دوشنبه, 27 شهریور 1396 ساعت 18:19

سيف خدايارى - نه قتل كولبر، نه حمله به فرماندارى!

سيف خدايارى -  نه قتل كولبر، نه حمله به فرماندارى!ترور آزادى بيان در اردن - سيف خدايارى
قتل دو كولبر توسط نيروهاى حافظ جهل و سرمايه در روزهاى نخست شهريور امسال، متفاوت از قتل دهها انسان زحمتكشى بود كه طى ده سال گذشته به طور مرتب كشتار مى شوند. متفاوت از اين نظر كه خشم توده هاى مردم را در بانه و چند شهر ديگر مرزى كردستان ايران- كه دهها هزار نفر شيوه معيشت و سرنوشت مشابه دارند- بر انگيخت و براى چند روز جامعه كردستان در تب اعتراض و تعرض به رژيم جنايتكار جمهورى اسلامى قرار گرفت. اعتراضات گرچه ميليتانت و داراى پتانسيل اعتراضى گسترده ترى بود به دلايل متفاوتى از جمله "مطالبه اى " سيال - كولبر را نكشيد- ، عدم سازماندهى و رهبرى، دخالت جنبشهاى ارتجاعى و ... سركوب شد و تب اعتراضى فعلاً فروكش كرده است.
دخالت جنبشهاى ارتجاعى از جمله شوونيسم قومى كه تلاش مى كند همه چيز را در يك هويت خلاصه كند: كولبر كرد و از اين طريق اعتراض به حق مردم زحمتكش و زخم خورده را ابزارى براى تقويت منافع سياسى خود نمايد و نيز جريان" اصلاح طلب كرد" كه خط دروغين و رياكارانه " عدم خشونت " را اشاعه مى دهد منجر به كند شدن سرعت تعرض مردم به پاسداران جهل و سرمايه شد. جلال جلالى زاده در مطلبى با نام نه قتل كولبر و نه حمله به فرماندارى اين خط ارتجاعى و شيادانه را نمايندگى مى كند كه در اين نوشته كوتاه به آن پرداخته مى شود.

نه قتل كولبر، نه حمله به فرماندارى

دستور پخت بدى نيست. پدرخوانده اصلاح طلبان كرد البته فراموش نمى كند كه ابتدا كمى كارگر نوازى كند و مجيز زحمتكشان كولبر بگويد كه  روزى خود را با زحمت و عرق جبين بدست مى آورند.
فراموش هم نمى كند كه كمى سس ناسيوناليستى  هم كنار دستورپخت اش بگذارد.
اما نكات ديگرى هست كه بايد در يادداشت كوتاه جلالى زاده به آن پرداخت.
١. ابتدا تبرئه جنايتكارانى است كه به روى مردم شليك مى كنند: مى گويد" اينها در خانواده سرمايه داران به دنيا نيامده و  آرزو ى كشتن يك نفر از اين زحمتكشان را در دل نداشته اند" . او در ادامه مى گويد، كما اينكه پدر و مادر كولبران آرزو نكرده اند فرزندانشان كولبر شوند و از ميان اين همه شغل به كولبرى روى بياورند.
مى توان با استاد همفكر و همدل شد و نهايتن روبه روى ديوار بلند تقدير  ايستاد و دعا كرد كه تقدير چنين نباشد.
٢. تقدير استاد اما اين نبود. مى فرمايند" البته كه فعاليت و به زحمت نان درآوردن جاى افتخار است به ويژه در كشور ما كه مى توان بدون اين همه رنج به شيوه هاى ديگر نان در آورد و شكم را سير كرد". كمترين كنايه اى در اين فرمايشات استاد نيست. درست مى فرمايند مى توان به شيوه هاى ديگر نان درآورد: خود استاد و همفكران وى- طيف اصلاح طلبان كرد و شمار وسيعى از مزدوران - از چهل سال پيش اين راه را رفته اند. خزيدن به سمت قدرت و شريك شدن در جنايت. البته كه همه هم پيشمرگ مسلمان نبوده اند: كار فرهنگى كرده اند. از فرهنگ كرد پاسدارى كرده اند. حافظ دين مبين اسلام و بويژه سيرت و عترت رسول و اهل سنت بوده اند. يواشكى هم " ضد شيعه " بوده اند، اما خط قرمز ها را مى شناسند و دفاع از نظام و نظم موجود را به داستان زندگى خود تبديل كرده اند.
٣. استاد مى فرمايند: "مشكل ما نيروى نظامى  و انتظامى و شيوه برخورد آنان يا پديده كولبرى نيست.... بلكه قانون است". احسنت! حاشا و كلا... مشكل استاد نه نيروهاى سركوبگر است و نه شيوه رفتار آنها.نيروى نظامى بايد باشد و شيوه رفتار هم ناگزير همان خواهد بود.  نيروى نظامى بايد باشد تا از نظامى دفاع كند كه جلالى زاده ها خود از پاسداران آن هستند و البته افتخار جنگ با ضدانقلاب را هم دارند و به اعتبار همين خدمات است كه خودى هستند. اما در مورد قانون و روايت قانون گرايى و قانون مدارى اصحاب اصلاحات و پيروان مدينه النبى  - كه استاد نمونه كم نظير آن هستند- بد نمى فرمايند. راه حل توسعه گرايان كردستان - بخوانيد سرمايه داران كرد- سالهاست همين است. مرزهاى قانونى، منطقه آزاد تجارى، تسهيل مبادلات تجارى با كشور دوست و همسايه، جلوگيرى از قاچاق و بويژه كالاهاى حرام و ...ديگر چه نيازى به كولبر هست؟ كولبران هم بروند و از راههاى ديگر  نان دربياورند. اين همه شغل!
٤. حرف حساب استاد اما چيز ديگرى است: "كولبرى تهديد نظام، نمايندگان، مسئولين، سرمايه داران است... موجب بدبينى مردم مى شود .......و لازم است آبى بر اين آتش زيرخاكستر ريخته شود..". " ملت كرد" با اين همه مسئولان دلسوز و افتخارآفرين بايد به خود ببالد. كولبرى را رها كند و راه استاد را در پيش گيرد. هم براى رضاى خدا خوب است و هم رضايت نظام و مسئولين. خدا همه را هدايت كند.

علاوه بر جلالى زاده و طيف اصلاح طلبان كرد - كه جمعى از آنان رياكارانه اعتصاب غذايى كذايى- هم در حمايت از كولبر! راه انداختند، جريان يا جريانات كه  شمشير چوبين "عدم خشونت" در دست گرفته اند، فرصت يافت تا بار ديگر بر بستر اين تحركات اعتراضى و " رويداد" ، نمايش براه بيندازد. كسى كه مناسبات قدرت و رابطه مردم و جمهورى اسلامى را دستكم" ناظر" باشد، مى داند كه تك تك خشت هاى اين نظام با خشونت چيده شده است. خشونت در ذات اين نظام است. كولبر را نكشيد، در تحليل نهايى بقاى وضع موجود است. وضعى كه در آن كولبر بايد باشد؛ ژورناليست وابسته و مزدور رژيم بايد باشند؛ آخوند و مرتجع بايد باشند؛ پاسدار و مأمور كشتار بايد باشند؛ بازار بايد باشد؛ دولت بايد باشد؛ نمايندگان بايد باشند و هر كس وظيفه اش را انجام دهد. تا زيركشيدن اين نظام جهل و جنايت راههاى درازى در پيش است كه بدون شك يكى از آنها افشا و خنثى كردن وظيفه پاسداران اصلاح طلب كرد و " گفتمان" عدم خشونت است

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید