه کنند و اقدام به تشکیل شوراهای کارگری و مجامع عمومی خود کنند.
مردم محروم ودر راس آن طبقه کارگردر این دوره پر تحول که آینده نیز در دل آن ساخته خواهد شد وظیفه سنگینی بر عهده دارند. اداره شورایی و آزادی وبرابری ورفاه همگانی شعار اعتراضات و متحد کننده صف میلیونی مردم درادامه مبارزه برای سرنگونی رژیم و ساختن آینده جامعه باید باشد.
از هم اکنون باید وسیعا دست به افشاگری اهداف آمریکا و اپوزیسیون راست طرفدار غرب و سناریویی که برای آینده ایران تحت هر نام فریبکارانه ای در سر دارند پرداخت. ضمن مبارزه بی امان علیه رژیم سرمایه داری ایران و سرنگونی آن به دست طبقه کارگر و مردم محروم و صف آزادیخواهی ، اجازه ندهند که حاصل مبارزه و فداکاری مردم به جیب بخش دیگری از بورژوازی برود. مردم ایران شایسته آزادی و برابری و رفاه و سعادت و زندگی بدور از تبعیض و ستم و نابرابری هستند.نباید اجازه داد از چاله به چاه بیفتیم.
***