دوشنبه, 27 ارديبهشت 1395 ساعت 10:25

حسین مراد بیگی(حمه سور) کنگره اول کومه له

حسین مراد بیگی(حمه سور) کنگره اول کومه لهKäyttäjän Hossein Moradbeigi-hamesoor profiilikuva

باتوجه به اینکه این روزها در مورد کنگره اول کومه له مطالب مختلفی نوشته شده است، لازم دیدم که ارزیابی و قضاوت خود را در این مورد که حدود دوازه سال قبل در کتاب تاریخ زنده، کردستان، چپ و ناسیونالیسم، نوشته ام که چند صفحه ای بیش نیست، جداگانه منتشر کنم. در این مورد قضاوت را به خواننده واگذار میکنم. هدف این است که خواننده بداند که بسیار پیشتر بحث و جدل در مورد نگرش فکری – سیاسی ناظر بر کومه له آن دوره شروع و سپس بطور اساسی در کنگره دوم کومه له کل این دیدگاه فکری بر اساس آنچه که در کنگره اول کومه له بیان شد، حتی در جزئیات نیز نقد شد. همچنین بخش مربوط به کنگره دوم کومه له را که آنهم خیلی کوتاه و مختصر است و در عین حال از نظر من برای ربط دادن این دو به همدیگر ضروری بود، ضمیمه آن کرده ام.
کنگره اول کومه له
نقد و ارزیابى این کنگره در نوشته هاى نسبتا مفصلى از شعیب زکریائى یکى از رهبران کومه‌له آن دوره که در پیشروهاى دوره اول، سال ۶٠(خورشیدی) به چاپ رسیده اند، انجام گرفت. شعیب زکریائى در سه نوشته تحت عنوان “از کنگره اول تا کنگره دوم”، نمونه هائى از “پوپولیسم خلقى” و بینش و سنت و سبک کار عقب مانده ناظر بر فعالیت محافل سابق و کنگره اول کومه‌له، نگرش خرده دهقانى این کنگره به سرمایه دارى و مساله ارضى، عضو گیرى، خرده کارى و تحقیر کار تئوریک و سیاسى، عدم برنامه و غیره مفصلا بحث کرده است. به این خاطر من از تکرار مجدد آن در اینجا خوددارى میکنم و تنها به نکاتى اشاره میکنم:
ایران سال ۵٧ در آستانه تحول تاریخى مهمى بود، و این کنگره قاعدتا مى بایست روى مهمترین مسائل سیاسى روز و رو به آینده آن تصمیم میگرفت، در حالیکه حدود دو هفته از وقت خود را با بحثهاى بشدت عقب مانده گذراند. حتی شروع مبارزات خودبخودى خارج از این کنگره نیز که هیچ چپ رادیکال و “خلقى” اى را قادر به مقاومت و عدم تمکین در مقابل آن نبود، اجازه نداد که این گنکره خود را روى مسائل مربوط به تعیین سیاست، نحوه شرکت ما در آن، رهبرى و تعیین شعارها و یا پرچمى که باید بلند کند، متمرکز کند. متاسفانه کمبودهاى فکرى و سیاسى آن دوره ما عملا این اجازه را نمیداد. بزعم ما “تئورى از تجربه توده ها” در میامد و کسى را یاراى آن نبود که قبل از عمل توده ها به “تئورى بافى” مشغول شود. راه افتادن و شرکت خودبخودى در مبارزات اعتراضى سال ۵٧، بدون برنامه، بدون استراتژى و دورنما، بدون شعار و مطالبه، ویژه چپ سنتی از جمله کومه‌له سال ۵٧ بود و از ما هم انتظارى بیش از این نمى رفت. مباحث این کنگره، در حد تئوریک و برنامه اى نیز بشدت ضد و نقیض، کنگ و نامفهوم و مغشوش بود.
در مورد ساختار اقتصادى جامعه ایران کنگره اول همان حرفهاى عهد کهن را تکرار میکرد، بقول شعیب زکریائى به سرمایه دارى بودن ایران، بعنوان موجودى بیگانه با سوء ظن از طرف طرفداران نظم کهن نگاه میشد.(شعیب زکریائى، از کنگره یک تا دو، پیشرو شماره ٢، مرداد ماه ۶٠). در مورد خطوط برنامه اى، اسناد کنگره اول، تکرار همان حرفهاى پیشا ۵٧ است و چنین میگوید: ..
برنامه سازمان ما از ابتداى تشکیل آن مبارزه در راه انقلاب دمکراتیک برهبرى طبقه کارگر و برقرارى جامعه سوسیالیستى بوده است. ما معتقد بودیم که بدون ایجاد حزب سراسرى طبقه کارگر بدون تشکیل جبهه واحد از تمام طبقات و اقشار ضد امپریالیست و ضد فئودالى یعنى جبهه واحد خلق و بدون مبارزه مسلحانه توده اى برهبرى حزب مزبور براى سرنگونى دیکتاتورى وابسته به امپریالیسم شاه، دستیابى به اهداف فوق ممکن نیست. در تعیین وظایف فوق نیز ما از مشى توده اى پیروى میکردیم. اکنونهم کوشش در انجام وظایف عملى و فورى جنبش در دستور کار ما قرار دارد(منظور جنبش براى سرنگونى شاه بود، همان “مشى توده اى” دوره سال ۴٨، پرانتز از من است). اسناد کنگره اول، شعیب زکریائى، از کنگره یک تا دو، پیشرو شماره ٢، مرداد ماه ۶٠.
در مورد سرنگونى شاه اسناد کنگره اول کومه‌له چنین میگوید: “.. سرنگونى شاه قطعى است، ولى مبارزه کنونى که داراى خصلتى دمکراتیک و ضد امپریالیستى است باید از مراحل مختلف و طولانى اى بگذرد تا به انقلاب سوسیالیستى برسد. بنابراین سازمان ما خود را براى یک مبارزه دمکراتیک پیگیر آماده میکند.( تبلیغ سوسیالیسم، حتى تبلیغ آنهم! در دستور کار ما نبود، پرانتز از من است)، سرانجام کار به مبارزه مسلحانه میکشد و ما باید امکانات خود را براى مبارزه مسلحانه بخصوص هنگام سقوط شاه بررسى کنیم؟! کنگره اول در مورد شوراها که در حال تشکیل بود اظهار نظر نمیکند، در مورد خمینى و بقول آن دوره، لیبرالها، افشاگرى نمى کند. در مورد آمادگى توده ها فقط به خرده کارى و شرکت خودبخودى، بدون هیچ نقشه و برنامه اى اکتفا میکند بویژه هیچ برنامه اى براى خلع سلاح پادگانها و مراکز نظامى رژیم سابق، مسلح کردن مردم و غیره ندارد. اسناد کنگره اول میگوید:” .. مساله فورى سرنگونى شاه است، این امر نه فقط روى مردم شهر بلکه روى مردم دهات بخصوص در کردستان تاثیر مثبت میگذارد.(اتوپى “انقلاب دهقانى” دوباره گل میکند، پرانتز از من است) سقوط شاه باعث میشود که دهقانان ناچار شوند خودشان از زمین و زندگیشان دفاع کنند(میشد چنین برداشت کرد که تاکنون شاه از دهقانان دفاع میکرده است، پرانتز از من است) و همین امر میتواند پایه جنبش انقلابى در میان آنان باشد.”همانجا، نگفته پیداست که این کنگره همه امید و آینده خود را به دهقانان گره میزد.
درهرحال، عدم برنامه و اهداف روشن در آن دوره باعث شد که هر کس ناگزیر برنامه کار خود را اجبارا از شرایط سیاسى و اجتماعى محل فعالیت خود بدست آورد و لاجرم براى جواب دادن به مسائل کوچک و بزرگ زیادى که او را احاطه کرده بودند فشار فوق العاده سنگینى را تحمل کند. در نتیجه هرکس به تشخیص خود در محل فعالیت خود کار میکرد. اگر رفقاى ناحیه مریوان میگفتند تا قبل از سال ۵٨ ارتباط چندانى با رهبرى کومه‌له نداشته اند از این واقعیت سرچشمه میگرفت که هرکس در محل با امکانات و سلیقه خود تبلیغ و کار میکرد و مشکلات و موانع سر راه را نیز خود حل میکرد. کنگره اول در مورد کار سراسرى، همان سبک کار قدیمى ارتباط و همکارى با گروههاى م. ل و بویژه با آنهائیکه داراى “مشى توده اى” هستند، را در دستور کار خود قرار میدهد و مثل بقیه چپ رادیکال ایران، کوشش در جهت وحدت مبارزاتى بین پرولتاریا و خلقهاى ایران را در برابر خود قرار میدهد.
شرایط عضوگیرى در کومه‌له سال ۵٧ نیز با نگرش “پوپولیستى” کنگره اول منطبق بود. در مورد شرایط عضویت اسناد کنگره اول کومه له چنین میگوید:
کسى عضو سازمان است که:
١ – مشی تود ه ای را براساس اعتقاد به مارکسیسم – لنینیسم بپذیرد.
٢- توده هاى مردم او را بعنوان انسانى خوب و دلسوز نسبت به خودشان قبول داشته باشند.
٣- قدرت سازماندهی و فعالیت خویش را در عمل نشان دهد.
۴- برنامه سازمان را(بقول ایرج فرزاد کدام برنامه؟، داخل پرانتز از من است) از هر لحاظ قبول کند.
۵- برای حرفه ای شدن و هر طریقی که سازمان به او پیشنهاد میکند آماده باشد.
۶- آماده باشد زندگی زحمتکشی را بپذیرد و در این راه گام برداشته باشد.
٧- حداقل دو عضو سازمان و کمیته بالا دست عضویتش را توصیه کنند.
قبول شرایط فوق براى روشنفکران اجبارى بود. براى زحمتکشان، شرط اول، پذیرفتن “مشى توده اى” بر اساس اعقتاد به م . ل و شرط ششم، پذیرش زندگى زحمتکشى حذف شده بود.
از اقدامات کنگره اول کومه‌له، کردستانى کردن کومه‌له و محدود کردن فعالیت آن صرفا به محدوده کردستان ایران بود. نقطه رجوع ما در این مورد نیز حضور عمده کادرهاى کومه‌له در داخل کردستان ایران بود. همه قانع شدیم که باید فعلا در محدوده کردستان ایران فعالیت کنیم. واقعیت این بود از دیگر سازمانهاى چپ رادیکال در ایران دست شسته بودیم، عملا ارتباطى با آنها نداشتیم و چاره اى جز اینکه عمده فعالیت خود را به کردستان ایران محدود میکردیم نداشتیم. اقدام دیگر کنگره اول کومه‌له، انتخاب آرم کومه‌له بود. آرمى با “خیش و گاو آهن” و تفنگى در وسط نقشه ایران. “خیش و گاو آهن” معرف نیمه فئودالى بودن جامعه ایران بود که ما حتى “داس و چکش” روسیه ۶٠ سال قبل را نیز قابل این جامعه در اواخر قرن بیستم نمى دانستیم.
کنگره اول کومه‌له با روستا دیدن جامعه کردستان ایران، لااقل در “تئورى” وجود طبقه کارگر مزدى و در نتیجه مطالبات او را در مقابل بورژوازى در کردستان ایران انکار میکرد به این علت نیز خود را نه سازمان انقلابى کارگران کردستان ایران که سازمان انقلابى زحمتکشان کردستان ایران نامید و بهمین دلیل نیز براى طبقه کارگر مطالبه اى از جامعه نداشت. بزعم این کنگره و بینش پوپولیستى ناظر بر کار ما، لااقل از لحاظ نظرى، کارگر موجودى بود که سرمایه دارى وابسته او را به مصرف کننده تبدیل کرده بود و تنها در سایه سرمایه دارى “ملى” و رفع “وابستگى” بود که هویت اجتماعى پیدا میکرد. ریاکارى چپ رادیکال و پوپولیستى را در مورد طبقه کارگر و رهبرى فرمال طبقه کارگر در انقلاب دمکراتیک به عینه در همین اقدام آن دوره ما هم میتوان دید.
“هم میهنان مبازر” نیز از دیگر دست آوردهاى این کنگره بود و حکایت از هسته ناسیونالیستى قوى تفکر “مائوئیستى” در میان ما میکرد. از این به بعد اطلاعیه هاى کومه‌له بدون ذکر نام کومه‌له – سازمان انقلابى زحمتکشان کردستان ایران با “هم میهنان مبارز” شروع میشد. بعد از علنى شدن کومه‌له در ٢۶ آبانماه ۵٧ بجاى نشریه سیاسى، خبرنامه کومه‌له منتشر شد. “هم میهنان مبارز و “خبرنامه کومه‌له”، تحفه کنگره اول کومه‌له بودند.
در مجموع، کنگره اول بیان حال فکرى و سیاسى کومه‌له سال ۵٧ و محافل ایجاد شده از سال ۴٨ به بعد بود. این کنگره افق جدیدى به کسى نداد و سیاست و تاکتیکى جز نشخوار خزعبلات عهد قدیم، تدوین نکرد. در واقع کومه‌له قبل از سال ۵٧ هرچه بود یک بار دیگر خود را تمام و کمال در این کنگره به صحنه آورد. گذراندن چندین روز این کنگره با نقد و انتقاد به شیوه محافل مائوئیستى پوپولیستى قدیم و تنها یک روز را به بحث در مورد مناسبات تولیدى و بویژه انقلابى که در جریان بود اختصاص دادن، نقطه پایانى بود بر این گذشته. آنچه که کومه‌له را ساخت در واقع رویدادهاى بعد از این کنگره بود. پائیز سال ۵٧ ما یک عده سابقه دار سیاسى داشتیم وقت خود را آنهم در آن مواقع حساس صرف چه مسائل پیش پا افتاده اى میکردیم در حالیکه همزمان چند قدم دورتر از ما منصور حکمت و حمید تقوایى “خطوط عمده” را تدوین میکردند. یادداشتهایى که از این کنگره برجاى مانده است سند گویایى است که این کنگره چقدر از جنس محافل آن دوره بود و چقدر به کمونیسم انقلابى مارکس بى شباهت و دور بود. به این دلیل حرفهائى که در کنگره اول زده شد، چه انتقاد و انتقاد از خود روانکاوانه دوره فعالیت پوپولیستى و چه بحث در مورد تحلیل اقتصادى جامعه به طاق نیسان سپرده شد. هرکس بدون اینکه این دیدگاه چیزى را برایش روشن کرده باشد به ابتکار فردى خود راه خود را گرفت و در انقلاب ۵٧ شرکت کرد، خود را به آب و آتش زد، هرکدام روانه شهر و دیارى شدیم و بعلت سابقه سیاسى، خوشنامى در میان مردم و جسارت و لیاقت شخصى خود و مهمتر از آن وزنه اجتماعى طبقه کارگر در مبارزات آن دوره که خود را بر دیگر گرایشات موجود از جمله خود کومه‌له تحمیل میکرد، بتدریج در راس مبارزات آن دوره قرار گرفیتم.. این کنگره دوم کومه‌له بود که شد بن بست پوپولیسم و جناح چپ ناسیونالیسم کرد. این کنگره دوم کومه‌له بود نورى نشان داد، چراغى نشان داد و ما را چند گام جلو برد.
کنگره دوم کومه‌له
کنگره دوم کومه‌له کنگره پیروزى “مارکسیسم انقلابى” بر “پوپولیسم” بود. اهمیت کنگره دوم کومه‌له نه در نحوه بیان و فرمولبندى بحثها و یا حتى قطعنامه هاى آن، بلکه در اهمیت سیاسى و در دور و نقش ضد “پوپولیستى” آن در سطح ایران بود. بسیارى از بحثهاى این کنگره در نقد پوپولیسم قبلا توسط “اتحاد مبارزان کمونیست” و شخص منصور حکمت بسیار عمیقتر و روشنتر از ما بیان شده بودند، ما حقیقتا در آن مقطع با نقد پوپولیسم بعنوان یک سیستم نظرى کمابیش حاضر و آماده روبرو بودیم و اصولا شکل گرفتن فراکسیون ضد پوپولیستى در میان بخشى از رهبرى و کادرها و اعضاء کومه‌له نیز نتیجه نقد سوسیالیسم کارگرى اتحاد مبارزان کمونیست از پایه هاى این پوپولیسم بود. اهمیت این کنگره در نقش تاریخى آن علیه “پوپولیسم خلقى” در ایران بود. کنگره دوم کومه‌له در مقیاس ایران زیر پاى “پوپولیسم خلقى” را بکلى جارو کرد. آنهم نه بخاطر نقد عمیق آن به پایه هاى این پوپولیسم، بلکه به دلیل نقش و جایگاهى که کومه‌له آن دوره در چپ ایران داشت. بخش زیادى از مقاومت و سرسختى “پوپولیسم خلقى” در مقابل مارکسیسم انقلابى به این دلیل بود که میدیدند یک سازمان سیاسى با نفوذ و توده اى در کردستان ایران وجود دارد که به تز “نیمه فئودال- نیمه مستعمره” در جامعه ایران معتقد است و از نفوذ و اعتبار بسیار زیادى نیز در میان مردم کردستان ایران برخوردار است. پیوستن کومه‌له به جریان “مارکسیسم انقلابى” و اعلام صریح آن در کنگره دوم کومه‌له این دلخوشى(آنان) را به یاس مبدل کرد. خیلى‌ها بعدا با “دهقانى” نامیدن کومه‌له و از این طریق تحقیر کومه له، داشتند آبى بر آتش خشم خود از کومه‌له آن دوره مى پاشیدند. در قطعنامه هاى این کنگره در نیمه اول فروردین ماه سال ۶٠ از اتحاد مبارزان کمونیست با این عبارات تجلیل شد:” در پایان لازم میدانیم کوششهاى ارزنده اى را که از جانب رفقاى “اتحاد مبازران کمونیست” در راه مبارزه با پوپولیسم و اکونومیسم و تثبیت تئوریک بینش پرولترى در جنبش کمونیستى ایران بعمل آمده و ما را نیز در طرد بینشهاى انحرافى مساعدت کرده است، خاطر نشان سازیم. هیات تحریریه، قطعنامه هاى کنگره دوم، مورخ١ \٣\۶٠.
با این حال باید گفت (که) کنگره دوم کومه‌له فقط نمودهائى از پوپولیسم را مورد نقد قرار داد. در واقع سنگرهائى را که قبلا توسط “اتحاد مبارزان کمونیست” درهم کوبیده شده بود فتح کرد. لذا آثار و بقایاى سنت و سبک کار پوپولیستى در کنار ناسیونالیسم چپ درون کومه‌له به شیوه هاى مختلف تا مدتها به حیات خود ادامه داد. یکى از نکات جالب این کنگره اعتراض اکثریت کادرها و اعضاى کومه‌له به ضعف تئوریک، عدم فعالیت نظرى و تحقیر تئورى در سنت پوپولیستى سابق بود. در این کنگره براى اولین بار نوشته هاى اتحاد مبارزان کمونیست در میان اعضاى کنگره دوم دست بدست میگشت. این کنگره اعتماد سیاسى بالائى به رهبران و کادرها و اعضاى کومه‌له داد که تا آنوقت سابقه نداشت.
حسین مرادبیگی(حمه سور)
تاریخ زنده، کردستان چپ و ناسیونالیسم، بخش نقش کنگره ها و پلنومها، ص ۳۱۱ – ۳۱۶

خواندن 813 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 27 ارديبهشت 1395 ساعت 13:32

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید