جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 13:18

خطراصلاح طلب و اصول گرا برای بقای رژیم اسلامی یکسان است! جمال کمانگر

جمال کمانگر - خطراصلاح طلب و اصول گرا برای بقای رژیم اسلامی یکسان است!  جنگ جهانی برسر انتقال شریان گاز از خاک سوریه به اروپا!  - جمال کمانگر

در صد ساله اخیر تاریخ معاصر ایران به دلیل اختناق نهادینه شده و سرکوب هر صدای مخالف،  جنبشهای مبارزاتی مردم فراز و نشبیهای مختلفی را از سر گذرانده اند. جامعه به میدان آزمایش و خطای طبقه حاکم و مجیزگویان حاکمیت تبدیل شده است. این اغتشاش و سردرگمی در جریان "مضحکه" انتخابات جمهوری اسلامی و مشخصا در دو دهه اخیر بیشتر نمایان شده است. به یمن ژورنالیسم رسمی و دنیای پست دیجیتال و شبکه های اجتماعی مهندسی افکار و تحمیق جامعه برای هیئت حاکمه فاسد جمهوری اسلامی آسان تر شده است. در کنار هزینه های هنگفتی که صرف تبلیغات میشود خیل وسیعی از قلم بدستان و فعالین سیاسی هستند که بنا بر منفعت سیاسی و جنبشی شان در کنار جناحی از رژیم قرار میگیرند. هرچهار سال یکبار قبل و بعد از پروسه انتخابات فعال میشوند و اندر فواید تغییرات تدریجی و میکروسکوپی سخن میگویند. حقیقت را وارونه جلو میدهند. به بهانه اینکه انقلاب باعث "خشونت "میشود و از دستور خارج است مردم را تشویق به تمکین به وضع موجود میکنند. این در حالی است که در لیبرال ترین نظامهای بورژوازی در جهان هم انتخابات و رای مردم برای "مشروعیت" دادن به حکومت است. مردم شرکت کننده در انتخابات اعدادی هستند که روز انتخابات سرشماری میشوند و برای چهار یا پنج سال پی کارشان میروند.

هر چند با هیچ معیار دمکراسی نیم بند هم نمیتوان این مضحکه رژیم را انتخابات نامید. اما کم نیستند بنگاههای خبری و سازمانهای سیاسی که در این کارنوال مردم فریبی با جناحی از رژیم همراه میشوند و علیه احزاب و جریانات سرنگونی طلب که سیاست فعالی در تحریم و افشای رژیم در دستور میگذارند، به مخالفت می پردازند و بعضا با شرکت در انتخابات به وضع موجود رضایت میدهند. در دوره اخیر با جلو گذاشتن ابراهیم رئیسی عضو سابق هئیت مرگ (هیئتی مرکب از ابراهیم رئیسی، پور محمدی ، نیری و اشراقی که در کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ دست داشتند) در مقابل روحانی که چهار سال در قدرت بود و مورد تائید کل هیئت حاکمه جمهوری اسلامی از جمله خامنه ای بود. یک دو قطبی کذایی بین بد و بدتر خشکه مغز و معتدل در جامعه بوجود آوردند و به کمک بی بی سی و سایر رسانه های طرفدار رژیم مردم را به حضور حداکثری پای صندوقهای رای کشاندند. جالب است با تمام تبلیغات وسیعی که مدام به جامعه پمپاژ میشد در صد بالایی آگاهانه در انتخابات شرکت نکردند. مرعوب نشدند و به کلیت جمهوری اسلامی "نه" گفتند. معدود جریانات سیاسی مانند حزب حکمتیست در خارج کشور حضوری میلیتانت و افشاگرانه علیه کل بساط رژیم داشتند.
 
یک روز بعد از انتخابات "شمخانی" از شکست "تحریم کنندگان" سخن گفت و روحانی در سخنرانی روز سه شنبه گذشته به سه ترند موجود با آمارهای خود رژیم اشاره کرد و گفت میخواهد رئیس جمهور ۱۵ میلیون نفری که به هر دلیل رای نداده اند باشد. سران رژیم به خوبی میدانند که وزن واقعی تحریم کنندگان به مراتب بیشتر از آمارهای رژیم است. به همین دلیل است بیرون آوردن روحانی را به عنوان پیروزی خود جشن گرفتند. اپوزیسیون طرفدار رژیم دوباره به تکاپو افتاده اند و علیه سرنگونی طلبان و مشخصا علیه احزاب سیاسی که سیاست فعالی داشتند به مخالفت میپردازند.

اسماعیل سپهر از کادرهای رهبری اکثریت؟ در مقاله ای تحت عنوان "تنگناهای چپ رادیکال در گذرگاه انتخابات" بعد از زیگزاگ های زیاد حرف دل خود و کل اپوزیسیون طرفدار رژیم را این گونه فرموله کرده است:
 
"در چنین شرایطی، چپ رادیکال مجاز نیست در یک ائتلاف منفی با اقتدارگرایان، شکست اصلاحات و اصلاح طلبان را هدف خود قرار دهد."

سئوال این است آیا "اقتدارگرایان" علیه کل بساط انتخابات بوده اند که تحریم کنندگان با آنها همدست شده اند؟ کجا و کی چپ رادیکال (بخوان کمونیستها) با آنها ائتلاف کرده اند؟ آیا اصلاح طلبان خارج از هیئت حاکمه جمهوری اسلامی هستند؟ آیا آقای سپهر و سازمان مربوطه اش هنوز از گذشته و همراهی با جمهوری اسلامی درس نگرفته اند؟ وی در ادامه مینویسد:

"چپ رادیکال مجاز نیست که خطر اصلاح طلبان را هم عرض اقتدارگرایان اعلام دارد و اصلاحات و اصلاح طلبان را به همان شکل و به همان اندازه (اگر نه بیشتر) مورد حمله و دشمنی قرار دهد."

جمهوری اسلامی با اصلاح طلب و اصول گرا یک پیکره واحد از جرم و جنایت علیه مردم ایران است. هر روز کمک به بقای رژیم  یعنی بی حقوقی، فقر و اعدام بیشتر. فقط در دوره روحانی ۳ هزار نفر اعدام شده اند. از نظر ما برچیدن کل رژیم یک روز زودتر به نفع مردم است. این طیف در دوره خاتمی هم علیه سرنگونی طلبان و در راس آنها کمونیستها ایستادند و با پرتاپ کردن اتهام بی پایه و اساس وابستگی به اسرائیل به بقای رژیم خدمت کردند. البته ایراد زیادی نمیتوان گرفت آنها به جنبش ملی-اسلامی در سیاست ایران تعلق دارند که یک سر آن روحانی و رفسنجانی و سر دیگر آن جمهوری خواه لائیک و اکثریتی هستند. کمونیستها و چپ رادیکال مجوز سرنگونی طلبی کل بساط جمهوری اسلامی را از طبقه کارگر و اکثریتی مردمی گرفته اند که ۳۸ سال تحت حاکمیت رژیم اسلامی زندگیشان تباه شده است. شما هر طور میخواهید به سرسپردگی خود به رژیم ادامه دهید. برای بقایش تلاش کنید. امرخودتان است. اصلاح طلب و اصول گرا دو بال جمهوری اسلامی است و شکستن هر دول بال رژیم سیاست ماست.

در ادامه میخوانیم:
"چپ رادیکال مجاز نیست توده میلیونی مردمی را که در طلب اصلاحات جزئی و یا حتی به هدف دفع خطر اقتدارگرایان، به حمایت انتخاباتی از اصلاح طلبان مبادرت می ورزند، هم تراز جیره خواران و متوهمین به کلیت رژیم، مورد طعن و خطاب دشمنانه قرار دهد."

دراین  مورد میتوان گفت که کمونیستها عار دارند که عقاید خود را پنهان کنند و تمام حقیقت را با مردم در میان نگذارند. ما برای افشاگری و توضیح اینکه مردم به زندانبانها و سرکوبگران خود رای ندهید و در کارانوال مردم فریبی که به کمک کل دستگاه تحمیق بورژوازی مهندسی شده است شرکت نکنید و به اعدام و بی حقوقی خود صحه نگذارید از کسی مجوز نمیگیریم. ما کل آزادی را میخواهیم و نمیخواهیم چند نسل از مردم به توهم اصلاح رژیم به بقای آن کمک کنند. ما از کسی برای سرنگونی جمهوری اسلامی مجوز دریافت نمی کنیم. ما نه زیر عبای روحانی در پی اصلاحات هستیم و نه در دالانهای دول مرتجع منطقه دنبال تغییر رژیم هستیم. ما تلاش میکنیم با سازمان دادن طبقه کارگر و جنبشهای اعتراضی مانند زنان، جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم. این دوره هم مانند ۸ سال خاتمی به پایان میرسد و دوباره حقانیت ما بیشتر برای مردم روشن میشود. *

 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید