سه شنبه, 02 خرداد 1396 ساعت 13:08

هیرش مجیدنیا - تراژدی مرگ کارگران معدن یورت و رسوایی حکومت اسلامی

هیرش مجیدنیا - تراژدی مرگ کارگران معدن یورت و رسوایی حکومت اسلامیاز مه ۱۹۶۸ تا مه ۲۰۱۶ پاریس - هیرش مجید نیا
پس از انفجاری که در اعماق معدن زغال سنگ یورت استان گلستان در چند هفته گذشته رخ داد و منجر به کشته شدن ۴۴ کارگر معدنکار شد، واکنش اعتراضی و انعکاس خبری این تراژدی مرگ کارگران و آشکار شدن هر چه بیشتر نا امن بودن محیط های کار برای کارگران که همواره قربانی سودپرستی و انباشت سرمایه بورژوازی بوده اند،حاکمان و سران جنایتکار حکومت اسلامی در قبال این واقعه به هراس و دست و پا زدن در جهت تخطئه وتعدیل این جنایت بخش خصوصی و سودپرستان ذینفع دراین واقعه مرگ کارگران افتادند.ودر اقدامی مذبوحانه شیخ حسن روحانی همراه با خدم و حشم تبلیغاتی و محافظین شخصی اش برای کسب اعتبار "نداشته خود و حکومتش" و بظاهر در قالب همدردی با قربانیان این انفجار معدن به محل حادثه رفت تا برای مضحکه انتخابات ریاست جمهوری و خودش بازار گرمی کند.اما واکنش و اعتراض کارگران خشمگین و خانواده های داغدیده که هنوز پیکر عزیزانشان در اعماق معدن درمیان گاز و مرگ جان می کندند تمامی بساط خیمه شب بازی حسن روحانی و حکومت اسلامی را بهم زدند.کارگران به درستی با اعتراض و خشم و نفرت خود نسبت به کلیت مناسبات کارگر ستیز موجود و سودپرستی سرمایه داران و ریا کاری عناصری از این سیستم کارگر ستیز و نمایندگانی مانند روحانی،او و اعوان و انصارش رابا فضاحت و رسوایی فراری دادند و به ماشین حامل روحانی و مزدوران پیرامونش حمله نمودند.بعد از این اتفاق،فیلم این رویداد و خشم طبقاتی کارگران نسبت به مصببین فقر و سیه روزی شان،در شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی بصورت وسیع پخش شد و منجر به رسوایی بیش از پیش حکومت اسلامی شد.از جانب اکثریت مردم محروم و بی حقوق جامعه این بخش کوچکی از انعکاس واقعیات سرسخت طبقاتی و میزان خشم و نفرت طبقه کارگر بودکه محیط های کار عملا به قتلگاهی برای آنان تبدیل شده است. بالطبع این واکنش طبیعی کارگران نمودعینی موقعیت اعتراضی کارگران در مواجهه با کلیت مناسبات سیستم سرمایه داری ایران می باشد.از جانب دیگر باندها و جناح های مضحک درونی حکومت اسلامی در متن مضحکه انتخاباتی کنونی سعی کردند از این اعتراض و خشم کارگران معدن یورت،صرفا نفرت کارگران علیه روحانی را استنتاج کنند و در این میان جمهوری اسلامی را از این اعتراض و خشم  بر حق کارگران مصون نگاه دارند.غافل از اینکه این اعتراض کارگران تنها متوجه شخص روحانی بعنوان نماینده مرتجع یک جناح مشخص نبود،بلکه اعتراض به کلیت حکومت جهنمی و ضد کارگر جمهوری اسلامی بود.بعد از این اسکاندال و رسوایی تبلیغاتی روحانی و اشک تمساح ریختن بانیان فقر و فلاکت وعاملین اصلی مرگ کارگران،حکومت اسلامی و چهره های ملون و فریبکار آن سعی کردندبه نوعی این اتفاق و اعتراض و خشم برحق کارگری را در زیر هیاهو و تبلیغات مضحکه انتخابات ریاست جمهوری پنهان کنندو در اقدامی موهون و کاملا ضد کارگری حکومت اسلامی نامه ای را تحت عنوان"نامه عذرخواهی کارگران معدن یورت از روحانی"منتشر کردند که بر اساس این نامه گویا کارگران معدن از برخوردی که با روحانی جنایتکار داشتند از او عذر خواهی کرده اند.انتشاراین نامه  و مانور تبلیغاتی که رسانه های حکومتی حول آن ترتیب دادند قبل از هر چیز نشان دهنده میزان هراس و واهمه ای است که سران حکومتی و سرمایه داران مفتخور از اعتراض و طغیان کارگری دارند. مشخص است که بخشی از کارگران معدن و خانواده هایشان به امضای این نامه مجبور شده اند و استفاده تبلیغی از کارگران و خانواده هایی که هنوز داغ همکاران و فرزندانشان را که در اعماق معدن کشته شدند بر دل دارند،نشان ضعف و زبونی و نماد بارز چهره ضد انسانی حکومت سرمایه داری اسلامی است. بدین طریق می خواهند بخشا رسوایی شان و بی کفایتی و عدم مشروعیت خود و سیستم جنایتکارشان را بنحوی لاپوشانی کنند.هراس و وحشتی که حکومت اسلامی از اعتراضات طبقه کارگر و مردم ستمدیده دارد در این نوع دست و پا زدنهای ناشیانه تبلیغات حکومتی معنا می یابد.اعتراض روزمره طبقه کارگر و اکثریت استثمار شده آن جامعه،تصویری واقعی و در دسترس از شرایط و معیشت و اوضاع ایران در سایه نکبت حکومت اسلامی است. بایستی سران جنایتکار حکومت اسلامی و جناح های ریز و درشت این سیستم منحوس بخاطر جنایات و فقر و سیه روزی که به کارگران و اکثریت مردم آن جامعه تحمیل کرده اند محاکمه شوند. تنها با سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی و جمع کردن بساط ارتجاعی آنان میتوان به این جهنم ساخته دست سرمایه و مذهب در ایران پایان داد.
هیرش مجیدنیا
2017/5/17

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید