دوشنبه, 30 مرداد 1396 ساعت 18:14

ملکه عزتی - خودکشی استیصال یا انتخاب، صورت مسئله چیست؟

ملکه عزتی - خودکشی استیصال یا انتخاب، صورت مسئله چیست؟
گاه و بیگاه در سایتهای خبری و سطور روزنامه ها در حاشیه اتفاقات و رخدادهای اجتماعی خبر خودکشی زنی، کارگری بیکار، جوانی و گاها نوجوان و کودکی دل را بدرد میاورد و هزاران سوال بیجواب را در ذهن بجا میگذارد.
کارگری خود را به دار اویخت، مردی از پل خود را به پایین پرتاب کرد، زنی خود را به اتش کشید، کودکی با طناب خود را حلق آویز کرد و پدر خانواده  3 فرزند و همسرش را با گاز خفه کرد و خود را حلق اویز کرد، خودکشی چندین زن و دختر جوان در اعتراض به ازدواج اجباری و خشونت خانگی در شهر های کردستان .....اینها صحنه های واقعی در زندگی انسانهایی است که راه حلی برای ادامه زندگی نمی بینند. اینها خبرهایی است از شهرها و مکانهایی که انسانها یا وادار به گرفتن جان خود میشوند یا راهی برای ادامه حیات نمی بینند و  نهایتا در یک بن بست بی پایان بدون حلقه و زنجیره ایی از ارگانهای مشاوره و کمک رسانی و راهنمایی  و روانشناسی تصمیم به خاتمه دادن به زندگی خود میگیرند. چند روز پیش مطلبی در مورد خودکشی ساکنان ایوان غرب استان ایلام خواندم که تصورش هم، غیر قابل قبول و فهم است. تیتر نوشته این بود:
داستان شهری کرد نشین که یک سوم مردگانش خودکشی کرده اند.
 جوانی گفت : «برادرم، دختر دایی‌ام، دختر عمویم» اینها در جواب این سؤال.می‌گوید «کسی را سراغ دارید که خودکشی کرده باشد؟» آب را ریخته روی سنگ قبر سفید مرمر و دارد آن را با دست پاک می‌کند. از اهالی ایوان است. همان شهری که می‌گویند بیشترین آمار خودکشی استان ایلام را دارد. مرد جوان چشم‌های روشن‌اش را به نقطه‌ای دور می‌دوزد؛ همان جا که بلوط‌ها با فاصله کمی از هم قرار گرفته و نواری سبز را به وجود آورده‌اند: «برادرم نخستین بار 24 سالش بود که خودکشی کرد، با قرص. نجاتش دادند. بعد از آن دوبار دیگر هم خودکشی کرده به خاطر بیکاری. باز هم نجات پیدا کرد. الان 34 سالش است؛ افسرده و بیکار. اینجا مردها به خاطر بیکاری و بی‌پولی خودشان را می‌کشند، زن‌ها هم یک جور دیگر... اصلاً خیلی وقت‌ها جوان‌ها که دور هم جمع می‌شوند، وقتی می‌خواهند از هم خداحافظی کنند، به شوخی می‌گویند: خب من بروم خودم را از دره پرت کنم. این شوخی‌ها را بارها عملی کرده‌اند. «قبلاً زن‌ها بیشتر خودکشی می‌کردند. حالا اما خودکشی میان مردها بیشتر است. زن‌ها بیشتر خودسوزی می‌کردند. حالا خودسوزی کمتر شده. نه اینکه نباشد. «اینجا بیشتر کسانی که خودکشی می‌کنند، زیر۳۰ سال هستند.
طرف آنقدر قرض می‌گیرد که دیگر می‌بیند نمی‌تواند پس‌اش بدهد و چاره‌ای نمی‌بیند جز اینکه خودش را بکشد. حالا این قرضی که می‌گویم فکر نکنید خیلی زیاد است، طرف برای اینکه۱۰میلیون قرض داشته، خودش را دار زده. الان جوان‌های ایوان اگر خیلی شانس آورده باشند، عسلویه و بندرعباس مشغول شده‌اند. آنهایی که اینجا هستند بیکارند. خیلی‌هایشان معتاد شده‌اند. از بچه ۱۰ ساله اینجا معتاد داریم تا پیرمرد ۸۰ساله.» قبرستان، تفریحگاه مردم اینجاست. اینجا آمار سکته هم بالاست. همه‌اش از غصه. نه کار هست و نه تفریح. مردم پنجشنبه و جمعه توی این گرما از دو بعدازظهر می‌آیند توی قبرستان می‌نشینند تا غروب، چون تفریح دیگری ندارند.»بیشتر کسانی که خودکشی کرده اند جوان بوده‌اند.
لحظاتی طول میکشد تا دوباره بتوان بشکل عادی نفس کشید و در صدد فهم و هضم این سطور برامد. عامل و مسبب  این وضعیت اسفبار و غیر قابل باور،  در یک نگاه کلی  به یک جواب ختم میشود، جمهوری اسلامی و نکبتی که از وجود این حاکمیت بر مردم تحمیل گشته. از خودبیگانگی و استیصالی که جامعه نابرابر و مذهب زده انسانها را در مقابل ان قرار داده و قدرت و توان  واکنش اعتراضی را با هزار و یک اهرم سرکوب و فشار و اختناق از انها سلب نموده. حاکمیت و سیستم حکومتی که ستاینده مرگ و سیاهی است، جنگ را نعمت میداند و گریه و شیون و عزاداری را میستاید و عبوس بودن را از خصایص خوب میشمارد، و صد البته همه اینها را نه برای خود که برای دیگران توصیه میکند.  دشمن شادی است و موسیقی را حرام میداند و ممنوع زیبایی را با اسید از بین میبرد و برای پنهان کردن آن هر ترفندی را بکار میبرد.آزادی  و برابری زن را عامل فساد، زنان معترض و برابری طلب را نه در جامعه که حتی در فیلم و کتاب هم برنمیتابد و برای در بند کردن هر صدای اعتراضی هزار ارگان سرکوبگر ایجاد کرده. همه جا انسانهایی هستند که به بن بست رسیده باشند، بدلایل روانی و عدم بالانس فکری و پریشانی و افسردگی دست به خودکشی بزنند . اما وقتی که  از کودک 9 ساله تا زن و مرد 80 ساله برای خلاصی از مشکلات عدیده زندگی و بن بست  های بی پایان روزانه مرگ را انتخاب میکند باید از خود پرسید کجای کار خراب است و چرا این اتفاق میافتد؟؟  چرا  هیچکس هم در صدد حل این مشکلات نیست و خود را مسئول  و جوابگو نمیداند. باید از بررسی علل فردی پا را یک قدم  فراتر نهاد و به بررسی دلایل اجتماعی این پدیده پرداخت. در جامعه ایی که فشار مذهب و تنگنای اقتصادی گلوی پیر و جوان و زن و مرد و کودک را به یک اندازه میفشارد و به یک اندازه تحت فشار قرار میدهد باید پذیرفت  این دیگر عدم بالانس روانی یا افسردگی شخصی و فردی نیست که منجر به خودکشی میشود. فضای تنگ و خفقان زده در جوامع تحت حاکمیت  مذهب در همه ی ادوار یکی از عوامل افسردگی انسانها و عدم شکوفایی و رشد جامعه بشمار رفته. از حاکمیت سیاه کلیسا در اروپای قرون وسطا، تا قدرتگیری اسلام در سالهای اخیر هر جا عاملان  ادیان و مذاهب در قدرت بوده اند نکبت افریده اند و انسانها را به کام مرگ فرستاده اند. چه با ایجاد جنگ چه با تروریسم کور و وحشیانه و چه با ایجاد فضای تنگ و اختناق در جامعه نتیجه یکی بوده مرگ و نیستی و نابودی.  سرمایه داری و خصلت بارز سیستم طبقاتی، کار برده وار و تولید ارزش اضافه و سود سرسام اور برای صاحبان سرمایه و قدرت است در این سیستم انسانها  دارای کمترین ارزش و پول و سود دارای بیشترین ارزش است. به اندازه کافی گرسنه نگه داشتن طبقه ایی که خود خالق ثروت جامعه است  راه حل سرمایه برای دوام و بقای خود است. ارامش و امنیت و رفاه انسانها نه امر صاحبان سرمایه است و نه امر حافظان سرمایه. بیکاری، بیخانمانی، نبود رفاه و سعادت و خوشبختی از عوارض طبیعی این سیستم غیر انسانی است. در جمهوری اسلامی که کرامت، حرمت و ارزش انسانها هر روزه و سیستماتیک زیر پا له میشود و برآودره شدن بدیهی ترین نیازها بیشتر به خواب و خیال میماند، اکثریت عظیم جامعه قادر به تامین نیازهایش نیست و باید برده وار کار کند تازه اگر کاری باشد تا نانی را بر سفره بیاورد. انسان و نیازهای بدیهی انسان از کمترین ارزش برخوردار است. سیستم خشن سرمایه داری با حکومتی که قوانین قرون وسطایی را بر جامعه حاکم کرده تنها ارمغانش برای جامعه خفقان و بی افقی سیاهی است.  جامعه ایی که چاه جمکران و هر قبری بنام امامزاده میلیونها  بودجه ی اختصاصی سالانه دارد، بررسی سلامت عمومی جامعه، بررسی مشکلاتی که اقشار مختلف جامعه با آن روبرو هستند نه ارگانی دارد و نه بودجه اختصاصی. کودکان کار و خیابان، زنان و مردان کارتن خواب، معتادینی که در قبرها شب را به صبح میرسانند و کودک ۶ ساله فال فروش که میخواهد اجاره الونک خود و مادرش را فراهم کند و هزاران درد اجتماعی دیگر  نه لایحه ایی در مجلس دارند و نه بلندگویی برای سخنرانی و اعتراض و ... اینها مگوهای یک جامعه بسته و مذهب زده هستند که هیچ ارگان حکومتی و نماینده مجلسی  دوست ندارند در موردش سخن بگویند. اینها را نباید بزرگ کرد، نه ادمهایش بزرگ هستند و نه کاری که میکنند در خدمت به میهن اسلامی است!! جامعه ایی که جای خدمات اجتماعی رایگان و بیمه بیکاری و مسکن مناسب  و آموزش و پرورش رایگان و اجباری با خیریه و صدقه و فطریه و بنیاد دزد مستضعفان عوض شده و دولت هیچ تعهدی در برابر مشکلات اجتماعی  رابعهده نگرفته و هیچ برنامه ایی برای حل این مشکلات ندارد باید منتظر فروپاشی بیشتر زندگی  انسانها بود مگر اینکه این جامعه بخود بیایید و با این نابرابری ها  و نابسامانی ها برای همیشه تصویه حساب کند.
میشود به انسانهایی که به خودکشی بعنوان راه حل بن بستهای زندگیشان  و پایان دادن به استیصالی  که در ان فرو رفته اند گفت این راه حل نیست، راه دیگری هم وجود دارد، ماندن و مبارزه کردن، همسو و همراه شدن برای فروپاشی سیستمی که ارمغانش برای اکثریت  جامعه فقر و بیکاری و بی خانمانی و مرگ و نابودی است. همه ی اینها را باید گفت ، باید باور جامعه به تغییر و امکان ایجاد جامعه ایی دیگر را  تقویت کرد، باید به جامعه و انسانهای زنده امید داد، باید شادابی و امید و باور به خود را تقویت کرد و در مقابل  به قعر رفتن جامعه ایستادگی را سازمان داد، اما بدون مسلح کردن جامعه به سلاح مبارزه متحد و متشکل این تلاش در حد یک فراخوان انسانی باقی خواهد ماند. بدون ابزار لازم برای مبارزه نمیشود به جنگ این پدیده رفت.
اما تا اوجگیری این مبارزات و تا شعله ور شدن خشم خفته انسانهای تحت انقیاد، زنان و کودکان بیحقوق و مردان تحت ستم و استثمار باید خواسته های روشن و قابل اجرا در مقابل دولتی که برای اعتصاب غذای کروبی وزیر و وکیلش بسیج میشود و خواسته هایش را ۲۴ ساعته براورده میکند، قرار داد، باید التیماتوم داد ما خواهان براورده شدن خواسته هایمان هستیم . باید اخطار داد انسانهایی که در منگنه فقر، گرسنگی و ناامیدی قرار دارند و به بن بست رسیده اند نیاز به کمک دارند. حضور معلمان و مشاورانی  که  دانش اموزان  و دردهایشان را میبینند و نه حجاب وی را، وجود مراکزی که به زنان فراری از خانه کمک و یاری میرساند نه جمع اوری انها برای پنهان ماندن از دید جامعه و تحقیر روزمره انها، ایجاد و وجود مراکزی که به معتادین کمک میرسانند، نه صدقه، بیمه بیکاری برای انسانهایی که بهر دلیلی بیکار هستند، اسکان کارتن خوابها در مسکن مناسب وایجاد مراکزی که حامی و مدافع زنان و دخترانی که از فشار خانواده و فرار  ازدواج اجباری از خانه و کاشانه شان متواری شده اند و محافظت از زنان و دخترانی که مورد خشونت خانگی قرار میگیرند و بدلیل فشار غیر قابل تحمل مجبور به خودکشی و خودسوزی میشوند. براورد کردن این خواسته ها در مقابل  هزینه و مخارج عملیات موشکی سپاه  عددی نیست. هزینه  بر اورد کردن این خواسته ها در مقابل هزینه جنگ در سوریه، تامین مالی گروههای تروریستی و اعزام واحدهای نظامی به سوریه قطره به دریا است. سلامت جامعه یک امر اجتماعی است، یک وظیفه پایه ایی دولت و حکومتی است که پول، سرمایه  و منابع مالی جامعه را دراختیار دارد.  سرباز زدن از انجام این وظایف جرم اجتماعی است و باید در قبال آن پاسخگو بود. نباید از قربانیانی که  روزانه  با هزار و یک تناقض فکری روبرو هستند متوقع بود که برای همه سوالهای بیجواب پاسخی داشته باشند و به جنگ یک تن با همه ی نابسامانیهای خود بروند.  بخش بسیار بزرگی از این مشکلات، مشکلات اجتماعی هستند که فرد در ایجاد انها نقشی نداشته و مقصر نیست و نباید به تنهایی و بدون یک حلقه کمک و همراهی همه جانبه به جنگ همه این نابسامانیها برود. رها کردن افراد به شکل واحدهای مجزا و اتمی بدون در نظر گرفتن مسئولیت اجتماعی در قبال فرد،  رمز اتمیزه کردن افراد در جامعه بنا شده بر طبقات و قدرت سرمایه است، نباید زیر بار قبول این وضعیت رفت. کودک ۹ ساله ایی که خودکشی میکند چون خانواده اش توان پرداخت شهریه مدرسه را ندارد مسئولیتی برای تهیه شهریه ندارد، راه حل، وجود اموزش و پرورش مجانی برای همه است. نان سفره انسانها را نباید به گروگان گرفت، راه حل خودکشی نیست، راه حل پرداخت حقوق کارگران است، پرداخت حقوق معوقه است. کسانی که از بالانس فکری و روانی رنج میبرند مسئول وضعیت خود نیستند، برای جلوگیری از خودکشی راه حل وجود مراکز پزشکی و سیستم پزشکی مجانی برای درمان و روان درمانی است.  بالندگی فکری و شکوفایی فکری و رهایی از یاس و نومیدی یک وظیفه اجتماعی است. نباید قبول کرد که هرکسی مسئول سرنوشت خویش است، سرنوشتها از قبل نوشته نشده اند. شرایط اجتماعی تعیین میکند انسانها در چه شرایطی قرار میگیرند و چه اینده ایی در انتظارشان خواهد بود.
در دنیایی که سود و پول حرف اول را نمیزند، در جامعه ایی که اموزش خرافه در دستور نیست و اطاعات بی چون و چرا یک امر بدیهی نیست، خودکشی هم بعنوان راه حل همه بن بستها انتخاب نمیشود..
اگوست ۲۰۱۷ملکه عزتی

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید