دوشنبه, 24 مهر 1396 ساعت 18:30

ابوبکر شریف زاده - نا هنجاری و خشونت در جامعه ایران و علت وجودی آن

ابوبکر شریف زاده - نا هنجاری و خشونت در جامعه ایران و علت وجودی آنabo
با یک نگاه ساده و کمی دقت هر انسانی  روزانه به ده ها نمونه بر می خورد و می بیند  که خشونت و پرخاشگری   در جامعه ایران نهادینه شده و  بی داد می کند و در لایه های مختلف جامعه رواج فزاینده پیدا کرده است ُکه حاصل و بازتاب آن در شکل و قالبهای بزهکاری در عرصه های گوناگون خود را نشان می دهد .
اجازه بدهید قبل از اینکه خود حتی با دلیل و مدرک وارد تجزیه و تحلیل خشونت و ناهنجاری در جامعه  شویم و شاید دچار اغراق و زیاده روی در رابطه با این اپیدمی مخرب و ناسالم شویم . بگذارید به گفته و آمار خود مسببین و اداره کنندگان وضع موجود اکتفا کنیم که هراز چند گاهی  از زبان مقامات مسئول آمارهایی در زمینه خشونت ، پرخاشگری و بزهکاری منتشر می کنند .
مدتها قبل  کانون " اصلاح و تربیت " اعلام کرده که طی پنج سال اخیر آمار ورود به زندان بر اثر انواع خشونت فقط در تهران دوبرابر شده است .البته کانون " اصلاح و تربیت "  رقم مشخصی را اعلام نمی کند تا به زبان آدمیزاد مردم متوجه شوند یعنی چه تعداد و رقمیُ اما یک قدم آنطرقتر از زبان رئیس قوه قضائیه اعلام شده که حدود هشت میلیون پرونده قضایی در " دادگستری " ایران وجود دارد . اگر ما  به همین  آمار که از زبان مسئولان رژیم اعلام می شود اکتقا کنیم و فرض کنیم که این هشت میلیون پرونده دو طرف دارد سرانگشتی یعنی شانزده میلیون واحد اجتماعی در گیر این پرونده ها هستند . با توجه به اینکه خودشان اعلام می کنند که این آمار مربوط به چند سال قبل است  و می توان گفت با توجه به لاقیدی و عدم توجه آگاهانه رژیم  در مورد سیر سعودی خشونت و ناهنجاری که روز به روز گسترش می یابد می توان گفت در حال حاضر در " دادگستری " سی و دو میلیون پرونده  به اصطلاح" قضایی "  وجود دارد . تصور کنید جامعه ای که این آمار و علایم شاخص سلامتیش باشد . و این درجه از بیماری و گسترش عفونت اجتماعی در لایه های آن رسوغ و لانه کرده باشد و نتیجتا صحبت از امنیت و آرامش خیلی زیادی بنظر می رسد ، چرا که  با این سیستم حکومتی که تا به امروز بانی و مسبب وضع موجود است چه آینده ای را باید تصور کرد .هر چند عاملین و بازیگران وضع موجود به خوبی واقفند که چه بر سر مردم و جامعه آورده اند و به جای اینکه ریشه ای برای حل این همه ناهنجاری چاره اندیشی کنند این مشکلات را ناشی از تزلزل اخلاق عمومی چون دروغگویی ، ریاکاری ، و نهایتا آنرا به ذات انسان و فرد فرد شهوندان آن جامعه تنزل و ربط می دهند .
همچنانکه گفتم از با لا تا پایین ترین رده حکومتی بر این معضل و فاجعه واقفند، اما توجه کنید به نشست کابینه دولت به ریاست  حسن روحانی. در چنین جلسه ای  قاعدتا باید در مورد حل مسئله بیکاری ، و خشونت زدایی که از جای ، جای جامعه تا کانون خانواده گسترش و ریشه دوانده و فقر و نداری چون سرطان تمام تاروپود جامعه را طنیده صحبت کنند، اما  داستان شیرین خر دجال همراه با گریه "یا حسین "پیش می کشند،  گویا امام حسین از بس انسانی فکر کرده به اسیری که به اسارت در آمده آب داده است  ، گیریم امام حسینتان این کار انسانی را انجام داده  شماها  فکری به حال تشنگی و گرسنگی پنجاه میلیون انسانی که به خاک سیاه نشانده اید بکنید .به این دلیل مشکل امروز و گرفتاری مردم و هزار ویک معضل از جمله خشونت و ناهنجاری از دستور  دولت خارج و دعوا و مرافعه  امام حسین  برسر سهم خواهی با عموزاده اش روی میز دولت دوازدهم میاد. از طرف دیگر و با این همه مشکللات  برای نشر آثار خمینی هفتاد وهفت میلیارد و رقمی در همین حدود صرف بر گزاری عاشورای حسینی  و داستان خر دجال می شود . چرا ؟ به این آمار بودجه های نجومی  که صرف فیضه ها و نهاد های رنگارنگ ضد انسانی و مجریان فقر و نداری و خشونتی که سازمان داده اند از جمله سپاه ،ارتش ، ده ها گروه سرکوبگر و تروریست خارج از مرز از جمله حشدی شعبی ( بسیج مردمی ) در عراق به سرکردکی و مسئولیت مستقیم قاسم سلیمانی که دارند یک جنگ دیگر  در منطقه راه می اندازند علیه مردمی که بعد از صد سال تصمیم گرفته اند مستقل شوند، ایا مردم ایران حق ندارند بگویند هشت سال جنک ایران و عراق کافی نبود برای این همه خانه خرابی که حاصلش امروز خشونت و افسردگی به بار آورده است  مگر در طی جهل سال انواع گله های حزب الله و ده ها گروه جانی و وحشی را به جان جامعه و تک تک مردم نه انداخته اید ؟!  اگر اعدام ، شکنجه و زندان راه مقابله و پایان خشونت بود که نیست بنابراین  قاعدتان باید جامعه سالم و واکسینه شده و بدور از خشونت داشته باشیم . اما می دانیم و همه می دانند که در جامعه ایران کوچکترین درجه ای از سلامتی روحی و روانی به چشم نمی خورد .  قبل از اینکه نمونه های را بازگو کنیم اجازه بدهید  کیس دولت را فعلا کنار بگذاریم که بعدا بحث شیرین آن را خواهیم کرد . در جامعه ایران زیر سایه جمهوری اسلامی ناهنجاری در دنیا بعداز آمریکا به شکلهای مختلف به بالاترین وجه خود را نشان می دهد .از جمله در فعل و انفعال روزانه مردم از توهین و تحقیر ، فحش و ناسزا حتی در رانندگی که قاعدتا باید در این زمینه و عرصه بیشترین خونسردی و متانت بکار گرفته شود تا منجر به اتفاقات ناهنجارو کشته شدن سالیانه بیش از بیست هزار انسان نباشیم، جرا که  خشم چنان ناخواسته بالاست که به عناوین مختلف منجر به ضرب وشتم ،  قتل  و............ منجر می شود که اتفاقات این چنینی در ابعاد کشور تبدیل به نرم و نهادینه  شده است . اگر در کشوری چون آمریکا که بالا ترین خشونت و ناهنجاری وجود دارد و دلیل عمده آنرا فیلمهای هالیوودی  و میدیا و پروپاگند می دانند ،  و عامل اصلی یعنی نظام سرمایه داری را با این نوع تبلیغات از زیر تیغ خارج می کنند هر چند شاید فیلمهای هالیوودی و خشن بی تاثیر نیستند خصوصا در ابعاد زیادی به لحاظ آموزشی کپی خواهد شد . اما در ایران که موضوع بحث ما است ریشه تمام ناهنجاریها  ، خشونت  ، قتل در خانواده تا اجتماع ، دزدی ، توهین و تحقیر در ابعاد و اشکال مختلف آ ن ناشی از مشکلات اقتصادی است که پیامدهای افسردگی و پرخاشگری حاصل آن است . برای نمونه تحصیل را در نظر بگیرید .میلیونها جوان که بیست و پنج سال عمر را به هدف آینده شاد و مرفه صرف تحصیل می کند، اما بعد از پایان تحصیل بیکار و خانه نشین وقبل ازاینکه استخدام شود و دارای شغل  مفید به حال خود وجامعه باشد در سیستم مافیای و وارونه جمهوری اسلامی  هزار ویک امید و آرزو که در سر داشت دود و به هوا می رود ، نتیجتا  دچارسر خورده گی ، مریضی روحی و افسردگی و قدم بعدی خشونت طلب و پرخاشگر و سرانجام برای بقای خود چون به خلاف و اعمال ناخواسته غیره انسانی روی می اورد .
چرا چنین است و مقصر کیست ؟
 می دانیم ریشه و بازتاب خشونت در تداوم تاریخی مبارزه و مقابله انسان با خطرها و تهدید در جامعه و محیط زندگی فرد همیشه بوده،  اما اگر آحاد بعنوان شهروندان  در جامعه حرمت و امنیت داشته باشند از همه مهم تر امنیت شغلی و اقتصادی داشته باشند ورقابت برای لقمه نانی در کار نباشد، طبیعتا خشونت به حداقل و انسان بی نیاز همانی که برای خود می خواهد برای همنوعش هم طلب می کند. . در واقع رژیم اسلامی جامعه را تبدیل به جنگل کرده و رقابت و حذف فیزکی را نرم جامعه کرده است . در ایران ، فضا چنان تنگ و نا امیدی بر فکر و ذهن آدمها اثر منفی گذاشته که انسانها نه با محیط پیرامونی خود حتی با خود هم در گیر و پرخاشگرند. به هم دلیل است که در ابعاد خارج از نرم  شاهد خود کشی هستیم . علت همه این گونه اعمال ریشه در کمبود و نیاز است .
طبق آماری که در مهر ماه سال ۹۲ منتشر شده انواع خشونت از جمله  ضرب و شتم عمدی و غیر عمدی ، توهین و تحقیر ، تخریب ، زن آزاری و کودک آزاری جزء بیشترین خشونتها در ایران بوده و در حال رشد است . خشونت  در دو سطح یا دو  زمینه قابل روئیت  است. یکی فردی و دیگری اجتماعی. که این دو بر هم قابل کپی و انتقالند.  خشونت فردی روانشناختی است که بسته به موقعیت اجتماعی و روحی فرد دست به خشونت می زند .و نوع دوم ان خشونت اجتماعی است که خصلت آن جنگ و تهاجم  است . وجه دیگر خشونت  تعصبات است از جمله دینی ، نژادی ، و جنسی  که هر کدام می توانند باروت و منشاء خشونت بی پایان باشند از جمله جنگ وخشونت علیه کودکان ، زنان .اشاره کردم که  به بحث شیرین دولت بر می گردم . دولتی که با آن همه امکانات مالی و مادی که در اختیار دارد و برای حل اینهمه مشکلات کوچکترین برنامه و پروژهای ندارد و شانه از زیر بار مسئولیت خالی می کند و با کمال وقاحت مشکلات را در نداشتن اخلاق مردم می بیند. دولتی که ساختار آن مظهر تقلب و خشونت ورزی ، دروغگویی ، فسادو رشوه ، و بی اخلاقی باشد براستی بسیار سخت است که از شهروندان جامعه انتظار داشته باشد که به اصطلاح رویکرد دیگری داشته باشندُ بویژه اگر جنبشهای اجتماعی و سکولار اجازه فعالیت نداشته باشند . به همین دلیل و در   
   غیاب جنبشهای چپ و آزادیخواهانه جامعه ایران از یک ساختار مدرن و غیر پرخاشگر رنج می برد .                                        
راه حل و چکار باید کرد ؟
مردم هیچ راهی غیر از اتحاد و اعتراض در پیش  ندارند. یا تسلیم  سیکل باطل و روز بروز بدتروضع موجود که جان فرد فرد جامعه را به لب رسانده  است می شوند ُیا اعتراض حول خواست و مطالبات بر حق که باید  با زوربه رژیم تحمیل کرد. به جای نشر آثار خمینی و ساختن مسجد سر هر کوچه ای ُ باید خواستار کار و بیمه بیکاری  و همین امروز خواستار راه اندازی مراکز مشاوره رایگان  روانشاسی و روانپزشکی  در تمام منا طق کشور شد .شاید گفته شود با کدام امکانات مادی؟ با همان پولهای که صرف تمام اماکن مذهبی ، تروریستی و بودجه های نجومی که صرف تحصیل و خوشگذرانی بقول معروف آقا زاده ها  "  غارتگران "  می شود . کلید پایان دادن به وضع موجود فقط و فقط در گروه اراده  و در دست شما مردم است نه در دست شیخ حسن روحانی .       
 نکته آخراینکه ،  وقتی تاریخ این مطلب را  نوشتم "ماه اکتبر" " انقلاب اکتبر به ذهنم آمد" جا دارد  یادی کنیم از یکصدمین سال انقلاب اکتبر که هنوز امواجش لرزه بر پیکر و مناسبات سرمایه داری می اندازد.
زنده با انقلاب اکتبرو به امید تکرار دوباره اکتبر، چرا که بشریت و جهان به اکتبر دیگری نیاز دارد. چون یا سوسیالیسم یا بربریت . راه و آلترناتیو سومی نیست .

ابوبکر شریف زاده 14 اکتبر 2017

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید