شنبه, 09 دی 1396 ساعت 10:13

مصاحبه اکتبر با عبدالله دارابی در مورد تحولات کردستان عراق

مصاحبه اکتبر با عبدالله دارابی در مورد تحولات کردستان عراقabedarabi
اکتبر: اعتراضات اخیر مردم کردسان عراق را چگونە می بينيد، دلیل آن چه هست و چه مطالباتی دارند؟
عبداله دارابی: تظاهرات برحق یک هفته قبل مردم کردستان عراق، رویدادی  خلق الساعه و بی مقدمه نیست، مبارزه ای است علیه ظلم وستم  و استثمار بى حد و حصر بیدادگران حاکم بر عراق واقلیم کردستان، که ریشە در دل تاریخ دارد و می رود تا توجه افکار عمومی جهان امروز را نيز بخود جلب نماید. اعتراضات امروز مردم کردستان عراق به نسبت گذشته، گامی جلوتر و مهر چگونه زيستن یک زندكی شايسته انسان امروزی را بر پيشانی خود دارد. اعتراض عليه تباه شدن زندگی اکثريت جامعه کردستان است. اعتراض به بی کفايتی مطلق ايجاد کنندگان وضع موجود است  که از سه دهه قبل تا کنون به عناوین مختلف رو هم تلنبار شده و امروز بصورت آشکار حاکميت تحميلی بيست و هفت سال قبل احزاب بورژوا ناسيوناليست کرد را زير سوال برده است. این تظاهرات، زنگ خطر عبور از خط قرمز جنبش کردایتی را به صدا در آوردە و می رود تا  تاروپود و اجزای سازنده آنرا از بيخ و بن برملا سازد. تظاهرات چند روز اخير مردم کردستان به خوبی نشان داد که استثمار و غارت و چپاول بيست و هفت ساله ثروت  جامعه کردستان را نمی توان زير لوای اشتراکات زبانی به مردم تحميل کرد و به بهانه آن مناسبات نهادينه شده سرمايە داری حاکم بر جهان و کردستان را دور زد.  تظاهرات چند روز اخير چیزی غیر از یک جنگ عريان طبقاتی  نبود. شعار تظاهر کنندگان از مرز خواست های اوليه زندگی مثل آب، برق، و مایحتاج روزمرە مردم فراتر رفته است. اعتراض عليه فساد  و چپاول ثروت جامعه است که توسط سران هر پنج حزب حاکم و سرمايه داران تازه به دوران رسيدە کردستان است که بر سر آن ميان خود ساخت و پاخت و آنرا به يغما بردند. اگر اينها را کنار فقر و فلاکت و بیکاری غير قابل وصف کارگران و مردم تهی دست قرار دهيم آنگاه به روشنی خواهيم ديد کە این احزاب طی ٢٧ سال اخير چه بلایی بر سر مردم تهی دست کردستان آورده اند. نگاه کنید! يک خواست ابتدایی همه پرسی مردم کردستان برای ماندن یا جدایی از عرا‌ق، چگونه با لشکر کشی مسلحانه دو دولت ارتجاعی ایران و عراق، مواجه شد!؟ از قرار معلوم پیداست که صبر مردم از دست اينهمه بی عدالتی آشکار در کردستان لبريز شده و بيش از اين قادر به تحمل وضع موجود نيستند و نمی خواهند در برابر سرنوشت آتی خود و فرزندانشان نظارە گر باقی بمانند.
اکتبر: آیا در این اعتراضات، احزاب و جریانات موجود در کردستان عراق نقش داشتند یا خودجوش بود؟
عبداله دارابی: قبل از پرداختن به مضمون سوال لازم است خطوط وار اشارە کنم که همه احزاب موجود در کردستان اعم از ناسيوناليست و اسلامی طی ٢٧ سال اخير هر کدام به فراخور توانایی خويش در ایجاد این سيه روزی مردم کردستان با هم سهیم بوده اند. چون ملی گرایی استراتژی همه انهاست و به عنوان بازيگران و نماێندگان سرمايه داری کرد به کرسی قدرت تکيه زدە اند. اگر با هم اختلافی داشتند که دارند، بر سرتقسيم سهم و کرسی قدرت بوده نه چيزی ديگر. استثمار عريان طبقه کارگر و مردم زحمتکش که اکثريت جامعه را تشکيل ميدهند خمير مايه مشترک همه آنهاست. از اين نظرخوب وبد و خوشخیم بدخيم ميان آنها قابل تشخيص نيست چون عموما با آزادی، رفاە و خوشبختی مردم در ستيزند. بهمين خاطر جایی برای هيچ گونه حاشا کردن و خود دورنگاه داشتن جريانات فوق الذکر باقی نمانده و اگر جريانی عدم خالتگری خود در اين رويداد را انکار کند مردم کردستان و تاريخ آنها را نخواهند بخشيد. در تظاهرات اخير،  دو جريان به غایت ارتجاعی  گوران(تغيير) و جمعيت اسلامی، در اوج بی شرمی و فرصت طلبی اتيکت"اپوزيسيون" بودن را به سینه زده تا در پس آن بتوانند حرکت آزاديخواهانه مردم را به بیراهه سوق دهند. ولی توان و پتانسيل بالای تظاهر کنندگان، تلاش آنها را خنثی و به ريشخند گرفت. چون درعالم واقع وقتيکه مردم معترض به خيابانها سرازير شدند هيچيک از این احزاب و جريانات، دست رو دست نگذاشتند و نظارە گر باقی نماندند. حين تظاهرات از یکسو مردم بیدفاع را به كلوله بستند و در شهر رانيه ده ها نفر را غرقه به خون کردند که متاسفانه ۵ نفر از آنها جان باختند.  از سوی ديگر گوران و جمعيت اسلامی نيز که نقاب "اپوزيسيون" بر چهره زدند  با سبک و سياق هميشگی خود سياست نخ نمای فریب و تحميق را در جهت به بيراهه کشاندن مبارزات مردم دست بکار شدند و در این زمينه از هیچ تلاشی کوتاهی نکردند. دشمنی آشکار و عريان دو دولت عراق و ايران عليه مردم کردستان نيز جای هيچ شک و ترديدی برای مردم کردستان و جهان باقی نگذاشته است.
آری، اعتراضات چند روز اخير نشان داد که بهار ملی گرایی بسر رسيده و جوابگو نيست. چون بر بستر يک نارضایتی عميق و  تلنبار شده سه دهه اخير مردم عليه حکمروایان عشيرتی تحميل شده بر کردستان نقش بسته است. محتوای اين تظاهرات نشان داد کە صحنه سياسی عراق و بويژه کردستان متحول و ناپایدار است. این تظاهرات، کمر سران همه احزاب فاسد و بی کفایت را لرزاند و حکمرانی چندين سالە آنها را زير سوال برد. چون نوک تیز اين اعتراضات، اریکه قدرت سران احزاب را نشانه رفته و خواست آشکار کنار زدن حاکميت احزاب ملی گرا و اسلامی را به صدا در آورد. بهمين خاطر، این تظاهرات، نسبت به اعتراضات تا کنونی، سياسی تر و با مضمون تر بود و علاوه بر احزاب حاکم، خبر خوشايندی برای بورژوازی کرد و دولت های مرتجع همسایه  بهمراه نداشت.
اکتبر: ارزیابی شما از اوضاع کنونی و مسير تحولات چه هست و رهنمود در اين زمينه چه ميتواند باشد؟
عبداله دارابی: به قول منصور حکمت، "در کردستان عراق قدرت سياسی رو دوش تفنگ بنا شده . ممکن است اسلحه را از این دوش روی آن دوش ديگر بگذارند و...". بر اساس اين واقعيت، احزاب ملی گرا واسلامی، طی سه دهه اخير بجای آباد کردن جامعه کردستان و شکل دهی به آن، بجای محترم شمردن و ارج نهادن به حق و حقوق مردم، فساد و غارت و  مسير ثروت اندوزی خويش را در صدر کار و فعاليت خود قرار دادند. بهمين خاطر، جنگ های خونين زيادی را بين خود راه انداختند و در پرتو آن نيز در مواردی حاکميت شهر ها هم بين آنها دست به دست گرديد. وقتی اسلحه بر بنياد پايه ای هر جامعه ای حکم براند ديگر خبری از یک دولت معمولی در ميان نخواهد بود و به همين خاطر احزاب مسلح ملی گرای کردستان عراق را نمی توان دولت ناميد و مثل يک دولت از آن انتظار داشت. بی کفايتی و بی اعتبار بودن احزاب حاکم نزد مردم کردستان ريشه در همين سیاست و عملکرد دارد نه چيزی ديگر. از قرار معلوم مردم معترض و ناراضی کردستان در تظاهرات های اخير خود  به درست رو پایان حاکميت احزاب در کردستان تمرکز کرده اند.  احزاب حاکم بر کردستان طی ٢٧سال اخير تماما نسبت به شکل دهی جامعه کردستان،  توليد و رشد اقتصادی، دستمزد و بيمه بیکاری و آموزش و پرورش و حقوق زن و کودک و...بيگانه و لاقید بودند و مردم کارگر و زحمتکش را نيز از هر گونه حق و حقوق سیاسی، آقتصادی، اجتماع و فرهنگی محروم ساختند و بدينوسيله بی کفایتی و بی اعتباری خود را قطعی و مسجل کردند.
بنظر من مردم باید راهی را که شروع کرده اند باید سازمان يافته تر و هدفمند تر ادامه دهند. حاکميت مبتنی بر اراده مردم بايد قدرت سياسی را به دست گيرد، درست همان خواستی  که در تظاهرات های اخير رو آن تکيه داشتند. مردم بايد با کاردانی و هوشياری کامل از این برهه بسيار حساس تاريخی عبور کند. جز اين، راە ديگری موجود نيست.  برای رسيدن به این هدف، بايد اعتراض و نارضايتی های موجود در جامعه  را سازمان داد. باید ناراضيان موجود در جامعه را در محل کار و زيست دور هم جمع کرد و در مجامع عمومی و شورای محلات شهر ها سازماندهی کرد و بدينوسيله صفوف خود را  تقويت بخشيد.  اعمال ارادە خود مردم بايد جانشين اقتدار موجود در کردستان عراق شود.
عبداله  دارابی ٢٦ دسامبر ٢٠١٧

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید