دوشنبه, 08 آبان 1396 ساعت 11:09

همايون گدازگر - درسهاى تحولات اخير در كردستان عراق

همايون گدازگر  - درسهاى تحولات اخير در كردستان عراق homayon
لشكر كشى سريع نيروهاى نظامى بغداد به كردستان با فاصله كوتاهى بعداز برگزارى رفراندوم استقلال مردم ، تنها يادآور و تكرار سركوبگريهاى مكرر مردم كردستان در ٥٠ سال گذشته از سوى دولت قومى و مذهبى مركزى اين كشور نبود ، بلكه تائيد و نشانه  إنكار ناپذير ديگرى است بر بيگانگى و ناهمزيست بودن حكومت مركزى بعنوان يك نيروى متجاوز با مردم كردستان عراق و دليل و علامت بى چون وچراى درست و برحق بودن رأى ٩٢  درصدى مردم براى جدايي از عراق و استقلال كردستان عراق است .
در وراى گرد و خاك بپا شده و جنگ خانگى و خودفروشى هويتى احزاب حاكم و دخالت دولتهاى منطقه كه مى تواند در گذر زمان و تغيير تناسب قوا در صف بنديهاى داخلى و منطقه اى عوض شود ، اين لشكر كشى مستقل از اين احزاب و دولتها ، در واقع مردم كردستان واراده جمعى آنها را براى قدم برداشتن و يك دور ديگر مبارزه براى  استقلال به مصاف طلبيده . به اين معنى جامعه كردستان و توقع استقلال طلبى آن ديگر به قبل از ٢٥ اكتبر ٢٠١٧ برنخواهد گشت . توده هاى مردم رنجديده براى خاتمه دادن به ستمگرى دولت قومى و مذهبى حاكم و خاتمه دادن به تاريخ طولانى كوچ اجباري و زندان و اعدام وبى حرمتى و اذيت و آزار خود و نسلهاى آينده به پاى صندوق رأى رفتند و صداى خود را به تمامى جهانيان رساندند و اعلام كردند كه ديگر نمى خواهند زير سلطه و تهديد دولت قومى و مذهبى بغداد زندگى كنند . خارج از نيت و برنامه احزاب حاكم مردم كردستان عراق براى رهايي هميشگى خود و نسلهاى آينده اشان قدم در چنين پروسه اى گذاشتند . بهمين دليل رفراندوم مردم كردستان با حكم و دستور هيچ مقام و رهبرى باطل شدنى نيست . حمله نظامى و درندانه حكومت مركزى ، احزاب پوشالى حاكم در كردستان را شكست داده است نه اراده توده هاى شركت كننده در رفراندوم را ، برعكس ، همين درنده خويي دولت مركزى اراده مردم را براى تعيين سرنوشت جداگانه خود محكم تر خواهد كرد . با اينحال بند وبست نيروها و دولتهاى ضد مردمى در منطقه كه صداى يكپارچه مردم كردستان عراق را براى استقلال شنيدند به اضافه بى كفايتى و ماهييت ضد مردمى احزاب حاكم كار توده هاى مردم كردستان عراق را براى پيمودن راه استقلال دشوارتر كرده است .
اما موفقييت در اين امر تنها با حضور واراده مردم حاصل نمى شود . بدون يك رهبرى لايق  و پيگر كه امر خاتمه دادن به رنج و محنت مردم غم و درد اول و آخرش باشد ، اين همه فداكارى و اميد مى تواند براى دوره هاى طولانى به ياس و نااميدى بدل شود . در جريان وقايع يك هفته گذشته يكبار ديگر  و براى چندمين بار همگان شاهد پوشالى بودن احزاب ناسيوناليست حاكم در كردستان عراق بودند . روشن شد كه اين جريانات واقعا بى مايه و بدون آويزان شدن به دولتهاى منطقه و قدرت هاى جهانى هيچ معناى ديگرى ندارند . شكست اين احزاب در جريانات اخير در درجه اول ربطى به دخالتگرى رژيم جمهورى اسلامى و يا نا متعهد بودن آمريكا و غرب و غيره ندارد . زيرا اولا حضور و نقش جمهورى اسلامى در عراق و كردستان عراق و شركت آن در لشكر كشى به كردستان براى همه معلوم بود . دوما در انتظار آمريكا و قدرتهاى جهانى ماندن براى جلوگيرى از حمله نظامى دولت مركزى تنها متوهم بودن به دخالت قدرتها جهانى نيست ( اين توهم را خيلى ها از جمله افراد و برخى جريانات چپ هم داشتند ) ، بلكه نشانه جدايي و بيگانگى اين احزاب از آمال و آرزوهاى توده مردمى است كه با هزار اميد در رفراندوم شركت كردند . شايد اين  درس مهمى براى  مردم آزاديخواه و مبارزى باشد كه در اين روزها طوفان خشم وتنفرشان خيابانهاى  شهرها را فراگرفته بود ، كه دوره احزاب ناسيوناليست براى جواب دادن به اين معضل تار يخى و حل مسئله ملى سپرى شده است  . حل مسئله ملى دكان اينها را تخته كرده و بيكارشان مى كند و همچنين ماندن آن موجب ادامه حيات و نفس كشيدنشان مى شود . اينها از نظر دورنما و سياست شريك و همخط قدرتهاى منطقه اى بوده و به اين معنا خود مانع و بخشى از مشكل هستند .
نديدن اين واقعييت و در غلطيدن به رقابت و جنگ خانگى اين احزاب دال بر خيانت يكى و متعهد بودن ديگرى اشتباه محض است . در جريان ساخت وپاخت با دولت مركزى هر دوحزب با بغداد به توافق رسيدند . اما اتحاديه ميهنى براى عقب  نيفتادن  از رقابت حلقه بگوشى واز آنجا سابقه سرسپردگى بيشترى در مقابل جمهورى اسلامى دارد ، از جمله با پيشدستى و جلودارشدن نيروهاى سياه حشد شعبى و پاسداران تلاش كرد ابتكار عمل را بدست بگيرد و برترى حزب دمكرات را در جريان همه پرسى و بعداز آن بنفع خود تغيير دهد . اما همانطور كه ديديم باعث بى آبروى و شرمسارى اين جريان شد .
در تحولات اخير كردستان عراق اما جريانات چپ و كمونيست كجابودند ؟ بنظرم اگر وقايع اخير نامربوط بودن احزاب ناسيوناليست را به نمايش گذاشت ، در عين حال  ناتوانى چپ و كمونيست را به نسبت تحولات جامعه كردستان نشان داد . شايد بايد در فرصتى ديگر به اين امر پرداخت . اين واقعيتى است كه در آن پاى همه ما بعنوان كمونيست و احزاب آن در ميان است وهمه در آن شريك هستيم . معمولا در دل چنين تحولاتى نيروهاى اجتماعى مى توانند مهر خود را بر روند اين تحولات بكوبند ، اما دركردستان عراق ما با  چنين شرايطى هنوز فاصله داريم . ما استاد اپوزيسيون ماندن و فعال آكسيون و اعتراض به ترور كشتار در جامعه بوده ايم . اين حتما لازم است  اما بين چنين وضعى و شرايطى كه در آن يك حزب اجتماعى بتواند در تحولات اينچنينى اجتماعا نقش إيفا كند هنوز فاصله زيادى است . نمى شود چند دهه به خرده كارى در جوار جامعه روزگار بگذرانى، و هر وقت تحولى اجتماعى روى داد فراخوان تسليح عمومى و حاكميت شورايي بدهى . متاسفانه كسى به آن گوش نمى دهد . بدون وجود اهرمهاى اجتماعى ، (كه  فرصت هاى آن در كردستان عراق در سالهاى دور ودراز قبل از رفراندوم و همه پرسى از دست رفته است )  در چنين تحولاتى سر صف آزاديخواهى و چپ بى كلاه مى ماند . وجود احزاب ناسيوناليست و عملكردهايشان عليه جريانات چپ و كمونيست طى ساليان گذشته هيچكدام اين ضعف اساسى چپ در كردستان عراق را توجيه نمى كند .
خلاصه رفراندوم مردم كردستان و رأى و حق خواهى آنها براى استقلال همچنان قابل پشتيبانى و پيگيرى است . حمله نظامى رژيم قومى - مذهبى عراق مستقيما ربطى به اين رفراندوم نداشته وادادمه سياستهاى سركوبگرانه دولت مركزى عليه مردم كردستان است . قطعا مبارزه مردم  براى استقلال ادامه خواهد داشت و روند پيشروى و پسروى آن را كماكان  سياست و رهبرى آن و تكيه بر اراده وقدرت مادى توده مردم و ارگانهاى مستقيم خود آنها تعيين خواهد كرد . دولت جنايتكار بغداد عليرغم كمك هاى جمهورى اسلامى وكشورهاى منطقه خود در شرايطى نيست كه بتواند در دراز مدت اين سر كوبگرى عليه مردم كردستان را به پيش ببرد . دولت پوشالى عبادى  كه خود گرفتار انواع تفرقه و تشتت قومى - مذهبى و بحران سياسى و اقتصادى است با توجه به تحولات و دسته بنديهاى منطقه اى توان مقابله با مردم مصمم وسازمانده در كردستان را نخواهد داشت . شرط آن وجود همچنين همبستگى و عروج چنين سازمانى در كردستان عراق است .
همايون گدازگر
٢٩ اكتبر ٢٠١٧

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید