Category Archives: مقالات

کارگران کمونيست چه ميگويند؟ منصور حکمت

کمونيست‌ها چه کسانى‌اند و چه ميگويند؟ خيلى در پاسخ به اين سؤال احزاب و گروه‌هاى سياسى را نشان ميدهند که رسما خودشان را کمونيست مينامند و به اين نام فعاليت ميکنند.

جالب اينجاست که اگر از خود اين احزاب هم بپرسيد خيلى از آنها هم همين پاسخ را به شما ميدهند. به تصور اينها کمونيسم يک فرقه ايدئولوژيک و سياسى است که گروه‌هاى مختلفى را در بر ميگيرد و کمونيست‌ها اعضاء اين فرقه و اين گروه هستند. سرمايه‌داران و دولتهايشان هم به اين تصور فرقه‌اى از کمونيسم دامن ميزنند. معنى عملى همه اينها اين است که کمونيسم يک پديده حاشيه‌اى در جامعه است. مردم عادى نميتوانند کمونيست باشند. کمونيسم گرايشى در درون خود جامعه نيست بلکه مکتب و جنبش حزبى کسانى است که ميخواهند عقايد و راه و رسم ويژه‌اى را تازه به درون جامعه ببرند.

خيلى روشن است که طبقات حاکم چه منفعتى در دامن زدن به اين تصورات دارند. فرقه قلمداد کردن کمونيسم گام اول در سرکوب کردن آن است. اما، درست به دليل اينکه کمونيسم يک فرقه نيست بلکه جنبش عظيم اجتماعى است که از بطن و متن جامعه سرمايه‌دارى مايه ميگيرد، تلاشهاى دولتهاى عظيم و تا دندان مسلح بورژوازى در طول دهها سال هنوز هم قادر به سرکوب اين به اصطلاح “فرقه” نشده است و هنوز هم مقابله با کمونيسم معضل اصلى سرمايه‌دار و جامعه سرمايه‌دارى است. بى خود نيست که هر چاقوکش و چماقدار اين طبقه که مسئوليت سازماندهى دولت بورژوائى را بر عهده ميگيرد، اعم از اينکه قــُــپـه روى دوشش چسبانده باشند، عمامه سرش گذاشته باشند يا کراوات به گردنش بسته باشند، فورا بعنوان متخصص مبارزه با کمونيسم قد علم ميکند و شلنگ تخته مياندازد.

کمونيسم يک گرايش اجتماعى است، درست نظير ناسيوناليسم و ليبراليسم و غيره، که دائما در درون خود جامعه شکل ميگيرد و باز توليد ميشود. پايه و کانون پيدايش و رشد کمونيسم، طبقه کارگر و مبارزه تعطيل ناپذير اين طبقه عليه سرمايه‌دارى و اوضاع مشقت‌بارى است که اين نظام به زحمتکشانى که اکثريت عظيم جامعه را تشکيل ميدهند تحميل ميکند. کمونيسم مکتبى نيست که توسط مارکس و انگلس ابداع شده باشد. از نظر تاريخى کمونيسم، بعنوان يک جريان اعتراضى کارگران، مقدم بر مارکسيسم در اروپاى اواخر قرن هجدهم و اوائل قرن نوزدهم شکل گرفت و بوجود آمد. اساس اين کمونيسم کارگرى، که آنرا از تمامى مکاتب و جريانات شبه سوسياليستى طبقات دارا در زمان خود متمايز ميساخت، هويت کارگرى آن و اعتراض آن به مالکيت بورژوائى بر وسائل توليد بعنوان علت‌العلل مشقات توده‌هاى کارگر بود. در زمان انتشار مانيفست کمونيست توسط مارکس و انگلس در سال ١٨٤٨ کمونيسم کارگرى فى‌الحال يک جريان زنده مبارزاتى و اعتراضى بود. مانيفست کمونيست نام خود را دقيقا از اين جنبش کمونيستى کارگرى گرفت. مارکسيسم اين جنبش اجتماعى را به يک انتقاد عميق از جامعه سرمايه‌دارى و به درک روشنى از دورنماى انقلاب کارگرى مسلح ساخت. مارکسيسم به سرعت به تئورى و جهان‌نگرى اين صف اجتماعى و به پرچم کمونيسم کارگرى تبديل شد. تحت پرچم مارکسيسم، کمونيسم کارگرى به يک قدرت عظيم در صحنه سياسى تبديل شد که فعاليتهاى بين‌الملل کارگرى و انقلاب کارگرى روسيه در ١٩١٧ جلوه‌هائى از آن بودند.

اين کمونيسم کارگرى ديگر به جزء لايتجزاى جنبش کارگرى در تمام کشورهاى سرمايه‌دارى تبديل شده. هر جا اعتراض کارگرى در جريان است بورژوا فورا شامه‌اش براى پيدا کردن کمونيستها تيز ميشود. هر جا اسمى از مارکسيسم بميان ميايد، حتى اگر اين مارکسيسم، مارکسيسم نيم بند روشنفکران خود طبقه حاکم باشد، بورژوازى اول دور کارخانه‌هايش حصار امنيتى ميکشد و دستش را روى گوش کارگران ميگذارد. با اين همه باز شاهد اينست که تا اعتراض کارگرى بالا ميگيرد زمزمه مرگ بر سرمايه‌دارى و زنده باد حکومت کارگرى در ميان کارگران بلند ميشود. هر کارگرى که به فکر تغيير اوضاع خودش و طبقه‌اش ميافتد، فورا دنبال کتاب و جزوه مارکس و لنين ميگردد. بورژوازى اينها را به حساب “توطئه و تحريک کمونيستها” ميگذارد. اما در واقع توطئه‌اى در کار نيست. کمونيسم يک سنت مبارزاتى در درون خود طبقه کارگر است. طيف قابل توجهى از خود کارگران. خود همان‌ها که مزد ميگيرند و کار ميکنند و حاصل کارشان کيسه سرمايه‌داران را پر ميکند، کمونيستند.

در سطح عمومى کمونيسم آن گرايشى در جنبش کارگرى است که تحت هر شرايطى اتحاد کارگران را دنبال ميکند. اساس محروميت‌ها و مشقات طبقه کارگر، يعنى نظام سرمايه‌دارى و مالکيت بورژوائى را افشاء ميکند. در هر دقيقه مبارزه طبقه کارگر حضور دارد و در عين حال افق عمومى انقلاب کارگرى را در برابر کارگران قرار ميدهد. در مبارزه هر بخش طبقه فعال است و در عين حال منفعت کل طبقه را خاطر نشان ميسازد. اين آن جريانى است که ميخواهد کل بردگى مزدى و کل قدرت سرمايه را از ميان بردارد و کارگران را براى ايفاى اين نقش آماده ميکند. اگر بورژوازى يک روز سرنيزه را از روى گلوى کارگران بردارد همه خواهند ديد که چگونه هزاران و هزاران کارگر همين‌ها را با صراحت و فصاحت خيره کننده‌اى از روى چارپايه‌ها خواهند گفت. اما براى ديدن دامنه اين کمونيسم زنده کارگرى حتى لازم نيست آن روز بيايد. سوسياليسمى که عميقا در درون طبقه کارگر ريشه دوانده همين امروز در شيوه و زبانى که توده‌هاى کارگر و رهبرانشان در جزئى‌ترين اعترضشان بکار ميبرند به روشنى منعکس است.

کمونيسم يک گرايش زنده و پرنفوذ کارگرى است که بخش وسيعى از رهبران عملى و رهبران جنبش اعتراضى را با خود دارد بدون اينکه اينها لزوما اعضاء سازمانهاى کمونيست باشند. اما اين تنها گرايش درون طبقه کارگر نيست. طبقه کارگر و جنبش کارگرى کانون گرايشات سياسى و مبارزاتى متعددى است. اوضاع و احوال و مسائل اقتصادى طبقه کارگر، اوضاع سياسى جامعه، جدال احزاب سياسى و کل تاريخ معاصر جامعه، گرايشات و جريانات گوناگونى را در درون طبقه کارگر شکل ميدهند. آنارشيسم، رفرميسم، سنديکاليسم، ناسيوناليسم و غيره همه بر طبقه کارگر تاثير ميگذارند و قطب‌بندى‌هائى را در درون جنبش کارگرى بوجود ميآورند. بنابراين در ترسيم سيماى سياسى و مبارزاتى کارگران کمونيست و کمونيسم کارگرى بسيار ضرورى است که تفاوت‌هاى گرايش کمونيستى و راديکال با ساير گرايشات نيز مشخص بشود. اينجا ديگر تفاوت‌ها نه فقط در آرمانها و دورنماها بلکه در فعاليت و مبارزه هر روزه، در شعارها و تاکتيکهاى مبارزاتى، در مطالبات سياسى و اقتصادى، در روش‌هاى مبارزه، در موضعگيرى نسبت به مسائل گرهى جنبش کارگرى و غيره معنى پيدا ميکند.

در طول سالهاى اخير، بويژه در بحث مربوط به سياست سازماندهى حزب در درون طبقه کارگر، ما به کرات از گرايش راديکال- سوسياليست در جنبش کارگرى سخن گفته‌ايم. ما بر اين تاکيد کرده‌ايم که شکل دادن به يک حزب کمونيستى کارگرى و قدرتمند در گرو سازمان دادن و متحد کردن و تقويت اين گرايش در درون طبقه کارگر است. يک جزء اين مبارزه، همانطور که قبلا هم گفته‌ايم، تلاش براى خود‌آگاه کردن اين طيف کارگران و تبديل کردن آنها به يک جريان زنده مبارزاتى است که تفاوت‌هاى خود را با ساير گرايشات در درون طبقه به روشنى ميشناسد و شعارها و تاکتيک‌هاى خود در جنبش کارگرى را به روشنى معلوم کرده است.

سلسله برنامه‌هائى که از اين پس هر هفته تحت عنوان عمومى “کارگران کمونيست چه ميگويند” پخش خواهد شد، همين هدف را دنبال ميکند. در اين برنامه‌ها، که شامل گفتارها، مصاحبه‌ها، پخش نوار سمينارهاى حزبى و غيره خواهد بود، ميکوشيم تا سيماى سياسى و مبارزاتى کمونيسم کارگرى و طيف کارگران سوسياليست و راديکال را در عرصه‌هاى مختلف ترسيم کنيم. طيف وسيعى از مسائل، از مبانى فکرى اين جريان تا تاکتيک‌هاى آن در جنبش کارگرى در تمايز و در مقايسه با ساير گرايشات و احزاب فعال در جنبش کارگرى مورد بحث قرار خواهد گرفت. کارگران کمونيست در باره انقلاب و حکومت کارگرى چه ميگويند، موضع ما در قبال جمهورى اسلامى چيست و چه نوع حکومتى بايد بر سر کار آيد، در باره مبارزه اقتصادى، مبارزه براى اصلاحات و بهبودهاى فورى چه ميگوئيم، نظر ما در باره تشکل‌هاى توده‌اى کارگرى، شورا، سنديکا و مجمع عمومى صندوق‌هاى کارگرى و غيره چيست. مبارزه قانونى و علنى چه جايگاهى براى کمونيسم کارگرى دارد. در مبارزه بر سر قانون کار چه ميکنيم. با شوراهاى اسلامى چه بايد کرد، در باره بيمه بيکارى چه ميگوئيم. جايگاه سازمانيابى حزبى براى کارگران کمونيست چيست و فعاليت حزبى به چه اشکالى سازمان مييابد. اتحاد عمل با ساير گرايشات چه موازينى دارد. اينها و مسائل متعددى از اين نوع موضوع بحث اين سلسله برنامه‌ها خواهد بود.

هر برنامه به موضوع مستقلى خواهد پرداخت و به تنهائى کاملا قابل استفاده خواهد بود. هر يک از برنامه‌ها بصورت مقالات و جزواتى در نشريات حزبى و بطور مجزا منتشر خواهد شد و بايد به ابتکار رفقاى حزبى در دستور بحث و مطالعه محافل کارگران مبارز قرار بگيرد.

کمونيست شماره ٥٣ شهريور ماه ١٣٦٨
اين نوشته براى اولين بار تحت عنوان “معرفى يکى از برنامه‌هاى راديو صداى حزب کمونيست ايران” پخش گرديد و بعدا در نشريه کمونيست ارگان مرکزى حزب کمونيست ايران، سال ششم شماره ٥٣ شهريور ماه سال ١٣٦٨ منتشر شد.
***

صدمين سالگرد پايان جنگ جهانى اول و كارنوال چهره هاى كريه تروريسم بين المللى- ناصر مرادی

مراسم صدمین سالگرد پایان جنگ جهانى اول، روز یکشنبه ١١ نوامبر ٢٠١٨ در شهر پاريس با شركت رؤساى جمهور كشور هاى امپرياليستى و رهبران و نمايندگان ٧٠ دولت تروريستى و مرتجع بين المللى برگزار گرديد. اين كارنوال جنگ افروزان و تروريست پروران كه بنام صلح بر پا شده بود، با رژه نظامى و قدر قدرتى ماشين دولتى در خيابانهاى پاريس شروع شد و همانجا همگام و همراه با ناقوس كليسا و ارتجاع مذهب پيمان تازه كردند كه نه تنها از ميليتاريسم و قدر قدرتى ماشین حفظ سرمايه و گسترش سلاحهاى كشتار انسان كم نمى كنند، بلكه در رقابت با همديگر از توليد وبازسازى سلاحهاى عظيم كشتار جمعى هم فروگزار نيستند. امانوئل مكرون از ارتش مشترك اروپا صحبت كرد و ترامپ از اختصاص بودجه بيشتر به ناتو.
اين چهره هاى كريه و اين جنايتكاران جنگى، كه كارنوال “صلح” برگزار مى كنند، ادامه همان جنايتكارانى هستند كه در طول جنگ جهانى اول ٢٠ ميليون انسان از نظامى و غير نظامى را به كام مرگ فرستادند. فقط ١٠ ميليون سرباز و نزديك به ١٠ ميليون نفر غير نظامى در اين جنگ امپرياليستى جان باختند. هزاران سرباز مصدوم شدند و هزارها سرباز دیگردر اثر استفاده گاز های سمی در جنگ چنان صدمات درمان ناپذیری به چهره و اندام آنها وارد آمد که بقیه عمر را در خفا بسر بردند. ميليونها كودك بدون سرپرست ماندند. تاريخ و سابقه اين سران و رؤساى قديم و جديدشان جزو تاريكترين و خونبارترين دوره هاى تاريخ حيات انسان است. هيأت حاكمه و دولت آمريكا كه ترامپ را به اين كارنوال روانه كرده است، تنها نيرويى است كه با استفاده از سلاح اتمى هيروشيما و ناكازاكى را در ظرف چند ثانيه تبديل به خاكستر كرد. مكرون و رؤساى ناتو از يوگسلاوى تا عراق، افغانستان و سوريه بيمارستان و مدرسه و كاشانه مردم را بر سرشان خراب كردند.در جنگ هفت ساله سوریه که هنوز ادامه دارد بيشتر از ٣٥٠ هزار نفر کشته شده اند. نزديك به ١٢ میلیون نفر مجبور شدند خانه و زندگی خود را ترک کنند، اين رقم از آوارگى یعنی بيشتر از نيمى از کل جمعیت سوریه. در اين جنگ منطقه اى افزون بر آمریکا و روسیه دولت هاى دیگر از جمله فرانسه، آلمان، انگلستان، عربستان سعودی و ايران نیز سهیم هستند. حضور جنايتكارانى مثل نتانياهو و اردوغان كه با اشغال و تصرف كشتار مى كنند و بر سر مردم فلسطين و عفرين بمب و راكت مى كوبند پيام آور نه تنها صلح بلكه پيام آور تروريسم و جنايت پيشگى برازنده سابقه و نام و مقام شان است.
در اين ميان رسانه ها و ميدياى بورژوايى واقعيت را منعكس نمى كنند. روايت طبقه حاكم كه عبارت است از سود پرستى، ميليتاريسم، راسيسم و نژادپرستى و سياست كثيف آلوده به مذهب و كليسا ومسجد را در صدر اخبار قرار مى دهند. در مقابل وظيفه كمونيسم و طبقه كارگر و مردم آزاديخواه است كه بخاطر آينده بشريت بايد به ميدان بيايد و جامعه را از شر تروريسم و ماشين دولتى طبقه حاكم برهاند.
***

پیشروی اعتصاب رانندگان کامیون و کامیونداران رحمان حسین زاده

در اردیبهشت ماه امسال و هنگام اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و کامیونداران نوشتم، “چشمها به اعتصاب سراسری و قدرتمند رانندگان و کامیونداران خیره شده است” امروز و در دور چهارم اعتصاب سراسری هدفمند و سازمانیافته این بخش مهم و حق طلب جنبش اعتصابی جاری، امیدهای فراوانی از جانب اردوی کارایران به پیشروی اعتصاب باشکوه رانندگان و کامیونداران گره خورده است. چهار دور اعتصاب بزرگ و قدرتمند و هربار سازمانیافته تر و با تجربه تر از دور قبل، درسهای مهم و پیشرویهای تعیین کننده ای نه تنها برای رانندگان و کامیونداران، بلکه برای کل جنبش اعتراضی و اعتصابی جاری در سراسر ایران داشته است. بعد از ابتکار حرکت سراسری معلمان در سالهای اخیر، رانندگان کامیون و کامیونداران دومین بخش مهم اردوی کار ایرانند، که گسترش اعتصاب در سراسر کشور را به امرواقع و عملی ممکن تبدیل کردند. در دورقبل یعنی دور سوم، اعتصاب رانندگان کامیون به ۳۲۰ شهر گسترش یافت. این بار و در همین هفته آغازین اعتصاب تاکنون به ۶۵ شهر و ۲۴ استان گسترش یافته و روند گسترش آن به شهرها و استانهای دیگر تا تحقق خواست محوری آزادی رانندگان و همکاران زندانی و دیگر مطالبات برحقشان در چشم انداز است. این اعتصاب با سمپاتی وسیع کارگران، معلمان و دیگر بخشهای حق طلب مردم و حمایت نهادها و تشکلهای کارگری و سازمانها و احزاب مترقی و چپ کمونیست روبرو شده است. در سطح بین المللی هم حمایتهای مهمی از آن صورت گرفته است. عزم و اراده و چهار دور اعتصاب قدرتمند رانندگان و کامیونداران، صفحه درخشانی در جنبش اعتصابی و صحنه جدال سیاسی و طبقاتی جاری جامعه به ثبت رسانده است. در تغییر تناسب قوای مبارزاتی به نفع اردوی کارگر و آزادیخواهی نقش مهمی داشته است. درفرصتی دیگر لازمست درسهای همه جانبه این اعتصاب درخشان را جمع بندی و به کل جنبش اعتراضی و رادیکال منتقل کرد. اینجا باید تاکید کرد، رانندگان و کامیونداران در صنعت حمل و نقل کشور جایگاه کلیدی دارند. اعتصابات تاکنونی این بخش و خواباندن کامیونهای حمل و نقل سوخت و دیگر کالای وارداتی و صادراتی، هر بار صنعت حمل و نقل کشور را فلج کرده و به طور جدی جمهوری اسلامی و دم و دستگاه اداری راهداری و حمل و نقل کشور را زیر فشار گرفته است. هم اکنون مراکز سوخت رسانی با کمبود سوخت جدی روبرو هستند. در مراکز گمرکی کشورروند واردات و صادرات کالا با مشکل جدی روبرو شده و اقتصاد ورشکسته جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار داده است. این مسئله اهمیت تحرک اعتراضی مراکز کلیدی را در سیستم تولید و توزیع کشور نشان میدهد. اگر رشته کلیدی چون کامیونداران و رانندگان کامیون اینچنین جمهوری اسلامی و دستگاه اداری حمل و نقل آن را به تکاپو انداخته است، میتوان تصور کرد، اگر مراکز کلیدی کارگری همچون نفت و پتروشیمی ها و ماشین سازیها و …. به طور موثر و سراسری به میدان آیند، چه تحول بزرگی در مبارزه علیه سرمایه و جمهوری اسلامی اتفاق میافتد. به علاوه محور خواست و مطالبه رانندگان و کامیونداران آزادی رانندگان زندانی و همکارانشان و مقابله با تعرض معیشتی و سطح پایین درآمد و حقوق آنها و عدم تامین زندگی در مقابل زحمات فراوانی است که تحمل میکنند. پایان دادن به زندان و دستگیری و تامین معیشت یک زندگی شایسته، فصل مشترک خواست و مطالبه کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و اقشار زحمتکش و کارکن جامعه و در یک کلام اردوی کار ایران است. به همین دلیل خواست و مطالبه رانندگان و کامیونداران با سمپاتی وسیع توده کارگر و مردم جان به لب رسیده از دست گرانی و فقر و جمهوری اسلامی روبرو است. این بخش از انسانهای زحمتکش اردوی کار ایران در حرکت سراسری خود، خواست دل همه بخشهای اردوی کار را نمایندگی میکنند و انتظار اینست بسیار گسترده تر و بیشتر از حمایتهای تاکنونی، اعتصاب این بار آنها با حمایت محکم و گسترده کارگران و اردوی کار ایران روبروشود. این وظیفه ایست در مقابل رهبران و فعالین جنبش کارگری و جنبش معلمان و پرستاران و بازنشستگان، نهادها و تشکلهای کارگری و همه احزاب و سازمانهای کمونیست و چپ و آزادیخواه قرار گرفته است. با همه توان از اعتصاب سراسری و قدرتمند رانندگان کامیون و کامیونداران باید حمایت کنیم. ***

تحریمهای جدید آمریکا، اوجگیری تخاصم دو رژیم – فاتح شیخ

تحریمهای جدید آمریکا، اوجگیری تخاصم دو رژیم
جامعه ایران راه انقلابی خود را تا برچیدن نظام حاکم پی میگیرد
فاتح شیخ
از دوشنبه ١٤ آبان (٦ نوامبر ٢٠١٨) با اجرائی شدن تحریمهای جدید دولت آمریکا علیه رژیم ایران،تخاصم روزافزون دو رژیم بالا گرفته است. روزهای آخر، ترامپ و خامنه ای و روحانی و مسئولان دیگر دو طرف از پومپئو و بولتون و برایان هوک تا فرمانده کل سپاه و جواد ظریف رجزخوانیشان را شدت دادند. این رجزخوانیها عرصه تبلیغی روانی تخاصم جاری و کم اهمیت ترین عرصه آن است. عرصه اصلی تخاصم در حلقه واسطهای اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی جریان دارد.این تحریمها در سطوح بالا نظام بانکی، استفاده از سرویس مالی جهانی سویفت، صدور نفت، کشتیرانی، هواپیمائی، صنایع نظامی، ارگانهای سپاه پاسداران و در سطوح پائین شمار دیگری از بنیادها و نهادهای اقتصاد و حکومت ایران را هدف گرفته است. این گسترده ترین تحریمها از سال ١٩٩٥ است.زمانی که بیل کلینتون اولین تحریم تجاری علیه ایران را کلید زد.
همزمانی تحریمها با حرکت انقلابی جامعه ایران برای رهایی از نظام حاکم ایجاب میکند که دو روند در حال جریان را هم جداگانه و هم از سر تاثیر متقابلشان بررسی کنیم: یکی روند تخاصم اوجگیرنده دو رژیم است. دیگری روند پیشروی طبقه کارگر پیشاپیش حرکت انقلابی جامعه برای سرنگونی جمهوری اسلامی همچون پیش درآمد انقلاب سوسیالیستی و یکی از ملزومات برچیدن استثمار سرمایه داری و استبداد سیاسی متناظر با آن در ایران.
١- در زمینه روند تخاصم اوجگیرنده دو رژیم،دولت آمریکا اعلام کرده است که هدفش از اعمال “فشار حداکثری” بر رژیم ایران در زمین سیاست و اقتصاد جهان”تغییر رژیم” نیست بلکه “تغییر رفتار رژیم” یعنی ناگزیر کردن آن به کنار آمدن با سیاست آمریکا در کانونهای حاد رویاروئی شان در چند کشور خاورمیانه است. بنابراین دامنه اجرای حداکثری تحریمها، زمانبندی مراحل آن و تعریف شاخصهای تغییر رفتار حریف، همگی تابع این هدف اعلام شده دولت ترامپ است. قابل درک و پیش بینی است که سقف زمانی به ثمر رسیدن این سیاست، حداکثر دوسال یعنی اواخر دور اول ریاست ترامپ است تا او بتواند همچون یک مولفه کسب پیروزی در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری از آن استفاده کند. همچنین قابل درک است که متقابلا رژیم ایران هم تلاش کند تا با تکیه بر شکافهای نظام بهم ریخته جهانی، دو سال آتی را هر طور شده از سر بگذراند. سران رژیم ایران مدعی هستند که قادرند بعضی تحریمها را دور بزنند و با بقیه سر کنند. و البته تا آنجا که بتوانند عواقب تحریم را بر معیشت هم اکنون چند پله زیر فقر توده های محروم جامعه سرشکن میکنند. “اقتصاد مقاومتی” عبارت پوچی است که مصداقی جز تحمیل فلاکت فلج کننده بر جامعه ندارد. هدف رژیم اسلامی آن است که با استفاده از سلاحهای فلاکت و سرکوب، خیزش انقلابی توده های بپاخاسته جامعه را عقب براند و همزمان در معادلات منطقه در مقابل حریف کلاه خود را بچسبد. با توجه به ناتوانی آشکار رژیم ایران در مقابله با “فشار حداکثری” تحریمهای گسترده، حاصل چنین تخاصم اوجگیرنده ای راندن جامعه به پرتگاه فروپاشی اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. طبقه کارگر و کل اردوی تشنه آزادی و برابری جامعه باید با قدرت در برابر هر دو سوی این تخاصم ویرانگر بایستد.
٢- روند دیگر، روند پیشروی طبقه کارگر پیشاپیش حرکت انقلابی جامعه برای سرنگونی رژیم اسلامی است. روند اجتماعی و سیاسی قدرتمندی که با خیزش دیماه ٩٦ و خیزشهای شهری و تحرکات کارگری متعاقب آن، حکم قاطع برچیدن نظام اسلامی حاکم را صادر کرده است. به عنوان پشتوانه مشخص این روند، لازم است به گستردگی حرکات اعتراضی کارگری سالهای اخیر استناد کنیم. اعتراف اخیر وزیر کشور رژیم به وقوع ٢٣هزار حرکت اعتراضی طبقه کارگر ظرف پنج سال گذشته به قدر کافی گویا است.بنا به آمار منابع موثق کارگری هم در فاصله روز جهانی کارگر ٩٦ تا روز جهانی کارگر ٩٧ طبقه کارگر در ایران شش هزار اعتصاب و اعتراض برپا کرده است. به این پشتوانه مادی عظیم باید رشد روزافزون آگاهی طبقاتی کارگر و مشخصا برجسته شدن ضرورت و امکانپذیری تشکیل شوراهای مستقل کارگری از جانب فعالین کارگری را اضافه کرد. پیشروی طبقه کارگر و محرومان اعماق جامعه ایران اکنون از شرایط مساعدی برخوردار است که ورود جامعه به دوره انقلابی و وجود استراتژی کمونیستی در صفوف مقدم اردوی کار برای آن فراهم آورده است. محتوای پیشروی مبارزه سیاسی طبقاتی بر متن چنین شرایط مساعدی، گویای چنان پتانسیل انقلابی عظیمی است که با تکیه به نیروی توده های کارگر و زحمتکش و زنان و نسل جوان،نه تنها قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی است بلکه تحقق یک پیروزی کارگری و سوسیالیستی در تحولات آتی ایران انقلابی را هم به یک چشم انداز واقعی بدل ساخته است.
٣- در حالیکه روند تخاصم اوجگیرنده دو حاکمیت بورژوایی تا مغز استخوان دست راستی آمریکا و ایران دارند کابوس نابودی جامعه ایران را پیش روی هشتاد میلیون شهروند جامعه میگیرند، روند تباین جامعه ایران با رژیم اسلامی و مناسبات سرمایه داری حاکم، در قامت خیزش کنکرت کارگران در پیشاپیش توده عظیم محرومان بر متن حرکت انقلابی جامعه، فی الحال چشم انداز رهایی از استثمار سرمایه و استبداد سیاسی حاکم را به طرز عیانی نشان داده است. این دو روند کاملا با هم متناقض هستند. به اجرا گذاشتن بسته جدید تحریمها از طرف دولت آمریکا سیاستی ضد مردمی است که هر وجدان بیدار انسانی آن را محکوم میکند. ما کمونیستها از همان تحریم سال ١٩٩٥ بیل کلینتون سیاست ضدانسانی تحریم اقتصادی دولت آمریکا و متحدانش را اکیدا محکوم کرده ایم. همچنین تقلای رژیم اسلامی برای مقابله با این تحریمها و بالا بردن تصاعدی تخاصم جاری به قیمت تحمیل فلاکت بیشتر به اکثریت جامعه در راستای راندن جامعه به پرتگاه فروپاشی است و با قاطعیت تمام علیه آن ایستاده ایم. تنها راه نجات جامعه از این کابوس سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حرکت بیوقفه طبقه کارگر به سوی انقلاب سوسیالیستی و برقراری جامعه آزاد و برابر و برخوردار از عدالت و رفاه است. طبقه کارگر برای رهایی خود و جامعه راه انقلابی خود را تا برچیدن نظام حاکم پی میگیرد.
***

تحريم تجارى ايران – منصور حکمت

تحريم تجارى ايران توسط آمريکا، انگيزه هاى داخلى و بين المللى دولت آمريکا در اتخاذ اين سياست و تاثيرات آن بر جمهورى اسلامى در هفته هاى اخير از جانب مفسران مختلف مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. در اين ميان چند نکته بايد اينجا مشخصا مورد تاکيد قرار بگيرد.
اين سياست آمريکا مستقل از تاثيراتش بر ثبات و بى ثباتى رژيم اسلامى، بايد بعنوان يک اقدام زيانبار براى مردم ايران بدون هيچ ابهامى محکوم شود. وخامت بيشتر اوضاع اقتصادى مردم نتيجه محتوم اين سياست خواهد بود. برخلاف ادعاهاى رايج، تحريم تجارى از جانب آمريکا حتى اگر اروپا و ژاپن و ساير قطبهاى اقتصادى از آن تبعيت نکنند، تنگناهاى واقعى براى اقتصاد ايران ايجاد ميکند که قربانيان فورى آن نه رژيم اسلامى، بلکه توده وسيع مردم کارگر و کم درآمد در ايران خواهند بود.
اين تصور که اعمال فشار بر مردم و به استيصال کشيدن آنها گامى در جهت سرنگونى رژيم اسلامى است، تصورى بيمارگونه و ضد اجتماعى است که فقط در چهارچوب تفکر فرقه اى جريانات حاشيه جامعه نظير مجاهدين مى گنجد. و اين در شرايطى است که خود آمريکا نه فقط تغيير رژيم، بلکه حتى تغيير روش داخلى رژيم اسلامى در قبال مردم ايران را جزو اهداف سياست تحريم تجارى ذکر نکرده است.
برخلاف برداشت اغلب مفسران رسانه ها، سياست تحريم “وحدت ضد آمريکايى” در درون رژيم را تقويت نميکند، جناح ضد غربى را در رژيم ايران قدرتمندتر نميکند، و بر شدت تبليغات ضد غربى رژيم اسلامى نمى افزايد. اين واقعه شباهتى به ماجراى اشغال سفارت ندارد. آن دوران گذشته است. امروز اين يک فشار واقعى روى جناح غربى و طرفدار آمريکا در حکومت است که تکليف خود را هرچه سريعتر و به شيوه اى هرچه چشمگيرتر با جناح مخالف روشن کند. تاثير اين اقدام بر رژيم اسلامى تشديد اصطکاک ميان جناحهاى حکومت در درون ايران، و جهت گيرى جدى تر رژيم اسلامى در عرصه ديپلوماسى و سياست خارجى به سوى کنار آمدن با آمريکا و دول غربى خواهد بود.
منصور حکمت
اولين بار در تير ١٣٧٤، ژوئن ١٩٩٥، در شماره ١٨ انترناسيونال منتشر شد
* وقتی که در ژوئن ١٩٩٥ دولت کلینتون تحریم اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی اعلام کرد، کمونیسم کارگری و حزب ما در آن مقطع از شاخصترین نیروهای سیاسی بود، که با صدای رسا این سیاست جنایتکارانه هیئت حاکمه آمریکا را محکوم کرد. نوشته کوتاه بالا از منصور حکمت چکیده این سیاست انقلابی و روشن ما را بیان میکند. امروز هر ناظر منصفی با مطالعه یادداشت کوتاه منصور حکمت میتواند، بر انسجام و درستی خط سیاسی جنبش ما در بیش از دو دهه اخیر در عرصه تحریم اقتصادی صحه بگذارد.
سردبیر کمونیست هفتگی

Facebook
Google+
https://october-online.com/category/maghalat">
Twitter
Instagram