mahmoud

mahmoud

دوشنبه, 05 تیر 1396 16:35

بنیاد منصور حکمت برگزار می کند-کنگره سوم منصور حکمت

 بنیاد منصور حکمت برگزار می کند: کنگره سوم منصور حکمت
 

بنیاد منصور حکمت برگزار می کند: کنگره سوم منصور حکمت

سخنرانان:فاتح بهرامی ،علی جوادی ،رحمان حسین زاده ،محید حسینی ،سیاوش دانشور ،فاتح شیخ ،اصغر کریمی ،محمود قزوینی ، آذر ماجدی ، حسین مرادبیگی 

استکهلم،شنبه اول  ژوئیه 2017  ساعت 10 صبح تا 6 عصر

ورود برای عموم آزاد است. آدرس به شرح آفیش

یکشنبه, 04 تیر 1396 21:43

اعلاميه كميته كردستان حزب حكمتيست درباره - درگيرى روز دوم تیرماه در شهر سنندج

بنا به اخبار منتشر شده ، در روز جمعه دوم تیرماه، در يك درگيرى نظامى در شهر سنندج سه نفر از پیشمرگان واعضای سازمان زحمتكشان كردستان تحت مسئولیت عبدالله مهتدی در اثر يورش نيروهاى رژيم اسلامى جان خود را از دست داده و نفر چهارم كه زخمى مى شود به اسارت نيروهاى جمهورى اسلامى در مى آيد. طبق اظهارات خانواده رامين حسين پناهى، آنها هيچ اطلاعى از وضعيت فرزند مجروحشان ندارند و نگران سلامتى او هستند. همچنين نيروهاى سركوبگر رژيم بعد از اين حمله خونين تعدادى از افراد خانواده حسين پناهى از جمله افشين، زبير وانور حسين پناهى را دستگير كرده اند كه از سرنوشت آنها هم خبرى در دست نيست . طبق اخبار دریافت شده نيروهاى سركوبگر امروز يكشنبه هم تعدادى ديگر را در شهر سنندج دستگير كرده اند.

جمهورى اسلامى طبق سياست شناخته شده جنايتكارانه اش از اين واقعه براى ايجاد رعب و ترس در شهر سنندج استفاده كرده و سعى مى كند به مردم مبارز چنگ و دندان نشان دهد . اما مردم مبارز سنندج كه به يمن سركوبگريهاى مداوم جمهورى اسلامى بااين شگرد جنايتكارانه آشنا هستند ، قطعا با هشیاری و اتحاد و همبستگی و همدردى با خانواده جانباختگان بخصوص خانواده حسين پناهى ، مشت محكمى بر دهان جنايتكاران خواهند كوبيد.

كميته كردستان حزب حکمتیست اقدامات جنایتکارانه اخیر جمهوری اسلامی را به شدت محکوم میکند. اعلام میکند بازداشت شدگان رویداد اخیر به فوریت باید آزاد شوند. به خانواده و بستگان قربانيان اين حمله درندانه تسلیت میگوید. ما از مردم مبارز و بخصوص شهر سنندج انتظار داریم، براى اطلاع از وضع دستگير شدگان و آزادى آنها تمام تلاش و امكانات خود را بكار بيندازند.
ھمچنین ما ازتمام احزاب وجریانات سیاسی میخواھیم علیرغم ھر نظر وارزیابی ای کە از سازمان زحمتکشان دارند ، ضمن محکوم کردن این حملە جنایتکارانە برای آزادی دستگیر شدگان بکوشند.
كميته كردستان حزب کمونیست کارگری- حكمتيست
چهارم تیرماه ۱۳۹۶ - ۲۵ ژوئن ۲٠١٧

جمعه, 02 تیر 1396 17:48

رحمان حسین زاده - توهمات و انتظارات اپوزیسیون راست پروغربی . در حاشیه سیاست ترامپ در قبال جمهوری اسلامیآموزش رایگان حق همه است به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید  -رحمان حسین زاده

تحرک سیاسی و بیم و امیدهای اپوزیسیون راست پروغربی را باید زیر نظر داشت. اینها دلمشغولیهای ویژه ای دارند. امید و ناامیدی ها، نشست و برخاست ها، استراتژی و تاکتیکها، افق و تصویرشان و در یک کلام ضربان سیاسی قلب شان زیادی سیال است. قطب نمایشان را کاخ سفید و عطسه های سیاسی جناب رئیس جمهور و امید به دید و بازدید با نمایندگان کنگره و سنا و دپارتمانهای دست چندم موسسات حکومتی آمریکا تعیین میکند. در سه دهه اخیر به نحو مشمئز کننده ای این سیکل تکراری و امید بستن به ماشین جنگی پنتاگون در سیاست آنان برجستگی پیدا کرده و سپس سرخورده به نقطه اول برگشته اند. آخرین مورد از این دست، با سر کار آمدن ترامپ شروع شده است. پیامهای تبریک و شور و شعف زایدالوصف به مناسبت عروج راست افراطی و فاشیست در کاخ سفید بر این مشاهده تاکید میگذارد.

اپوزیسیون راست پرو غربی شروع ریاست جمهوری ترامپ و کابینه اش را در محاسبات ضد انسانی و دنیای مالیخولیائی خود به فال نیک گرفته است. اینها امیدوارند، دولت جدید آمریکا با تشدید تحریمهای اقتصادی و مهمتر اتخاذ "گزینه نظامی" و حمایت از اپوزیسیون راست، همان مسیر و سیاستی را در پیش گیرد که از جمله چهارده سال قبل بوش پسر در قبال دولت عراق اتخاذ کرد و سناریوی سیاه امروز عراق حاصل طبیعی آن است. این رهگذری است که طیفهای مختلف راست پروغربی فکر میکنند از طریق آن به نان و نوایی میرسند و در تحولات سیاسی ایران از بالای سر مردم و به قیمت تباهی مردم بازی داده میشوند. در فضای امید بسته به چنین سناریوی پر از توهم و ضد مردمی، اظهار نظر اخیر وزیر خارجه آمریکا تیلرسون مبنی بر اینکه "در فکر تغییر مسالمت آمیز نظام از درون هستند" به یکباره بیم و یاس و نگرانیهای اپوزیسیون پروغربی "رژیم چنجی" را زنده کرده است. انگشت به دهان شده اند که باردیگر به بازی گرفته نشوند. نگرانند، به جای آنها آمریکا بر شکاف درونی جمهوری اسلامی و "ملی اسلامیها و اصلاح طلبان وفادار چارچوب نظام در درون و بیرون" جمهوری اسلامی در جهت "گذار مسالمت آمیز" سرمایه گذاری کند.   

با این وصف مجاهدتهای این طیف برای قبولاندن خود به عنوان "نیروی آلترناتیو" به هیئت حاکمه آمریکا دامه دارد. میخواهند ثابت کنند، برای تغییر مورد نظر ترامپ و آمریکا بسیار چابک تر و موثرتر از نیروی "اعتدالیون و اصلاحیون دمکراسی طلب درون و بیرون نظام" میتوانند نقش بازی کنند. جست و خیز چند ماهه اخیر جناحهای ناهمگون و متفاوت این طیف از اپوزیسیون بورژوایی نشان دهنده آمادگی شان برای سناریوهای منطبق با سیاست آمریکا و متحدانش در منطقه است. نگاهی به کارکرد سه طیف از اپوزیسیون پروغربی در این مدت تاییدی بر این مسئله است.

۱- اولین مورد تحرک ماههای اخیر رضا پهلوی است. این چهره شاخص سلطنت طلبان و رئیس "شورای ملی ایران"، با پیام تبریک به ترامپ و دیدارهای پشت سرهم با سناتورها و نمایندگان کنگره آمریکا شروع کرده است. جناب رضا پهلوی ادعا میکند که حامل این پیام به دولت جدید آمریکا است که دو روش قبلی "یا دیالوگ و مصالحه و یا گزینه نظامی" هر دو در مقابل جمهوری اسلامی مثمرثمر نبوده اند، به جای آن حمایت از "اپوزیسیون دمکرات ایران" بخوان حمایت از "شورای ملی ایران با مسئولیت خودش" را در پیش بگیرند. اما مسئله آنجا است که دولت آمریکا هم فهمیده است که رضا پهلوی و نهاد تحت مسئولیتش نمیتواند در زمین سفت جدالهای واقعی ایران آن جایگاه جدی در راستای اهداف آنها را داشته باشد. به علاوه هر چند هم حواریون نظام سلطنت به انحاء مختلف در فکر احیای لاشه مرده سیستم یکبار سرنگون شده سلطنتی باشند، اما همه و از جمله هیئت حاکمه آمریکا هم متوجه هستند، بسیار بعید است یکبار دیگر مردم ایران به پهن کردن مجدد بساط تبعیض و ظلم و ستم سلطنتی تن بدهند. هیچ درجه از زشتی و سیاهی حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی مجوزی برای تایید نظام سلطنت و قالب کردن آن به مردم ایران نیست. مردم ایران هوشیارتر از آنند به جای ولی فقیه اسلامی، یکبار دیگر ولی فقیه سلطنتی را بپذیرند. امید "شاهزاده" به دولت دست راستی ترامپ و دید و بازدید با عناصر جنایتکاری چون "مک کین" و دیگر همپالگیهایش در سنا و کنگره نمیتواند به داد احیای نظام ضد انسانی و ضد مردمی سلطنت در ایران برسد. صف آزادیخواهی و برابری طلبی جامعه ایران  آگاهتر و مدعی تر از آنست که اینها میپندارند.
 
۲- مورد دیگر سازمان مجاهدین خلق ایران است. نیرویی که دوران نقاهت بعد از فروپاشی رژیم بعث صدام و آزارهای کمپ اشرف را تازه به تازه و به درجه ای پشت سر گذاشته، به جد و جهد میکوشد تحت حمایت عربستان سعودی و کل ارتجاع منطقه و به زعم خود در رکاب پنتاگون تحت مدیریت ترامپ "تهران" را فتح کند. سناریوی مورد نظر مجاهدین پا در زمین تر از سناریوی مورد نظر "شاهزاده" است. اینها بر سناریوی "رژیم چنج" و سناریوی مشابه نوع دخالت نظامی آمریکا در عراق و افغانستان سرمایه گذاری کرده اند. در چنین سناریوی سیاهی مجاهدین ظرفیت بکار گرفته شدن را دارد. نیروی سازمانی و آمادگی ماجراجویی نظامی ایفای چنین نقشی را دارد. در سه دهه اخیر راه معامله و بند و بست و به قول خودشان "دیپلماسی" با ارتجاع جهانی و منطقه ای را یاد گرفته است. با این وصف شانس زیادی یارشان نیست، چون تجربه ناکامی آمریکا در اشغال عراق و افغانستان این درس را به هیئت حاکمه آمریکا و حتی جناح دست راستی آن داده است که یکبار دیگر بیگدار به آب نزنند. سناریوی اشغالگری نظامی از جمله در ایران را آزمایش نکنند. به همین دلیل "رژیم چنج" و "اشغالگری نظامی" روی میز دولت ترامپ نیست و امیدواری مجاهد جایگاه جدی ندارد. با اینحال اینها در شکاف دولتها و اکنون جمهوری اسلامی و عربستان و متحدانش زندگی میکنند. در خاورمیانه بی ثبات و سناریو سیاه زده، مجاهد به امید روز بکار گرفته شدن به خود قوت قلب بدهد. گردهمایی سالانه این سازمان، اوج این قوت قلب دادنها به خود و ارتجاع در منطقه است. در گرد همایی امسال که قرار است در روز دهم تیر، یعنی حدود ده روز دیگر در پاریس برگزار شود، باید دید این بار کدام شاهزاده عربستان و نمایندگان دول ارتجاعی منطقه و کدامین مهره های قدیم و جدید کنگره آمریکا راه و مسیر سیاسی خود را به مجاهد توصیه میکنند. واضح است این نیروی غیر اجتماعی و فرقه ای هیچگاه بر بستر اعتراض رادیکال مردم و پیشبرد جدال شفاف و سیاسی جنبشهای اجتماعی جامعه ایران شانسی ندارد. جنبش آزادیخواهی و حق طلبانه کارگران و مردم ایران و نیروهای اجتماعی مسئول و سناریو سفیدی جامعه ایران با قدرتمند شدن خود مهمترین نیروی جلوگیری از سناریو سیاه در ایران و مانع ابراز وجود سکت و فرقه های غیر اجتماعی نوع مجاهدین خلق خواهند بود.
 
۳- دولت ترامپ و امیدهای شش حزب کردستانی: احزاب ناسیونالیست و فدرالیست کردستان ایران در همه این سالها به سیاست و اقدامات آمریکا و غرب امیدوار بوده اند. اینها در دوره اوباما و توافق هسته ای تماما سرخورده شدند و بعضی از آنها به طرف مذاکره و آزمایش مجدد احتمال مذاکره و بند و بست با جمهوری اسلامی رفتند. جمهوری اسلامی آنها را به بازی نگرفت. با انتخاب ترامپ بار دیگر به خود امیدواری میدهند که این بار آمریکا و غرب در تقابل با جمهوری اسلامی کار را نهایی کند. حزب دمکرات کردستان ایران به رهبری مصطفی هجری که عملا براین کمپ راست در کردستان هژمونی دارد، بسیار زود طی پیامی انتخاب پرزیدنت ترامپ را شادباش گفت و امید خود را به سیاست او در قبال جمهوری اسلامی اعلام کرد. این حزب رابطه خود را با عربستان سعودی و بعضی دولتهای دیگر منطقه محکم کرده است. مضافا در قدم بعدی جنب و جوش و همگرایی در بین به قول خودشان "شش حزب کردستانی" شروع شده است. سرکار آمدن ترامپ، سیاست سختگیرانه تر او در قبال جمهوری اسلامی و اساسا شکل گیری صف بندی جهانی منطقه ای با محوریت آمریکا و همگامی عربستان و اسرائیل و حتی به درجه ای ترکیه و حزب اول دولت اقلیم کردستان عراق تحت رهبری مسعود بارزانی، این شش حزب را به طرف این صف بندی کشانده است. در چهارچوب این صف بندی تحرک و همگرایی شش حزب کردستانی، متشکل از هر دو شاخه حزب دمکرات کردستان ایران، هر دو شاخه سازمان زحمتکشان کردستان، سازمان خه بات اسلامی و برای اولین بار کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) در این دوره جدی تر شد. مناسبتهای مختلفی پیش آمد که این همگرایی را نشان دهند. از جمله در مناسبت "بایکوت مضحکه انتخابات جمهوری اسلامی" به توافق رسیدند. طنز مسئله آنجا بود، کومه له مدعی چپ با چشم پوشیدن بر هدف و ماهیت پایه ای تر و اساسی تر همگرایی مورد نظر احزاب ناسیونالیست و اسلامی سخنگویی آنها را در بایکوت بساط انتخابات به عهده گرفت. بایکوتی که به اذعان بعدی خود رهبری کومه له حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان تحت مسئولیت مهتدی آن را شکستند. واضح بود بایکوت بساط انتخابات توسط این احزاب  بهانه ای بود، برای پایه گذاشتن اتحاد عمل موثرتر و دایمی تر و همکاری گسترده تر این احزاب در "جنبش کردستان" و در دل شرایط جدید جهانی و منطقه ای. این واقعیت را رهبران خود این شش حزب روز چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت سه روز قبل از بساط انتخابات جمهوری اسلامی در سمینار  تلویزیون روداو در کردستان عراق تایید کردند. قبلا من در مطلب دیگری نوشتم "در همان دور اول و به ویژه در دورهای دوم و سوم مباحث این سمینار، بر سوژه های واقعی مورد علاقه طرفین فوکوس شد. اعلام شد که صف بندی جهانی و منطقه ای در مقابل جمهوری اسلامی شکل گرفته است. امید به نقش راس این صف بندی یعنی ترامپ بر کرسی قدرت نشسته در اتاق بیضی شکل کاخ سفید در مباحث سمینار موج میزد. به نقش عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی و منطقه در صف مقابل جمهوری اسلامی اشاره شد. تاکید اصلی شان بر این بود "کرد ایران" باید فرصت را دریابد. فرصتها را بسازد؟! و از فرصتها استفاده کند؟!. در این راستا باید خود را متحد و  یکدست کند. موقعیت خود را در این جبهه بندی جهانی، منطقه ای محکم نماید. تقریبا همه شرکت کنندگان در این سمینار منهای ملاحظات محدود نماینده حزب اتحاد اسلامی، بقیه بایکوت مشترک انتخابات جمهوری اسلامی توسط این احزاب را گام اول و مثبت اتحاد عمل در این مسیر و در مسیر ایجاد جبهه پایدار این احزاب برای شرکت در صف بندی جهانی، منطقه ای و محلی در مقابل جمهوری اسلامی نامیدند. در این سمینار به وضوح مشاهده شد، اولا بایکوت بساط انتخابات بهانه و پوششی برای این احزاب جهت شرکت در صف بندی ارتجاع جهانی و منطقه ای است و ثانیا قناعت مشترک این بار این احزاب به بایکوت انتخابات بر خلاف وارونه گویی کومه له و مجیزگویان چپ نمای اپورتونیست آن نه نتیجه استدلالات بسیار محکمه پسند و مجاهدتهای کومه له و "هژمونی" کومه له در میان این احزاب، بلکه مدیون عروج ترامپ فاشیست وسیاست آمریکا و صف آرایی عربستان در مقابل جمهوری اسلامی و دل بستن جریانات بورژوا ناسیونالیست کردستان به سیاست تند این جبهه بندی ارتجاعی در مقابل جمهوری اسلامی است.

در نتیجه آنچه در سمینار تلویزیون روداو رونمایی شد، وجود پروژه معامله و بند و بستی است که این احزاب برای منطبق شدن با روندهای اوضاع جهانی و منطقه ای قابل پیش بینی در مقابل جمهوری اسلامی تعقیب میکنند. اینکه هنوز دولت ترامپ و عربستان به طور جدی و عملی آنها را به بازی نگرفته است، نمیتواند شبهه ای در این واقعیت ایجاد کند که معاملات کمپ راست جامعه کردستان ایران برای ایجاد مکانیسمی که دست در دست هم در بارگاه آمریکا و عربستان و دیگر متحدان آنها در منطقه ظاهر شوند، وارد مرحله جدیتری شده است. وجود چنین چشم اندازی است که این احزاب را علیرغم اصطکاکهای موجودشان در کنار هم قرار داده و با وجود چنین قطب نمای سیاسی، در این سمینار بر "ضرورت پلاتفرم حداقل همکاری، ایجاد یک جبهه واحد کردستانی، وجود یک تلویزیون واحد و ایجاد یک هیئت دیپلماتیک واحد در سطح بین المللی، تاکید بر ارتباط موثر با دولتهای آمریکا و اروپا و منطقه و نهایتا تدوین استراتژی واحد ملی جهت دستیابی ملت کرد به حقوق دیرینه اش" تاکید فراوان میشد. حضور و تلاش احزاب ناسیونالیست و اسلامی کردستان ایران در این پروسه و در این بند و بست و معاملات منطبق با منافع جنبش ناسیونالیستی است که امید و آرزویش را به این صف بندی ارتجاعی جهانی تحت رهبری آمریکا گره زده و از این زاویه قابل درک و قابل توضیح است."

به نظرم تحرک ناسیونالیسم کرد و این شش حزب را در راستای منطبق شدن با سیاستهای آمریکا و عربستان در منطقه را باید به عنوان یک مخاطره در مقابل مبارزات آزادیخواهانه مردم کردستان و سراسر ایران جدی گرفت. گفتم هر چند آمریکا طرح رژیم چنج را ندارد، اما در شرایطی که در راستای اهداف خود برای مقابله با جمهوری اسلامی به اهرم فشار احتیاج دارد، در شرایطی که عربستان متحد آمریکا به طور علنی اعلام میکند، ناامنی را به درون ایران میکشاند، یکی از آماده ترین این اهرمها نیروهای ناسیونالیستی و قومی و مذهبی و محلی مسلح به نام اپوزیسیون است. ناسیونالیسم کرد و نیروهای مسلح آنها سالها است آمادگی خود را برای ایفای چنین نقش ضد انسانی زیر حمایت آمریکا و متحدانش در منطقه اعلام کرده اند. تنها صف بندی اعتراضی و مبارزاتی آزادیخوانه و قدرتمند مردم کردستان و سراسرایران میتواند خنثی کننده این صف بندی ارتجاعی و ضد مردمی باشد. جا دارد همین جا یکبار دیگر رهبری و صفوف کومه له مدعی چپ را مورد خطاب قرار داد که ابتدایی ترین تعهد و پایبندی به چپ بودن حکم میکند، خود را از کاتاگوری و ائتلاف "شش حزب کردستانی" بیرون بکشند و قدم گذاشتن در مسیر ائتلاف ارتجاعی آنها را ادامه ندهند. ما آنها را در کاتاگوری و ائتلاف "شش حزب کردستانی" قرار ندادیم. این کاریست با همین عنوان و چهارچوب توسط دبیر اول کومه له صورت گرفته است. به عهده گرفتن داوطلبانه سخنگویی "شش حزب سیاسی کردستان"  توسط دبیر اول کومه له و ظاهر شدن چند  باره او با همین عنوان، و اعلام اینکه "بایکوت انتخابات جمهوری اسلامی" سرآغاز همکاریهای بعدی تر و عملی تر این احزاب  است جزو بیانات صریح دبیر اول کومه له است. دبیر اول کومه له برای اولین بار نام کومه له را در چهارچوب ائتلاف این شش حزب به ثبت رساند. اگر کسی انتظار دارد، کومه له را در کنار پنج حزب ارتجاعی ناسیونالیست و اسلامی کردستان نباید قرار داد، باید از رهبری کومه له بخواهد، بی ابهام و صریح و روشن اعلام کنند، جزو ائتلاف "شش حزب کردستانی" نمانده و در پروسه جبهه سازی منطبق با اهداف آمریکا و عربستان این احزاب شرکت ندارند.
    
در خاتمه تاکید میکنم، تحرک و جنب و جوش جریانات بورژوایی و راست پروغربی یک هدف مشترک دارد: اینکه آمریکا و دول غربی را به دخالت در تحولات سیاسی ایران و از جمله مشابه آنچه در عراق و افغانستان گذشت، قانع کنند. خود همانند جریانات ارتجاعی مذهبی و قومی آن کشورها نقش سیاه خود را اجرا کنند. اگر چه بسیاری از محاسبات آنها پادرهوا است، اما نسبت به این روند نباید بی توجه بود. این مشاهده درستی است که روند تحولات در منطقه متفاوت تر و پیچیده تر از گذشته و دوران بوش پسر است. فضای سیاسی ایران و روند تحولات سیاسی در ایران بسیار متفاوت تر از این کشورها است، با این وصف نیروی چپ و آزادیخواه فعال در صحنه سیاست ایران نباید نسبت به پروژه های مورد نظر آمریکا و غرب و ارتجاع جهانی و منطقه ای و نقش مخرب اپوزیسیون راست ذره ای سهل انگاری از خود نشان دهند. افشا و منزوی کردن مداوم این پروژه های سیاه و سد بندی در مقابلشان و ایزوله کردن اپوزیسیون راست از وظایف تخطی ناپذیر سیاسی و عملی صف آزادیخواه و نیروهای انقلابی و چپ و کمونیست ایران است.

***

 
جمعه, 02 تیر 1396 16:44

نشریه کمونیست هفتگی شماره 393 منتشر شد

http://www.hekmatist.org/attachments/article/6497/Communist%20weekly%20nr%20393.pdf

 

 

سه شنبه, 30 خرداد 1396 14:04

همایون گدازگر- ترور در تهران و سلفى گرى در كردستانhomayon

شكى نيست كه ترور اخير در تهران هم مانند موارد ديگر ترور كور و قربانى كردن مردم بيگناه محكوم و مطرود است . در مورد علل و زمينه هاى اين ترور در روز هاى گذشته نظرات و حدس وگمانهاى گوناگونى اظهار شده است .
به غير از رسانه هاى جمهورى اسلامى ، دستگاههاى تبليغاتى از قبيل  بى بى سى هم  تلاش كردند ، با بهره بردارى از هويت  قومى تروريستهاى وقايع تهران  ، اقدام آنها را در چارچوب رقابت هاى ملى وقومي جا بزنند . و به اين ترتيب از يك طرف بنزين بر روى آتش احساسات شونيستى و ناسيوناليستى طرفهاى متقابل بريزند و از طرف ديگر نقش جمهورى اسلامى و تاريخ تروريسم پرورى آن را ازصحنه حذف كنند .
جريانات مرتجع اسلامى در كردستان كه اساسا تا روى كار آمدن جمهورى اسلامى نام و نشانى در كردستان نداشتند ، در مقابل موج مقاومت و دفاع مردم كردستان از دستاوردهاى انقلاب ٥٧ ، يارى دهنده و عصاى دست جمهورى اسلامى در كردستان شدند . ظهور جمهورى اسلامى مبنای عروج اسلام سياسى در كردستان بود كه با تكيه برقشرى از  مرتجعين جامعه ، باقيمانده فئودالهاى  از قدرت ساقط شده و كهنه ساواكيها با كمك جمهورى اسلامى تشكل و سازمانهاى متنوعى براى سركوب مردم كردستان برپا كردند . مفتى زاده و مكتب هاى قرانش در كردستان كه مسلحانه به مردم معترض چنگ و دندان نشان مى دادند، همراه ديگر مرتجعين در مناطق مختلف كردستان ، پايه هاى ايجاد تروريسم دولتى جمهورى اسلامى در كردستان هستند . كدام اقدام تروريستى امروزى مى تواند با جنايات اين جريانات مرتجع اسلامى قابل مقايسه باشد كه طى آن هزاران جوان زن و مرد در كردستان را به جوخه هاى مرگ جمهورى اسلامى تحويل دادند . جدا از آن تربيت آدمكشان حرفه اى دركردستان و ترور صدهامخالف سياسى جمهورى اسلامى در عراق و بمب گذارى در مقرات احزاب اپوزيسيون  اساسا با تكيه و بردوش همين جريان مرتجع اسلامى در كردستان ممكن شد . جمهورى اسلامى نه قربانى تروريسم كه خالق آن در منطقه است بايد رهبران آن  به جرم ترور و كشتار جمع زيادى از مخالفان برصندلى اتهام نشانده شوند .
زمانى كه اين رژيم جنايتكار و همدستان آن مشغول ترور بودند ، اساسا نه داعشى وجود داشت و نه اسمى از تروريسم منطقه اى و بين المللى در كار بود . زمانى كه جمهورى اسلامى جوخه هاى مرگ را ازميان مسلمانان كرد روانه ترور مخالفين خود مى كرد ،  نه القاعدة اى وجود داشت و نه طالبان و داعش و بو كو حرامى . جمهورى اسلامى مبدأ پديدار شدن تروريسم در منطقه است . رژيم اسلامى در كردستان  هميشه از طريق نهادهاى مرتجع مذهبى محلى و گروههاى اسلامى سنى مشغول تروريست پرورى بوده است .
بخصوص بعداز حمله آمريكا به عراق و پديدار شدن گروههاى جنايتكار اسلامى از قبيل حركت اسلامى و أنصار اسلام و غيره با گسترش و كمك به گروههاى جنايتكار در كردستان ايران كه هم كرد بودند و هم سنى ، شروع به سازماندادن آنها كرد . سلفى گرى دركردستان پروژه خود جمهورى اسلامى براى مقابله با مخالفين و بخصوص جريانات چپ در كردستان است . شمير چرخانى و تظاهرات علنى آنها و تهديد فعالين كارگرى و كمونيست در برخى از شهرهاى كردستان امروز به يكى از موانع جدى تبديل شده است . همين مرتجعين سلفى كه يك سرشان به داعش وصل است ، اگر چه گاه وبيگاه هسته هاى ياغى و زياده خواه آنها توسط جمهورى اسلامى سركوب مى شوند ، اما در واقع زير مجموعه ارگانهاى اطلاعاتى و امنيتى رژيم در كردستان هستند كه براى روز مبادا و مقابله با مبارزات مردم در كردستان نان و آب داده مى شوند .
درنتيجه حمله تروريستى تهران در چهار چوب جنگ تروريستها قابل توضيح و بررسى است نه داستان كرد وغير كرد .جنگ تروريسهايي كه جمهورى اسلامى نه يك قطب آن بلكه منشاء آن است . تا جمهورى اسلامى وجود دارد ، حتى با شكست و عقب نشاندن داعش هم سايه تروريسم در خاورميانه روى سر جامعه و مردم ستمديده لااقل در ايران وعراق و يمن باقى خواهد ماند . اينكه مى گويند سر مار تروريسم در تهران است ، اشاره به اين واقعيت تاريخى و نقش جمهورى اسلامى در پر وبال دادن به ترور طى چهار دهه گذشته دارد . تروريسم و عملكرد سبعانه آن در به نابودى كشاندن انسانيت و مدنيت زندگى صدها مليون انسان بيگناه ، كرد وغير كرد ندارد . اين پديده دهشتناك ابزار دست دولتها براى پيشبرد سياستهاى كثيف سرمايه دارى در سطح جهانى و نگهداشتن بساط حاكميت رژيمهاى سركوبگر و ديكتاتور در منطقه خاورميانه است .
دركردستان ايران هم دفاع از ارتجاع اسلامى با ديوار كرد وغير كرد از هم جدا نمى شود . در اينجا هم منافع مادى و طبقاتى و جنبش هاى مختلف صف مردم مبارز را از وابستگان كردستانى جمهورى اسلامى جدا مى كند . جيره خواران جمهورى اسلامى در كردستان بنا به همين منافع مادى و طبقاتى نزديك به چهل سال است به سركوب و ترور مردم دركردستان مشغولند . در نتيجه حساب جيره خواران و سركوبگران و تروريستهاى كردستانى شريك جمهورى اسلامى از حساب مردم مبارز و متنفر از جمهورى اسلامى جداست .
وخلاصه دركردستان هم مبارزه با جانوران سلفى و دفع تهديد آنها روى سر جامعه و زندگى مردم ، كار مردم آزاديخواه و كمونيستهاست . بايد عليه آنها متشكل و مسلح شد . گرچه روشنگرى و افشاى ماهييت ارتجاعيشان هميشه موضوعيت دارد ، اما پس نشاندن  و لگام زدنشان تنها با تبليغ و ترويج ميسر نمى شود . كار مبارزه با اينها امروز ديگر از اين مرحله گذشته است . درست مثل جمهورى اسلامى بايد با قدرت متشكل و مسلح مردم آزاديخواه سرنگونشان كرد . هرچند مبارزه با اينها از مبارزه با جمهورى اسلامى جدا نيست ، با اينحال حنثى كردن مزاحمتهاى امروزشان بر سر راه فعالين و مخالفين جمهورى اسلامى در حال حاضر به يك ضرورت تبديل شده است .
همايون گدازگر

سه شنبه, 30 خرداد 1396 14:01

پردل زارع- تروریسم اسلامی  خطری برای جهانبیکاری گسترده در ایران مقصر کیست!  - پردل زارع
اسلام در هر شکل و قیافه ای که باشد، بعنوان یک  خطری جدی برای تمامی  جوامع  محسوب میشود. چه بسا که  این خطر با تفکر و ایدئولوژی افراط  گرای اسلامی گره خورده باشد تبدیل به هیولای خونخواری  میشود که به کمتر از مرگ و قربانی کردن  انسانهای بی گناه راضی نمیشود. در اثر طولانی شدن جنگ های قومی و مذهبی در خاورمیانه و آفریقا که با شعار سرنگونی رژیم های دیکتاتور و مستبد شروع شد  ،  به دلیل دخالت نظامی کشورهای امپریالیستی در این جنگها ،به بهانه جنگ با تروریسم  و مسلح  کردن گروهای درگیر در جنگ و به دلیل  نبود  وجود یک الترناتیو سوسیالیستی در کشورهای درگیر جنگ، گروهای تروریستی اسلامی  درست شدند که هر کدام  از انها ترورها و کشت وکشتار انسانهای بیشماری را در کارنامه خود ثبت کرده‌اند. با گسترش جنگهای داخلی کشور های خاورمیانه  و اوارگی میلیونی مردم به کشورهای اروپای،  تروریستهای اسلامی  توانستند خود را برای انجام  عملیات های تروریستی و ایجاد هرج و مرج همراه با اورگان  به خاک اروپا برسانند. امروزه برای تروریسم اسلامی و اسلام سیاسی نمیتوان حد و مرزی گذاشت، زیرا دامنه تروریسم اسلامی از  مرزهای عراق، سوریه و افغانستان فرا تر رفته و دامن گیر  کشورهای اروپای هم شده است. بطوری که از آغاز موج جدید مهاجرتی به اروپا تروریست های اسلامی که وابسته به گروهای تروریستی  مانند داعش، القاعده، طالبان و گروهای تروریستی دیگری  هستند توانسته اند  بارها با انجام دادن عملیات های تروریستی و قربانی کردن انسانهای بی گناه  در شهرهای مختلف اروپا، چهره کثیف اسلام را بیشتر از همیشه به جامعه جهانی نشان دهند. تروریستهای اسلامی  در هر جای که باشند چه به صورت تک نفره و چه به  صورت جمعی با هر وسیله ای که داشته باشند  دست به مسلح کردن خود و جنگ با جامعه میزنند. بطوری که برای پیش برد اهداف انسان ستیز خود دست به هرنوع جنایتی که قلب انسانیت را به درد می آورد میزنند. این جانیان متوهم روان پریش کسانی هستند که هیچ بوی از انسانیت نبرده اند و خود را نماینده خدا بر روی زمین میدانند. نقش و دخالت نظامی کشورهای حامی تروریسم در منطقه در شکل گیری گروهای اسلامی  وابسته به تروریسم  عریان و غیر قابل انکار است.  بطوری که  جمهوری اسلامی ایران، عربستان و ترکیه بارها برای مسلح کردن گروهای جهادی و دخالت نظامی شان در اوضاع داخلی کشورهای درگیر جنگ و نقض اشکار حقوق بشر ، از طرف سازمان ملل  مورد انتقاد قرار گرفته اند. جمهوری  اسلامی ایران  که تجربه ای جنگ داخلی و کشتار و سرکوب ازادیخواهان و کمونیست را در دهه شصت  و جنگ  هشت ساله با کشور عراق را دارد  با اعزام نیروهای سپاه تروریستی قدس در عراق وسوربه و با درست کردن گروهای میلیتاریستی شیعه در این کشورها  نقش اساسی را در پیش برد جنگ و مسلح کردن گروهای شیعه حامی خود و تروریسم جهانی  بازی میکند. شناسایی ریشه های فکری این تروریست ها و از بین بردن منابع تغذیه و فکری  گروهای تروریستی اسلامی  باید در  اولویت مبارزه با تروریسم قرار گیرد. راه حل مبارزه با تروریسم  و افراط گرایی اسلامی  تنها محکوم کردن جنایت های تروریستی و گرامیداشت و روشن کردن شمع به یاد و خاطره جانباختگان  و خانواده های  جانباختگان نیست، بلکه جامعه امروز نیاز به یک همبستگی و اتحاد جهانی برای مبارزه با تروریسم  و یک  الترناتیو سوسیالیستی که  جایگزین حکومت های اسلامی گردد دارد ،تا انسانیت دیگر شاهد چنین جنایاتی نباشد.
پردل زارع
2017/6/7

سه شنبه, 30 خرداد 1396 13:59

سعید یگانه- سرکوب  تجمع اعتراضی کارگران  بیکار معدن طلای آق دره توسط سرکوبگران اسلامی !saied
روز پنجشنبه 25 خرداد شمار زیادی از کارگران اخراجی  روستای آق دره واطراف در شهرستان تیکاپ همراه خانواده هایشان  به دلیل بیکاری و یافتن شغلی در این معدن دست به تحصن و تجمع اعتراضی زدند . بنا به گزارشهای منتشر شده این اعتراض توسط  نیروهای انتظامی و اوباشان اسلامی سرکوب شده است .
در نتیجه این سرکوب وحشیانه از ویدیویی که از کانالهای مجازی پخش شده جندین زن در حالت بیهوشی روی زمین افتاده اند. همچنین شاهدان عینی این تحصن گفته اند  که نیروی انتظامی برای پایان دادن به تحصن مسالمت آمیز ما، متوسل به زور شد ، زنان می خواستند از این اقدام جلوگیری کنند، که با خشونت و کتک کاری ماموران روبرو شدند . کارگران می گویند که بر اثر کتک کاری ماموران انتظامی جندین زن بیهوش شدند و ۱۰ نفر از تجمع کنندگان نیز بازداشت شدند.همچنین درگزارشی قید شده که تعدادی از مجروحان از کارگران شاغل و تعدادی از کارگران بیکار این معدن می باشند.
این اعتراض در پی مراجعات مکررکارگران بیکار این روستاها برای یافتن کار و بی توجهی کارفرمای این معدن به موقعیت شغلی کارگران صورت گرفته است.
در گزارشی آمده که تجمع اعراضی کارگران روز پنجشنبه دز مقابل معدن، بیشتر از مردم روستای آق دره وسطی هستند که در انتظار یافتن کار در محوطه معدن حضور داشتند و برخی از آنان در گذشته در این معدن مشغول کار بوده و بیکار شده اند.
این اولین بار نیست که اعتراض کارگران معدن طلای  آق دره توسط اوباشان اسلامی سرکوب و مورد ظلم و ستم قرار می گیرند.سال گذشته نیز ۱۷ نفر از کارگران بیکار این معدن که در اعتراضات کارگری دیماه سال ۱۳۹۳ شرکت داشتند تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.این هفده نفر جز ۳۵۰ کارگری بودند که در اعتراض به بیکاری از سوی شرکت" پویا زرگان" پیمانکار اصلی معدن طلای آق دره دست به تجمع اعتراضی زده بودند.
این کارگران به اتهام اعتشاش و مجروح کردن یکی از نگهبانان معدن در بی دادگاههای جمهوری اسلامی به مجازاتهای حبس تعزیری ، پرداخت جریمه نقدی و تحمل ضربات شلاق محکوم شدند .
اخراج وبیکاری و عدم امنیت شغلی ، عدم پرداخت بیمه بیکاری و حقوق های معوقه،اختیاری کردن بیمه کارگران توسط کارفرماو عدم ایمنی کار، از مشکلات لاینحل بخش عظیمی  از کارگران  در ایران از جمله کارگران بیکار معدن طلای آق دره  می باشد.رژیم جمهوری اسلامی نه اینکه کوچکترین قدمی در حل این مشکلات بر نمی دارد، بلکه بنا به ماهیت  سرمایه دارانه وسرکوبگرانه خودهر نوع اعتراض کارگری را در جهت دفاع از کارفرما و پاسداری از منافع آنان با سرکوب و زندان و شلاق جواب می دهد.در جامعه ای که هیچگونه امکانی در دفاع حقوق کارگران و هیچگونه روزنه ای برای بهبود موقعیت اقتصادی و معیشتی آنان وجود ندارد ، کارگران  چاره ای جز اعتراض و مبارزه متحد جهت تحقق مطالبات خود ندارند و این مصافی است که کارگران در مقابل دولت و سرمایه داران ناچار به پیشبرد آن هستند.  

سه شنبه, 30 خرداد 1396 11:49

نشریه اكتبر شماره 219 . نشریه کمیته کردستان حزب حکمتیست منتشر شد

https://drive.google.com/file/d/0ByY6IeqxVJaUTHo3bmFaaWtYOVE/view

 

 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید