بدنبال افشای نشست وبند وبست پنهانی احزاب و جریانات ناسیونالیست کرد با جمهوری اسلامی،موضع کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران نسبت به این رویداد او را در موقعیت دشواری قرار داده است.قبول صورت مسئله “مذاکره” با جمهوری اسلامی از جانب کومه له آنان را در برخورد صریح و روشن و محکوم کردن این توطئه دست به عصا کرده است .
تا آنجایی که به تقابل چپ و آزادیخواهی در کردستان علیه این بند و بست و افشای این توطئه مربوط است کومه له نقطه ضعف این رویارویی به دلیل سیاست سیال و بینابینی آن می باشد .
در مورد اهداف پنهان و آشکار چهار حزب و جریان بورژوازی کرد با علنی شدن این بند و بست در روزهای گذشته از طرف احزاب و محافل و انسانهای آزادیخواه و کمونیست زیاد گفته ونوشته شده و به درست و به حق افشاگری و محکوم شده و مخاطرات آن به مردم کردستان نیزگوشزد شده است. آنچه در این مطلب کوتاه مورد نظر است نقدمواضع نادرست و سازشکارانه کومه له و ضررو زیان آن برای جنبش چپ و آزادیخواهی و کارگری در تقابل با جمهوری اسلامی و جنبش ناسیونالیستی در کردستان است .
روشن است که چهار حزب و جریان ناسیونالیست که وارد معامله با جمهوری اسلامی شده اند تضاد طبقاتی با بورژوازی حاکم ندارند.اختلاف و تضاد آنان به عنوان بورژوازی کرد یا بورژوازی “ملت” تحت ستم با بورژوازی حاکم و بالادست بر سر مشارکت و سهیم شدن در قدرت است که در دهه های گذشته با وجود تلاش این احزاب و قربانی دادن پای آن ،سهم آنان از جانب جمهوری اسلامی سلب شده و با وجود تلاش و پادر میانی بورژوازی محلی ” اصلاح طلبان کرد ” به جایی نرسید و امروزبه دلیل مبارزه و اعتراض مردم در یک سال و نیم گذشته و تناسب قوای جدید سیاسی به آنها دوباره امکان داده که وارد بند و بست و سازش و مصالحه با جمهوری اسلامی بشوند .
اما چرا کومه له وارد این بازی شد و چه منفعتی را تعقیب می کند.با افشای این ماجرا کومه له ناچار شد به دو بار نشست با سازمان نروژی که ” اهدا ف آن نا آشنا نیست” اقرار کنند و برای ” مذاکره” با جمهوری اسلامی شرط و شروط بگذارند.علاوه بر این رهبران کومه له در مصاحبه ها و اطلاعیه رسمی ” مذاکره ” با جمهوری اسلامی را رد نمیکنند و عنوان می کنند که ” مذاکره با دشمن سیاست کومه له ” است. این دشمن غیبی ، معلوم است و منظور جمهوری اسلامی است .
متاسفانه با یک کم اختلاف در گذاشتن شرط و شروط برای نشست با جمهوری اسلامی در نگاهی به مصاحبه های هر دو طرف هم مرکز همکاری احزاب کرد و هم رهبران کومه له تفاوت اساسی در میان نیست . هر دو صورت مسئله “مذاکره ” با جمهوری اسلامی را قبول دارند. برای یکی سیاست و استراتژی و برای دیگری تاکتیک است . شرط و شروط هر کدام یکی بیشتر و یکی کمتر، یکی نشست با جمهوری اسلامی را انکار می کند و وقیحانه بر ادامه بند و بست با این جنایتکاران اسرار دارند و کومه له آن را توطئه و هدف جمهوری اسلامی از این سیاست راایجاد اختلاف میان احزاب دخیل در کردستان می داندوبه این دلیل می گویند جای اعتماد نیستند.علاوه بر این دیدیم که کومه له نقدی صریح و روشن از سیاست بند و بست آنان با جمهوری اسلامی ندارد و فقط امیدوار هستند که آنان اسباب دست جمهوری اسلامی نشوند ومتوجه باشند که قصد جمهوری اسلامی ایجاد اختلاف میان احزاب و جریانات موجود در کردستان است. یکی از شروط بندو بست مرکز همکاری برای ادامه نشست قبول مسئله “کرد” و اعلام رسمی ان از جانب جمهوری اسلامی است که مورد تائید کومه له نیز هست .
برای احزاب و جریانات ناسیونالیست بند و بست و سازش با جمهوری اسلامی بر سر مردم کردستان هم سیاست است و هم استراتژی ، بنابراین “جنگ ، مذاکره ” این احزاب با جمهوری اسلامی در خدمت این سیاست قرار دارد.
اما اتخاذ این سیاست از جانب کومه له به عنوان یک سازمان چپ و سرنگون طلب اشتباه فاحش سیاسی است و خواه نا خواه در خدمت ایجاد توهم و خدمت به سیاستی است که جناح ناسیونالیست جامعه کردستان هم اکنون دارند دنبال می کنند.کومه له با این سیاست جوابش به مردم کردستان چیست؟ مردمی که چهار دهه فشارو اختناق و فقر و سرکوب و بی حرمتی کشیده اند ، مبارزه کرده اند و بابت آن هزینه سنگین داده اند .در شرایطی که مردم کارگر و زحمتکش چه در کردستان و چه در سایر نقاط ایران جنگی را با جمهوری اسلامی اغاز کرده و مسئله سرنگونی به مسئله روز جامعه تبدیل شده است قبول “مذاکره ” با جمهوری اسلامی از جانب کومه له با شرط و بدون شروط چیزی جز لطمه زدن و خدشه وارد کردن به این مبارزه نیست . آیا رهبری کومه له متوجه این خطای سیاسی نیست؟ . متوجه نیست که سازشکاری و همسویی با این احزاب به زیان جنبش آزادیخواهی وبه نفع جمهوری اسسلامی و احزاب ناسیونالیستی تمام میشود!.
کومه له با این سیاست مماشات جویانه نوک تیز تقابل با بند و بست و توطئه مرکز همکاری احزاب و جریانات ناسیونالیست را کند می کند. برای کومه له به عنوان یک سازمان موثر با پیشینه انقلابی و کمونیستی درتحولات سیاسی کردستان این سیاست مخرب و به پای خود تیر می زند. کومه له اگر در جامعه کردستان در میان کارگران، زنان و مردم آزادیخواه جایگاه و وجهه ای داردبه اعتبار چپ و کمونیست بودن و مبارزه انقلابی و سازش ناپذیریش با جمهوری اسلامی بوده که صدها انسان آزادیخواه و سوسیالیست در این راه جان باختند.
بعد از آشکار شدن رابطه کومه له با کمیته دیپلماسی متشکل از اقمار پ. ک. ک و جریانات مرتجع اسلامی و قومی که باعث به هم خوردن همکاری میان احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست شد، بارها از زبان رهبران کومه له و شخص ابراهیم علیزاده شنیده شده که زبان و ادبیات و فرهنگ شان در افشا و نقد مخالفین سیاسی با دیگران متفاوت است . اما مشکل این است که کومه له با زبان و ادبیات مختص به خود نیز نقد و اعتراضی به سیاست و مماشات این احزاب ندارد و سکوت و عدم صراحت با این احزاب به سیاست روتین کومه له تبدیل شده است .
از کنگره ملی کرد، تا نزدیکی و همکاری با “کمیته دیپلماسی” و این روزها تائید” مذاکره” با جمهوری اسلامی و عدم صراحت در محکومیت بند و بست وتوطئه این احزاب با جمهوری اسلامی کومه له را در موقعیت دشواری قرار داده است و عاقبت سیاسی خوبی برای کومه له در بر نخواهد داشت . کومه له متاسفانه دارد همه پرنسیبهای انقلابی و کمونیستی خود را به پای “دیپلماسی” و موقعیتی که در آن قرار داردقربانی می کند.
اگر توطئه مشترک جمهوری اسلامی و احزاب ناسیونالیست کرد، صورت بگیرد باید مطمئن بود که یکی از قربانیان آن کومه له ، سازمان کردستان حزب کمونیست خواهد بود. به این دلیل از هم اکنون موضع جدی و صریح کومه له همگام با سایراحزاب و سازمانهای چپ و کمونیست می تواند در خنثی کردن و به شکست کشاندن این بند و بست بسیار موثر واقع شود .ادامه این سیاست و سکوت و مماشات با این احزاب برای کومه له با سابقه چپ و رادیکال در دفاع از آزادیخواهی و مقابله انقلابی با جمهوری اسلامی به حال خود و جنبش چپ و آزادیخواهی در کردستان بسیار مضر وپر هزینه خواهد بود.

وظیفه سیاسی و اخلاقی کومه له است که خیلی روشن و بی تعارف هر نوع نشست و بند و بست از بالای سر مردم با جمهوری اسلامی از جانب هر حزب و جریاناتی را محکوم و به زیان مردم کارگر و آزادیخواه کردستان اعلام کند .اعلام کند که هر بند و بستی به نام “مذاکره” با جمهوری اسلامی را محکوم واز مردم آزادیخواه کردستان بخواهد که به مقابله با آن بر خیزند.
احزاب و سازمانهای چپ وکمونیست در شرایط حساس کنونی ، در شرایطی که مردم آزادیخواه ، کارگران و زحمتکشان ، زنان برای سرنگونی رژیم سرمایه داری اسلامی به مبارزه برخواسته اند وظیفه دارند که در مقابله با هر ترفند و توطئه ای بایستند و را ه این مبارزه را هموار کنند. کومه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران می تواند در این مسیر نقش مهمی ایفا کند.
***