یکشنبه, 28 دی 1393 ساعت 11:09

جمال کمانگر- عروج فاشیسم در اروپا در پوشش ضدیت با اسلام

جمال کمانگر- عروج فاشیسم در اروپا در پوشش ضدیت با اسلام

مقدمه
در این فضای دراماتیک و تراژدی انسانی که از نیمه دوم سال ۲۰۱۴ در خاورمیانه با عروج "داعش"  و تصرف بخشهای وسیعی از عراق و سوریه توسط این گروه آدمکش به اوج خود رسیده است، جدا کردن صف "دوستان مردم کیانند؟" اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار است! بربریت و توحش جریان اسلامی به حدی اذهان مردم را به خود مشغول کرده است که نشان دادن حقیقت پشت عروج اسلام سیاسی به امری محال برای نسل جوان تبدیل شده است. برای ما که منفعتی در این کشمکش خونین نداریم نشان دادن حقیقت پشت عروج اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی زیاد سخت نیست، اما برای جوانی که بعد از فروپاشی دیوار برلین به دنیا آمده است محلی از اعراب ندارد.

اتاق فکر و میدیای نوکر این تصویر مضحک را میدهند که نزاع درونی "مسلمانان" به پلاتفرمی برای  نیروهای جهادی تبدیل شده است که از آن سوء استفاده میکنند. دنیای غرب ناخواسته و لابد از سر "خیرخواهی" به "جنگ داخلی مسلمانان" کشانده شده است. تصویری که میدیای بستر اصلی و اتاق فکرهای دول غربی به خورد مردم میدهند به اصلی بدیهی تبدیل شده است.

عروج اسلام سیاسی
شاید برای جوانی که تعطیلات خود را به اندونزی و جزیره "آچه" میبرد مهم نباشد چرا "پلیس امر به معروف و نهی از منکر" بزور مردم محلی را به مسجد میبرند! شاید مهم نباشد که چرا یونیفورم اسلامی (حجاب) چنان گسترده شده است؟ یادآوری تاریخ قرن بیستم و اینکه چرا غرب زیر بال اسلام سیاسی را گرفت برای بعضی ها جذاب نیست. اگر امروز در جنوب شرق آسیا اسلام سیاسی قدرتمند است نتیجه کشتار بیش از دومیلیون نفر کمونیست توسط "سوهارتو" و با صلاحدید و همکاری سی آی ای و سفیر وقت آمریکا در اندونزی بود. کمربند سبز پلاتفرم غرب در خاورمیانه علیه کمونیسم و هرگونه ایده آزادیخواهانه و برابری طلبانه بود. ترس از قدرت گیری چپها در انقلاب ۵۷ مردم ایران، غرب را به متحد اصلی جریان فاشیستی خمینی و اسلام سیاسی در ایران تبدیل کرد. تسلیح مجاهدین افغان و زیر بغل دولتهای مرتجع منطقه را گرفتن، بخش دیگری از این سناریو بوده و هست. عروج هیولای اسلام سیاسی نتیجه به شکست کشاندن کمونیسم، آزادیخواهی و برابری طلبی در خاورمیانه است.
 
عروج پگیدا
بحران اقتصادی که از سال ۲۰۰۸ شروع شده است تاکنون ادامه دارد و چشم انداز رشد و بازسازی اقتصادی در اروپا را با علامت سئوال جدی مواجه شده است. پیامدهای بحران اقتصادی در نظام سرمایه داری با بیکار سازیها و پایین آمدن سطح زندگی مردم عجین شده است. حمله به مهاجرین به عنوان ضعیف ترین بخش جامعه، سرآغاز حمله گسترده به معیشت و رفاهیات مردم است. ریاضت اقتصادی در اروپا شکافهای وسیعی در جامعه بوجود آورده است. در بحران اقتصادی سرمایه دو گزینه در مقابل مردم قرار میگیرد: عروج فاشیسم یا عروج طبقه کارگر؟ راه میانه ای در کار نیست. در جنوب اروپا (یونان و اسپانیا) ما شاهد عروج چپ رادیکال هستیم. احتمال قدرت گیری چپها در یونان و خروج از حوزه یورو خطری است که اروپای متحد با آن روبرو هستند. در اروپای شمالی فاشیستها و نیروهای دست راستی از اقبال خوبی در انتخابات محلی و پارلمانی اروپا برخوردار بوده اند. عروج فاشیسم در اروپا در پوشش ضدیت با اسلام در حال شکل گیری است. اما در مقابل چپ رادیکال هم سنگرهایی را در آلمان  تسخیر کرده است. پایان حکومت ۲۵ ساله حزب حاکم دمکرات مسیحی در ایالت "تورینگن" بود. تعبیر پیش از پیروزی چپ ها توسط انگلا مرکل صدر اعظم آلمان در این زمینه بسیار گویا و نشان ترس از عروج دوباره چپ گرایان در آلمان است. آنگلا مرکل پیش از برگزاری انتخابات گفت: "اجازه ندهید کارل مارکس به دفتر نخست وزیر ایالت تورینگن بازگردد." عروج پگیدا را باید در این متن جستجو کرد.
 
پگیدا به زبان آلمانی مخفف "اروپایی های میهن پرست علیه اسلامی کردن غرب" است. این جریان توسط شخصی به اسم "باچمن" در شهر "درسدن" در ماه اکتبر سال گذشته تشکیل شده است. ابتدا در فیسبوک شروع به عضوگیری کرده اند و در ۵ ژانویه ۲۰۱۵ حدود ۱۸ هزار نفر را در شهر "درسدن" آلمان جمع کردند و علیه اسلامی کردن آلمان شعار دادند! این تظاهراتها به سرعت سایر شهرهای دیگر را نیز در برگرفت. برجسته ترین هدف "پگیدا" مهاجرینی است که بخش بزرگی از آنها از دست رژیم های دست نشانده توسط دولتهای غربی فرار کرده اند. برای ما کمونیستهای طبقه کارگر که علیه همه مذاهب مبارزه پیگیر میکنیم، پیام خوشایندی نداشت! برخلاف ظاهر فریبنده این اعتراضات که علیه اسلام سیاسی است اما این جریان نطفه یک جریان فاشیستی اروپایی را بسته است که اینبار طبقه متوسط آلمان فعال آن هستند. این جریان در آلمان فعلا هیچ منشور و یا اساسنامه ای صادر نکرده اند. کمتر حاضرند با میدیا مصاحبه کنند! اما شواهد موجود نشان میدهد که راست افراطی در آن دست بالا را دارند. این جریان به سرعت شعبه های خود را در کشورهای اسکاندیناوی سوئد، دانمارک و نروژ توسعه داده است و انتظار میرود که در سایر کشورهای اروپایی مشابه آن تشکیل شود. شاخه سوئدی "پگیدا" منشوری ۱۹ ماده ای صادر کرده است که فرموله تر از آلمانیها نظراتشان را بیان کرده اند. منشوری به شدت ضد خارجی، خواهان افزایش بودجه پلیس، خواهان شدیدترین شیوه برخورد به متقاضیان پناهندگی و جالب اینکه هر گونه فعالیت سیاسی و رادیکال را در کنار القاعده و داعش قرار میدهد و خواهان ممنوعیت آن هستند. برای نمونه اسم پ کاکا را در کنار داعش و القاعده آورده و خواهان برخورد قاطع با آنها هستند. "پگیدا" جریانی سکولار نیست، بلکه علیه یک مذهب و خواهان حفط مسحیت و یهودیت در اروپاست.

چگونه باید با این جریان در حال رشد برخورد کرد؟
بعد از ترورهای جنایتکارانه ۷ ژانویه توسط دو نفر از اسلامیستهای وابسته به القاعده در پاریس، که باعث جان باختن ۱۲ نفر از جمله چهار کاریکاتوریست مشهور نشریه فکاهی "چارلی هیبدو" شد،  نگاهها به سمت مهاجرینی که از کشورهای اسلامزده گریخته اند جلب شده است. اینکه امروز دولتها و میدیای بستر اصلی کشف کرده اند که اسلام با  آزادی بیان و عقیده اعتقاد ندارد اوج ریاکاری آنهاست. میراث این دولتها نسبیت فرهنگی، مولتی کالچرالیسم و گتو سازیهاست. اگر قرار است مبارزه ای جدی با مذاهب و از جمله مذهب اسلام به جایی برسد باید حقوق جهانشمول انسان مبنای همه قوانین باشد. تقسیم کردن مردم به مذاهب و رنگها و نژادهای گوناگون و نهادینه کردن آن در جامعه یک روزه ریشه کن نخواهد شد! مبارزه جدی و پیگیر با مذاهب امر کمونیستها و سکولارهاست. دول غربی باید دست از حمایت از دول مرتجع منطقه بردارند. مردم کشورهای اسلام زده میتوانند از پس این هیولا برآیند. اینرا مبارزه قهرمانانه زنان و مردان کوبانی نشان دادند.

تقسیم اسلام به "معتدل" و "تندرو" ادامه سیاست مماشات جویانه و استفاده از آن برای سرکوب هر نوع آزادیخواهی در خاورمیانه است. کمونیستها باید نقد بی تخفیف خود را متوجه جریان اسلامی و   "پگیدا" کنند. نباید اجازه داد به بهانه مبارزه با اسلام فشار بر مهاجرینی که هیچ ربطی به جریان اسلامی ندارند بیشتر شود. هر نوع همسویی با تظاهراتهای این جریان در کشورهای اروپایی سواری دادن به فاشیسم در اروپاست. از نظر من مبارزه با اسلام سیاسی از کانال "پگیدا" نمیگذرد و این یک جریان دست راستی و بستر عروج فاشیسم نو در اروپاست. *

ژانویه 2015

 
خواندن 1516 دفعه

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پربازدید