جمعه, 06 بهمن 1396 ساعت 13:44

سیاوش دانشور- این اعتراضات بنیاد نظام تان را درهم می کوبد! پاسخ به سعید حجاریان

سیاوش دانشور- این اعتراضات بنیاد نظام تان را درهم می کوبد! پاسخ به سعید حجاریاناز پنت هاوس های تهران تا گورهای نصیر آباد "برخیز ای داغ لعنت خورده" ...  سیاوش دانشور

خیزش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی تمام جوارح نظام نکبت اسلامی را به واکنش واداشته است. اخیرا سعید حجاریان از حزب اللهی های قدیم اطلاعاتی-امنیتی و تئوری پرداز جنبش ورشکسته اصلاح طلبی اسلامی، در تحلیلی از رویدادهای اخیر در ایران، برخلاف خامنه ای و روحانی که میگویند "چیز مهمی نبود"، "آنفلانزا بود، تمام شد و رفت"، اذعان میکند که "بنياد اعتراضات همچنان پابرجاست". حجاریان مثلا میخواهد "واقع بین" باشد و به برادران قاتل هشدار بدهد که آتش زیر خاکستر است و نباید "خوش بین" بود. او در عین حال با رجوع باسمه ای به لنین، به حکومتی ها اطمینان خاطر میدهد که "آلترناتیو وجود ندارد"، با غُرولند میگوید دولت "میتواند" سرکوب کند اما اینبار در قیاس با سال ٨٨ "تردید" کرد که "با تمام قوا بمیدان بیاید". لُپ حرف حجاریان اینست که "جناح راست که با شعار مرگ بر روحانی بمیدان آمد"، باید روحانی را دو دستی بچسپد و سه سال دیگر علیرغم مشکلات غیرقابل حل توسط حکومت نگهدارد چون بعد از روحانی اصل نظام و رژیم اسلامی را میزنند. حجاریان بلافاصله به سیاق همه سران و آخوندهای حکومتی لگدی به سرنگونی خواهی مردم میزند و میگوید "شعار عبور از جمهوری اسلامی نامفهوم است و به تونل تاریکی می ماند که انتهایش هیچگونه نوری وجود ندارد"!

یک خصوصیت قوی و بسیار مسلط و غیر قابل انکار خیزش توده ای در قریب صد شهر ایران، تقابل با کل جمهوری اسلامی و فریادهای مرگ بر جمهوری اسلامی و مرگ بر خامنه ای بود. در واقع آغاز این اعتراضات در این ابعاد نه فقط کوبیدن آخرین میخ به تابوت اصلاح طلبی اسلامی بود، بلکه کل نظام، اسلام و مراکز اسلامی، آخوند و هرآنچه که سمبل حکومت اسلامی است را در خیابانها با قاطعیت زیرپا له کرد. خاتمی و روحانی و حجاریان و شرکا و امام جمعه ها و آخوند - دایناسورها در حکومت و بیرون حکومت بیهوده تلاش میکنند که به همدیگر دلگرمی بدهند. بیهوده ژست می گیرند که اوضاع تحت کنترل است. در پس این رژه حکومتی ها از هر باند و جناح که مثل مهره دومینو پشت حضرت آقا و اصل نظام بخط شدند، همین واقعیت ساده بود که جامعه با صدای بلند اعلام کرد: جمهوری اسلامی نمی خواهیم، آخوند و سرمایه دار نمی خواهیم، آخوند باید گم بشه، اسلام باید جمع بشه، حکومت فقر و گرانی و اختناق باید برود.

"نوری در انتهای تونل"

حجاریان سرنگونی خواهی را به قرار گرفتن در تونلی تشبیه میکند که خروجی ندارد، نمیشود در انتهای تونل نوری دید. این دیگر وقاحت سیاسی زیادی میخواهد که حرف سرنگونی طلبان و کمونیست ها را به شکل وارونه تحویل خودشان بدهند. ما خیلی وقت پیش در مورد خط موسوم به اعتدال، بقول خودشان زدن افراط و تفریط در دو جناح و حاکمیت خط "عُقلای نظام"، بعنوان تلاشی برای بقای حکومت را به "نوری در انتهای تونل" تشبیه کردیم. ما جمهوری اسلامی را بنا به تقابل نفس گیر اکثریت مردم با حکومت و تناقضات بنیادی رژیم اسلامی برای برون رفت از بحران رفتنی میدانستیم. دولت روحانی بعنوان کپی رنگ و رو رفته خط رفسنجانی، به همان بن بست خردکننده ای رسیده است که دولتهای قبلی بدرجات مختلف رسیده بودند. نخیر، صورت تان را با سیلی سرخ نکنید. میدانم که کل نیروی اطلاعاتی و استراتژیک و بضاعت تان را جمع کردید که چه خاکی بر سرتان بریزید. دوره شما بحکم اوضاع عینی ایران تمام شده است. هر حکومت دیگری بجای جمهوری اسلامی در قدرت بود، با این مشکلات خردکننده که اتفاقا برای هیچکدامشان "نوری در انتهای تونل" دیده نمیشود، محکوم به سقوط و سرنگونی بود. بحث برسر بعد از جمهوری اسلامی است. آن بنیادهای اعتراض که "پابرجا مانده است"، همین حکم تاریخی و انقلابی است که جمهوری اسلامی باید برود، با اسلام و آخوند و آپارتاید و تبعیض و ستم و استثمارش باید برود.

شماها، شرکای جرم و جنایت حاکمیت اسلامی، با تابلوی اصلاح طلب دینی، در دهه شصت "بدون تردید" عمل کردید. امروز اگر نیروهای سرکوب بقول شما "تردید" میکنند، در واقع "نمی توانند" مانند شما در دهه شصت قتل عام کنند. حتی اگر توان فنی و ابزار آنرا به وفور داشته باشند، اطمینان ندارند بعد از اولین "میدان ژاله اسلامی" چه بر سرشان خواهد آمد. ریشه این "تردید" در کشتار وسیع و قاطع همینجاست. حجاریان خود را به نفهمی میزند و "تردید" دارد بگوید وقتی که اراده عبور از حکومت شکل گرفت، وقتی جامعه از تمامیت رژیم اسلامی عبور کرد، موج اعتراضات سرنگونی خواهانه و انقلابی آغاز میشود، "تردید" دارد و منافعش ایجاب نمیکند که بگوید این راه بدون بازگشت است. او در عین حال که بیهوده میگوید "اوضاع سرجایش برگشت"، اما نمی تواند هشدار ندهد که این اعتراضات مانند موج دریا میمانند که هربار با قدرتی سهمگین تر برمیگردد. امثال خامنه ای و روحانی و خاتمی و حجاریان بیهوده تجاهل میکنند، همه شان میدانند اوضاع از چه قرار است. بحث پروژه "عبور از روحانی" جناح راست و "تعلیق شعار عبور از روحانی" آنهم بعنوان "دستاورد اعتراضات اخیر"، مسخره است و تنها در حجره عطاری و عهد عتیقی اصلاح طلبان پیدا میشود.

"آلترناتیو وجود ندارد"

حجاریان معتقد است در سال ٧٨ و ٨٨ آلترناتیو بود، یعنی حاکمیت و جناح اصلاح طلب بود، اما در سال ٩٦ آلترناتیو نبود. این حرف بسیار پوچی است که نظم حاکم و حکومتش را "آلترناتیو" اعتراض مردم علیه حکومت قرار داد. بله، به لطف همین ارگانهای سرکوب قدرتمند که حجاریان آنرا به رخ جامعه می کشد، به لطف قتل عامی که از مخالفین چه در اعدامهای فله ای و ترورها صورت دادند، به لطف سازمانهای امنیتی که حجاریان از برپا دارندگانش بوده است، به لطف عربده های خمینی امام قاتل شان که دستور داد "قلم ها را بشکنید"، "احزاب را منحل کنید"، "در میدانها چوبه های دار برپا کنید"، آلترناتیو نمی تواند در داخل ایران در شمایل یک جریان واقعی و جاری و قابل دسترس به معنی اخص کلمه شکل بگیرد. شما که تحمل برادران و شرکای قتل و جنایت در دوره های مختلف را ندارید، چرا پُز "آلترناتیو وجود ندارد" را به مردم معترض و مخالفین سیاسی می دهید؟

اینجا هم به بیراهه رفته اید. از دوره خاتمی بطور سیستماتیک علیه کمونیسم و کارگر و چپگرائی کار امنیتی و دستگیر و ترور و سرکوب میکنید. روحانی با پرچم "چپ زدائی" بمیدان آمد اما همراه با "رهبر" و اصلاح طلبان و کل نظام توسط سرنگونی خواهی و شعارهای چپ به سمت گورستان تاریخ بجلو رانده شد. آلترناتیو وجود دارد. خوب گوش کنید که مردم چه نمی خواهند، خوب به تمایلات گسترده ضد تبعیض نگاه کنید، سنت های مبارزاتی و قدیمی و معرفه را نگاه کنید، تقابل جامعه و کارگر و زحمتکش را با نظم اسلامی سرمایه ببینید، در پس این تصویر غبار آلود کنونی که شماها از ایران میدهید، غولی در حال بلند شدن است که تنها راه حل معضلات و مشکلات جامعه ایران است؛ آلترناتیو کارگری! جامعه محتاج آزادی و برابری و رفاه، جامعه محتاج کمونیسم ایران، اینبار با پرچم و آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی بمیدان خواهد آمد. جمهوری اسلامی رفتنی است، ما و مردم ایران سرنگون تان می کنیم. اما سرنگونی برای ما نقطه ای از یک پروسه کشمکش حاد سیاسی است که در انتهای آن باید پیروزی کارگری متحقق و برنامه طبقه کارگر برای آزادی جامعه اجرا شود. شماها، باید خودتان را برای محاکمه بجرم جنایت علیه مردم بیدفاع آماده کنید. شماها حتی برای "رهبر معظم" خاصیت تان را برای بقای نظام از دست دادید چه برسد به مردمی که عزمشان را برای سرنگونی کل این بساط ننگین اسلامی جزم کرده اند. سخنان اصلاح طلبان حکومتی در قیاس با امواج سرنگونی به پارازیت ناهنجاری میمانند که صرفا نفرت مردم از کل نظام اسلامی را عمیق تر میکند.

٢٥ ژانویه ٢٠١٨ 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید