جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 13:29

جمهوری اسلامی بعد از "انتخابات" با هیئت اجرائی حزب حکمتیست - رحمان حسین زاده. عبداله دارابی. ناصر مرادی.سیاوش دانشور

جمهوری اسلامی بعد از "انتخابات" با هیئت اجرائی حزب حکمتیست - رحمان حسین زاده. عبداله دارابی. ناصر مرادی.سیاوش دانشور

کمونیست هفتگی: ارزیابی حزب حکمتیست از برگزاری مضحکه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا و نتایج آن چیست؟ خامنه ای و سران دولت اسلامی ادعا میکند که بیش از چهل میلیون در انتخابات به جمهوری اسلامی "رای" دادند. این ادعا را چگونه بررسی میکنید؟  

رحمان حسین زاده: همانطور که قابل پیش بینی بود، سران جمهوری اسلامی و دو جناح و دارودسته های آنها به کمک رسانه های "باوجدان" و به اصطلاح اپوزیسیون "پراگماتیست" پادو، بساط معماری شده "انتخابات" را پشت سرگذاشتند. مثل همیشه جعل می بافند و ادعا میکنند که نظام اسلامی "محکم" بر جای خود ایستاده است. چنین نیست. اکنون که سه هفته از آن مضحکه گذشته و جار و جنجال تبلیغاتی فرو نشسته است، هر کس که ریگی به کفش نداشته باشد، با مشاهده ای ساده متوجه میشود، جمهوری اسلامی با همه معضلات گریبانگیر تاکنونی، با ناسازگاریهای عمیقش با جامعه و شهروندانش، با "چالش های" مورد تاکید خامنه ای با دولتهای منطقه و آمریکا و غرب، با شکافهای عمیق تر شده جناحی و درونی و زیر فشارهای خرد کننده در موقعیت نامساعدی بسر میبرد.
 
خامنه ای و روحانی به عنوان دو عنصر راس حکومت و جناحهای جمهوری اسلامی به خوبی متوجه معضلات بزرگ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی گریبانگیر نظامشان هستند. اینها راهی برای حل و یا تخفیف این معضلات نداشته و ندارند، اما برای مقابله با عوارض این وضعیت در ۳۸ سال گذشته تا بخواهی در بکارگیری انواع ترفندها و اساسا سرکوب و اعمال فشار بر جامعه  تبحر پیدا کرده و باز هم چنین مانورها و سرکوبگری را بکار خواهند گرفت. بساط مهندسی شده مضحکه انتخابات یکی از مانورها و شگردها است.

روحانی سر برآورده از صندوق برای روبرو شدن با معضلات گریبانگیر دولتش حتی در موقعیت بسیار بدتر از چهار سال گذشته ریاست جمهوریش است. در دوره گذشته اگر با اتکا به توافق هسته ای، وعده های دروغین "گشایش اقتصادی" و بعضا "فرهنگی و سیاسی" را میداد، از مدتها قبل با به گل نشستن برجام، دولتش هم به گل نشست و اثری از این وعده ها نماند. بی دلیل نبود در جریان کمپین تبلیغاتی اش نه تنها جرأت تکرار وعده های جعلی را هم نداشت، بلکه به طرف مقابل می توپید و وعده های دروغین آنها در زمینه بهبود وضع معیشتی و افزایش یارانه ها را افشا میکرد. روحانی نه براساس وعده به بهبود اوضاع، بلکه با دفاع از وضع موجود و بدتر نشدن اوضاع در مقابل رئیسی مظهر جناح خشکه مذهبی دست بالا را پیدا کرد. واضح است، جمهوری اسلامی پاسخی برای انبوه مشکلات اقتصادی و معیشتی و سیاسی و فرهنگی گریبانگیر کارگران و زنان و جوانان و مردم تحت فشار ندارد. ناسازگاری جامعه با جمهوری اسلامی عمیقتر خواهد شد. بعد از این بساط "انتخابات" هم ما شاهد تداوم تحرک اعتراضی طبقه کارگر و مبارزات بخشهای حق طلب جامعه خواهیم بود.

در سطح منطقه و جهانی هم ناسازگاریهای عربستان و تعداد قابل توجهی از دولتهای عربی، و  آمریکای تحت مسئولیت ترامپ با جمهوری اسلامی ادامه پیدا میکند. ادامه ریاست جمهوری روحانی و تاکید او بر "تعامل سازنده" با دولتهای منطقه و جهان با سیاست "تداوم چالش" خامنه ای و جناح پشت سر او همخوانی ندارد و سد میشود و در این چهارچوب هم نمیتواند کمک اساسی به حل ناسازگاریهای جهانی و منطقه ای پیش روی جمهوری اسلامی بکند. یک جنبه مهم دیگر در جریان کمپین تبلیغاتی بساط انتخابات اخیر شکاف جناحهای جمهوری اسلامی عمیق تر و مناسبات آنها آنتاگونیزه تر شده ست. ابعاد افشاگری اینها از همدیگر و نشان دادن ابعاد تاریک و پر از فساد و سرکوب نظامشان از زبان کاندیداهای نظام، چشمان حقیقت جوی مردم را بازتر و حق به جانبی مردم حق طلب در مقابل این رژیم جهت تعرض بیشتر به کلیت نظام افزایش میدهد. لذا در یک جمله جمهوری اسلامی پس از مضحکه "انتخابات" در مقابل تحرک اعتراضی قابل پیش بینی طبقه کارگر و بخشهای حق طلب مردم معترض ضربه پذیر است.

در مورد ادعای شرکت ۴۱ میلیونی مردم در مضحکه انتخابات توسط سران جمهوری اسلامی چند نکته را باید تاکید کرد.

الف: صرفنظر از میزان شرکت و یا عدم شرکت مردم در این بساط و آمار کذایی مورد ادعای آنها، یکبار دیگر این حقیقت به روشنی خود را نشان داد، در جمهوری اسلامی انتخاباتی در کار نیست و سیاست عدم شرکت در صندوق چرخانی جمهوری اسلامی، و نه گفتن به کلیت جمهوری اسلامی و "انتخاباتش" سیاستی رادیکال و متعهدانه نسبت به منافع کارگران و مردم بود. همانطور که در فروردین سال ۵۸  زمانی که هنوز سه ماه از عمر این رژیم منحوس نگذشته بود، آن چند در صد از مردم ایران که در رفراندم آری یا نه شرکت نکردند، حقانیت داشتند و امروز هم با افتخار از آن یاد میکنند.

ب- آمارهای سران جمهوری اسلامی هیچگاه جای اعتبار نبوده است. از زاویه مردم و نیروهای آزادیخواه و چپ هم هیچگاه مراجعه به آمار جعلی آنها اهمیتی نداشته است. اما زمانی که نه فقط سران جمهوری اسلامی، بلکه جریاناتی به نام "اپوزسیون" آمار جعلی جمهوی اسلامی را به رخ شرکت نکرده ها و "تحریمی ها" میکشند، آن را به ابزاری برای مردم فریبی تبدیل میکنند، آنوقت لازمست تاکید کرد، آمار اینها جعلی و دستکاری شده است. همانطور که در اعلامیه حزب حکمتیست اشاره کردیم، وزارت کشورشان اعلام میکند که تا ساعت ١٨ (آخرين زمان رای گيری) از ۵۶ میلیون واجد رای حدود ٢٠ ميليون شركت كرده اند. یعنی ۳۶ میلیون شرکت نکرده اند. اين آمار در شش ساعت تمدید شده ناگهان به ۴۱ میلیون و بالاتر میرسد!؟ یعنی میزان تحریمی ها، طبق این آمار از ۳۶ میلیون به  ۱۵ میلیون نفر میرسد تا از دور قبل کمتر باشد. تنها با دستکاری آرا است که میتوانند پُز توخالی مشروعیت حقوقی بگیرند. اینها واقعیتی که اکثریت عظیم مردم بر آن واقفند و به همین دلیل این بار عاجز از کسب مشروعیت فرمال این بساطشان هستند و کار به جایی کشیده جناح شکست خورده پروسه رای گیری و صندوق چرخانی را زیر سئوال برده است. همانطور که قبلا خود خامنه ای اذعان کرد که هر دوره عده ای دست به تقلب زده اند.

ج- واضح است، اقلیتی چند درصدی که منافعشان به ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی گره خورده در این بساط شرکت میکنند. به علاوه بخش وسیعی از مردم ناراضی و متنفر از جمهوری اسلامی با محاسبات غلط  و اشتباه در فضای دو قطبی کاذبی که ایجاد شد، به پای صندوق رای کشیده شدند. این بخش از مردم میتوانستند همانند آن قطب سوم چند میلیونی در این بساط شرکت نکنند. قطب "تحریمی ها" و نه گفته ها به جمهوری اسلامی را قویتر و گسترش دهند. و نهایتا یک تجربه مهم عدم شرکت میلیونها انسان حق طلبی است که در این بساط شرکت نکردند. این سرمایه بزرگ جنبش اعتراضی و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است که بر آن تکیه میکنیم.    

کمونیست هفتگی: ایندوره رژیم اسلامی سرمایه گذاری گسترده ای برای ایجاد مراکز جدید اخذ رای و تبلیغ برای بسیج ایرانیان خارج کشور صورت داد. در خارج کشور انتخابات اسلامی چگونه پیش رفت؟ نتیجه چه بود؟ مراکز رای گیری در خارج کشور چه اهمیتی برای رژیم اسلامی دارد؟

ناصر مرادی: نمایش مضحک انتخابات در خارج کشور را صورت داده بود. ستاد انتخابات کشور و معاون کنسولی وزارت خارجه با ایجاد ۳۰۳ شعبه اخذ رای در ۱۰۳ کشور و نمایندگی ۱۳۳ سفارتخانه و سرکنسولگری تلاش کردند ایرانیان مقیم خارج را به پای صندوقهای رای بکشانند. در این راستا رسانه های جمهوری اسلامی با تبلیغات گسترده و امکانات مالی و فراهم کردن تسهیلات وسیع از یکسو و تبلیغات و عوامفریبی رسانه ها ی همچون بی بی سی و رادیو  فردا و مفسران شبکه های ماهواره ای، تحلیلگرانی که تا دیروز شریک جرم و جنایت رژیم بودند و از دایره قدرت به بیرون رانده شده اند اما امروز طرفدار دمکراسی و حقوق بشرشده اند و از طریق شبکه های مختلف وابسته به جمهوری اسلامی امرار معاش می کنند از دیگر سو در خارج کشور، دست بکار شدند و هفته ها و روز ها و ساعتها قبل از نمایش انتخابات و در جریان "انتخابات" سعی کردند ایرانیان خارج کشور را به پای صندوق های رای بیاورند و تنور انتخابات را گرم نگه دارند.

اما واقعیت چیز دیگری را نشان داد. علی رغم همه این تلاشها و عرق ریختنها و سازماندهی تبلیغات میدیایی برای نشان دادن حضور مردم خارج کشور به پای صندوق های رای بنا به آمار چه خود رژیم و چه اپوزیسیون طرفدار آن از جمعیت نزدیک به ۵ میلیون نفر ایرانی مقیم خارج کشور فقط ۷ درصد در این نمایش و بساط مضحک بنام انتخابات شرکت کردند. از این ۷ درصد  بیشتر از ۲ درصدش را عوامل و ایادی خود رژیم و کاربدستان و مزدوران جمهوری اسلامی تشکیل می دهند. بقیه هم بنا به مصلحت و محضورات آمد و رفت سفر، بورسیه دانشگاه و غیره پای صندوق رای حاضر شدند. عده ای بسیار قلیلی هم اساسا در ضدیت با کمونیستها و آزادیخواهان و سرنگونی طلبان و برای دفاع از منافع و موقعیت اقتصادی که در خارج کشور بهم زده اند و برای حفظ تجارت و سرمایه گذاری و سوداگری رو به ایران و معاملات بازرگانی و شراکت در مافیای اقتصادی ارگانهای برون مرزی رژیم اسلامی شریک هستند رای دادند. اهمیت رژیم و یاری اپوزیسیون طرفدار رژیم درتلاش برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای در این بود که جمهوری اسلامی با برگزاری چنین مضحکه ای مشروعیت فرمالی را کسب کند و با این ترفند حفظ نظام و سرکوب مخالفین و سرنگونی طلبان و جنبشهای اجتماعی را مشروع جلوه دهد و در فردای "انتخابات" با اعتماد بنفس بیشتری سرکوب و بی حقوقی را تداوم ببخشد و نهایتا با نمایش اجرای فریبنده این بساط ارعاب در جامعه را قانونی جلوه بدهد.

اما در قطب مقابل ما بودیم ما کمونیستها و طیف آزادیخواهان و سرنگونی طلبان که همان روز اول اعلام کردیم که گذاشتن نام انتخابات به چنین مضحکه ای بی حرمتی به شعور و شخصیت میلیونها مردمی است که ۳۸ سال تحت حاکمیت وسلطه ارتجاع اسلامی زندگی می کنند. ما اعلام کردیم این رژیم دویست هزار اعدام است. رژیم نزدیک به چهار دهه زندان، شکنجه و بدار آویختن مخالفین و کمونیستها و آزادیخواهان ایران است. رژیم تحقیر زنان و ضد آزادی و حرمت انسان است رژیم گله آخوند و آدمکشهای حرفه ای و رژیم فقر و فلاکت کارگران و زحمتکشان است. "انتخاباتشان" هیچ اعتباری ندارد. گفتیم مردم نباید در این نمایش مضحک اسلامی شرکت کنند. این "انتخابات" آزاد نیست. این مضحکه است به این خاطر که از میان لیست کاندیداهای مرد مسلمان ۶ نفر مرتجع و دزد و جنایتکار و قابل اطمینان برای حفظ تحجر نظام را از غربال شورای نگهبان رد می کنند و اعلام می کنند به اینها باید رای بدهید. این "انتخابات" آزاد نیست به خاطر اینکه در اين "انتخابات" فقط به جنایتکاران اجازه شرکت بعنوان کانديد میدهند. زنان، کمونيستها، سوسياليستها و آزاديخواهان اجازه شرکت ندارد. در نتیجه روز "انتخابات" مراکز صندوق رای با حضور میلیتانت ما کمونیستها و آزادیخواهان و سرنگونی طلبان روبرو شد. ما در تشکیلات خارج کشور حزب حکمتیست، همراه با کمونیستها و آزادیخواهان خارج کشور، با تجمع و حضور در مقابل سفارتخانه های رژیم و اماکنی که برای صندوق رای در کشورهای اروپایی ایجاد کرده بودند، با سخنرانی در این تجمعات به افشای جنایات و سرکوبگری و زندان وشکنجه و اعدام از طرف این رژیم پرداختیم. از عده ای که قصد شرکت در بساط انتخابات را داشتند خواستیم که در این مضحکه شرکت نکنند و همچنین سران شیاد و مجیزگوی "اپوزیسیون" هوادار رژیم را که در مقابل صندوق های رای حقیرانه حضور پیدا کرده بودند رسوا کردیم و این روز را به روز اعتراض به مضحکه انتخاباتی و افشای ۴ دهه عملکرد مملو از جنایات و توحش جمهوری اسلامی و مهره های کاندیدای ریاست جمهوری تبدیل کردیم.

کمونیست هفتگی: جمهوری اسلامی بعد از انتخابات در چه وضعیتی قرار دارد؟ به نظر شما بحران حکومت و تقابل جناح ها از یکسو و تقابل مردم و حکومت از سوی دیگر، چه مسیری طی خواهد کرد؟

عبداله دارابی: ما بارها گفتیم و نوشتیم که پدیده ای به اسم انتخابات در نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد تا ماقبل و بعد آن قابل سنجش و اندازه گیری باشد. بعد از "انتخابات" هم به مردم اعلام کردیم هیچ چیزی در وضعیت نظام به نفع مردم تغییر نکرده و نخواهد کرد و این "انتخابات" هم مثل بقیه انتخابات گذشته هیچ چیزی برای مردم به ارمغان نخواهد آورد. حسن روحانی هم این بار خلاف دوره  قبل با "کلید" نجات جامعه ظاهر نشد و هیچ وعده و وعیدی هم به مردم نداد، حتی در مشاجرات  انتخاباتی راجع به یارانه به رقیبان خود تاخت. هنر "نتخابات" این دوره، عمدتا ایجاد قطب بندیهای کاذب و ایجاد ترس و وحشت میان مردم بود که توانست میان جانیان بد و بدتر کاندید شده اسم یکی را از صندوق بیرون آورند و کمافی سابق آنرا برای چهارسال دیگر بر مردم تحمیل کنند و بدینوسیله  کابوس "انتخابات"  این دوره را هم پشت سر بگذارند. با توجه به آن، با بکار گماردن شغلی یک مهره جانی رژیم نمی توان وضعیت یک نظام بحران زده ای چون جمهوری اسلامی را مورد بحث و بررسی قرار داد و نام انتخابات را بر آن گذاشت. این اقدام رژیم، چیزی غیر از توهین و اهانت به شعور مردم فهیم ایران نبود و نیست. این انتخابات قباحت بار رژیم، حتی از حیطه "انتخابات" فرمال نظام سرمایه داری حاکم بر جهان نیز فراتر بود. با توجه به آن، خلاف ادعاهای پوچ و موهوم مقامات ریز و درشت رژیم، باید گفت که برندگان واقعی این "انتخابات"، میلیونها انسان آزدیخواه و شریف ایران هستند که به این مضحکه  "نه"  گفتند و تحت هیچ عناوینی پای صندوق های رای نرفتند چون انتخاب واقعی شان "نه" به جمهوری اسلامی و سرنگونی آن بود و هست.

وضعیت جمهوری اسلامی بعد از انتخابات، بمراتب بدتر از ماقبل آن است. چون ماهیت و کارکرد رژیم در قبال سرنوشت آتی میلیونها کارگر و زحمتکش جامعه ایران سر جای خود باقی است و در این رابطه هیچ سیاست ضد کارگری و ضد انسانی رژیم تغییر نکرده و قرار نیست هیچ چیزی به نفع مردم آزادیخواه و کارکن جامعه تغییر کند. چنانچه بالا اشاره کردم، رای دهنده گان این دوره "انتخابات"، این بار با وعده و وعید هیح کاندیدی پای صندوقهای رای نرفتند و به انتظار هیچ وعده و وعید پوچ و توخالی رژیم هم رای خودشان را به صندوق نریختند. چون دوره انتظار مردم زحمتکش  به سر آمده و منتظر نیستند بیش از این آزموده را بیازمایند، چون خود را مستحق آن نمی دانند بیش از این  سیه روزی  حاکم بر جامعه را تحمل کنند. ما بارها گفتیم  موجودیت خودِ رژیم جمهوری اسلامی و سیاستهایش، با زندگی و کارکرد جامعه ایران خوانایی ندارد و با آن جور در نمی آید. رژیمی که بخاطر سود و سودآوری هرچه بیشتر بطور روزمره قوانین قرون عصر حجریش را علیه طبقه کارگر و مردم آزادیخواه بکار می بندد و به قول خمینی، اقتصاد  را "زیربنای الاغ"  بداند مردم چه انتظاری باید از آن داشته باشند؟ حکومتی که عقل و منشاء اثر فکری و بند ناف اش به چنین اراجیفی وصل شده باشد چه انتظاری باید از آن داشت؟ آیا چنین رژیمی، می تواند خودش را به مردم آزادیخواه و فهیمی چون جامعه ایران منتسب کند؟ ما بارها گفته ایم مشکل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، وجود خودِ جمهوری اسلامی است و تا این مانع از سر راه مردم برداشته نشود هیچ رویکرد مناسبی از زندگی برای مردم حاصل نخواهد شد. خلاف اراجیف رژیم و دار و دسته هاش طولانی شدن عمر رژیم، هیچگونه توجیهی دال بر حقانیت داشتن رژیم اسلامی ایران را نشان نمی دهد. این رژیم، تا حال با زور سرنیزه به عمر ننگین خود ادامه داده است. بنظر من بحران سیاسی و اقتصادی مزمن رژیم، با  این مضحکه"انتخابات"، راه به جایی نمی برد و هیچ دردی از دردهای بیشمار رژیم را حل نخواهد کرد. بعد از این"انتخابات"، طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ایران سر راستر از همیشه راه خودشان را خواهند رفت و بیش از پیش برای تحقق خواستهای خویش در برابر رژیم خواهند ایستاد و مبارزات اقتصادی و سیاسی خود ادامه خواهند داد و به انتظار هیچ وعده و وعیدی از طرف رژیم منتظر نخواهند ماند و دست رو دست نخواهند گذاشت.

کمونیست هفتگی: در این انتخابات یک وزنه سنگین، یعنی کسانی که در این نمایش شرکت نکردند، اعلام حضور مجدد کرد. تهاجم به این قطب سوم از روزهای قبل از انتخابات و روز بعد از انتخابات توسط رژیمی ها و اپوزیسیون طرفدار رژیم شروع شد و هنوز ادامه دارد. هدف سیاسی این حملات هیستریک چیست؟ این قطب نخواستن کل حکومت چه جایگاهی در سیاست ایران دارد؟

سیاوش دانشور: کسانی که در نمایش انتخابات شرکت نکردند، طیفی که با "تحریمی" ها معرفی شد، همواره وجود داشته اند. این طیف در انتخابات سال ۹۲ بعنوان یک نیروی سوم در تقابل با دو جناح بیش از پیش مطرح شد. این طیف در متن بدتر شدن اوضاع اقتصادی و بیکاری و بی تامینی در دوره روحانی، فربه تر شد و رسما در زبان حکومتی ها بعنوان یک "تهدید" و یک طرف مهم کشمکش سیاسی در نمایش انتخابات اخیر برسمیت شناخته شد. معلوم شد که سیاست ایران صحنه جدال روحانی – خامنه ای و دو جناح حکومت نیست، طرف سومی هم وجود دارد که علیه کل این پدیده است و جمهوری اسلامی را نمیخواهد. آنچه که ما شاهدیم، بروز روشن تر و متعین تر طرف سوم در جدال سیاسی در ایران است. امری که کمونیسم کارگری از قدیم بر آن تاکید داشته است.

در انتخابات اخیر، بویژه در روزهای هفته آخر قبل از نمایش انتخابات، تهاجم تبلیغاتی به طیف موسوم به "تحریمی ها" از جانب طرفداران روحانی در داخل و خارج شدت گرفت. برای وادار کردن مردم به "انتخاب" میان دو قطبی کاذبی که ایجاد کرده بودند، گفتند مسئول پیروزی احتمالی رئیسی تحریمی ها و کسانی هستند که در انتخابات شرکت نمیکنند! عده ای در سوشیال میدیا ترمز بریدند و رسما به مخالفین شرکت در مضحکه انتخابات توهین و فحاشی کردند و حتی تا انتساب "خیانت" به آنها جلو رفتند. در خارج کشور نیز رسما و در کمال "افتخار" گفتند و نوشتند که وظیفه طرفداران روحانی و اپوزیسیون پرو رژیم، "شکستن بُرج و باروی تحریم" بود. هدف بلافصل نمایش انتخابات بدست دادن عددی مورد قبول برای شرکت در انتخابات و کسب مشروعیت فرمال حقوقی برای نظام اسلامی و همینطور درهم شکستن بلوک تحریمی ها و یا دستکم کوچک تر نشان دادن آن نسبت به دوره قبل بود. با اعلام "پیروزی" و از صندوق درآوردن روحانی، حمله به کسانی که در انتخابات شرکت نکردند مجددا آغاز شد. اعلام "شکست" این اردو، اعلام "شکست" تاکتیک عدم شرکت و تحریم و بایکوت و غیره، قرار بود تئوری ارتجاعی "بد و بدتر" را توجیه کند و هواداران رژیم در خارج کشور را منسجم نگاه دارد.

واقعیت اینست که این تحلیلها و تبلیغات اهدافی بلندمدت تر و استراتژیک دارد. تلاش کمپ جریانات ملی - اسلامی طرفدار رژیم و مسالمت جو اینست که سیاست در ایران به سمتی نرود که جامعه عبور از جمهوری اسلامی را انتخاب کند. کُل تلاش اینست که مخالفت و اعتراض و نخواستن در جامعه در چهارچوبهای قانونی نظام اسیر شود. در این مسیر باید همواره به حکومت و جناحی از آن آویزان شد و در "انتخابات" شرکت کرد و "رای" داد. شرکت نکردن در انتخابات و تلاش آگاهانه برای تحریم و بسیج علیه حکومت، برای کل حکومت اسلامی و اپوزیسیون طرفدار آن یک کابوس است. هر درجه از پیشروی جنبش برای آزادی جامعه به معنی نفی جمهوری اسلامی و چهارچوبهای موسوم به اصلاح طلبی حکومتی است. تقابلی که بطور مشخص در تقابل احزاب و جریانات طرفدار رژیم و احزاب و جریانات طرفدار سرنگونی انقلابی وضع موجود متعین شده است.

خود طرفداران رژیم اسلامی در اپوزیسیون هم میدانند که انتخاباتی در کار نبوده است. خودشان دارند اعتراف میکنند که کرسی های شوراها را با دهها میلیون میفروشند و بسته به اینکه کرسی مربوطه چقدر امکان ارتشا و فساد و دزدی دارد، گرانتر است. این انتخابات نیست، کشمکش باندهای اسلامی برای بقای نظام شان و گرفتن سهم هر یک از خوان یغمائی است که پهن شده است. آمارهای حکومت هم به همین اندازه "اعتبار" دارد. تعداد کسانی که در نمایش انتخابات شرکت نکرده اند بسیار بیشتر از کسانی هستند که شرکت کرده اند. ما بعنوان کمونیست عدد و رقم را دلیلی بر مشروعیت این نظام نمیدانیم. حتی اگر ۹۹ درصد جامعه بگویند جمهوری اسلامی باید بماند، ما بعنوان کمونیست و انقلابی میگوئیم این نظام را باید سرنگون کرد. با اینحال، همه مشاهدات و اخبار و بررسی های دقیق ریاضی نشان میدهد که اکثریت قاطع واجدین رای در "انتخابات" شرکت نکرده اند. قطب کسانی که در این نمایش شرکت نکردند، امروز مناسب ترین موقعیت سیاسی را دارند. حقانیت این طیف در فردای نمایش انتخابات و بازگشتن همه چیز به سر جای اولش اثبات میشود. نهضت آدمکشی اسلامی و اعدام ها و ترور و اسید پاشی ادامه دارد، کارگران و افراد آماده به کار را به کار اجباری و بردگی وادار کرده اند، در یک قلم ۳۰۰۰۰ کارگر معدن را بیکار کرده اند، و مطلقا هیچ چشم اندازی برای بهبود اوضاع وجود ندارد. امروز بسیاری از کسانی که با هر محاسبه ای در انتخابات با توهم بهبود اوضاع یا حتی جلوگیری از بدتر شدن اوضاع "رای" دادند، متوجه میشوند که "رای" و کارشان بیهوده بوده و به هدف مورد نظر نرسیده است. قطب سوم سیاست در ایران در مرحله کنونی خود را بعنوان یک نیروی نخواستن نشان میدهد و افقها و تمایلات مختلف و متضادی را نمایندگی میکند. مشخصه این اردو نفی حکومت اسلامی است و این مشخصه را نیروهائی نمایندگی میکنند که میخواهند بطرق انقلابی بساط جمهوری اسلامی در ایران را جمع کنند. هرچه جلوتر آمده ایم، اردوی نخواستن جمهوری اسلامی به نیروهائی از نوع ما نزدیکتر شده و بخشا به زبان مشترکی سخن میگوئیم. در متن تشدید بحران حکومت اسلامی، جدال سیاسی برسر سرنگونی به صدر رانده خواهد شد و این اردو در قامت واقعی اش همراه با احزاب بیرون حکومتی چپ و راست بمیدان خواهد آمد.

اصلاح طلبی اسلامی و حکومتی مدت زمانی است که مُرده است، محافظه کاری اسلامی در قالب "اعتدال" و "امید" واهی نیز تاریخ مصرفش به پایان رسیده است. نیروهای درون حکومتی پاسخ بحران را ندارند و به طرق سابق نیز قادر به ادامه حکومت نیستند. جمهوری اسلامی بعد از "انتخاب" مجدد روحانی، تلاش میکند خود را فشرده کند و برای بحرانهای پیشارو آماده شود. جنبش ملی اسلامی و طرفداران مسالمت جوئی صد ساله برای رسیدن به عمارت "انتخابات آزاد"، بیش از پیش به سیاست و روندهای سیاسی نامربوط میشوند و تقابلهای اساسی طبقاتی برسر راه حلهای راست و چپ بحران صحنه سیاست را اشغال خواهد کرد. دوره پیش رو دوره کشمکشهای سیاسی حاد برسر بود و نبود جمهوری اسلامی است و اردوی نخواستن جمهوری اسلامی یک بازیگر اصلی این تعیین تکلیف سیاسی است.         
            ***

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید