mahmoud

mahmoud

دوشنبه, 30 مرداد 1396 18:18

نشریه اكتبر شماره 223 . نشریه کمیته کردستان حزب حکمتیست منتشر شد

دوشنبه, 30 مرداد 1396 18:15

سعید آرمان ٣٨سال بعد از فرمان جهاد خمینی جلاد علیە مردم کردستان!Käyttäjän Saeed Arman profiilikuva
سی و هشت سال قبل در روز ٢٨ مرداد ۵۸خمینی جلاد در راس ضد انقلاب اسلامی تازە بقدرت رسیدە طی فرمانی خطاب بە  نیروهای ارتش، ژاندارمری و سپاە پاسداران دستور داد کە با مردم کردستان با شدت رفتار بکنند، او افزود اگر با شدت برخورد نکنند با آنها (نیروهای مسلح) با شدت رفتار می کنیم.  فرمان خمینی مرتجع و جنایتکار، سردستە اوباشان اسلامی ،سرآغاز یورش وحشیانە بە کردستان بود. بعد از خمینی بنی صدر رئیس جمهور وقت طی فرمانی خطاب بە ارتش چنین گفت: "از همین لحظە ارتش حق ندارد پوتین از پا در آورد مگر اینکە کردستان را از وجود این یاغیها پاک کند".
در همان روز ارتش و سپاە تحت فرماندهی چمران بە شهر پاوە حملە و شهر را اشغال کردند و جلاد فرستادە خمینی (شیخ صادق خلخالی)  در حفاظت کامل نیروهای تا دندان مسلح و با حکم خمینی بعنوان مامور تام الاختیار برای سرکوب "غائلە" کردستان از همان لحظات اول شروع بە دستگیری کردند و همان روز ١٢ نفر را بعد از "دادگاە" چند دقیقەای در کنار دیوارهای شهر با چشمانی بستە بە جوخە مرگ سپردند. اعدام شدگان عبارت بودند از دکتر قاسم رشوند کە بمنظور کمک بە مردم کردستان از تهران بە پاوە رفتە بود، مظفر فتاحی، عبداله نوری، هوشنگ عزیزی، اصغر بهنودی، محمد عزیزی، یداله محمدی، حسین شیبانی، بهمن عزتی، هرمز گرجی بیاتی، محمد محمودی، آذرنوش مهدویان. خلخالی جنایتکار بە این تعداد اعدام شدگان در پاوە بسندە نمیکند و روز بعد ٢٩ مرداد هفت انسان مبارز دیگر را در این شهر اعدام میکند.
در سوم شهریورماە ارتش و سپاە بە مریوان حملە میکنند و ٩ تن از مبارزان و فعالین کمونیست شهر را در "دادگاە" چند دقیقەای بە اعدام محکوم میکنند و آنان را اعدام میکنند. اسامی اعدام شدگان کە سریعا در روزنامەهای جمهوری اسلامی نیز منتشر شد عبارت بودند از : حسین پیرخصری، احمد پیر خضری، حسین مخطفی سلطانی، امین مصطفی سلطانی، جلال نسیمی، دکتر احمد احضری، علی دادستانی، احمد قادرزادە و فایق عزیزی.
در حالیکە کردستان سراسر خشم و مقاومت علیە مزدوران تازە بە قدرت رسیدە اسلامی بود و در هر گوشەای اعتراض و مبارزە طنین انداز بود، خلخالی همراە با نیروهای سرکوبگر بە اطراف سنندج می روند و بعد از دستگری تعداد زیادی در روز پنجم شهریور خلخالی وحشی در "دادگاە" فرمایشی ١١ نفر  از جوانان شریف و آزادیخواە را بە اعدام محکوم میکند .دو تن از اعدام شدگان زخمی ،بودند کە یکی از آنان رابر روی برانکارد اعدام می کنند. اسامی اعدام شدگان "دادگاە" فرمایشی فرودگاە سنندج عبارت بودند از: احسن ناهید، شهریار ناهید، عطا زندی، امجد مبصری، عیسی پیرولی، یدالە فولادی، ناصر نسیمی، سیروس منوچهری، جمیل یخچالی ، مظفر نیازمند و مظفر رحیمی. تصاویر دلخراش این فاجعە انسانی و اعدام انسانهای شرافتمند در سطح جهانی انعکاس یافت و حکومت داعش شیعی را در اولین ماەهای صدارتش بە جهانیان معرفی نمود.
ماشین اعدام کماکان بە رهبری صادق خلخالی ادامە یافت و بعد از سنندج راهی شهر سقز شد و در این شهر درجا ٢٠ نفر را بە اعدام محکوم نمود و خود در اوج وقاحت نظارەگر اعدام آنان بود و بە  گفتە خودش "با خیال آسودە سر بر بالش گذاشتە است". شایان ذکر است کە در میان اعدامیهای شهر سقر دو کودک ١٤ و ١٢ سالە وجود داشتند کە در پاسخ بە کودک ١٢ سالە کە بە خلخالی گفت من بی گناهم ، "این جنایتکار گفت، چە بهتر بە بهشت خواهید رفت."
در آن روزهای سخت و طاقت فرسا در کردستان از طریق روزنامەهای اطلاعات و کیهان و رادیو و تلویزیون افکار عمومی جامعە ایران را نسبت بە مردم رزمندە کردستان و احزاب سیاسی می شوراندند و کمتر روزی بود خبر اعدام و جنایات رژیم اسلامی تازە بە قدرت رسیدە صفحات این میدیای نوکر را مزین نکند.  آنان در بوق و کرنا کردند کە جریاناتی قصد تجزیە کردستان را داشتند.
خلخالی در پاسخ بە صادق صبا گزارشگر بی بی سی کە از او راجع بە ماموریتش در کردستان می پرسد، می گوید  رادیو برنامە خودش را قطع کرد و امام بە من ماموریت داد کە غائلە را در پاوە خاتمە دهم. او با چمران جنایتکار از جانب خمینی مامور شدند تا "اشرار" (مردم مبارز کردستان) را تا مرزها تعقیب  و مجازات کنند.
صادق خلخالی در گرماگرم اعدامها کە با سوالی از جانب صادق صبا مبنی بر اعدام مجروحان مواجە می شود، آنرا کتمان میکند و می گوید "نە"، او در ادامە خطاب بە صادق صبا می گوید کە خودت ژورنالیست هستید و میدانید آنرا درست کردەاند، بە اعتباری اعدام مجروحان از نظر این جانی فوتو شاپ بودە است.
اکنون ٣٨ سال از فرمان جهاد خمینی و اعمال توحش اسلامی نسبت بە مردم کردستان می گذرد. تا انجا کە توانستند کشتند، سرکوب کردند و کردستان را بە پادگان نظامی تبدیل کردند و درندەترین نیروهایشان را در آنجا مستقر کردند. در دوازدهم خرداد ماە ١٣٦٢ در شهر مهاباد ٥٩ نفر را اعدام کردند کە انزجار عمیقی را نسبت بە جمهوری اسلامی در سراسر کردستان ایجاد نمود. بە فراخوان کومەلە ، حزب دمکرات و شیخ عزالدین حسینی اعتصاب عمومی در سراسر کردستان اعلام شد. جمهوری اسلامی در اوج ناباوری متوجە خشم مردم کردستان و حرف شنویشان از احزاب و سازمانها و شخصیتهای سیاسی شد. کردستان یکپارچە تعطیل شد.
آنچە مسلم است جمهوری اسلامی طی قریب بە چهار دەهە علیرغم اعدامهای پی در پی و سرکوبهای شدید و زندان و تبعید خانوادەهای فعالین سیاسی  و تلاش بی وقفە برای نفوذ بە قلوب مردم کردستان و تخریب این جامعە از طریق ایجاد باندهای توذیع مواد مخدرو ارتزاق جریانات سلفی و اجیر کردن نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، هنوز قادر نشدە است کردستان را آنطور کە خود میخواهد شکل بدهد.
در طول ٣٨ سال گذشتە تلاش جمهوری اسلامی بە منظور سرکوب مردم کردستان و بە تمکین کشاندن فعالین سیاسی و اجتماعی علیرغم زندان و شکنجە فعالین سیاسی و اجتماعی، نە تنها نا موفق بودە بلکە بە یمن حضور فعالین کارگری و کمونیست و ارتباط تنگاتنگ با مبارزات کارگران در سایر نقاط ایران گامها بە جلو راندە شدە است. امروز ابتکارات اجتماعی مانند نحوە مقابلە با اراجیف امام جمعە مریوان در رابطە با دوچرخەسواری زنان بە الگوی مبارزاتی زنان در تهران بدل می شوند و در آنجا خامنەای را بە چالش می کشند.
جمهوری اسلامی قادر بە پس راندن نیروهای مسلح بە خارج از مرزهای خود شدە است اما قادر بە خفە کردن صدای آزادیخواهی در کردستان نشدە است و همیشە با اقیانوسی از خشم و انزجار مردم کردستان  روبروست.
مردم کردستان و انسانهای شرافتمند سایر نقاط ایران هرگز آنچە را حکومت اسلامی داعش شیعە بمنظور سرکوب و بە تمکین کشاندن مردم کردستان بە کار برد فراموش نخواهند کرد و تا بە زیر کشیدن این نظام جهنمی سرمایە از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد. صورت مسئلە سرنگونی جمهوری اسلامی و تلاش برای آزادی و رفاە در جامعە بی وقفە بە قوت خود باقیست.                                                                                                       
سعید آرمان
٢٩ مرداد ١٣٩٦


 


 

دوشنبه, 30 مرداد 1396 18:14

ملکه عزتی - خودکشی استیصال یا انتخاب، صورت مسئله چیست؟
گاه و بیگاه در سایتهای خبری و سطور روزنامه ها در حاشیه اتفاقات و رخدادهای اجتماعی خبر خودکشی زنی، کارگری بیکار، جوانی و گاها نوجوان و کودکی دل را بدرد میاورد و هزاران سوال بیجواب را در ذهن بجا میگذارد.
کارگری خود را به دار اویخت، مردی از پل خود را به پایین پرتاب کرد، زنی خود را به اتش کشید، کودکی با طناب خود را حلق آویز کرد و پدر خانواده  3 فرزند و همسرش را با گاز خفه کرد و خود را حلق اویز کرد، خودکشی چندین زن و دختر جوان در اعتراض به ازدواج اجباری و خشونت خانگی در شهر های کردستان .....اینها صحنه های واقعی در زندگی انسانهایی است که راه حلی برای ادامه زندگی نمی بینند. اینها خبرهایی است از شهرها و مکانهایی که انسانها یا وادار به گرفتن جان خود میشوند یا راهی برای ادامه حیات نمی بینند و  نهایتا در یک بن بست بی پایان بدون حلقه و زنجیره ایی از ارگانهای مشاوره و کمک رسانی و راهنمایی  و روانشناسی تصمیم به خاتمه دادن به زندگی خود میگیرند. چند روز پیش مطلبی در مورد خودکشی ساکنان ایوان غرب استان ایلام خواندم که تصورش هم، غیر قابل قبول و فهم است. تیتر نوشته این بود:
داستان شهری کرد نشین که یک سوم مردگانش خودکشی کرده اند.
 جوانی گفت : «برادرم، دختر دایی‌ام، دختر عمویم» اینها در جواب این سؤال.می‌گوید «کسی را سراغ دارید که خودکشی کرده باشد؟» آب را ریخته روی سنگ قبر سفید مرمر و دارد آن را با دست پاک می‌کند. از اهالی ایوان است. همان شهری که می‌گویند بیشترین آمار خودکشی استان ایلام را دارد. مرد جوان چشم‌های روشن‌اش را به نقطه‌ای دور می‌دوزد؛ همان جا که بلوط‌ها با فاصله کمی از هم قرار گرفته و نواری سبز را به وجود آورده‌اند: «برادرم نخستین بار 24 سالش بود که خودکشی کرد، با قرص. نجاتش دادند. بعد از آن دوبار دیگر هم خودکشی کرده به خاطر بیکاری. باز هم نجات پیدا کرد. الان 34 سالش است؛ افسرده و بیکار. اینجا مردها به خاطر بیکاری و بی‌پولی خودشان را می‌کشند، زن‌ها هم یک جور دیگر... اصلاً خیلی وقت‌ها جوان‌ها که دور هم جمع می‌شوند، وقتی می‌خواهند از هم خداحافظی کنند، به شوخی می‌گویند: خب من بروم خودم را از دره پرت کنم. این شوخی‌ها را بارها عملی کرده‌اند. «قبلاً زن‌ها بیشتر خودکشی می‌کردند. حالا اما خودکشی میان مردها بیشتر است. زن‌ها بیشتر خودسوزی می‌کردند. حالا خودسوزی کمتر شده. نه اینکه نباشد. «اینجا بیشتر کسانی که خودکشی می‌کنند، زیر۳۰ سال هستند.
طرف آنقدر قرض می‌گیرد که دیگر می‌بیند نمی‌تواند پس‌اش بدهد و چاره‌ای نمی‌بیند جز اینکه خودش را بکشد. حالا این قرضی که می‌گویم فکر نکنید خیلی زیاد است، طرف برای اینکه۱۰میلیون قرض داشته، خودش را دار زده. الان جوان‌های ایوان اگر خیلی شانس آورده باشند، عسلویه و بندرعباس مشغول شده‌اند. آنهایی که اینجا هستند بیکارند. خیلی‌هایشان معتاد شده‌اند. از بچه ۱۰ ساله اینجا معتاد داریم تا پیرمرد ۸۰ساله.» قبرستان، تفریحگاه مردم اینجاست. اینجا آمار سکته هم بالاست. همه‌اش از غصه. نه کار هست و نه تفریح. مردم پنجشنبه و جمعه توی این گرما از دو بعدازظهر می‌آیند توی قبرستان می‌نشینند تا غروب، چون تفریح دیگری ندارند.»بیشتر کسانی که خودکشی کرده اند جوان بوده‌اند.
لحظاتی طول میکشد تا دوباره بتوان بشکل عادی نفس کشید و در صدد فهم و هضم این سطور برامد. عامل و مسبب  این وضعیت اسفبار و غیر قابل باور،  در یک نگاه کلی  به یک جواب ختم میشود، جمهوری اسلامی و نکبتی که از وجود این حاکمیت بر مردم تحمیل گشته. از خودبیگانگی و استیصالی که جامعه نابرابر و مذهب زده انسانها را در مقابل ان قرار داده و قدرت و توان  واکنش اعتراضی را با هزار و یک اهرم سرکوب و فشار و اختناق از انها سلب نموده. حاکمیت و سیستم حکومتی که ستاینده مرگ و سیاهی است، جنگ را نعمت میداند و گریه و شیون و عزاداری را میستاید و عبوس بودن را از خصایص خوب میشمارد، و صد البته همه اینها را نه برای خود که برای دیگران توصیه میکند.  دشمن شادی است و موسیقی را حرام میداند و ممنوع زیبایی را با اسید از بین میبرد و برای پنهان کردن آن هر ترفندی را بکار میبرد.آزادی  و برابری زن را عامل فساد، زنان معترض و برابری طلب را نه در جامعه که حتی در فیلم و کتاب هم برنمیتابد و برای در بند کردن هر صدای اعتراضی هزار ارگان سرکوبگر ایجاد کرده. همه جا انسانهایی هستند که به بن بست رسیده باشند، بدلایل روانی و عدم بالانس فکری و پریشانی و افسردگی دست به خودکشی بزنند . اما وقتی که  از کودک 9 ساله تا زن و مرد 80 ساله برای خلاصی از مشکلات عدیده زندگی و بن بست  های بی پایان روزانه مرگ را انتخاب میکند باید از خود پرسید کجای کار خراب است و چرا این اتفاق میافتد؟؟  چرا  هیچکس هم در صدد حل این مشکلات نیست و خود را مسئول  و جوابگو نمیداند. باید از بررسی علل فردی پا را یک قدم  فراتر نهاد و به بررسی دلایل اجتماعی این پدیده پرداخت. در جامعه ایی که فشار مذهب و تنگنای اقتصادی گلوی پیر و جوان و زن و مرد و کودک را به یک اندازه میفشارد و به یک اندازه تحت فشار قرار میدهد باید پذیرفت  این دیگر عدم بالانس روانی یا افسردگی شخصی و فردی نیست که منجر به خودکشی میشود. فضای تنگ و خفقان زده در جوامع تحت حاکمیت  مذهب در همه ی ادوار یکی از عوامل افسردگی انسانها و عدم شکوفایی و رشد جامعه بشمار رفته. از حاکمیت سیاه کلیسا در اروپای قرون وسطا، تا قدرتگیری اسلام در سالهای اخیر هر جا عاملان  ادیان و مذاهب در قدرت بوده اند نکبت افریده اند و انسانها را به کام مرگ فرستاده اند. چه با ایجاد جنگ چه با تروریسم کور و وحشیانه و چه با ایجاد فضای تنگ و اختناق در جامعه نتیجه یکی بوده مرگ و نیستی و نابودی.  سرمایه داری و خصلت بارز سیستم طبقاتی، کار برده وار و تولید ارزش اضافه و سود سرسام اور برای صاحبان سرمایه و قدرت است در این سیستم انسانها  دارای کمترین ارزش و پول و سود دارای بیشترین ارزش است. به اندازه کافی گرسنه نگه داشتن طبقه ایی که خود خالق ثروت جامعه است  راه حل سرمایه برای دوام و بقای خود است. ارامش و امنیت و رفاه انسانها نه امر صاحبان سرمایه است و نه امر حافظان سرمایه. بیکاری، بیخانمانی، نبود رفاه و سعادت و خوشبختی از عوارض طبیعی این سیستم غیر انسانی است. در جمهوری اسلامی که کرامت، حرمت و ارزش انسانها هر روزه و سیستماتیک زیر پا له میشود و برآودره شدن بدیهی ترین نیازها بیشتر به خواب و خیال میماند، اکثریت عظیم جامعه قادر به تامین نیازهایش نیست و باید برده وار کار کند تازه اگر کاری باشد تا نانی را بر سفره بیاورد. انسان و نیازهای بدیهی انسان از کمترین ارزش برخوردار است. سیستم خشن سرمایه داری با حکومتی که قوانین قرون وسطایی را بر جامعه حاکم کرده تنها ارمغانش برای جامعه خفقان و بی افقی سیاهی است.  جامعه ایی که چاه جمکران و هر قبری بنام امامزاده میلیونها  بودجه ی اختصاصی سالانه دارد، بررسی سلامت عمومی جامعه، بررسی مشکلاتی که اقشار مختلف جامعه با آن روبرو هستند نه ارگانی دارد و نه بودجه اختصاصی. کودکان کار و خیابان، زنان و مردان کارتن خواب، معتادینی که در قبرها شب را به صبح میرسانند و کودک ۶ ساله فال فروش که میخواهد اجاره الونک خود و مادرش را فراهم کند و هزاران درد اجتماعی دیگر  نه لایحه ایی در مجلس دارند و نه بلندگویی برای سخنرانی و اعتراض و ... اینها مگوهای یک جامعه بسته و مذهب زده هستند که هیچ ارگان حکومتی و نماینده مجلسی  دوست ندارند در موردش سخن بگویند. اینها را نباید بزرگ کرد، نه ادمهایش بزرگ هستند و نه کاری که میکنند در خدمت به میهن اسلامی است!! جامعه ایی که جای خدمات اجتماعی رایگان و بیمه بیکاری و مسکن مناسب  و آموزش و پرورش رایگان و اجباری با خیریه و صدقه و فطریه و بنیاد دزد مستضعفان عوض شده و دولت هیچ تعهدی در برابر مشکلات اجتماعی  رابعهده نگرفته و هیچ برنامه ایی برای حل این مشکلات ندارد باید منتظر فروپاشی بیشتر زندگی  انسانها بود مگر اینکه این جامعه بخود بیایید و با این نابرابری ها  و نابسامانی ها برای همیشه تصویه حساب کند.
میشود به انسانهایی که به خودکشی بعنوان راه حل بن بستهای زندگیشان  و پایان دادن به استیصالی  که در ان فرو رفته اند گفت این راه حل نیست، راه دیگری هم وجود دارد، ماندن و مبارزه کردن، همسو و همراه شدن برای فروپاشی سیستمی که ارمغانش برای اکثریت  جامعه فقر و بیکاری و بی خانمانی و مرگ و نابودی است. همه ی اینها را باید گفت ، باید باور جامعه به تغییر و امکان ایجاد جامعه ایی دیگر را  تقویت کرد، باید به جامعه و انسانهای زنده امید داد، باید شادابی و امید و باور به خود را تقویت کرد و در مقابل  به قعر رفتن جامعه ایستادگی را سازمان داد، اما بدون مسلح کردن جامعه به سلاح مبارزه متحد و متشکل این تلاش در حد یک فراخوان انسانی باقی خواهد ماند. بدون ابزار لازم برای مبارزه نمیشود به جنگ این پدیده رفت.
اما تا اوجگیری این مبارزات و تا شعله ور شدن خشم خفته انسانهای تحت انقیاد، زنان و کودکان بیحقوق و مردان تحت ستم و استثمار باید خواسته های روشن و قابل اجرا در مقابل دولتی که برای اعتصاب غذای کروبی وزیر و وکیلش بسیج میشود و خواسته هایش را ۲۴ ساعته براورده میکند، قرار داد، باید التیماتوم داد ما خواهان براورده شدن خواسته هایمان هستیم . باید اخطار داد انسانهایی که در منگنه فقر، گرسنگی و ناامیدی قرار دارند و به بن بست رسیده اند نیاز به کمک دارند. حضور معلمان و مشاورانی  که  دانش اموزان  و دردهایشان را میبینند و نه حجاب وی را، وجود مراکزی که به زنان فراری از خانه کمک و یاری میرساند نه جمع اوری انها برای پنهان ماندن از دید جامعه و تحقیر روزمره انها، ایجاد و وجود مراکزی که به معتادین کمک میرسانند، نه صدقه، بیمه بیکاری برای انسانهایی که بهر دلیلی بیکار هستند، اسکان کارتن خوابها در مسکن مناسب وایجاد مراکزی که حامی و مدافع زنان و دخترانی که از فشار خانواده و فرار  ازدواج اجباری از خانه و کاشانه شان متواری شده اند و محافظت از زنان و دخترانی که مورد خشونت خانگی قرار میگیرند و بدلیل فشار غیر قابل تحمل مجبور به خودکشی و خودسوزی میشوند. براورد کردن این خواسته ها در مقابل  هزینه و مخارج عملیات موشکی سپاه  عددی نیست. هزینه  بر اورد کردن این خواسته ها در مقابل هزینه جنگ در سوریه، تامین مالی گروههای تروریستی و اعزام واحدهای نظامی به سوریه قطره به دریا است. سلامت جامعه یک امر اجتماعی است، یک وظیفه پایه ایی دولت و حکومتی است که پول، سرمایه  و منابع مالی جامعه را دراختیار دارد.  سرباز زدن از انجام این وظایف جرم اجتماعی است و باید در قبال آن پاسخگو بود. نباید از قربانیانی که  روزانه  با هزار و یک تناقض فکری روبرو هستند متوقع بود که برای همه سوالهای بیجواب پاسخی داشته باشند و به جنگ یک تن با همه ی نابسامانیهای خود بروند.  بخش بسیار بزرگی از این مشکلات، مشکلات اجتماعی هستند که فرد در ایجاد انها نقشی نداشته و مقصر نیست و نباید به تنهایی و بدون یک حلقه کمک و همراهی همه جانبه به جنگ همه این نابسامانیها برود. رها کردن افراد به شکل واحدهای مجزا و اتمی بدون در نظر گرفتن مسئولیت اجتماعی در قبال فرد،  رمز اتمیزه کردن افراد در جامعه بنا شده بر طبقات و قدرت سرمایه است، نباید زیر بار قبول این وضعیت رفت. کودک ۹ ساله ایی که خودکشی میکند چون خانواده اش توان پرداخت شهریه مدرسه را ندارد مسئولیتی برای تهیه شهریه ندارد، راه حل، وجود اموزش و پرورش مجانی برای همه است. نان سفره انسانها را نباید به گروگان گرفت، راه حل خودکشی نیست، راه حل پرداخت حقوق کارگران است، پرداخت حقوق معوقه است. کسانی که از بالانس فکری و روانی رنج میبرند مسئول وضعیت خود نیستند، برای جلوگیری از خودکشی راه حل وجود مراکز پزشکی و سیستم پزشکی مجانی برای درمان و روان درمانی است.  بالندگی فکری و شکوفایی فکری و رهایی از یاس و نومیدی یک وظیفه اجتماعی است. نباید قبول کرد که هرکسی مسئول سرنوشت خویش است، سرنوشتها از قبل نوشته نشده اند. شرایط اجتماعی تعیین میکند انسانها در چه شرایطی قرار میگیرند و چه اینده ایی در انتظارشان خواهد بود.
در دنیایی که سود و پول حرف اول را نمیزند، در جامعه ایی که اموزش خرافه در دستور نیست و اطاعات بی چون و چرا یک امر بدیهی نیست، خودکشی هم بعنوان راه حل همه بن بستها انتخاب نمیشود..
اگوست ۲۰۱۷ملکه عزتی

دوشنبه, 30 مرداد 1396 18:09

سيف خدايارى - سهم كارگر از طلاى تكابترور آزادى بيان در اردن - سيف خدايارى
كشور ايران با منابع طبيعى غنى و نيز منابع انسانى يعنى طبقه كارگر جوان و كارآمد و صدالبته ارزان اما نه خاموش! از كشورهايى است كه حجم انبوهى از ثروت در آن توليد مى شود. كافى است به وعده هاى طبقه حاكمه در هر انتخاباتى از بخشدار تا رئيس جمهور دقت كرد كه بر اساس ظرفيت هاى اقتصادى كشورى كه بر اقيانوسی از ثروت خوابيده است، سوار بر رأى مردم به سرچشمه هاى اين ثروت و قدرت چنگ انداخته اند. تا اينجا شايد طبيعى باشد. سرمايه دارى در هر جا بر ستونهاى استثمار و غارت منابع و نيز سركوب نهادينه شده در ذات سرمايه استوار است، اما در سرمايه دارى حاكم بر ايران، طبقه حاكم با استثمار مضاعف از طريق پايين نگهداشتن دستمزدها و در واقع پايين نگهداشتن توقع طبقه كارگر، عدم پرداخت دستمزدها، بى حقوقى مطلق ، امنيتى كردن حق اعتراض ، گسترش ارتش ميليونى كارگران بيكار، شلاق ، زندان، و تحقير مداوم با ابزارهاى مختلف مانند آنچه در "کارخانه چسب هل "اتفاق افتاد و ... تلاش مى كند حتى نظام سرمايه دارى را از كاركرد متعارف آن يعنى بقاى كارگر و بازتوليد نيروى كار خارج كند.
طبقه سرمايه دار ايران هزاران ابزار دروغين در اختيار دارد تا مرتب به گوش كارگر بخوانند" بهره ورى پايين است"، " نمى صرفد"،" نمى چرخد" تا كارگر را تسليم و خلع سلاح كند. اما كمى از معادن طلاى تكاب جويا شويم كه آيا "مى صرفد"؟!

معدن طلاى زرشوران با ظرفيت ١١٠ تن طلاى ناب داراى نيروى كار ٧١٤ نفرى است كه حدود ٢٠٠ نفر از آنان در بخش معدن كار مى كنند. اين معادن از سال ١٣٩٣ به بهره دارى رسيده است و توليد سالانه آن از ٦٠٠ كيلو پيش بينى كارشناسى به ١٢٠٠ كيلو رسيده است. ظاهراً دوره بهره بردارى پيشرفت خوبى داشته است و بهانه جويى كارفرمايان براى " تعديل" تسهيل شده است. بنا به گزارشى از ايلنا از اسفند ماه سال گذشته ٨٠ نفر " تعديل" شده اند و از اول مرداد امسال بقيه سر كار نرفته اند،  چو انداخته اند كه معدن تعطيل مى شود! اما كسى از كارگران اين را باور نمى كند و به مقاومت ادامه مى دهند.اخبار ضد و نقيضى از سوى مسئولان مختلف استان آذربايجان غربى در مورد تعطيلى يا فعاليت اين معادن منتشر شده است و نهايتاً رئيس سازمان توسعه و نوسازى معادن از پرداخت حقوق كارگران و عدم توقيف روند توليد گزارش مى دهد.
گزارشات ضد و نقيض اما نمى تواند اين واقعيت را پنهان سازد كه كارگران بطور مداوم در معرض خطر بيكارى و عدم پرداخت دستمزدها پايين تر از خط فقر قرار مى گيرند. مقامات استانى كه از مقاومت كارگران آق دره و نيز بى آبرويى سرمايه دارى پليسى ايران در شلاق زدن بر تن كارگران خاطره اى در ذهن دارند، پيش بينى اعتراض كارگران زرشوران را كرده اند . اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان‌غربی در كمال بى شرمى یادآور مى شود : " کارگران معدن طلای زرشوران مانند سایر کارگران برای پیگیری مطالبات خود از حق مراجعه انفرادی به مراجع تشخیص و حل اختلاف اداره‌های کار برخوردارند، واز آمادگی این مجموعه برای رسیدگی به شکایت‌های احتمالی کارگران این واحد معدنی خبر داده است".
كارگران معادن طلاى زرشوران راه سختى براى خنثى كردن نقشه هاى سرمايه دارى ايران از كارفرمايان تا وزارت كار در پيش دارند. تنها راه رسيدن به خواسته هاى خود و مقابله با سرمايه دارى هار و شلاق بدست اتحاد ، تشكل و اعتراض متحدانه و متشكل است. وعده اداره كار استان براى" حق مراجعه انفرادى" چيزى جز ايجاد شكاف در صفوف كارگران و درهم شكستن اراده جمعى آنان نيست. از هم اكنون بايد مقابل اين "راهنماييهاى خيرانديشانه " ايستاد . سهم كارگر از طلاى تكاب رنج و عرق، بيمارى و خطر مرگ، دستمزدهاى ناچيز و بى حرمتى بوده است. اين ورق را بايد برگرداند.

سيف خدايارى

دوشنبه, 30 مرداد 1396 18:07

سعید یگانه -  کولبری " بردگی"saied
کولبری شغل نیست ناچاری واجبار اقتصادی است  
بیکاری وسیع و عدم وجود مراکز اشتغالزا در کردستان  خیل زیادی از بیکاران و طبقات محروم جامعه کردستان بخصوص در شهرهای مرزی را به شغل کولبری سوق داده است .شغلی به غایت غیر انسانی ،تحقیر آمیز، ، سخت و عذاب آورو در یک کلام کاری بردگی که هزاران نفر از کارگران و مزد بگیران جامعه کردستان از سر ناچاری برای امرار معاش به آن تن داده اند. به این دلیل کولبری شغل نیست ، ناچاری و اجبار اقتصادی است که به بخشی از کارگران و محرومان جامعه کردستان تحمیل شده است . کولبر به افرادی اطلاق می شود که به دلیل عدم اشتغال ، بیکاری وسیغ و مشکلات وسیع اقتصادی در کردستان از روی ناچاری و درازای دریافت دستمزدی ناچیز برای زنده ماندن مجبور به حمل کالا از ایران به عراق  و برعکس در نقاط غیر رسمی و خطر ناک در رفت و آمد هستند.  کولبری در کردستان یکی از خطرناکترین شغل های موجود واجباری به حساب می آید که از طرف دولت اسلامی حمل این کالاهها توسط آکولبران  قاچاق محسوب می شود و به همین دلیل تا به حال صدها کولبر هنگام حمل کالا در مناطق مرزی توسط شلیک ماموران مزدور دولتی ،انفجار مین ، پرت شدن به پائین کوه ،ماندن زیر بهمن و سایر عوامل طبیعی جانشان را از دست داده اند.مناطق مرزی ایران با عراق در واقع به قتلگاه عمدی کارگران کولبر تبدیل شده است.
کولبران نه صاحب کلا هستند و نه در سود واردات آن شریکند . آنها کارگران روزمزدی هستند که در ازای کالایی که حمل میکنند دستمزد ناچیزی دریافت می کنند . سود ناشی از حمل کالا توسط کولبران که به قیمت مرگ آنان نیزتمام می شودا به جیب تاجران و سرمایه داران و ماموران فاسد دولتی سرازیر می شود .
کالاهایی که از ایران به آن طرف مرز توسط کولبران منتقل می شود انواع سوخت ، گالنهای بنزین و گازوپیل، چرخ ماشینو خشکبار و برخی تولیدات داخلی است و بر عکس آنچه از از آن طرف مرز به ایران توسط کولبران انتقال می یابد بیشتر لوارم خانگی از جمله یخچال ، تلویزیون و برخی کالاهای خارجی است که گاها سنگینی انان بقدری است که کولبران به سختی از پس آن بر میآیند ، با این وصف ناچار به حمل این کالاها از راههای سخت و صعب العبور می باشند. آمار دقیقی در مورد تعداد کولبران در کردستان  در دست نیست اما بنا به گفته یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی فقط در منطقه سر دشت و پیرانشهر بین ۸ تا ۱۰ هزار نفر به شغل کولبری مشغولند.سه استان کردستان ُ کرمانشاه و آزربایجان غربی در نوار مرزی ایران با عراق و ترکیه مشغول کولبری و حمل کالا هستند.آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان کولبر توسط "ماموران مرزی دولتی" ، در دست نیست ، اما با استناد به آمار نهادهای دولتی و مراکز حقوق بشری از ابتدای به قدرت رسیدن "دولت تدبیر و امید روحانی" تا کنون یعنی از مرداد ماه ۹۲ تا پایان اسفند ۹۵ ، ۲۱۲ نفر از کولبران در استان کردستان بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی حکومت تدبیر و امید کشته و یا زخمی شده اند. در سال ۱۳۹۴ در مجموع ۱۲۶ کولبر کارگر کشته و زخمی شده اند ، که ۵۵ نفر از آنان کشته و ۳۱ تن زخمی شده اند. بنابر همین آمار در سال ۹۵ ، ۷۶ تن از کولبران توسط ماموران مرزی کشته و ۶۴ تن نیز زخمی شده اند. اینها سوای آماری است که طی این دوسال  کولبران زیادی به دلیل جنگ و گریز و دور از چشم پاسداران مزدور مرزی در اثر عوامل طبیعی ، ماندن زیر آوار بهمن و غیره جان خود را از دست داده اند.تنها در نهم بهمن سال ۹۵ ، ۱۶ کولبر در ارتفاعات سر دشت با ریزش بهمن مواجه شدند که ۵ نفر از انان در زیر برف جان خود را از دست دادند. بسیاری از کولبران پاهایشان را در اثر انفجار مین از دست می دهند ، ولی همچنان ناجارند که با عصا و یا بدون پا به این کارپر مشقت ادامه دهند. همه بر این باورند  که  تیر اندازی به کولبران برای سپاه  و نگهبانان مرزی به وسیله  تفریح تبدیل شده است. .کارگران کولبر به عناوین مختلف تهدید می شوند و هر لحظه در یک قدمی مرگ قرار می گیرند . یا توسط شلیک مزدوران دولتی جانشان را از دست می دهند و یا دور از چشم مزدوران روی مین و یا در پی تعقیب و گریز از نیروهای دولتی به پائین کوه و یا به داخل رودخانه سقوط می کنند. اگردر اثر تیراندازی مزدوران کشته و زخمی نشوند سرمازدگی و ماندن زیر آوار بهمن در انتظارشان است و گاها هنگام حمل وسایل سنگین دچار نارسایی جسمی از جمله سکته می شوند."نا ن آوران بار بر دوش و مرگ در پیش" عنوانی است که فعالان مدنی در کردستان به این بخش از کارگران اطلاق می کنند".
دولت جمهوری اسلامی و مسئله کولبران
کشتار کولبران طی سالهای گذشته با پوشش امنیتی دستگاهها و رسانه های دولتی روبرو بوده و از انعکاس و درج اخبار مربوط به ابعاد این واقعه های دردناک جلوگیری به عمل می آمد. علاوه بر این انعکاس ابعاد این فاجعه و کشته شدن کولبران توسط فعالان مدنی در محل با بر خورد امنیتی و دستگیری و ازیت و آزارآنان جواب داده می شد.  بلاخره سال ۹۴ و ۹۵ کشتار کولبران توسط ماموران مرزی و تلفات ناشی از عوامل طبیعی از جمله ریزش بهمن در زمستان سال گذشته در منطقه سردشت ، خبر کشته شدن کولبران به همت فعالان مدنی وسیعا رسانه ای شد و واکنشهای وسیعی  از جمله در رسانه بی بی سی را به دنبال  داشت وبه مسئله روز و تیتررسانه ها و مجلس اسلامی تبدیل شد  و دولت و مجلس اسلامی ناچار شدند که در انظار عموم و در مقابل فضای ایجاد شده چاره ای بیندیشند. به دنبال آن مجلس اسلامی با تصویب طرح دوفوریتی و سفر کمیته حقیقت یاب مجلس به مناطق مرزی سعی در خواباندن و حاشیه ای کردن مسئله کولبران بر آمد .  "طرح بیمه اجتماعی ، بیکاری ، مستمری ، از کارافتادگی و دیه" تشکیل تعاونی مرزنشینان ، اسفالت مسیرهای کولبری برای تردد با وسایل نقلیه ،کوتاه شدن دست واسطه ها و دلالان ، و صرف درآمد مرزی برای عمران و آبادی شهرهای مرزی" و عده های پوچ و غیر عملی و نتیجه کار  کمیته ویژه مجلس اسلامی  از زبان رسول خضری نماینده پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی برای تامین مطالبات و امنیت کولبران عنوان شده است .تصمیماتی که فقط جنبه تبلیغاتی داشته و همانند وعده های انتخاباتی روحانی  طی 5 سال گذشته برای، ایجاد اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی کردستان صد در صد رسانه ای  و یک درصد از این وعده ها عملی نشده ودیر یا زود به فراموشی در میان حجم وسیعی از مشکلات جامعه به فراموشی سپرده خواهد شد..دولت جمهوری اسلامی  مطابق معمول  تعهد و مسئولیتی در قبال خواست و مطالبه مردم کارگر و زحمتکش کردستان ندارد و هر نوع اعتراض و مبارزه ای برای بهبود اوضاع مردم با بر خورد امنیتی ، دستگیری و آزار و زندان جواب می گیرد.      
امروز مطالبه اصلی کولبران قبل از هر چیز" امنیت جانی" هنگام تردد و حمل وسایل در مناطق مرزی است، که نه مسئله اصلی دولت ، نه مجلس اسلامی و نه کمیته ویژه مجلس است   و هنوز هر روز و هر ساعت کولبران طعمه تیراندازی نگهبانان مرزی دولت جنایتکار اسلامی قرار می گیرند و جانشان را از دست می دهند.بطوریکه آخرین موارد آن شنبه هشت مرداد ماه در شهرستان بانه در "دوله بی" بر اثر تیراندازی نگهبانان مرزی یک کولبر کشته و دونفر زخمی و همچنین در روز چهاشنبه یازده مرداد ماه کولبری به اسم جلال بالان در نتیجه تیراندازی مزدوران زخمی و در بیمارستان جان می سپارد.
واکنش وزارت اطلاعات به مصاحبه یک کولبر با رسانه بی بی سی
بعد از اینکه  خبر مرگ تاثیر بر انگیز  کولبران  به تیتر اصلی روزنامه های ایران تبدیل شد ، خضر عسکرزاده کولبر ۷۰ ساله ساکن پیرانشهربه دلیل مصاحبه  با رسانه بی بی بسی در مورد وضعیت کولبران از سوی اداره اطلاعات پیرانشهر مورد تهدید قرار می گیرد.بعد از انتشار گزارش بی بی سی کارت تردد او توسط هنگ مرزی پس گرفته می شود و با مراجعه مجدد برای تحویل کارت، او را در رابطه با مصاحبه مورد باز جویی قرار میدهند و گفته اند که او با این کار آبروی کشور ایران  را برده است. و به این دلیل کارت او را باطل کرده اند.
کولبران از بیمه و هر نوع حمایت قانونی محرومند و تحت هیچ گونه پوشش اجتماعی قرار ندارند. یعنی پس از مرگ کولبران ، خانواده آنان تامین معاش ندارند و در صورت زخمی شدن ویا از کارافتادگی هیگونه حمایت قانونی از آنها به عمل نمی آید و مسئولیت ادامه زندگی و دست و پنجه نرم کردن با این زندگی مشقت بار به خود آنان سپرده می شود.
شماری از کولبران در منطقه پیرانشهر کارت تردد دارند و می توانند از بازارچه های معینی آن هم نوبتی وهفته یکبار وسایل حمل و نقل کنند، که در منطقه سر دشت کولبران از این امکان نیز محرومند.شرایط دریافت کارت کولبری بسیار سخت است . کارت پایان خدمت سربازی  ،  ازدواج و دهها شروط دیگر از شرایط گرفتن کارت کولبری است که به این دلیل اگثر جوانان از داشتن این کارت بردگی  نیز محرومند، به این دلیل ناچارند خود را به آب و آتش بزنند.
مطالبات کولبران و طفره رفتن دولت آسلامی  
خواست اصلی کولبران و هزاران کارگر و مزد بگیر کردستان "امنیت جانی  و ایجاد اشتغال " با حقوق و مزایای انسانی و استاندارد در محل کار و زیست شهروندان در مناطق مختلف کردستان است .مطالبه ای محوری که دولت سرمایه داری ایران تاکنون از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده و به دلایل امنیتی و  سیاسی در مقابل خواست و مطاالبات بر حق مردم به ایجاد فضای اختناق ، سرکوب و زندان و تبعید و تعقیب فعالین عرصه های مختلف اجتماعی و کارگری طی سالیان متمادی متوصل شده است.
کولبری شغل نیست و نباید اجازه داد که دولت جمهوری اسلامی و مقامات محلی رژیم با یک سری اقدامات از جمله صدور کارت کولبری وغیره  ،کولبری را به شغل رسمی و ماداملعمر بخش زیادی از کارگران و محرومان مردم کردستان تبدیل کند.
وظیفه دولت قبل از هر چیز بهبود اوضاع اقتصادی ، حل بیکاری ،ایجاد اشتغال قانونمند با حقوق و مزایاو بیمه  مکفی برای شهروندان از جمله کارگران کولبر است و این باید به مطالبه محوری امروز کارگران و مزدبگیران و همه کارگران کولبردر کردستان تبدیل شود.  اما در عین حال باید خاطر نشان کرد که مردم کارگر و زحمتکش کردستان همچون سایر شهرهای ایران، اگرامروزناچارند  برای امرا ر معاش ، بهتر زیستن و تحقق مطالبات اقتصادی  به این جنگ روزمره و نابرابرادامه دهند، باید همزمان در فکر راه پایان دادن به حاکمیت ظلم و ستم و استثمارو اختناق و سرکوب باشند. حقیقت این است که  در نظام سرمایه داری و حاکمیت اسلامی آن در ایران  ، منفعت و سود جویی سرمایه داران و حامیان انان در دستگاههای حکومتی اعم از نظامی و غیر نطامی شامل قوه قضایی ، دادگاه و اداره کار و غیره از هر منفعتی والاتر است ،اگر چه این سود جویی  به  قیمت خانه خرابی ، تحمیل فقر و فلاکت و نابودی اکثریت مردم مزدبگیر و کارکن جامعه تمام می شود . مهم اما برای آنان حفظ و تداوم  وضع موجود  با همه ابزارهای ممکن و در دسترس  است . باید به این وضعیت پایان داد. این کار جنبش آزادیخواهی و کارگری درایران است . باید برای آن ابزار تشکل و اتحاد ایجاد کرد . باید صفی از رهبران در همه عرصه های مبارزه اجتماع،  کارگری و زنان آستین بالا بزنند و این امر مهم را ممکن و عملی کنند. این کار شدنی است و باید برای آن تلاش همه جانبه ای صورت بگیرد.

دوشنبه, 30 مرداد 1396 18:05

پردل زارع- اخبار کارگری بیکاری گسترده در ایران مقصر کیست!  - پردل زارع

زخمی شدن یک کارگر بوکانی
بر اثر نبود ایمنی کار در محوطه کارگری ، یک کارگر ۴۵ ساله بوکانی روز دوشنبه نُه مرداد ماه در حین کار کردن به داخل یک چاه که عمق آن ۲۲ متر بود سقوط کرد و بعد از چند ساعت  از همکاری مردم محل با  نیروهای امدادی توانستند که کارگر زخمی که از ناحیه پا و کمر دچار مصدومیت شده بود را از چاه بیرون کشند.

آتش سوزی در جنگهای جوانرود
بر اثر آتش سوزی در جنگهای دور و بر  شهرستان جوانرود بیش از چندین هکتار از محیط زیست این شهرستان از بین رفته است. این آتش سوزی  از طرف شهرستان پاوه به جنگلهای شهرستان جوانرود  رسیده است،مدت دو روز است که ادامه دارد و تاکنون این آتش سوزی به صورت کامل خاموش نشده است .

اعتراض کارگران در سنندج
روز دوشنبه نُه مرداد ماه تعدادی از کارگران در سنندج دست به اعتراضی چند ساعت در جلوی فرودگاه شهر سنندج زدند. این اعتراض همراه بود با آمدن وزیر راه و ترابری به شهر سنندج. به گفته کارگران ناراضی بیش از چند سال از تاریخ مقرر شده برای دریافت خانه های مسکن مهر به کارگران میگذرد و تا به امروز بیش از نصفی از این کارگران خانه های خود را دریافت نکرده آند و  هر بار مجبور میشوند مبلغی اضافه تر از مبلغ قرار دادی به پیمانکار بپردازند.

کشته و زخمی شدن کولبران در مرز بانه
روز یک شنبه هشت مرداد ماه سه کولبر کورد در منطقه مرزی شهرستان بانه  درمنطقه مرزی به اسم  " دوله بی "  مورد کمین و شلیک  نیروهای انتظامی ایران قرار گرفتند که بر اثر این تیر اندازی یک کولبر کشته و دو کولبر دیگر زخمی میشوند.

مرگ یک کارگر در سنندج
روز شنبه هفتم مرداد ماه یک کارگر شیرینی  فروشی به اسم "مهران حیدری " بر اثر تصادف جانش را از دست داد. این تصادف در جلو دانشگاه علوم پزشکی شهر سنندج صورت گرفته است.
مرگ یک کشاورز درسنندج
روز چهار شنبه یازدهم مرداد ماه یک کشاورز اهل روستای باینچوب از توابع شهر سنندج بر اثر‌ شکسته شدن دستگاه حرمان کوب در حین کار کردن جانش را از دست. این کارگر دارای هشت دختر و یک پسر میباشد.

مرگ یک کولبر
روز چهار شنبه یازدهم مرداد ماه  یک کولبر اهل روستای  حجران از توابع شهرستان پیرانشهر به اسم "جلال بالان" بعد از چند روز بستری شدن در بیمارستان مهاباد  در اثر تیر اندازی نیروهای مرزبانی شهرستان سردشت  جان خود را از دست داد.

جان باختن سه کارگر نقده ای
روز جمعه ۱۳ مرداد ماه سه کارگر اهل  شهرستان نقده  در روستای " گول سندوس " در حین حفاری یک چاه در عمق ده متری  دچار گاز گرفتگی شدند و قبل از رساندنشان به بیمارستان  جان شان را از دست  دادند. اسامی کارگران " مسعود طالب پور، جلیل عزیزیان، و سالار مرادیان است.

واژگونی تانکر حامل سوخت در دیواندره
از آغاز سال ۱۳۹۶ تاکنون  واژگونی ۲ دستگاه تانکر حامل سوخت در جاده‌های شهرستان دیواندره اتفاق افتاده است که ضرر جبران ناپذیر را به منابع طبیعی و محیط زیست این شهرستان وارد کرده است  و بومیان این منطقه را دچار مشکلاتی مانند نبود آب آشامیدنی سالم روبرو کرده است. دومین مورد از واژگونی تانکرهای حامل سوخت در مرداد ماه امسال در روی پل نساره رخ داد که موجب ریخته شدن مواد شیمیایی داخل تانکر به رودخانه قزل اوزن  شد.

کشته شدن زنان در کردستان
قوانین مرد سالارانه تنیده در ارتجاع اسلامی عامل هر نوع ظلم و ستم و جنایت بر علیه زنان است . جنایاتی که به درازای تاریخش ننگینش، زنان را قربانی کرده است. چند روز پیش سمیه ویسی زن ۲۰ ساله در شهرستان دهگلان زیر کتک های شوهر و خانواده شوهرش کشته شد، ویک  قربانی دیگری به قربانیان سیستم مرد سالارانه اسلامی افزوده شده.
بیکار شدن ۱۲۰ کارگر کارخانه بستنی عسل
بیش از پنج ماه است که تعداد ۱۲۰ نفر از کارگران کارخانه بستی عسل در کردستان به دلیل بسته شدن کارخانه بیکار شده اند و تاکنون از طرف مدیریت این کارخانه به کارگران بیکار شده خبری مبتنی بر باز گشایی کارخانه داده نشده است.
عدم پرداخت حقوق کارگران شهرداری سنندج
بیش از سه ماه است که کارگران شهرداری سنندج که در شهرک صنعتی شماره یک و سه مشغول به فعالیت هستند هیچ حقوقی دریافت نکرده اند و کارفرما از پرداخت حقوق به آنها خود داری کرده است و هر بار کارگران را با دادن وعدهای دروغین  و دادن حقوق و مزایایی در نزدیک ترین زمان ممکن  راضی کرده است. در این میان کارگران یک  هستند که با ماهی ۴۵۰ هزار تومان مشغول به فعالیت هستند.
زخمی شدن یک کارگر بوکانی
یک کارگر بوکانی در کارگاهی در خیابان دانشجو به دلیل کار با مواد آتش زا دچار حریق شد. مردم و آتش نشان های شهر بوکان توانستند به موقع هم آتش و هم فردی که دچار حریق شده بود را توانستند خاموش کنند. اما در این حادثه یکی از افراد محلی و یک آتش نشان هم دچار حریق سطحی‌شدند.
بیکار شدن ۱۲۰ کارگر معدن طلای تکاب
روز چهار شنبه بیست وپنجم مرداد ماه امسال تعداد ۱۲۰ نفر از کارگران معدن طلایی تکاب  که هر کدام بیشتر از ده سال سابقه کاری داشتند به علت بسته شدن معدن بیکار شدند.
خودکشی یک  کاگر
روز سه شنبه بیست و چهارم مرداد ماه یک کارگر کورد اهل شهر سنندج  به نام پیام مرادی در شهر تهران به علت بیکاری دست به خودکشی زد.

یکشنبه, 29 مرداد 1396 10:42

هیرش مجیدنیا - سنگینی قوانین مذهب و مردسالاری بر زندگی زنان!از مه ۱۹۶۸ تا مه ۲۰۱۶ پاریس - هیرش مجید نیا
در طول تاریخچه پیدایش مردسالاری و بعلت تقسیم کارناعادلانه در خانواده،از هزاران سال قبل تا کنون زنان بعنوان نیمی از جمعیت بی حقوق جوامع بشری همواره مورد خشونت،اجحاف و نابرابری در تمامی عرصه های اجتماع،بعنوان جنس دوم و با نگرشی فتشیستی و کالایی  قرار گرفته اند.سیستم سرمایه داری بنا به ماهیت ذاتی اش و ولع سیری ناپذیرش برای انباشت سرمایه و کسب سود از نیروی کار ارزان طبقه کارگر و تعمیق نگرش جنسیتی این تبعیض و فرهنگ روبنایی مردسالاری را به شیوه های مختلف به یاری مذهب و ناسیونالیسم باز تولید و فرموله کرده است.نقش مذهب و خرافات دینی در تمامی ادیان و بالاخص دین اسلام همواره مرجعی قابل دسترس و موجه برای خشونت و قتل ناموسی و هیچ انگاشتن هویت و سکسوالیته زن بوده است.انبوه روایات اسلامی و مذهبی که زن را در حد احشام و  اموال و دارایی  مطلق مردان تعریف کرده است به یاری حکومت های مذهبی و سیستم سرمایه داری این نگرش را در سطوح جامعه توجیه کرده و به آن مشروعیت قانونی بخشیده اند.آمار خشونتهای جنسیتی برعلیه زنان و سطح وسیع بی حقوقی زن و خشونتی که در ابعاد مختلف باز تولید میشود،همواره  قربانیانش را اکثرا زنان تشکیل میدهند.چرخه معیوب خشونتی که انگار پایانی ندارد و کم کم به دلیل تکرار آن در جوامع سرمایه و مذهب زده امری عادی و بدیهی انگاشته میشود.اما در کنار این تصویر از دنیای وارونه کنونی مبارزه ای جدی و مصافی سخت نیز در تقابل با کلیت و ریشه این ستم کشی ها از جانب طبقه کارگر وجنبش آزادی زنان در طول تاریخ طبقاتی وجود دارد.در هفته گذشته خبر به قتل رسیدن دو زن جوان کرد در شبکه های اجتماعی منعکس شد.قربانی اول زن جوان 20 ساله ای به اسم "سمیه ویسی"اهل یکی از روستاهای کردستان بود که به وحشیانه ترین شیوه توسط خانواده همسرش بعد از شکنجه به دار کشیده شد و نفر دوم دختر جوان دیگری به نام"رویا هاشمی"بود که توسط نامزدش در کشور نروژبا ضربات چاقو به قتل رسید.بدلیل تکرار چنین جنایاتی در گوشه گوشه جهان شاید در نگاه اول ابعاد این فجایع چندان مشخص نشود و در حد همان آمار و اخبار ژورنالیسم  بورژوازی باقی بماند.اما روزی نیست که این چرخه خشونت به نامهای مختلف از دفاع از شرف و ناموس خانواده،عشیره یا ملیت و مذهب گرفته تا توجیهات دیگر از زنان و کودکان قربانی نگیرد.در این دنیای وارونه سهم اکثریت  زنان از جامعه،خشونت ، تحقیر و بی حقوقی بوده است.دلیل اصلی تکرار چنین وقایعی در ابعاد وسیع قبل از هرچیز وجود سیستم بورژوازی با فرهنگ منحط مرد سالاری و هیولای مذهب است که همگی با همدیگر زندگی بشریت بخصوص زنان را به قهقرا برده اند. و مشخصا در دین اسلام و فرهنگ مذاهب دیگر نیز زن بعنوان واحد مستقل انسانی دارای هیچ حق و حقوق انسانی ای نیست و بعنوان موجودی اضافی یا در خوشبینانه ترین حالت اش با رفرم های در خود مذاهب گوناگون در تاریخ بشریت،مکمل مرد نامیده شده است.موجودیت زن در مذهب موجودیتی متزلزل و گناه آلود است که گویا باید همواره بدلیل جنسیتش مورد تحقیر و خشونت قرار گیرد. این حجم از حقارت زنان در قرآن و قوانین فقه و شریعت اسلامی به اوج خود رسیده است. حکومتهای اسلامی بر اساس همین قوانین شنیع و ضد انسانی سنگسار،ازدواج اجباری دختران خردسال،تجاوز و شکنجه و تعدد زوجات و سایر خزعبلات سنت محمد و اسلام را بر قوانین اساسی جامعه تحمیل کرده  و سرمایه داری هم به طرق مختلف از آن ارتزاق میکند واین قوانین زن ستیز را توجیه و نهایتا به روز میکند.در عرصه های مختلف حضور زنان در جامعه از اقتصاد ،سیاست، ادبیات و هنر گرفته تا زبان محاوره ای روزمره مردم این فرهنگ کپک زده و ضد زن باز تولید میشود و بخشا در جاهایی بنام مذهب و عفت و اخلاقیات بورژوایی آن را بسته بندی شده و با رجوع به کتب بظاهر مقدس دینی توجیه میکنند و در جاهایی دیگر بنام فولکلور و هویت ملی و عرق تاریخی در قالب ناسیونالیسم وطنی از فیلم های هالیودی گرفته تا سینمای چادر چاقچوری جمهوری اسلامی این فریب تاریخی  را تقدیس می نمایند.اما اکنون بیش از هر زمان دیگری بشریت کنونی و خیل عظیم قربانیان این دنیای وارونه و نابرابر بایستی اساس و ارکان تمامی این بی حقوقی ها و مصائب جامعه بشری که سرمایه داری و مذهب است را به زیر بکشد.و دنیایی آزاد و برابر و عاری از خشونت را با افق سوسیالیستی بنیان نهند. لازمه آن انقلاب اجتمامی  در برابر جغرافیای خشونت محور سرمایه و مذهب است.
هیرش مجیدنیا
11/8/2017

یکشنبه, 29 مرداد 1396 10:40

پردل زارع - تحمیل فقر وفلاکت ارمغان جمهوری اسلامی ایرانبیکاری گسترده در ایران مقصر کیست!  - پردل زارع

یک زندگی شاد  و امکان استفاده از نعمات تولید شده  حق تمامی انسانها است. اما متاسفانه این حق به درازای عمر انسان در دوره های مختلف توسط مالکین و برد داران  و در دوره حاضر  توسط بورژوازی  انکار وتصاحب و غارت شده است . بورژوازی که عامل اصلی به وجود آورنده طبقه کارگر است، طبقه ای که برای امرار معاش و زیستن چیزی جز فروش نیروی کار خود به سرمایه دار ندارد. بدترین نوع سرمایه داری ،سرمایه داری خشن و دیکتاتوری اسلامی است که جدا از خوردن حق کارگر، بالا کشیدن دستمزد آنان،  کارگر را نیز به  شیوه های قرون وسطای مورد شکنجه و آزار و اذیت نیز قرار میدهد. کارگرانی که در کشورهای اسلامی و سرمایداری مانند  جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنند روزانه به بد ترین شیوه استثمار و  مورد ظلم و ستم دستگاه حاکمه قرار میگیرند ومستمرا در برابر حق خواهی وطرح مطالباتشان مورد سرکوب ،آزار و شلاق و زندانی و بعضا با مرگ روبرو شده اند.  اما هیچ گاه طبقه کارگر ایران و فعالین کارگری در برابر زور گویی های دستگاه حاکمه عقب نشینی نکرده و مصمم تر از گذشته به مبارزه خود با رژیم ضد کارگری و ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران ادامه داده اند. جمهوری اسلامی ایران که کارگران را با کمترین مزد و بدون مزایا وحق بیمه در کارگاه‌ها، کارخانه ها و در معادنی که هزازان متر عمق دارند برای به دست اوردن سود بیشتر بکار میگیرد و جان کارگران برایش هیچ ارزشی ندارد، نبض اقتصادی کشور را در دستان نیروهای سرکوبگر و ضد مردمی سپاه و بسیج قرار داده است تا با  استفاده از آنها اعتراضات  کارگری و مردمی را که بر علیه سرمایداری شکل میگیرد سرکوب کنند.  رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران که  یکی  از رکورد دار‌های اعدام، فساد اداری، اختلاس  و احکام قرون وسطای  و سرکوب طبقه کاگر در  جهان است، امروز بیش از همیشه در برابر مشکلات اقتصادی و اعتراضات کارگری و مردمی قرارگرفته است، بطوری که روزی نیست که شاهد اعتراضات سازماندهی شده  کارگران ناراضی  به سیستم کثیف سرمایداری نباشیم. رژیم سرمایه داری اسلامی ایران  برای بازسازی توان  اقتصاد از بین رفته اش، مهار بحران در عرض چند سال اخیراقدام به درست کردن موسسه های مالی  و بانک های خصوصی با تبلیغات سود چند برابر برای سپرده گذران زده است و مردم را به سپرده گذاری فرا خوانده است تا بلکه بتواند سود بیشتری را از سپردهای مردم برای انجام فعالیت های ضد انسانی اش  جمع کند. در یکی دو ماه اخیر بعد از چند سال از  فعالیت یکی از این موسسه ها و جلب نمودن اعتماد مردم برای سپرده گذاری در کشوری که میزان  بیکاری و گرانی و میزان تورم آن دو رقمی و هر روز بیشتر از دیروز به مشکلات مردم اضافه تر میشود است، در روز روشن دست به غارت پول های سپرده گذاران زده است. موسسه مالی  کاسیپن که زیر نظارت بانک مرکزی  ایران قرار دارد، بدون هیچ اطلاع رسانی به سپرده گذاران  و بطور مخفی شروع به  تعطیل کردن  شعب این موسسه در کشور کرده و بطوری آشکار دست به غارت پول و سپردهای مردم زده است و  جواب تجمع های اعتراضی سپرده گذاردن " غارت شدگان "  را با باتوم ، دستگیری، گاز اشک اور و حمله وحشیانه پلیس پاسخ میدهند و به هیچ وجه حاضر به جوابگویی  و باز پرداخت سپردهای مردم نیستند و با پشتوانه دولت  و پلیس  اعتراضات  غارت شدگان را سرکوب میکنند. جمهوری اسلامی ایران که هر روز بیشتر ازگذشته در گرداب بحران فرو میرود و در انزوا قرار میگیرد، برای پیش برد اهدافش به جان و زندگی توده های فقیر و کارکن جامعه هیچ اهمیتی نمیدهد و میخواهد بیشتر از همیشه فقر و بدبختی را به جامعه و مردم تحمیل کند تا به این طریق  بقای عمر ننگینش راتضمین کند.  قصد دارد تا با ادامه سیاستهای  سرکوب و دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری، و مورد تبعیض و نابرابری  قرار دادن طبقه کارگر و محرومان جامعه، کارگران را از راه شان منحرف کند. اما  طبقه کارگر ایران به دلیل موقعیت اقتصادی و اجتماعی ، مدام مشغول رویارویی با این سیاستهای رژیم سرمایه داری ایران هستند و تا به زیر کشیدن و سرنگونی این رژیم سرپا جنایات و درست کردن یک دنیای بهتر ورسیدن به اهدفشان از پا نمی نشینند.
پردل زارع
16/8/2017

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید