mahmoud

mahmoud

چهارشنبه, 26 مهر 1396 07:16

اسماعیل ویسی- تاکیداتی دررابطه با کنگره هشتم حزب حکمتیست esmail

کنگره هشتم حزب حکمتیست در شرف برگزاری است. پیشاپیش برگزاری کنگره را به  طبقه کارگر، تمامی فعالین کمونیست و جنبشهای اجتماعی آزادیخواه و برابری طلب تبریک می گویم. امید وارم که با طرح مصوبات درست و ترسیم اولویتها و خط و مشی سیاسی – پراتیکی روشن کنگره موفقی را برگزار کنیم و به این طریق حزب را هر چه بیشتر در دسترس جامعه و قابل انتخاب قرار دهیم .

کنگره هشتم، کنگره ایست روتین که بر اساس اصول سازمانی حزب برگزار می شود . ما کنگره را در شرایطی بر گزار می کنیم که جنگ های نیابتی قدرت های جهانی و ارتجاع منطقه ای و تروریستهای اسلامی که حکومت اسلامی سرمایه داران در ایران یکی از پایه های اساسی بوجود آورنده این شرایط بحرانی و ناامنی در ان است ، منطقه را از لحاظ اقتصادی- اجتماعی- زیستی ” هر چه بیشتربرای اکثریت مردم در منطقه و بویژه ایران نا امن کرده است ،این شرایط ویژگی خاصی را از لحاظ اتخاذ تصمیمات سیاسی و پراتیک اجتماعی به کنگره می بخشد و بر فضای کنگره تاثیر خواهد گذاشت .

زیرا، سرکوب و رشد و گسترش روزافزون اخنتاق سیاسی و عدم برسمیت شناختن هرگونه حق و حقوق ابتدائی آحاد مردم، دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری، سیاسی- اجتماعی ، دخالت در زندگی خصوصی مردم بویژه زنان و جوانان. همراه با اخراج، بیکار سازی، بسته شدن و تعدیل نیرو در مراکز اصلی صنعتی تولیدی- خدماتی، نا امنی شغلی، عدم بیمه بیکاری و دیگر بیمه های اجتماعی و درمانی و رشد و گسترش فقر و فلاکت و تعرض گسترده  و افسار گسیخته به سطح زندگی و معیشت اکثریت مردم . رشد و گسترش پدیده های شوم کودکان کار و خیابانی، کارتون خوابی، فحشا و اعتیاد از شاخص های اساسی و غیر قابل انکار امروز جامعه ایران، به یمن وجود حاکمیت ضد انسانی رژیم اسلامی سرمایه داران، می باشد. رژیمی که، در بن بست اقتصادی – سیاسی و اجتماعی قرار گرفته  و برای ادامه حیات ارتجاعی و استثمارگرانه اش، از سوق دادن هرچه بیشتر جامعه به استیصال، فقر و فلاکت و عملا گرسنگی دادن توده مردم زحمتکش برای تحمیل شرایط بدتر، متفرق کردن مبارزات کارگری و اجتماعی  برای فراهم کردن زمینه تامین کار ارزان و کارگر خاموش، از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده و نخواهد، کرد. به دلیل وجود این شرایط بسیار مخاطره آمیز و تثبیت و تحمیل ناچیزترین سطح  زندگی با تحمیل دستمزدی حدودا 4 برابر زیر خط فقر، و حتی عدم پرداخت آن سطح نازل از دستمزدها " دستمزدهای معوقه " که نه تنها کفاف تامین هزینه های اولیه ی زندگی را نمیدهد، بلکه بر اساس اعتراف مسئولین و نهادهای تحت عنوان نهاد های کارگری وابسته به حکومت، و آمار های ارائه داده شده در ایران،  برابر با تامین زندگی 10 روزه خانوار4 نفری کارگری می باشد. که هم اکنون بیشتر از 50 در صد مردم در ایران و 90 در صد کارگران زیر خط فقر زندگی می کنند . حدودا 3 میلیون و 200 هزار کودک بدلیل عدم تامین شهریه مدرسه از تحصیل محروم شده اند. همچنین دیگرعوارض منفی انسانی- اجتماعی آن دامن زده شدن بیشتر به فقر، فلاکت، استیصال و گسترش پدیده  کودکان کار و خیابان ، فحشا، تن فروشی، اعتیاد، پیش فروش کودکان در رحم، کولبری در ابعاد دهها هزار نفری در جامعه کردستان و دیگر مصائب اجتماعی می باشد. خصلت نمای زندگی استیصال آمیزی و تحمیل شده به اکثریت توده مردم می باشد.

اما با این وصف و در تقابل تلاشهای رژیم اسلامی برای گسترش اختناق و تحمیل موقعیت بردگی مطلق به طبقه کارگر و اکثریت توده کارکن آن جامعه،  تاکنون نتوانسته است رؤیا های بورژوا- اسلامی ها را برای احیأ " بهشت سرمایه داری" مبتنی بر کارارزان و کارگر خاموش را متحقق کند. زیرا در بطن جامعه کشمکش و تقابل جدی جنبشهای اجتماعی ” کارگری، آزادی زن، معلمان، جوانان برای خلاصی فرهنگی ” هرچند بطور متفرق و غیر سازمانیافته،  وجود دارد . جنبشی عظیم مطالباتی اقتصادی- اجتمای، در آرا است که با مقاومت و اعتراض و اعتصابات کارگری روزمره خود، همچون اعتصابات کارگران بخشهای متفاوت مراکز کاری ،صنایع پتروشیمی، اعتصاب گسترده و شکوهمند کارگران هپکو و زرآب، کارگران ایران خودرو، اعتصابات سراسری پرستاران، اعتراضات سراسری و پیشرو معلمان و بازنشستگان در میدان هستند از نمونه های بارز این دوره جدید کشمکش و رویاروئی اردوی کار در ایران با کارفرمایان و جمهوری اسلامی سرمایه داری است و

در جغرافیای فعالیت سیاسی حزب حکمتیست در ایران و در منطقه نیز ” مسئله کرد – در سوریه و بویژه برگزاری رفراندوم برای استقلال از عراق و حساسیتهای خاصی که از دولتهای قومی فاشیستی اسلامی عراق، ایران و ترکیه تا مراکز ارتجاعی الازهر، اتحادیه عرب و دیگر دسته و دوایر مرتجع " حکومت اسلامی و تهیدی و لشکر کشی همراه با محاصره اقتصادی که عملا صلاح کشتار دسته جمعی مردم در کردستان می باشد "، وجود دارد. زیرا جامعه کردستان یکی از مناطق اصلی فعالیت حزب می باشد. که بخش تفکیک ناپذیر و ارگانیکی از اقتصاد سیاسی در ابعاد سراسری در ایران میباشد. به تبع آن هر فعل و انفعالی از لحاظ اقتصادی، سیاسی- اجتماعی و طبقاتی و مبارزاتی  انعکاس خاص خود را در کردستان خواهد داشت. در نتیجه مصافهای پیش روی حزب و از جمله کمیته کردستان، قرار داده است که در راستای جهتگیریهای سیاسی- اجتماعی و مبارزاتی سراسری حزب میتواند معنا و مفهومی عملی پیدا کند که بخشی پایه ای از “جدال اصلی عرصه های نبرد طبقاتی ” در ابعاد سراسری و تضاد طبقات اصلی اجتماعی " طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار” میباشد.

بر اساس توضیحاتی که دادم، بنظرم لازم است کنگره در مباحث و تدوین و تصویب اولویتهای زیر تاکید کند:

-وضعیت پیش آمده فوق باعث شده است که در جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی آزادیخواه و برابری طلب گرایش " حقوق مدنی. امکانگرائی-قانون گرائی، که عملا خلط بحث کار علنی- قانونی " است و در جامعه کردستان نیز ، جنبش اجتماعی ناسیونالیسم کرد در کل که جنبش سیاسی بورژوازی کرد می باشد و بر اساس آن احزاب سیاسی اش در اشکال و عناوین متفاوت ، تقویت شده و چون رقیبی واقعی و عینی در جامعه کردستان در تقابل با جنبش کمونیستی و چپ قرار گرفته و مانعی است در پیش پای پیشروی های مبارزه طبقاتی. که نباید غافل بود. پس در نتیجه:

تلاش برای شکل دادن به انسجام طیف کارگران کمونیست و رادیکال و به هم بافتن شبکه های محافل رهبران عملی و فعالین کارگری و اجتماعی در ابعاد اجتماعی متمرکز شد و از این طریق بر همه فعالیت های سیاسی و اجتماعی آزادیخواهانه و برابری طلبانه در جامعه تاثیر گذاشت.  

در این راستا لازم است بر وضعیت کارگران و تقابل طبقاتی اجتماعی در ایران اشراف داشت. و آگاه بر تحولات جامعه سرمایه داری در جامعه  و مبارزات کارگران و مردم زحمتکش ” جنبشهای آزادیخواهانه اجتماعی ”  برای بهره مند شدن از زندگی بهتر باید پرچم جنبش “مطالبات اقتصادی- اجتماعی ” کارگران، زنان و جوانان در ایران را تبدیل به پرچم مبارزاتی و هر نوع اتحاد طبقاتی – اجتماعی مبدل و برای نقش بر آب کردن و طرد خرافات و آراء و افکار و ترفندهای گرایشات متفاوت بورژوازی “اپوزیسیون و در حاکمیت” و رژیم اسلامی و استبداد و سرکوب آن در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و طبقاتی و سازمانی متمرکز شد.

برای جذب و جلب اعتماد کارگران کمونیست و رهبران عملی و فعالین اصلی در جنبش کارگری و اجتماعی به حزب، باید در فعل و انفعالات (جدل های ما بین گرایشات، کمونیستی و رفرمیستی “چپ و راست”) جنبش کارگری با طرح و برنامه روشن بمنظور شکل دادن به تحزب کمونیستی کارگری دخالت کرد و راه حلهای عملی و واقعبینانه را در پیش پای شان قرار داد.

نظام اقتصادی، اقتصاد حکومت اسلامی در بن بست کامل قرار دارد و می توان تاکید کرد که ورشکسته شده است. حتی توافق هسته ای و لغو تحریم های اقتصادی به فریادش نرسیده، است. عوارض زیانبار این وضعیت، بسته شدن و تعدیل نیروی کار در مراکز اصلی تولیدی می باشد که بیکار سازی وسیع و گسترش فقر و فلاکت در ابعاد معیشتی و زیستی در جامعه در ابعاد سراسری و بویژه در کردستان روی آوری دهها هزار نفر به کار طاقت فرسا و مرگ آفرین کولبری، ایجاد و تحمیل شده است. بیکاری وسیعی در بعد میلیونها نفر وجود دارد که فاقد هرگونه تامین بیمه های اجتماعی و بویژه بیکاری مکفی می باشند. موج بیکار سازی و بیکاری در جامعه کردستان بسیار ملموس و محسوس می باشد. راه حل عملی پافشاری کارگران بیکار شده و کولبر بر خواست اساسی “ یا کار یا بیمه بیکاری مکفی” می باشد. لازم است این مطالبه به سرلوحه مطالبات اساسی کارگران بیکار شده و ارائه " کارت رسمی معتادین از داروخانه های- مرکز بهداشتی و بهزیستی " قرار گیرد و حول آن، در ابعاد اجتماعی نیرو بسیج و متشکل کرد.

اولویت کاری برای دستیابی به مطالبات سازمانی- اجتماعی و طبقاتی، تماس مستمر با کارگران کمونیست و رهبران عملی کارگری توده ای در ابعاد اجتماعی می باشد. ملموس کردن شرایط موجود و قانع کردن و گام عملی و اساسی برداشتن برای تماس های مستمر با دیگر رهبران و محافل کارگری و توده ای در ابعا اجتماعی برای بهم بافته شدن شبکه محافل رهبران عملی و کمونیست، و دوری گزیدن از سبک کار مقطعی و بدون ربط به محیط کار و زیست می باشد. برای آن باید نقشه مند تلاش پیگیرانه نمود.

تشکل های توده ای کارگری- بمنظور متحد کردن صفوف طبقه کارگر و جلب و جذب “فعالین و رهبران عملی و کارگران کمونیست و رادیکال” و برای متشکل و متحد کردن طبقه کارگر لازم است بر مبارزات اقتصادی و “ارائه نوع تشکل توده ای کارگری” برای پیشروی و فائق آمدن بر پراکندگی که اکنون بر آنان حاکم است، در محل کار و زیست شان بصورت هدفمند اقدام وتبلیغ نمود. در این راستا لازم است فعالین و کارگران کمونیست و رهبران عملی کارگری و توده ای را فراخواند که برای ایجاد سازمانهای توده ای علنی در محل کار خود مبارزه و تلاش کنند و عملا به پای ایجاد آن بروند. به هم بافتن “شبکه محافل کارگران کمونیست و رادیکال و رهبران عملی کارگری” اساس پایه ریزی چنین تشکل هائی است. که عملا تلفیق کار علنی- قانونی است برای تحمیل خود بهعنوان نماینده کارگر به نهادهایحکومتی است

تاکید بر چند نکته- -تلاش برای مبدل و تداعی شدن حزب درایران  بعنوان نماینده اصلی و پرچمدار " نه " توده کارگر و مردم زحمتکش به کلیت موجودیت جمهوری اسلامی. زیرا در تلاطمات سیاسی- اجتماعی آتی در ایران " تقابل جنبشهای اجتماعی چپ و راست " برای تعیین تکلیف سرنوشت حاکمیت سیاسی، واقعیتی انکار ناپذیر است. پس لازم است برای مبدل شدن به نماینده و پرچمدار جنبش کمونیستی کارگری و قطب چپ جامعه حول پرچم حزب حکمتیست در بطن صحنه سیاست اجتماعی در تقابل با جمهوری اسلامی و جنبش بورژوا ناسیونالیستی کرد و احزاب مربوطه .با طرح و برنامه سازمانگرانه :
تلاش برای گسترش و سازماندهی گارد آزادی در ابعاد اجتماعی.- دخالت موثر در جنبش  آزادی زن تلاش برای جلب و جذب فعالین.  سازماندهی وهدایت آن از طریق ایجاد شبکه فعالین آن – دخالت موثر در جنبش جوانان سکولار و مدرن برای خلاصی فرهنگی- اجتماعی. عمل کرد!

اسماعیل ویسی       این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

22 مهر 1396- 14 اکتبر 2107

منتشر شده در نشریه کنگره شماره 3. ویژه کنگره هشتم حزب حکمتیست

چهارشنبه, 26 مهر 1396 07:09

نشریه  کنگره شماره 3 - ویژه  کنگره هشتم حزب حکمتیست منتشر شد.

http://hekmatist.org/attachments/article/6705/kongre-3.pdf

 

 

سه شنبه, 25 مهر 1396 14:08

اعلامیه حزب حکمتیست در محکومیت تعرض نظامی ارتش عراق، حشد شعبی و سپاه قدس به کرکوک. کرکوک راه حل نظامی ندارد!

بامداد دوشنبه ٢٤ مهر، ارتش عراق، حشد شعبی و پاسداران جمهوری اسلامی به کرکوک، توزخورماتو و مناطق اطراف حمله کردند و فرمانداری و ادارات دولتی و مناطق نفتی را به کنترل درآوردند. به جز درگیریهای مختصر همراه با تلفات انسانی در ساعات اولیه بامداد، نیروهای مهاجم بدون روبرو شدن با مقاومت چندانی بر کرکوک مسلط شدند. روز سه شنبه ٢٥ مهر هم به همان شیوه نیروهای نظامی عراق و حشد شعبی واری شهرهای خانقین و شنگال و مخمور شدند. شواهد نشان میدهد که تهاجم نظامی این دو روز با چراغ سبز آمریکا و رضایت ترکیه توسط دولت عبادی همراه با نیروهای حشد شعبی و سپاه قدس، در تبانی با بخشی از سلطه حاکم بر اقلیم کردستان صورت گرفته است.

به دلیل پیچیدگی و حساسیت ترکیب اهالی کرکوک حمله به این شهر پرجمعیت موجب آوارگی دهها هزار نفر از شهروندان شد. کابوس جنگ قومی و مذهبی بار دیگر بر سر مردم شهرهای کرکوک، خورماتو، خانقین، شنگال، مخمور و غیره سایه انداخته است. این رویداد نشان داد که برخلاف اراده مردم کردستان که در رفراندوم اخیر با اکثریت بالا رای به جدائی داده اند، ناسیونالیسم کرد به شیوه مقاطع گوناگون دهه های قبل، دنبال بندوبست و کسب منافع قشری و طبقاتی خود و مصالح روز خود است و بیش از گذشته به مبارزه مردم برای رفع ستم ملی بیربط است.  

ما کمونیستها خواهان همزیستی مسالمت آمیز و پایدار مردم منطقه هستیم. مساله کرکوک همچون یک معضل قدیمی، یک عرصه کشمش مرتبط با مساله  ملی از دوره رژیم بعث تاکنون، راه حل نظامی  ندارد. هر نوع راه حل نظامی و استبدادی تنها به جنگ قومی و کشتار مردم بیگناهی منجر میشود که برحسب اتفاق در جائی زندگی میکنند که به دلیل ثروت نفتی فراوان، میدان منازعه جریانات مختلف طبقه حاکم است. مساله کرکوک باید به شیوه عادلانه و متمدنانه از راه مذاکره با هدف رسیدن به توافق حل شود. طرحهای تاکنونی صرفا به این دلیل پاسخ نگرفته اند که منافع یکجانبه یکی از اطراف درگیر را مد نظر داشته است. تهاجم اخیر دولت مرکزی عراق در همراهی با جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که دولتهای استبدادی با هر رنگ پرچمی جز حمله نظامی و سرکوب در چنته ندارند. همینطور نشان داد که ناسیونالیسم کرد، حتی آنجا که آرا وسیع مردم برای جدائی را در دست دارد، جز تبانی و بندوبست با ارتجاع منطقه هنری ندارد. برای هزارمین بار روشن میشود که مردم کارگر و زحمتکش در کردستان که از اعماق وجود خواهان رهائی و ازادی هستند، باید راسا سرنوشت سیاسی خود را بدست گیرند و برای همیشه از ناسیونالیسم کرد و کشمکشهای بی پایان و فاجعه آفرین شعبات مختلف آن عبور کنند.

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست مردم کردستان عراق را فرامیخواند که نهایت رفتار انسانی را با آوارگان کرکوک بعمل آورند، در مقابل دمیدن در دشمنی قومی و مذهبی حاکمان بایستند و جلوه های همبستگی انسانی را به تجلی بگذارند. ما مردم کردستان عراق و مشخصا کمونیستها و آزادیخواهان عراق را فرامیخوانیم که با پیوستن به صفوف کمونیسم و حزب کمونیست کارگری کردستان بکوشند آلترناتیو سیاسی مستقل و پیشرو خود را بمیدان بیاورند. در متن بحران کنونی عراق و تناقضات سیاسی در منطقه ضروری و مبرم است که جنبش اعمال اراده مستقیم توده ای در تقابل با نیروهای متفرقه ارتجاعی و ضد جامعه عروج کند. همه جا باید شوراها را برپا کرد، راسا از زندگی و امنیت خود دفاع  کرد و مسائل جامعه را سازمان داد. دیر یا زود، ارتجاع منطقه جنگهای دیگری را به مردم زحمتکش کردستان تحمیل میکند. نباید گذاشت فرصت از دست مردم آزادیخواه برود و به چنگ کشتارگران بیفتد.  

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست
۲۵ مهر ۱۳۹۶ – ۱۷ اکتبر ۲۰۱۷

دوشنبه, 24 مهر 1396 18:20

نشریه اكتبر شماره 227 . نشریه کمیته کردستان حزب حکمتیست منتشر شد

http://www.hekmatist.org/attachments/article/6698/oktobr-227.pdf

 

 

دوشنبه, 24 مهر 1396 18:34

ملکه عزتی - حمایت از خواسته های معلمین و دورنمای اعتراضات  
امروز دیگر سطح پایین دستمزد و درامد نامتناسب با وضع معیشت و سطح رفاه فقط مربوط به بیکاران یا کارگران تحت استثمار سرمایه نیست، امروز دیگر فقط زنان تنها و سرپرست خانواده از فقر و تنگدستی رنج نمیبرند. امروز چند شغلی  فقط مختص به  قشر خاصی در جامعه نیست. امروز و در سایه جمهوری اسلامی سرمایه  و دزدیهای نجومی سران رژیم معلمان نیز به خیل عظیم میلیونی مردمی پیوسته اند که برای گذران معیشت مجبورند چندین کار دیگر هم داشته باشند تا بتوانند از عهده ی هزینه سرسام اور زندگی در کشوری که اختلاف طبقاتی به حد انفجار رسیده است بربیایند. از تدریس خصوصی و ساعتهای اضافه کاری و رانندگی اژانس تا هر نوع کار دیگری که در ازای ان بشود  پولی بدست اورد.. امروز و بعد از۳۸سال تداوم  نکبت جمهوری اسلامی معلمان نه تنها از رشد و رفاه اقتصادی بی بهره اند بلکه شان و منزلت انسانیشان  نیز روزانه زیر پا نهاده میشود.
 بدنبال مصادره انقلاب ۵۷ و حمله به نیروهای رادیکال و کشتار وسیع ازادیخواهان و انقلابیون چپ توسط جمهوری اسلامی دور بعدی  حمله متوجه اقشار دیگر از جمله معلمین شد. یادم است در سنندج  بهترین و دلسوزترین و اگاهترین عناصر اموزش و پرورش که در بین مردم بعنوان چهره های چپ و انقلابی و شرافتمند شناخته میشدند شامل پاکسازی و اخراج از کار شدند. بازی با زندگی و معیشت انسانها از همان بدو قدرتگیری جمهوری اسلامی  با این رژیم منحوس متولد شد و تا به امروز که جواب حق خواهی معلمان با زندان و شلاق و محرومیت اجتماعی و کاری داده میشود ادامه داشته. همراه با کشتار نسلی از ازادیخواهان هرروز دایره ایجاد خوف و وحشت در میان مردم به هدف به سکوت و سکون کشاندن معترضین وسیعتر و وسیعتر شده است اما هرگز موفق به ساکت کردن همیشگی صدای ازادیخواهی و حق طلبی زنان، کارگران، جوانان به تنگ امده از فضای تنگ اجتماعی و همه کسانی که قوانین و معیارهای این حکومت را به چال کشیده اند، نشدند.
از چندین سال پیش یکبار دیگر اعتراضات معلمان اوج گرفته و هر سال شاهد این اعتراضات در اشکال مختلف بوده ایم. جمهوری اسلامی هر انچه که از دستش برامده در جهت مقابله و حمله به معلمان و تجمعات انها کوتاهی نکرده است. از دستگیری و زندانی کردن و احکام طولانی زندان برای  معلمین معترض تا ایجاد فضای امنیتی در مدارس.حکم زندان اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، محسن عمرانی و مختار اسدی و حکم تبعید رسول بداقی، علی‌اکبر باغانی، لکه ننگی بر پیشانی سران حکومت جنایت سرمایه است که دست تک تکشان به خون ازادیخواهان اغشته است.
روز ۱۳مهر ماه همزمان با روز معلم و در غیاب رهبران در زندان، در بیشتر شهر های کشور معلمین معترض به خیابان امدند و با اعلام خواسته هایشان اعتراض خود را به دولت دروغ و فریب روحانی شارلاتان اعلام کردند.
در شرایطی که در سایه حکومت اسلامی مدرسه کودکان افغانی بسته میشود و حتی در مدرسه ایی که فقط این دانش اموزان به شکل کاملا غیر انسانی وایزوله مشغول تحصیل هستند اجازه ادامه تحصیل به انان داده نمیشود، معلمین خواستار بودجه عادلانه برای افزایش سرانه دانش آموزی در راستای تأمین آموزش رایگان، باکیفیت و عادلانه برای تمام کودکان به‌خصوص دانش آموزان مناطق محروم، بازمانده از تحصیل و مهاجرین شدند. شرم کلمه بسیار کم و غیرگویایی برای سران رژیم اسلامی و دولت روحانی است.
در حالی که هزاران شرکت و بنگاه مالی عمده در اختیار سپاه پاسداران است و بودجه نظامی این نیروی جنایتکار و تروریست هر سال افزایش مییابد، مساجد و حوزه های تربیت اخوند هم قارچ واردر حال افزایش است، بودجه اموزش و پرورش در ایران ۳۱هزار میلیارد تومان تعیین شده، نیروهایی که در این وزارتخانه کار میکنند میگویند  برای رسیدن به یک آموزش و پرورش مطلوب نیاز است که این بودجه ۴۰ درصد افزایش یابد!!!
خواسته معلمین در طی این سالها و خصوصا در اعتراضات روز معلم امسال  اختصاص بودجه لازم برای تامین آموزش رایگان و با کیفیت برای همه دانش‌آموزان و همچنین تخصیص یک دستمزد عادلانه برای فرهنگیان شاغل و بازنشسته کشور بود.
سایر خواسته ها هم از این قرار بود.. تدریس زبان مادری در مناطق دو زبانه و حضور مددکار اجتماعی و مربی بهداشت در راستای کاهش آسیب‌های اجتماعی ازجمله خشونت در مدارس از جمله دیگر خواسته های معلمان شرکت کننده در این تجمع بود.  خصوصی سازی اموزش در سالهای گذشته و تحمیل شهریه های نجومی حتی در مدارس دولتی از جمله مشکلات جدی اجتماعی است .در مقابل این هجوم خصوصی سازی معلمان خواستار اموزش یکسان و با کیفیت برای همه دانش اموزان شدند.
در شرایطی که کلاسهای اموزشی در بسیاری از مناطق کشور زیر هر استاندارد قابل پذیرشی  قرار دارد و استفاده از چادر و کپر در بسیاری از مناطق به یک نرم رایج تبدیل شده معلمین خواستار اختصاص بودجه لازم برای تأمین و استاندارد سازی محیط‌های آموزشی مطابق با استانداردهای بین‌المللی شده اند. در شرایطی که جمهوری اسلامی و عوامل ریز و درشت این رژیم تلاشی جدی برای برای ایزوله کردن معلمین در بند و تبعید را اغاز کرده اند و ترفند تفرقه و تشتت را بکار گرفته اند در روز معلم و در بیانیه سراسری معلمین  ازادی  معلمین در بند  یکی از خواسته های اصلی این بیانبه بود. معلمین معترض  اعلام کردند که خواستار ‌لغو هر نوع محکومیت فعالان صنفی و معلمین هستند و خواهان  جبران خسارت برای این زندانیان گردیدند. دهن کجی علنی به تلاشهای جمهوری اسلامی در ایجاد تفرقه و تشتت و پراکنده کردن صف معترض و منسجم معلمین.
در جامعه ایی که اختلاف طبقاتی به اوج رسیده  و بلندگوهای تبلیغی  سرمایه  و سرمایه داران درتلاش برای اشاعه یاس و نومیدی  و باور این دروغ بزرگ  که دنیا همین است و همین هم خواهد ماند،  در ماراتن مرگ و زندگی و جدال طبقاتی، صدای کارگران هپکو و صدهها مجتمع کارگری دیگر، صدای سرود انترناسیونال در مراسم بزرگداشت کارگر مبارز محمد جراحی، صدای مردم مبارز کردستان در دفاع از جان و معیشت کولبران و صدای اعتراض معلمین در روز جهانی معلم جرقه هایی هستند که در مقابل اشاعه باور دنیا همین است و همین هم خواهد ماند ،ایستاده است و به اشاعه این باور اجازه یکه تازی نمیدهد. به چلنج کشیدن این باور و این تبلیغات یاوه گویانه کار انسانهایی است که به ایجاد یک دنیای بهتر برای همه ی انسانها  باور دارند و برای ایجاد ان تلاش و مبارزه میکنند.  این تلاش و مبارزات کار کسانی است که دنیا و نظم موجود را محتوم نمیداند و در مقابل ان به تلاش و مبارزه  روی میاورند.
مبارزه و اعتراضات معلمین از این جهت تلاشی برای تغییر و تسلیم نشدن در مقابل وضع موجود است. این اعتراضات فقط برای معیشت بهترو حقوق صنفی نیست، این تلاشی  برای بهتر شدن و تغییر کیفی وضعیت نسلی از کودکان و جوانان جامعه است که امروز بخشی از انان کودکان کار و خیابان نام دارند و بخشی دیگر قربانیان نظام کثیف سرمایه بعنوان کارگر بیکار، کارگر اخراجی، دانشجوی زندانی، در چنبره اعتیاد و تن فروشی و کارتن خوابی.
خواسته ها و اعتراضات معلمین  بهمین دلیل ساده  شایسته گسترده ترین و گرمترین حمایتهاست.
اما دورنمای این مبارزات و ادامه ان در نهایت باید منجر به ایجاد یک تشکل فراگیر و سراسری و مبارزات هر چه متحدانه تری در بین معلمین بشود. اعتراض معلمین به تنهایی و بدون پشتیبانی دانش اموزان و والدین دانش اموزان میتواند باعث شکاف در حمایت همه جانبه از انان بشود.
سازمانیافتگی این اعتراضات و برداشتن یک گام بلند به پیش درعقب راندن جمهوری اسلامی و جلب حمایت و همراهی جنبش کارگری ایران از این اعتراضات باید در دستورکار معلمین مبارز و رهبران این اعتراضات قرار بگیرد.
 تجمعات اعتراضی و به خیابان امدن و مارش همدلی و اتحاد در مقابل دولت روحانی و نظام سراپا فساد جمهوری اسلامی فقط در روز معلم یا بشکل محدود به تنهایی قادر به ایجاد تغییراتی که معلمین  خود خواهان ان بوده اند نخواهد شد .دورنمای یک سلسله اعتراضات متحدانه و منسجم میتواند و باید در دستور کار معلمین معترض قرار بگیرد. این نظام تا بن دندان مسلح که با زور زندان و تبعید و شکنجه و ارعاب و اعدام بر سر پا ایستاده به سادگی از میدان بدر نخواهد رفت. برای تسلیم این نظام به نیروی بسیار بیشترو منسجم تری نیاز است. نیروی کارگران، نیروی زنان، جوانان و همه کسانی که به نظم موجود معترضند. بدون این دورنما هر بار باید یکبار دیگر راه رفته را پیمود.

ملکه عزتی

15 اکتبر 2017

دوشنبه, 24 مهر 1396 18:30

ابوبکر شریف زاده - نا هنجاری و خشونت در جامعه ایران و علت وجودی آنabo
با یک نگاه ساده و کمی دقت هر انسانی  روزانه به ده ها نمونه بر می خورد و می بیند  که خشونت و پرخاشگری   در جامعه ایران نهادینه شده و  بی داد می کند و در لایه های مختلف جامعه رواج فزاینده پیدا کرده است ُکه حاصل و بازتاب آن در شکل و قالبهای بزهکاری در عرصه های گوناگون خود را نشان می دهد .
اجازه بدهید قبل از اینکه خود حتی با دلیل و مدرک وارد تجزیه و تحلیل خشونت و ناهنجاری در جامعه  شویم و شاید دچار اغراق و زیاده روی در رابطه با این اپیدمی مخرب و ناسالم شویم . بگذارید به گفته و آمار خود مسببین و اداره کنندگان وضع موجود اکتفا کنیم که هراز چند گاهی  از زبان مقامات مسئول آمارهایی در زمینه خشونت ، پرخاشگری و بزهکاری منتشر می کنند .
مدتها قبل  کانون " اصلاح و تربیت " اعلام کرده که طی پنج سال اخیر آمار ورود به زندان بر اثر انواع خشونت فقط در تهران دوبرابر شده است .البته کانون " اصلاح و تربیت "  رقم مشخصی را اعلام نمی کند تا به زبان آدمیزاد مردم متوجه شوند یعنی چه تعداد و رقمیُ اما یک قدم آنطرقتر از زبان رئیس قوه قضائیه اعلام شده که حدود هشت میلیون پرونده قضایی در " دادگستری " ایران وجود دارد . اگر ما  به همین  آمار که از زبان مسئولان رژیم اعلام می شود اکتقا کنیم و فرض کنیم که این هشت میلیون پرونده دو طرف دارد سرانگشتی یعنی شانزده میلیون واحد اجتماعی در گیر این پرونده ها هستند . با توجه به اینکه خودشان اعلام می کنند که این آمار مربوط به چند سال قبل است  و می توان گفت با توجه به لاقیدی و عدم توجه آگاهانه رژیم  در مورد سیر سعودی خشونت و ناهنجاری که روز به روز گسترش می یابد می توان گفت در حال حاضر در " دادگستری " سی و دو میلیون پرونده  به اصطلاح" قضایی "  وجود دارد . تصور کنید جامعه ای که این آمار و علایم شاخص سلامتیش باشد . و این درجه از بیماری و گسترش عفونت اجتماعی در لایه های آن رسوغ و لانه کرده باشد و نتیجتا صحبت از امنیت و آرامش خیلی زیادی بنظر می رسد ، چرا که  با این سیستم حکومتی که تا به امروز بانی و مسبب وضع موجود است چه آینده ای را باید تصور کرد .هر چند عاملین و بازیگران وضع موجود به خوبی واقفند که چه بر سر مردم و جامعه آورده اند و به جای اینکه ریشه ای برای حل این همه ناهنجاری چاره اندیشی کنند این مشکلات را ناشی از تزلزل اخلاق عمومی چون دروغگویی ، ریاکاری ، و نهایتا آنرا به ذات انسان و فرد فرد شهوندان آن جامعه تنزل و ربط می دهند .
همچنانکه گفتم از با لا تا پایین ترین رده حکومتی بر این معضل و فاجعه واقفند، اما توجه کنید به نشست کابینه دولت به ریاست  حسن روحانی. در چنین جلسه ای  قاعدتا باید در مورد حل مسئله بیکاری ، و خشونت زدایی که از جای ، جای جامعه تا کانون خانواده گسترش و ریشه دوانده و فقر و نداری چون سرطان تمام تاروپود جامعه را طنیده صحبت کنند، اما  داستان شیرین خر دجال همراه با گریه "یا حسین "پیش می کشند،  گویا امام حسین از بس انسانی فکر کرده به اسیری که به اسارت در آمده آب داده است  ، گیریم امام حسینتان این کار انسانی را انجام داده  شماها  فکری به حال تشنگی و گرسنگی پنجاه میلیون انسانی که به خاک سیاه نشانده اید بکنید .به این دلیل مشکل امروز و گرفتاری مردم و هزار ویک معضل از جمله خشونت و ناهنجاری از دستور  دولت خارج و دعوا و مرافعه  امام حسین  برسر سهم خواهی با عموزاده اش روی میز دولت دوازدهم میاد. از طرف دیگر و با این همه مشکللات  برای نشر آثار خمینی هفتاد وهفت میلیارد و رقمی در همین حدود صرف بر گزاری عاشورای حسینی  و داستان خر دجال می شود . چرا ؟ به این آمار بودجه های نجومی  که صرف فیضه ها و نهاد های رنگارنگ ضد انسانی و مجریان فقر و نداری و خشونتی که سازمان داده اند از جمله سپاه ،ارتش ، ده ها گروه سرکوبگر و تروریست خارج از مرز از جمله حشدی شعبی ( بسیج مردمی ) در عراق به سرکردکی و مسئولیت مستقیم قاسم سلیمانی که دارند یک جنگ دیگر  در منطقه راه می اندازند علیه مردمی که بعد از صد سال تصمیم گرفته اند مستقل شوند، ایا مردم ایران حق ندارند بگویند هشت سال جنک ایران و عراق کافی نبود برای این همه خانه خرابی که حاصلش امروز خشونت و افسردگی به بار آورده است  مگر در طی جهل سال انواع گله های حزب الله و ده ها گروه جانی و وحشی را به جان جامعه و تک تک مردم نه انداخته اید ؟!  اگر اعدام ، شکنجه و زندان راه مقابله و پایان خشونت بود که نیست بنابراین  قاعدتان باید جامعه سالم و واکسینه شده و بدور از خشونت داشته باشیم . اما می دانیم و همه می دانند که در جامعه ایران کوچکترین درجه ای از سلامتی روحی و روانی به چشم نمی خورد .  قبل از اینکه نمونه های را بازگو کنیم اجازه بدهید  کیس دولت را فعلا کنار بگذاریم که بعدا بحث شیرین آن را خواهیم کرد . در جامعه ایران زیر سایه جمهوری اسلامی ناهنجاری در دنیا بعداز آمریکا به شکلهای مختلف به بالاترین وجه خود را نشان می دهد .از جمله در فعل و انفعال روزانه مردم از توهین و تحقیر ، فحش و ناسزا حتی در رانندگی که قاعدتا باید در این زمینه و عرصه بیشترین خونسردی و متانت بکار گرفته شود تا منجر به اتفاقات ناهنجارو کشته شدن سالیانه بیش از بیست هزار انسان نباشیم، جرا که  خشم چنان ناخواسته بالاست که به عناوین مختلف منجر به ضرب وشتم ،  قتل  و............ منجر می شود که اتفاقات این چنینی در ابعاد کشور تبدیل به نرم و نهادینه  شده است . اگر در کشوری چون آمریکا که بالا ترین خشونت و ناهنجاری وجود دارد و دلیل عمده آنرا فیلمهای هالیوودی  و میدیا و پروپاگند می دانند ،  و عامل اصلی یعنی نظام سرمایه داری را با این نوع تبلیغات از زیر تیغ خارج می کنند هر چند شاید فیلمهای هالیوودی و خشن بی تاثیر نیستند خصوصا در ابعاد زیادی به لحاظ آموزشی کپی خواهد شد . اما در ایران که موضوع بحث ما است ریشه تمام ناهنجاریها  ، خشونت  ، قتل در خانواده تا اجتماع ، دزدی ، توهین و تحقیر در ابعاد و اشکال مختلف آ ن ناشی از مشکلات اقتصادی است که پیامدهای افسردگی و پرخاشگری حاصل آن است . برای نمونه تحصیل را در نظر بگیرید .میلیونها جوان که بیست و پنج سال عمر را به هدف آینده شاد و مرفه صرف تحصیل می کند، اما بعد از پایان تحصیل بیکار و خانه نشین وقبل ازاینکه استخدام شود و دارای شغل  مفید به حال خود وجامعه باشد در سیستم مافیای و وارونه جمهوری اسلامی  هزار ویک امید و آرزو که در سر داشت دود و به هوا می رود ، نتیجتا  دچارسر خورده گی ، مریضی روحی و افسردگی و قدم بعدی خشونت طلب و پرخاشگر و سرانجام برای بقای خود چون به خلاف و اعمال ناخواسته غیره انسانی روی می اورد .
چرا چنین است و مقصر کیست ؟
 می دانیم ریشه و بازتاب خشونت در تداوم تاریخی مبارزه و مقابله انسان با خطرها و تهدید در جامعه و محیط زندگی فرد همیشه بوده،  اما اگر آحاد بعنوان شهروندان  در جامعه حرمت و امنیت داشته باشند از همه مهم تر امنیت شغلی و اقتصادی داشته باشند ورقابت برای لقمه نانی در کار نباشد، طبیعتا خشونت به حداقل و انسان بی نیاز همانی که برای خود می خواهد برای همنوعش هم طلب می کند. . در واقع رژیم اسلامی جامعه را تبدیل به جنگل کرده و رقابت و حذف فیزکی را نرم جامعه کرده است . در ایران ، فضا چنان تنگ و نا امیدی بر فکر و ذهن آدمها اثر منفی گذاشته که انسانها نه با محیط پیرامونی خود حتی با خود هم در گیر و پرخاشگرند. به هم دلیل است که در ابعاد خارج از نرم  شاهد خود کشی هستیم . علت همه این گونه اعمال ریشه در کمبود و نیاز است .
طبق آماری که در مهر ماه سال ۹۲ منتشر شده انواع خشونت از جمله  ضرب و شتم عمدی و غیر عمدی ، توهین و تحقیر ، تخریب ، زن آزاری و کودک آزاری جزء بیشترین خشونتها در ایران بوده و در حال رشد است . خشونت  در دو سطح یا دو  زمینه قابل روئیت  است. یکی فردی و دیگری اجتماعی. که این دو بر هم قابل کپی و انتقالند.  خشونت فردی روانشناختی است که بسته به موقعیت اجتماعی و روحی فرد دست به خشونت می زند .و نوع دوم ان خشونت اجتماعی است که خصلت آن جنگ و تهاجم  است . وجه دیگر خشونت  تعصبات است از جمله دینی ، نژادی ، و جنسی  که هر کدام می توانند باروت و منشاء خشونت بی پایان باشند از جمله جنگ وخشونت علیه کودکان ، زنان .اشاره کردم که  به بحث شیرین دولت بر می گردم . دولتی که با آن همه امکانات مالی و مادی که در اختیار دارد و برای حل اینهمه مشکلات کوچکترین برنامه و پروژهای ندارد و شانه از زیر بار مسئولیت خالی می کند و با کمال وقاحت مشکلات را در نداشتن اخلاق مردم می بیند. دولتی که ساختار آن مظهر تقلب و خشونت ورزی ، دروغگویی ، فسادو رشوه ، و بی اخلاقی باشد براستی بسیار سخت است که از شهروندان جامعه انتظار داشته باشد که به اصطلاح رویکرد دیگری داشته باشندُ بویژه اگر جنبشهای اجتماعی و سکولار اجازه فعالیت نداشته باشند . به همین دلیل و در   
   غیاب جنبشهای چپ و آزادیخواهانه جامعه ایران از یک ساختار مدرن و غیر پرخاشگر رنج می برد .                                        
راه حل و چکار باید کرد ؟
مردم هیچ راهی غیر از اتحاد و اعتراض در پیش  ندارند. یا تسلیم  سیکل باطل و روز بروز بدتروضع موجود که جان فرد فرد جامعه را به لب رسانده  است می شوند ُیا اعتراض حول خواست و مطالبات بر حق که باید  با زوربه رژیم تحمیل کرد. به جای نشر آثار خمینی و ساختن مسجد سر هر کوچه ای ُ باید خواستار کار و بیمه بیکاری  و همین امروز خواستار راه اندازی مراکز مشاوره رایگان  روانشاسی و روانپزشکی  در تمام منا طق کشور شد .شاید گفته شود با کدام امکانات مادی؟ با همان پولهای که صرف تمام اماکن مذهبی ، تروریستی و بودجه های نجومی که صرف تحصیل و خوشگذرانی بقول معروف آقا زاده ها  "  غارتگران "  می شود . کلید پایان دادن به وضع موجود فقط و فقط در گروه اراده  و در دست شما مردم است نه در دست شیخ حسن روحانی .       
 نکته آخراینکه ،  وقتی تاریخ این مطلب را  نوشتم "ماه اکتبر" " انقلاب اکتبر به ذهنم آمد" جا دارد  یادی کنیم از یکصدمین سال انقلاب اکتبر که هنوز امواجش لرزه بر پیکر و مناسبات سرمایه داری می اندازد.
زنده با انقلاب اکتبرو به امید تکرار دوباره اکتبر، چرا که بشریت و جهان به اکتبر دیگری نیاز دارد. چون یا سوسیالیسم یا بربریت . راه و آلترناتیو سومی نیست .

ابوبکر شریف زاده 14 اکتبر 2017

دوشنبه, 24 مهر 1396 18:28

پردل زارع-اخبار کارگری و اجتماعی کردستان بیکاری گسترده در ایران مقصر کیست!  - پردل زارع
کمبود معلم در مدارس شهرستان بانه
بیشتر از بیست روز از بازگشایی مدارس و شروع به کار مدارس در سراسر ایران می‌گذرد اما دانش اموزان کلاس پنجم مدرسه  "قادر خان احمدی " واقع در شهرک " ارمردی" شهرستان بانه هنوز کلاس درس شان را شروع نکرده اند و در بلاتکلیفی به سر میبرند. با وجود پیگیری خانوادهای  دانش آموزان این مقطع دانش آموزی هنوز اداره اموزش و پروش شهرستان بانه هیچ کاری برای رفع این مشکل انجام نداده است.  
اعتراض معلمان در مریوان
روز پنجشنبه سیزدهم مهر ماه معلمان  شهرستان مریوان در مقابل فرمانداری شهرستان مریوان دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار آزادی معلمان دستگیر شده و رایگان کردن آموزش و دست یابی به مطالبات صنفی خود شدند.
مرگ  دو کارگر
روز شنبه بیست و دوم مهر ماه  دوکارگراهل روستای خاندان قولی هنگام کار در یک چاه عمیق در شهرستان بیجار به دلیل فرو ریختن دیوار چاه  جان خود را از دست دادند.
اکران فیلم کژال در سینماهای ایران
فیلم سینمایی کژال با موضوع زندگی کولبران در کردستان و آشنای با زندگی و کار سخت و پر خطر کولبران  با کارگردانی نیما یار بعد از سه سال مجوز پخش گرفت.
احضار فعالین کارگری درسنندج
روز سه شنبه هجدهم مهر ماه تعداد چهار تن از فعالین کارگری شهر سنندج با نام های مظفر صالح نیا، غالب حسینی، خالد حسینی و شریف ساعد پناه طی نامه های جداگانه ای به اداره اطلاعات نیروی انتظامی شهر سنندج احضار شدند.
اعتراض مقابل دادگاه نظامی شهر سنندج
خانواده دو کولبر کرد به نامهای قادر بهرامی و حیدر فرجی  که یک  ماه پیش هنگام عبور از مرز ایران و عراق در منطقه مرزی بانه به دست نیروهای انتظامی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و هر دو کشته شدند، روز گذشته در مقابل دادگاه نظامی شهر سنندج دست به اعتراض زدند و خواستار دادگاهی کردن قاتلان فرزندشان شدند.

مرگ یک کارگر کردزبان در استان گلستان
روز دوشنبه دهم مهر ماه یک کارگر سی ساله  کورد به نام ستاره غلامی هنگام کار در تونلی در استان گلستان به علت ریزش تونل جانش را از دست داد.
عدم پرداخت حقوق کارگران شهرداری مریوان
به گفته جمعی از کارگران ناراضی شهرداری شهرستان مریوان پیمانکار و شهرداری شهرستان مریوان نزدیک به هفت ماه است از پرداخت حقوق به کارگران بخش خدمات شهرداری سرباز زده‌اند و این کار زندگی اکثر کارگران را با مشکلات زیادی روبرو کرده است .
خودکشی یک زن جوان در سقز
روز شنبه پانزدهم مهرماه در محله صاحبی شهر سقز جوانی به دلیل مشکلات خانوادگی خود را به آتش کشید و بعد از ساعتی در بیمارستان شهرستان سقز به دلیل سوختگی ناشی از خود سوزی جان سپرد.
تجمع اعتراضی بهاران سنندجی
مورخه پانزدهم مهر ماه جمعی از بهیاران ناراضی به سیستم استخدامی بهیاران در مقابل دانشگاه علوم پزشکی شهر سنندج با در دستگرفتن پلاکاردهایی دست  به تجمع اعتراضی زدند.
زخمی شدن یک کولبر  
روز سه‌شنبه هجدهم مهر ماه یک کولبر در منطقه  مرزی کانی خوا با  شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی سردشت زخمی شد.

تهیه و تنظیم: پردل زارع.    ۱۵ اکتبر ۲۰۱۷

دوشنبه, 24 مهر 1396 18:26

اعلامیه کمیته کردستان حزب حکمتیست. در رابطه با تهدید به جنگ علیه مردم کردستان عراق

به دنبال رفراندوم مردم کردستان عراق و رای به جدایی و تشکیل دولت مستقل، همچنانکه پیش بینی می شد تهدید و ارعاب از جانب دولت عراق و کشورهای همسایه ، ایران و ترکیه بلافاصله  علیه مردم کردستان عراق آغاز شد و اعلام کردند اجازه نخواهند دادکه عراق تجزیه شود. حقظ تمامیت ارضی عراق را دستاویز و بهانه قرار دادند تا تهدیدات خود علیه مردم کردستان عراق را عملی کنند. به فاصله چند روز بعد از رفراندوم دولت عراق اعلام کرد که حکومت اقلیم باید فرودگاهها و گذرگاههای مرزی مبادله کالا را به دولت مرکزی واگذار کنند.

همزمان جمهوری جنایتکار اسلامی نیروی نطامی وسیعی را به مرز با کردستان عراق فرستاد و مانورنظامی  مشترکی مجاور مناطق مرزی کردستان عراق با نیروهای نظامی دولت عراق بخصوص با شبه نظامیان شیعه " حشد شعبی" تحت فرماندهی سپاه قدس ،  تهدید آشکار جمهوری اسلامی به دخالت نظامی علیه اقلیم و مردم کردستان عراق بود .
سفراخیر اردوغان  به ایران و تصمیم مشترک سران جنایتکار هر دو کشور در مخالفت آشکار ودشمنانه با تصمیم مردم کردستان عراق به جدایی ، ضدیت آشکار رژیمهای ایران و ترکیه نه تنها با مردم کارگر و زحمتکش کرد زبان هر دو کشور، بلکه یک اقدام جنایتکارانه علیه عزم و اراده مردم کردستان عراق برای تعین حق سرنوشت خود است.
تهدید سران جمهوری اسلامی و لحن شدیدا خصمانه و دشمنانه خامنه ای در دیدار با اردوغان که رفراندوم کردستان عراق  "خیانت به کل منطقه است" تحریک آشکار شبه نظامیان شیعه "حشد شعبی "زیر نظارت سپاه قدس ، به فرماندهی قاسم سلیمانی ، که خامنه ای را مرجع خود تلقی میکنند باروت آغاز جنگ علیه مردم ستمدیده کردستان عراق بود .
امروز قاسم سليماني حامی پیامی از جانب خامنه ای  به بغداد سفر کرده و در این پیام حمایت و تشويق رژيم ايران در جنگ عليه مردم كردستان عراق به حيدر عبادي ابلاغ شده است. فرماندهان حشد شعبي رسما تهديد به جنگ كرده اند.  
اکنون با این تهدیدات و فضای متشنجی که درمنطقه ایجاد شده ،آغاز جنگی در کرکوک و مناطق اطراف  در شرف وقوع است . تمام شواهد نشان می دهد که تهدید به جنگ جدی است و باید در مقابل این جنگ تجاوزگرانه ایستادگی کرد.
نیروهای نظامی اقلیم کردستان  و مردم کردستان اعلام کرده اند که در مقابل هر نوع تجاوزی دست به اسلحه خواهند برد.
رای به جدایی و تشکیل دولت مستقل حق طبیعی و پایه ای مردم کردستان است . زیرپا گذاشتن این حق و تهدید به حمله نظامی و آغاز جنگ علیه مردم ستمدیده کردستان به این بهانه ، از طرف هر دولت و هر نیرویی باید از طرف مردم متمدن و آزادیخواه و احزاب و سازمانهای مدافع حقوق انسانی محکوم و مورد اعتراض قرار گیرد.
كميته كردستان حزب حکمتیست در این شرایط خود را در کنار رفقاي حزب كمونيست كارگري كردستان و مردم کارگر و زحمتکش و ستمدیده کردستان عراق می بیند . هر نوع تعرض به حقوق پایه ای مردم کردستان را محکوم و در حد توان خود در مقابل آن ایستادگی کرده و از مردم کردستان دفاع خواهد کرد.
ما به ویژه از مردم کارگر و زحمتکش کردستان ایران می خواهیم که در برابر هر تهدیدی از مردم کردستان عراق حمایت کنند ، در مقابل تجاوزگری جمهوری جنایتکار اسلامی به حقوق مسلم مردم کردستان عراق برای حق تعین سر نوشت خود بایستند ، اعتراض کنند و هر نوع دست درازی جمهوری اسلامی و هم پییمانان مرتجع آنان در عراق به
مردم کردستان را محکوم و با عزم و اراده خود جمهوری اسلامی را از کرده خود پشیمان کنند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست   
۱۳ اکتبر ۲۰۱۷

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید