جمعه, 03 آذر 1396 ساعت 17:03

فاتح شیخ - لبنان در منگنه جنگ و جدالهای منطقه

فاتح شیخ -  لبنان در منگنه جنگ و جدالهای منطقهاز ترامپ تعجب ندارد چگونه تعرض ترامپ را میتوان عقب راند؟ مساله این است! - فاتح شیخ

چهارشنبه ٢٢ نوامبر لبنان موقتا از بحران سیاسی ١٨ روزه اش فاصله گرفت. بحرانی که چهار نوامبر با پیام تلویزیونی استعفای نخست وزیر سعد حریری در عربستان شروع شده بود. او سه شنبه شب به لبنان برگشت، چهارشنبه پس از شرکت در سالگرد استقلال و دیدار بامیشل عون اعلام کرد که استعفایش را به رئیس جمهور ارائه داده و رئیس جمهور از او در خواست کرده است که صبر کند و فرصت دهد تا همه اطراف سیاسی دلایل استعفایش را بررسی کنند.  

سعد حریری درخواست تعویق استعفا را از رئیس جمهور پذیرفت و ساعتی بعد در یک سخنرانی آژیتاسیونی پیروزمندانه در تجمع وسیع طرفدارانش، آنها را به ایستادگی در دفاع از لبنان، دفاع از استقلال و عروبت و اولویت لبنان فراخواند. واضح است که ابراز وجود سیاسی سعد حریری در مرکز بیروت در سالروز استقلال لبنان بر متن بسیج گسترده طرفداران جبهه "المستقبل" و فراخوان دفاع از استقلال، از اهمیت اول دادن به لبنان و از هویت عرب آن، معنای دیگری ندارد جز به مصاف طلبیدن حزب الله و جبهه پیرو جمهوری اسلامی ایران در جدال آتی در صحنه سیاست لبنان. و مصداقی ندارد جز استقرار محکمتر خود او، جبهه "المستقبل" و متحدانشان در اردوی دولتهای عربستان و مصر و دولتهای خلیج و فرانسه و آمریکا در برابر سلطه طلبی منطقه ای رژیم اسلامی ایران. او در مصاحبه تلویزیونی با خبرنگار تلویزیون المستقبل در خانه خود در ریاض هم علنا گفته بود که هدف پیام استعفایش، دادن "شوک مثبت" و فرستادن هشدار بیدارباش به مردم لبنان بوده است. همچنین گفته بود که احتمال دارد در شرایطی از استعفا منصرف گردد. به این ترتیب در چهارشنبه ٢٢ نوامبر بحران ١٨ روزه لبنان از گرد وغبار جنجال میدیایی بیرون آمد و آفتابی شد.   

سعد حریری دلیل پیام استعفایش را "افزایش خارج از تحمل" دخالت رژیم اسلامی ایران در کشورش بیان کرده بود و افزوده بود که شرایط کنونی لبنان شبیه روزهای قبل از ترور رفیق حریری است. سعد حریری، به افزایش دخالت جمهوری اسلامی در لبنان از راه افزایش فشار حزب الله ابزار دست آن بر دولت او اشاره داشت. موضوع گفتگو و بگومگوی او با ولایتی نماینده خامنه ای در سوم نوامبر در بیروت هم بیگمان چیزی جز این نبوده است. چرا که روز قبل از دیدار ولایتی، میلیشیای حوثی یمن، که ابزار جنگ جمهوری اسلامی ایران علیه دولت عربستان در جغرافیای یمن در مرز مشترک طولانی با عربستان است، یک موشک بالستیک ساخت ایران به فرودگاه ریاض پایتخت عربستان شکیک کرده بود. موشکی که پیام تهدید آشکار و دور از "عرف دیپلماتیک" رژیم اسلامی ایران به دولتهای خلیج بود. تیتر درشت کیهان، زبان حال رسمی و هر روزه خامنه ای، صبح سوم نوامبر این بود: موشک دوم روانه دوبی خواهد شد. این تهدید رسمی کیهان چنان زمخت بود، این بند آب دادن به زیان "دیپلماسی" دولت روحانی چنان شور بود که یک نهاد دولتی ناظر بر تبلیغات جمهوری اسلامی دستور "توقیف دو روزه" برای کیهان خامنه ای صادر کرد. کیهان البته ساکت ننشست و تهدیدها را تکرار کرد. اما فاکت برجسته تر این بود که همزمان با تهدید کیهان، ولایتی همچون موشکی دوربرد در بیروت فرود آمد، فورا به دیدار سعد حریری رفت و تهدید جدیتری را مستقیما از طرف خامنه ای به دولت لبنان و شخص سعد حریری ابلاغ کرد. روز بعد از این دیدار سعد حریری به عربستان رفت و پیام استعفایش را پخش کرد. اشاره پیام او به اینکه شرایط کنونی لبنان شبیه روزهای قبل از ترور رفیق حریری است بر این رویدادها تکیه داشت.
 
١٢ سال پیش رفیق حریری نخست وزیر پرسابقه لبنان و پدر نخست وزیر فعلی با همه همراهانش در انفجار بزرگی وسط بیروت ترور شد (١٤ فوریه ٢٠٠٥). دادگاه جهانی مامور بررسی آن ترور، انگشت اتهام سازماندهی آن را به سوی حزب الله نشانه رفت و سالهاست که علیه چهار تن از مسئولان بالای حزب الله همچون دست در کاران مستقیم ترور ١٤ فوریه ٢٠٠٥ ادعانامه و احضاریه صادر کرده است. اما حزب الله همه این سالها با نشان دادن سرکشی تروریستی و مافیایی نابی که ویژگی اصلی آن میلیشیای مافیایی و جمهوری اسلامی حامی آن است، از تحویل متهمان به دادگاه سر باز زده است.

رفیق حریری در چه شرایطی ترور شد؟ از ١٩٩٢ تا ٢٠٠٤ جز دو سال، او نخست وزیر لبنان بود و همواره جانبدار دولت سوریه و حضور نظامی آن در لبنان بود. پس از اشغال عراق و سقوط رژیم بعث با لشکرکشی دولتهای آمریکا و بریتانیا در ٢٠٠٣، او دست به چرخش سیاسی آشکاری زد و خواهان خروج نیروهای سوریه از لبنان شد. حمایت دولت عربستان از رفیق حریری و چشم انداز پیروزی او در انتخابات بعدی لبنان، دولت سوریه را بر آن داشت که رفیق حریری را به دست حزب الله از میان بردارد. و چنان شد.

اما باید توجه داشت که هشدار بیدارباش سعد حریری و "شوک مثبت" حاصل از پیام استعفای او باعث و بانی اصلی بحران اخیر لبنان نبوده و موجب تداوم آن هم نخواهد شد. در واقع سیر تاکنونی جنگ فراگیر در خاورمیانه و تشدید تخاصم دو اردوی رقیب منطقه: رژیم اسلامی ایران در یک سو و در سوی مقابل دولت عربستان در راس دولتهای خلیج، دولتهای مصر و اردن و آمریکا و اخیرا فرانسه، با نزدیک شدن به مرحله پایان داعش در عراق و سوریه، میرود که بر دیگر نقاط جنگ و جدال منطقه متمرکز شود. لبنان یکی از موارد سابقه دار آن نقاط است. لبنان بار دیگر در شرایطی حادتر و حساستر از گذشته در منگنه جدال سیاسی و نظامی قدرتهای متخاصم منطقه دارد به بحران جدیدی فرو میرود.
 بحران سیاسی ١٨ روزه لبنان تنها پیش درآمد بحران به مراتب پرمخاطره تر و پیچیده تری است که در راه است. آنچه امروز در لبنان میگذرد نشان از دخالت مستقیم تر و پردامنه تر قدرتهای متخاصم منطقه در آینده سیاسی و حیات مدنی شهروندان آن جامعه است. نظام سیاسی لبنان که میراث سلطه کولونیال فرانسه است نظامی بسیار ناکارآمد و پرتناقض با عنوان پوشالی "دمکراسی توافقی" است که به ویژه در شرایط بحران و تغییر تناسب قوا میان قدرتهای منطقه، تناقضات آن آشکارتر میگردد. تقسیم سیاسی جامعه لبنان به سه بخش مذهبی مسلمان سنی، مسیحی مارونی و مسلمان شیعه و اختصاص پستهای ریاست جمهوری به مارونیها، نخست وزیری به مسلمانان سنی و ریاست پارلمان به مسلمانان شیعه، علاوه بر منافات فاحش آن با حقوق برابر شهروندان آن جامعه و با موازین جاافتاده دمکراسیهای بورژوائی موجود، با واقعیات دموگرافیک آن جامعه بویژه با تغییر ناگزیر و مدام ترکیب جمعیتی اهالی هم مغایرت دارد.

همه شواهد، فاکتها و مولفه های سیاسی و اجتماعی موجود جامعه لبنان اثبات این حقیقتند که در بحران کنونی لبنان نه میشل عون نماینده سیاسی اهالی منتسب به مذهب مسیحی مارونی، نه حزب الله و امل نماینده سیاسی اهالی منتسب به مذهب شیعه و نه سعد حریری و جبهه المستقبل و متحدانشان نمایندگان سیاسی اهالی منتسب به مذهب سنی آن جامعه هستند. نظام سیاسی در لبنان باید از نکبت این میراث ارتجاعی کولونیالیستی مذهبی رهایی یابد، بر مبنای پرنسیپ حقوق برابر شهروندان صرفنظر از انتسابشان به مذاهب و قومیات مختلف، جایش را به یک نظام سیاسی سکولار مدرن امروزی بدهد.

تا آنجا که به دخالت دولتهای رقیب منطقه در حیات سیاسی مردم لبنان برگردد، این دخالتها جز تحمیل جنگ و ویرانی، جز کمک به جان سختی و ماندگاری سلطه شعبات ارتجاع مذهبی و قومی، حاصل دیگری به بار نخواهد آورد.

در ارتباط با صدور تروریسم توسط رژیم اسلامی حاکم بر ایران، مشخصا ما کمونیستهای متشکل در حزب کمونیست کارگری – حکمتیست در مباحث کنگره هشتم حزب (کنگره اکتبر) که اخیرا برگزار کردیم و در اسناد مصوب آن، تلاش جنگ افروزانه جمهوری اسلامی در منطقه و صدور تروریسم اسلامی که حزب الله لبنان از مصادیق فاحش آن است را شدیدا محکوم کرده ایم. همچنین تاکید کرده ایم که مبارزه پیگیرانه و رادیکال طبقه کارگر و توده های محروم و آزادیخواه اعماق جامعه ایران برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، موثرترین شیوه یاری رساندن به رهایی مردم منطقه از نکبت اسلام سیاسی و شعبات تروریستی پیرو آن است.

20 نوامبر 2017

***

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید