سه شنبه, 01 دی 1394 ساعت 19:18

گفتگوی اکتبر با اسماعیل ویسی- تحمیل سطح دستمزدهای سال 95. تضمین کار ارزان- کارگر خاموش است

گفتگوی اکتبر با اسماعیل ویسی- تحمیل سطح دستمزدهای سال 95. تضمین کار ارزان- کارگر خاموش استesmail

این تحمیل سطح معیشت پائین تر از خط فقر را نباید پذیرفت

اکتبر، اسماعیل ویسی، روند تعیین افزایش حداقل دستمزد کارگران در سال 1395 در ایران آغاز شده است. بعد از توافق مذاکرات هسته ای و اجرای برجام، ویژگی خاصی دارد و اصلا افزایشی صورت میگیرد؟

اسماعیل ویسی: تعیین حداقل دستمزد کارگران در واقع نه امر " تامین معیشتی کارگران " هر ساله همراه با تعیین بودجه سالیانه در حکومت اسلامی در ایران به بحثهای بسیار داغ و پر حرارتی دامن می زند. از هم اکنون نیز برای تعیین حداقل دستمزد در سال آتی، مسائلی مطرح شده است. زیرا اساس تامین ادامه حیات و سطح زندگی اکثریت مردم در ایران بدان بستگی دارد. در جامعه ای که از اساس کارگران و سایر زحمتکشان مزدبگیر، فاقد هر گونه تشکل های توده ای و کارگری در محیط کار و زیست شان می باشند، هیچگونه مکانیزمی وجود ندارد که در تعیین میزان هزینه های معیشتی طبقه کارگر و مردم زحمتکش با شرکت نمایندگان منتخب و واقعی شان در " مثلث، نمایندگان واقعی و منتخب کارگران، دولت و سرمایه داران و کارفرمایان " بر اساس واقعیات عینی- اجتماعی و منطبق بر نرم زندگی اجتماعی و تامین هزینه های مایحتاج روزانه و توقعات اساسی زندگی انسانی در کلیه ی عرصه های زندگی ، نه صرفا بر مبنای اقلام اساسی مواد خوراکی و فراموش کردن و به حاشیه راندن دیگراحتیاجات زندگی نظیر" تحصیل، ورزش، تفریح، مسافرت و ... و برخورداری از رفاهیات اجتماعی " دخالت نمایند. از طریق انتخاب نمایندگان خود در تعیین نرخ فروش نیروی کارشان مشارکت و دخالت داشته باشند. هر ساله نمایندگان سرمایه داران و دولت و عده ای از پادوهای خود حکومت در تشکل های ضد کارگری نظیر" شوراهای اسلامی، خانه کارگر و شورای عالی اصناف تحت عنوان نمایندگان کارگران حقنه کرده اند ، که: حسن صادقی یکی از سردمداران تشکل زرد خانه کارگر وابسته به رژیم اسلامی از آنهاست و اخیرا اذعان کرده است که، چندین سال قبل مجلسیان خانه کارگر را مسخره می کردند، فراموش کرده اند که خانه کارگر نگذاشته است،اعتصابات پراکنده کارگری سراسری شده و از کارخانجات بیرون بیاید که اگر خانه کارگر نبود تا کنون جمهوری اسلامی تحقیقا توسط کارگران 9 بار سرنگون می شد." که بدون انکار متوجه نقش این تشکل ها و فعالین تحت عنوان مدافع حق و حقوق کارگران در ایران برای تعیین حداقل دستمزد، مشخص تر می شود. که ربطی به منافع کار ندارند. نماینده کارگران نیستند. بلکه، نهاد و ارگانهائی بوده و هستند برای خاک پاشیدن در چشم و مهار مبارزات طبقه کارگر درتقابل با سرمایه داران و رژیم سیاسی حامی اش ". و ... بی ربط ترین افراد به منافع کارگران هستند، تصمیم می گیرند و نازل ترین سطح دستمزد عملا زندگی برده وار را، به طبقه کارگر تحمیل می کنند. دستمزدی که نه تنها کفاف تامین هزینه های اولیه ی زندگی را نمیدهد، بلکه به فقر، فلاکت، استیصال و گسترش پدیده شوم " کودکان کار و خیابانی ، فحشا، تن فروشی، اعتیاد، کارتن خوابی، فروش کودکان، پیش فروش کودکان در رحم مادر ، حاشیه نشینی که اخیرا وزارای خود رژیم اسلامی اذعان کرده اند حدودا 14 میلیون نفر در حاشیه شهرها زندگی می کنند که فاقد هر گونه امکانات زیستی، تفریحی و بهداشتی هستند که محل رشد هرگونه مصائب اجتماعی" در جامعه می باشد را، دامن زده است و میزند. .

به روال سالهای گذشته اکنون نیز تعیین حداقل دستمزد " تعیین میزان هزینه های معیشتی طبقه کارگر،  در سال 1395 در جریان است . به بحثهای بسیار داغی چون واقعیتی عینی- اجتماعی  در میان طبقه کارگر و فعالین کارگری، وزارت کار و امور اجتماعی و تشکل ها و نهادهای ضد کارگری وابسته به رژیم جمهوری اسلامی دامن زده شده است. در رسانه های عمومی و مطبوعات دولتی انعکاس نسبتا گسترده ای پیدا کرده است. نکته ای که باید تاکید کرد این است، بر اساس شواهد غیر قابل انکار تعیین این حداقل دستمزد در ایران شامل بیشتر از 60 درصد کارگران نمیشود. زیرا کارگرانی در مراکز تولیدی و کارگاههایی که کمتر از ده نفر کارگر دارند، شامل " قانون کار " هم، نمی شوند.

اکنون نیز بحث حداقل دستمزد در میان نهادهای دولت، شورای عالی کار، کارفرمایان و تشکل های وابسته به حکومت اسلامی برای سال 1395 در جریان است. حتما در نهایت این نهادها " تحت عنوان نمایندگان کارگران " در غیاب نمایندگان واقعی منتخب مجامع عمومی و تشکل های توده ای کارگران، باصطلاح مذاکره میکنند و تصمیم میگیرند، میزان  حد اقل دستمزد سال 1395 را تعیین و به کارگران تحمیل می کنند. بحث داغ این است که چون سال 94 در سال آتی 10 در صد به دستمزد کارگران اضافه شود. حداقل دستمزد ماهانه در سال گذشته  712 هزار و 300 تومانی بود. (البته بدون مزايايی مثل حق مسکن و بن کارگری و غيره ) و قرار است سال آتی " 820 هزارو چند صد تومانی، برسد که، حتی اين مبلغ هم در شرايط فعلی 4 برابر پايين تر از هزينه های معيشتی مورد نياز يک خانوار چهار نفره در شهر های ایران است. هزینه مسکن، ایاب و ذهاب در کلان شهرها و شهرهای بزرگ بیشتر است. هر چند در دنیای واقعی سیر افزایش صعودی قیمتها حالت لحظه ای و روزانه پیدا کرده است، ماحصل این وضعیت تحمیل فقر و فلاکت عملا گرسنگی دادن " هر چه بیشتری به زندگی کارگران و اکثریت مردم زحمتکش در ایران بوده و میباشد.

نهادها و مقامات جمهوری اسلامی در حالی برای افزایش 10 درصدی حداقل دستمزدها برای مشمولان قانون کار نقشه تدوین و تصمیم می گیرند که قیمت خدمات و مایحتاج روزانه کارگران چند برابر افزایش یافته است. اگرچه نرخ تورم اعلام شده از جانب بانک مرکزی در طی سه ماهه گذشته بطور غیر در نوسان بوده است اما روند افزایش قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه نشان می دهد که نرخ تورم اعلام شده با نرخ تورم واقعی و قیمت مایحتاج، بسیار فاصله دارد. برای مثال در مقایسه هفته اول مهر امسال و سال گذشته حبوبات 83.4 درصد، میوه های تازه 74.6 درصد، سبزی های تازه 90.4 درصد، روغن نباتی 53.7 درصد و برنج 71 درصد گران شده اند. این قیمت ها طی چهار ماه گذشته نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه باز هم افزایش پیدا کرده اند.

از طرف دیگر اعتراف خود مسئولین نهادها و تشکل های زرد وابسته به رژیم اسلامی گویای وضعیت فلاکت باری است که به طبقه کارگردرایران از طریق چنین باصطلاح نمایندگانی در همگامی با سرمایه داران، تحمیل می شود. به چند نمونه از این اعترافات اشاره می کنم. تا وضعیت هر چه ملموس تر شود. " رحمت‌الله پور موسی، دبیرکل کانون عالی شوراهای اسلامی کار ایران، اعتراف کرده است که: در حال حاضر بسیاری از کارگران توان خرید کالاهای معمول برای زندگی را ندارند و بعضاً بسیاری از کالاها برای آن‌ها کالای لوکس تلقی می‌شود. بیش از 50 درصد حقوق کارگران صرف هزینه‌های مسکن و بهداشت می‌شود. 70 درصد کارگران در ایران در زیرخط فقر هستند. و ... قدرت خرید کارگران حدود 73 درصد افت داشته‌است. و ... حداقل دستمزد ماهانه کارگران برای سال 1394، حدود 712 هزار تومان تعیین شده ‌بود. و اخیرا هم " " مجید اژدری نایب رئیس مجمع نمایندگان کارگران استان تهران " بیان داشته است که دستمزد فعلی 712 هزار تومان، حتی توان تامین هزینه‌های 10 روز هزینه خانوار در ماه وجود ندارد.

این دستمزد حداقلی در حالی از سوی شورای عالی کار سال گذشه تعیین شده بود که پیشتر" مرکز آمار ایران هزینه یک خانوار را حدود یک میلیون و 400 هزار تومان و کمیته مزد کانون شوراهای اسلامی کار، هزینه یک خانوار چهار نفره را حدود یک میلیون و 700 هزار تومان " اعلام کرده بودند.

علیرضا محجوب ، سال گذشته در مصاحبه ای گفته بود که 90 درصد جامعه کارگری ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند و 10 درصد باقی‌مانده نیز با خط فقر فاصله چندانی ندارند. اکنون که وضع بدتر است. و ...

در ادامه مصاحبه در رابطه با عوارض زیانبار عدم دستمزد مکفی برای تامین حداقل زندگی آمده است که: 1994 نفر در سال گذشته و در 6 ماهه اول سال جاری بیشتر از 700 نفر کارگر روزانه 5 نفر در اثر حوادث ناشی از کار جان باختند. یکی از عواملی که باعث بروز مشکل برای کارگران می‌شود خستگی ناشی از کار زیاد است. که کارگران به دلیل همخوان نبودن درآمد و هزینه‌هایشان در چند شیفت کار می‌کنند. و منجر به چنین حوادث ناگواری شده است. حتیوزارت کار رژیم اسلامی در ایران پیش از این اعلام کرده بود که در سال گذشته حدود 13 هزار حادثه مرتبط با کار رخ داده که بیش از 1800 مورد آن منجر به مرگ شده‌است. و ...

افزایش 10 در صدی دستمزد در سال 1395 به 820 هزار تومان، بنا به سیر صعودی روزمره قیمت مایحتاج اولیه و ... دردی را از زندگی کارگران و توده کارکن در ایران دوا نمی کند . حتی کفاف تامین زندگی در 10 روز را هم، نمی دهد!

اکتبر، به عدم وجود مکانیزمی با شرکت نمایندگان واقعی و منتخب کارگران در تعیین دستمزدها که عملا تحمیل سطح معیشت پائین تر از خط فقرمیباشد، اشاره کردید. بنظر شما " اجرای برجام که رفع تحریم های اقتصادی " را بدنبال دارد، تاثیری در بهبود وضعیت معیشتی و کاری و کاریابی نخواهد، داشت؟

اسماعیل ویسی، ببیند ، ساختار و سیستم اقتصادی حکومت اسلامی در ایران فرو ریخته است. سیستم اقتصادی در ایران دچار بحران عمیق و مزمنی است. بیشتر از 60 در صد مراکز اصلی تولیدی در ایران بسته شده است. 40 در صد باقی مانده هم بنا به اعتراف مقامات خود رژیم، زیر ظرفیت تولید، کار می کنند. روز بروز بیکاری رشد و گسترش پیدا می کند. اکنون حدودا 5 میلیونها نفر جوان تحصیل کرده جویای کار، بیکارند و پیش بینی می شود در فاصله زمانی کوتاهی حدودا 5 میلیون دیگر از مراکز آموزشی فارغ التحصیل می شوند و به صف بیکاران خواهند، پیوست. حکومت اسلامی در ایران در بن بست کامل قرار دارد و از ایجاد مراکز کار و اشتغالی برایشان، نا توان است. چنین وضعیتی باعث گردید حکومت اسلامی در مسئله مذاکرات هسته ای عقب نشینی کند. بامید گشایشی در بعد اقتصادی- اجتماعی برای حفظ بقاء خود. و ... اجرای برنامه " برجام " که عملا به رفع تحریم های اقتصادی باید ختم بشود، در چشم انداز است. ولی سوال اساسی این است. آیا این عمل سریعا انجام خواهد، گرفت؟ به ایجاد مراکز کاری و بکار گماردن جوانان منجر می شود؟ مردم به نوعی به این امید بسته اند.

اما، مقامات، نهادها و اقتصادانان وابسته رژیم در این مدت تاکید کرده اند که، نباید منتظر گشایش و تحول سریع در اوضاع اقتصادی بود، زیرا رفع تحریم ها مدتها طول می کشد. و دارند امید و توقعات مردم را که ممکن است به رشد نارضایتی و اعتراضات اجتماعی کشیده شود، از پیش دامنه آنرا با بن بست روبرو و منکوب می کنند. به همین خاطر است که مسئله " اقتصاد مقاومتی، و سند ششم توسعه " را در تکمیل و بربست . منکوب کردن توقعات اکثریت مردم در ایران را بمیدان آورده اند، تا بتوانند زمینه " گسیل سرمایه شرکت های چند ملیتی برای سرمایه گذاری، با زمینه فراهم کردن کار ارزان و کارگر خاموش، در کنار دامن زدن به شدیدترین جو و فضای بگیر و ببند و سرکوبگری و سلب هرگونه حق و حقوق کارگران برای ایجاد تشکل های توده ای کارگری در محیط کار و زیست " در جامعه را فرام کنند. تولید سود و سود آوری بویژه فوق سود ویژه را تامین کنند که، مفهوم عملی آن در " تبصره های 24 و 33 از لایحه برنامه ششم توسعه " متبلور شده است و برای تقابل با خواستهای مبرم و فوری کارگران که با حمایت دولت دست سرمایه داران و کارفرمایان را با تعرض هرچه بیشتر به سطح معیشت کارگران و توده کار کن جامعه فراهم می کند. دور تازه ای است از تعرض به زندگی مردم بویژه کارگران، بدون هیچگونه ابهامی اعلام شده است. که بمدت چندین سال نباید هیجگونه توقعی از بهبود وضع معیشتی داشته باشند، تا بتوانند اقتصاد در بن بست قرار گرفته شده را، با تحمیل زندگی بردوارترو مکیدن هر چه بیشتر خون کارگران و خانواده هایشان، نجات بدهند. در این تبصره آمده است " افزایش هر ساله 6 ماه به حداقل سن و سابقه بازنشستگی و همچنین تعیین کاهش دستمزد به میزان 75 در صد حداقل دستمزد به مدت دو سال برای کارگران و توده کارکنی که سن آنها زیر 29 سال است. عملا بیگاری. تازه این با دستمزد زیر خط فقری است که تحمیل می کنند. از 812 هزار تومان، اگر آن کارگران شانس آورده باشند در کارگاههای " کمتر از10 نفره " که مشمول قانون کار اسلامی نمی شوند، مشغول بکار نباشند. دیگر کودکان کار که در ایران وسیعا وجود دارند، هیچی! این یورش ضدکارگری و ضدانسانی برای تحمیل شرایط برده وار به کل جامعه است. پس در نتیجه دارند، عملا به اکثریت مردم در جامعه ایران فشار می آورند که متعاقب اجرای برجام ، نباید هیچ گونه توقعی داشته باشند، سهم اکثریت مردم همان فقر، فلاکت و گرسنگی و دست بگریبان بودن با تمامی مصائب تحمیل شده، تاکنونی میباشد. و ...

اکتبر، در چنین وضعیتی چکار باید کرد؟

اسماعیل ویسی، این سطح معیشت پائین تر از خط فقر را نباید پذیرفت. قطعا در این شرایط نمایندگان دولت و کارفرمایان، تا حد توان می کوشند بنا بروجود میلیونها نفر کارگر بیکار و بکار گیری آن چون تهدیدی جدی و اساسی و سیل وسیع میلیونها نفر دیگر که وارد بازار کار می شوند. بحران عمیق اقتصادی و بن بست واقعی ای ساختار و سیستم اقتصادی ای که حکومت اسلامی با آن دست بگریبان است. عدم امنیت شغلی و سیاست اخراج و بیکار سازی که زندگی کارگران را تهدید می کند، از آن چون اهرم فشاری استفاده کند و تصمیمات خود را که نازل ترین سطح حداقل دستمزد باشد را به طبقه کارگر تحمیل کند. همچنانکه در تبصره های بالا اشاره کرده ام.

بطور مشخص تردر جامعه کردستان نیز کارگران و اکثریت مردم زحمتکش اگر وضعیتی به مراتب بدتر از کارگران در ابعاد سراسری در مراکز تولیدی و کاری نداشته باشند، در شرایط مشابهی بسر می برند. و بنا به موقعیت مراکز تولیدی و کاری و عدم وجود مراکز بزرگ تولیدی و وجود کارگاههایی متعدد با داشتن کمتر از 10 نفر کارگرکه شامل قوانین کار نمیشوند، در صد بسیار ضعیفی از کارگران شمول آن در صد افزایش حداقل دستمزد می شوند. در نتیجه به نسبت شرایط بدتری به آنان تحمیل خواهد شد. پس این سطح معیشت بسیار پائین تر از خط فقر را نباید پذیرفت!

راه چاره اساسی این است باید در همبستگی طبقاتی در تقابل آن به هر شیوه ممکن  دست به تلاش و سازماندهی و مبارزه رودرو درمراکز کار و زیست برای تامین معیشت و رفاه و دست بابی به مبلغ 3 میلیون و 500 هزار تومان که حداقل دستمزد می باشد مبنا قرار داد، کوشش نمود. دستیابی به این امر تنها در همبستگی سراسری طبقه کارگر در ایران ممکن است. رهبران عملی کارگری و کارگران کمونیست و محافل کارگری در مراکز تولیدی و کاری لازم است با تمامی توان در امر سازماندهی این رودر روئی بکوشند. با مراکز اصلی تولیدی و کارگری خارج از کردستان تماس و هماهنگی نمایند و مطالبه برحق و تامین حداقل معیشت خود را بر اساس حق برخورداری از ضروریات زندگی متعارف در جامعه امروزی به حکومت اسلامی سرمایه و سرمایه داران بقبولانند!  

زنده باد همبستگی طبقاتی، طبقه کارگر در ایران!

اسماعیل ویسی28 آذرماه 1394- 19 دسامبر 2015 -- این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتش شده در نشریه اکتبر شماره 182، نشریه کمیته کردستان حزب حکمتیست

***

خواندن 1114 دفعه

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید